467
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
467
و اینگونه شد که ما ملت ایران -همه رنگ و همه نژاد و همه ناراضی- در سایهی گذار قرنهای متمادی و حاکمان مختلف، چون حشراتی بر روی زمین خدا لولیدیم، چون آنها نیم نگاهی هم به ما نداشتند. تنها در آینه مینگریستند...
#به_من_بگو_گورخر
467
با منقار بزرگش به آسمان اشاره كرد و با خودنمايى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درست پشـت آن ابر سياه، سـرزمين شـير و عسل است، سـرزمينى كـه ما حيوانات بدبخت در آنجا بـراى هميشـه از رنج كار آسوده خواهيم شد.حتى مدعـى بود در يكى از پـروازهاى دور و دراز آنجا را به چشم ديده مزارع جاودان و پرچين هايى كه روى آنها قند و كلوچه میروييده ديده. خيلى از حيوانات گفتههاى او را باور ميكردند و منطق شان اين بود؛ كه زنـدگى اكنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در اين اسـت كـه دنياى بهترى در جاى «ديگـرى» وجـود داشـته باشـد!
#تکست_ناب
467
از چشم افتادن یه شبه اتفاق نمیوفته، شما طی یک فرآیند کسی که دوستون داره رو بارها و بارها اذیت میکنید و از یه جایی به بعد اون شخص تصمیم میگیره دیگه بهتون نگه چی آزارش میده و شما و دوست داشتنتو رو واسه همیشه رها کنه.
#تکست_ناب
467
یه مرحله از زندگی هم هست که بهش میگن:
«بی تفاوتی ناشی از صبر بیش از حد»
اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی،
بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی، حساسیت هات کمتر میشه،
حسودی کردنات کمرنگ تر میشه
و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید با لیاقتشون تنها بذاری ..!
#تکست_ناب
467
شاید همه چیز ایده آل نبود اما من همیشه دلم به بودنت خوش بود!
شاید شرایط طبق میلمون پیش نمیرفت ولی بودنت برام قوت قلب بود!
شاید ما شبیه هم فکر نمیکردیم ولی من به بودنمون کنار هم امید داشتم!
شاید اونقدر که من تورو دوستت داشتم تو منو دوست نداشتی ولی من به اندازه ی جفتمون دوستت داشتم و همه جا بودم !
شاید مسیرمون یکی نبود ولی ازت ممنونم که بخشی از داستان من بودی،اثر انگشتت از رو قلبم پاک نمیشه و همیشه برام دوست داشتنی میمونی :)
#تکست_ناب
467
فقط میدونی همش چیو
با خودم مرور میکنم ؟
اینکه ؛
جونَم و دادَم من برا کی ؟
کَسی که زِندگیمو نیست کَرد ؟
