𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
رفتن به کانال در Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
نمایش بیشتر2 280
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-3930 روز
آرشیو پست ها
2 280
روزی که مجبور بشیم زمینرو تخلیه کنیم، من روی سیارهی مسکونی جدید، عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم.
⁃ عطر خاک بارون خورده میفروشم
⁃ عطر چمن کوتاه شده
⁃ عطر زعفرون و برنج
⁃ عطر بازار خشکبار و ادویه
⁃ بوی اقاقیا توی کوچهها، تو فصل بهار
و من فكر كردم كه حالا كه اين عطرها به دفعات به طور رايگان در دسترسم هستند، زندگىرو آسونتر بگيرم و ازشون استفاده كنم. مخصوصاً عطر آدمهايى كه نمىدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون را داريم...
2 280
من ناراحت نمیشوم،
تو هم لازم نیست ناراحت شوی،
داشتن اعتقاد متفاوت، نباید موجب جدایی آدمهای باشعور بشود...
— فرانتس کافکا
2 280
بدون تردید بسیاری از ما در پشت چهرههای شاد و بذلهگوییهایمان، غرق در وحشتیم.
میترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن میترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن و به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست.
و دوای دردمان چیست؟
- محبت دیدن، دوست داشته شدن...
— اندرو متیوس
2 280
هیچکس چهره و قیافش رو انتخاب نکرده، محل به دنیا اومدنش رو انتخاب نکرده، رنگ پوستش رو انتخاب نکرده، مدل چشمهاش رو انتخاب نکرده، عینکی بودن یا نبودن رو انتخاب نکرده، کوتاه و بلند بودن قدش رو انتخاب نکرده، چاقی و لاغری رو انتخاب نکرده، صداش رو انتخاب نکرده، گرایش و هویت جنسیتیش رو انتخاب نکرده و…
ولی اونی که بابت این چیزها کسی رو مسخره میکنه و آزار میده، بیشعور بودن رو انتخاب کرده.
2 280
دوستی در بازگشت از سفر چين تعريف میكرد كه در آنجا مدير شركت چينی از وى سوال كرده بوده كه: "دين و مذهب شما ايرانيان چيست؟"
اين دوست بنده براى او شرح داده بود... و سپس از آن مدير چينی علت سوالش را پرسيده بود، او هم جواب داده كه: چندى پيش چند تن از بازاريان تهران نزد او رفته بودند برای واردات اجناس چين، وقت ناهار براى آنان مرغ سوخارى آورده بوده، ولى آنان از خوردن آن خوددارى كرده بودند، چون كه حرام است و ذبح شرعی نشده است...
ولى از وى با اصرار خواسته بودند كه بر روى ان اجناس چينی بنويسد: "Made in Japan"
مرد چينی میخواست با اين دين آشنا شود.
2 280
از میان تمام چیزهایی که دیدهام، تنها تویی که میخواهم به دیدنش ادامه دهم. هم یه طرف.
— پابلو نرودا
2 280
انسان نمیتواند به پرواز در آید، مگر آنکه ابتدا به لبهی پرتگاه برسد.
— نیکوس کازانتزاکیس
2 280
صادق هدایت از سیزده دردِ مشترکِ ایرانیان چنین مینویسد:
۱. اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.
۲. منافعِ شخصی را به منافعِ ملی ترجیح میدهیم.
۳. با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
۴. به بدبینی بیش از خوشبینی تمایل داریم.
۵. نواقص را میبینیم؛ اما در رفعِ آنها اقدام نمیکنیم.
۶. در هر کاری اظهار فضل میکنیم و از گفتنِ " نمیدانم" شرم داریم.
۷. کلمه "من" را بیش از "ما" بهکار میبریم.
۸.مهارت را به دانش ترجیح میدهیم.
۹. بیشتر در گذشته بهسر میبریم.
۱۰. از دوراندیشی و برنامهریزی عاجزیم
۱۱. عقبافتادگیمان را به گردنِ دیگران و توطئه دشمن میاندازیم.
۱۲. دائماً دیگران را نصیحت میکنیم اما خودمان عمل نمیکنیم.
۱۳. همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه آخر میگیریم.
2 280
مهم نیست چقدر کتاب میخونی، مهم اینه که چی از کتابها یاد میگیری. یعنی این مطالعات تا چه اندازه میتونه تو رو به نتایج و استدلالهای صحیح برسونه. در غیر اینصورت، همون ضربالمثل خری هستی که بارش کتابه.
مثلاً یه عدهای رو داریم که چهل تا کتاب و مقاله در مورد رنسانس و تاریخ اروپا خوندن و به این نتیجه رسیدن که ایران هم چارهای نداره جز اینکه مسیر اروپا رو طی کنه!
یعنی طرف بعد از خوندن کل تاریخ مذهب در اروپا و درکِ "عصر روشنگری" آخرش به این تفکر احمقانه رسیده! یعنی میگه ما در قرن بیستویک برگردیم به قرن شونزده و منتظر بشیم یه مارتین لوتر ظهور کنه تا شاید بعد از چهارصد سال بتونیم از این وضعیت عبور کنیم!
واقعاً بعد از این همه مطالعه، رسیدن به همچین نتیجه سطحی و احمقانهای، هنره! تازه اکثر این حضَرات، دانشگاهی و خودفرهیخته پندار هم هستن. اصن نظرتون چیه به جای پنج قرن، کلاً ده هزار سال برگردیم عقب به دوران انقلاب کشاورزی؟ برگردیم که کامل از اول شروع کنیم؟
2 280
قانون شماره یک. حق نداریم همزمان به ترک هم فکر کنیم. وقتی یکی از اون یکی متنفره، اون یکی این حقرو نداره.
قانون شماره دو. جفتمون اجازه داریم افسرده باشیم، ولی یه روز درمیون. دوشنبه و چهارشنبه و جمعه مال تو، سهشنبه و پنجشنبه و شنبه مال من.
یکشنبه چی؟
یکشنبهها خوشحالیم.
آلدو گفت قبول.
— استیو تولتز
2 280
توی جهان امروز هیچ کشوری، تاکید میکنم «هیچ کشوری» نمیتونه به تنهایی و بدون کمک باقی کشورهای مهم دنیا یک کالا رو باکیفیت و ارزان تولید کنه، حتی آمریکا و آلمان و ژاپن.
این رو شوروی و چین، سیسال پیش فهمیدن، و دست از خلبازیهای متداول کمونیستی برداشتن، ولی یه عده اینجا هنوز نمیفهمن. دائم دنبال مدیر بیکفایت و اشکالات سیستمی میگردن، یا سلطانسکه و دلار و کوفت رو دستگیر میکنن.
تنها راه نجات اقتصاد ایران، پیوند مجدد با اقتصاد جهانی، زنجیره تامین و اقتصاد آزاده. هرکس جز این گفت، بدونید یا کاملا نفهمه، یا منافع و انگیزههایی برای ادامه روند فعلی داره.
2 280
خودروی بیکیفیت و گران ایرانی!
یه عده اقتصاددان یا اصطلاحا «کارشناس» هم داریم که دائما مشکل صنعت خودرو رو سوء مدیریت معرفی میکنن، مردم ساده دل هم طوطیوار حرفای اونها رو تکرار میکنن. به مردم عادی خرده نمیگیرم، اما بعید میدونم کسی که حتی مطالعات محدودی در زمینه اقتصاد داره بتونه انقدر نفهم باشه! چه برسه به اونی که اسم خودش رو میذاره کارشناس!
نمیخوام بگم مدیریت صنعت خودرو عالیه یا سوء مدیریت بیاثره. در اینکه یه مشت بیکفایت در تمام صنایع دولتی و شبه-دولتی ایران چیده شدن شکی نیست، اما بهتون اطمینان میدم که ده درصد هم در وضعیت فعلی نقش ندارن! توضیح میدم چرا.
تا همین چند سال پیش با این مدیریت فشل و مدیران بیکفایت، ماکسیما، مزدا، سوزوکی یا ساندرو تولید میشد. به زمان خودشون ماشینهای نسبتا خوبی بودن و مشکل کیفیِ خیلی حادی نداشتن. قیمتهاشون هم با توجه به سود زیاد و تعرفههای پرت و پلای دولتی، چندان بد نبود. این ماشینها هنوزم در بازار خودروی دستهدوم پرطرفدارن. سوال اینجاست که چی شد یهو همه چیز از یه وضعیت متوسط اما قابل قبول، تبدیل به یه وضعیت فاجعه شد؟
پاسخ سادهست. قطع ارتباط با جهان. تو دنیای امروز، هیچکشوری بدون ارتباط دائمی و پایدار با بقیه نمیتونه یک کالای باکیفیت تولید کنه. اگرم تولید کنه خیلی گرون در میاد.
الان یه عده ریتارد میگن خب بجای ارتباط با ژاپن و آلمان و انگلیس میتونیم با تاجیکستان و مالدیو رابطه داشته باشیم. این جماعت نمیدونن که «زنجیرهٔ تامینِ تمام کالاهای استراتژیک و تکنولوژی فقط از حدود بیست تا کشور میگذره که ما با همهشون مشکل جدی داریم. اگر هم تا الان به قحطی و فلاکت مطلق نیافتادیم، صرفا بخاطر اینه که روابطمون با چین زیاد هم بد نبوده. البته اون هم برای رضای خدا بهمون کمک نمیکنه. حتما جیب عدهای در پکن و شانگهای داره از کمیسیون و پورسانتهای گزاف از جیب این ملت پر میشه.
