fa
Feedback
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

رفتن به کانال در Telegram

دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس می‌کنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا می‌رویم تکه‌هایی از خودمان را جا می‌گذاریم. 😮‍💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent

نمایش بیشتر
2 280
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-3930 روز
آرشیو پست ها
بذارین خیال‌تون رو راحت کنم، هیچکس اهمیت نمی‌ده!

پیش‌نوشت اول: توانایی تحلیل‌کردن مغز انسان یک مقدار محدود هست. وارد کردن اطلاعات زیاد به مغز هم باعث (burn out) شدن‌ش می‌شه. اطلاعات زیاد به تنهایی هم ارزش زیادی ندارن. زمانی این اطلاعات ارزش‌مند می‌شن که بشه تحلیل و هضم‌شون کرد‌. پیش‌نوشت دوم: تنها بودن (being alone) با حس تنهایی داشتن (feeling lonely) فرق داره. اگرچه اولی مفیده، اما دومی بسیار مضر هست و البته که ربطی به تعداد آدم‌های اطراف شما نداره. شما ممکن‌ه در یک رابطه عاطفی باشین یا در جمع دوستان‌تون، اما کماکان حس تنهایی داشته باشین. ممکن هم هست که تنها باشید اما اون حس تنهایی رو نداشته باشید. تنها شدن (به معنای واقعی کلمه، نه تنهایی فیزیکی و در ارتباط بودن با دنیا به وسیله‌ی تلفن، کامپیوتر، تلویزیون و …) این اجازه رو به مغز می‌ده که افکارش رو نشخوار کنه، تحلیل و بررسی‌شون کنه و اطلاعاتی که دریافت کرده رو به نتایجی برسونه.
نداشتن مهارت استفاده از اوقات تنهایی و عدم یادگیری‌ اون باعث می‌شه در دام کارهایی گیر کنیم که در حالت عادی انجام نمی‌دیم و صرفاً برای فرار از اون شرایط به سراغ‌شون رفتیم؛ scrollکردن مداوم شبکه‌های اجتماعی، روابط و اطرافیان toxic و …
مهارت قابل کسب‌ هست و در گذر زمان و با تمرین به‌تر می‌شه. تنها شدن برای همه ضروریه؛ چه در یک رابطه‌ باشه و یا تنها، چه خانواده شلوغی داشته باشه یا خلوت، چه برون‌گرا یا درون‌گرا، چه کسی که اطرافیان کمی داره و یا زیاد. کسی که فرصت تنهایی به خودش نده، فرصت پردازش افکارش و اطلاعات ذهن‌ش رو به خودش نداده و در گذر زمان به محصول دیگران و افکار اون‌ها تبدیل می‌شه. #tips 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞…𝐞𝐯𝐞𝐫𝐛𝐨𝐨𝐤…

sticker.webp0.21 KB

1|1 - Portal - Sina Bathaie (320).mp310.84 MB

یه بار خیلی ناراحت بودم بهم گفت ببین من نمیتونم ازت دربرابر تموم رنج‌ها و سختی‌های دنیا محافظت کنم... ولی میتونم بهت بگم که قوی باشی، وقتی داری غصه میخوری و ناراحتی کنارت باشم... من نمیگم دنیا آسونه و غصه‌ی نداره میگم که همه‌ی اینارو باید با هم تحمل کنیم شونه به شونه... 🥰

مطالعه‌کردن(نه صرفاً کتاب‌خوندن) و اون هم نه فقط در ارتباط با شغل که درباره‌ی همه‌ی ابعاد زندگی، کار ضروری‌ای هست که نیاز به مداومت داره. - به این خاطر که ابعاد زندگی زیاد هست و نمی‌شه در یک بازه کوتاه این کار رو انجام‌ داد. - در هر برهه‌ای به چند موضوع برای رشد نیاز داریم. برای مثال ما در ۶ سالگی نیاز به مطالعه درباره روابط عاطفی نداریم و یا مطالعه‌ درباره‌ی مدیریت مالی زندگی در ۸۰ سالگی اون‌قدرها مفید نیست و … مثل مسواک‌زدن که باید روزانه انجام بشه و ضروری‌ هست و در صورت عدم انجام عواقبی در پی داره، مطالعه هم همون‌قدر ضروری هست؛ با این تفاوت که عواقب‌ش رو کم‌تر می‌شه به وضوح مشاهده کرد. همون‌طور که وقتی‌ کسی بهداشت دهان‌ش رو رعایت می‌کنه، به شکل مداوم در شبکه‌های اجتماعی فریاد نمی‌زنه که من مسواک زده‌ام، کسی که مطالعه‌ی مداوم داره نیازی به استوری‌های همیشگی و نقل‌ قول‌های مداوم نداره. مضاف بر این‌، مطالعه‌کردن و یادگرفتن یک چیز با نقل‌قول گذاشتن یکسان نیست و این‌کار الزاماً به یادگیری‌ و آگاهی منجر نمی‌شه. کسی که برای مطالعه‌اش منتظر تعطیلات نشسته که با یک فنجون قهوه/چای و میوه/شیرینی توی بالکن خونه‌اش به شکل تجملاتی مطالعه کنه و عکس‌ش رو به اشتراک بذاره، بیش‌تر از مطالعه دغدغه‌ی نمایش‌دادن داره. #tips 🌳 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯ 🌳 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐛𝐨𝐨𝐤…

نیس؛ اوّل اوت ۱۹۷۲: آرزو می‌کنم سفری دراز با تو داشته باشم. به هر جا. به هر گوشه‌ی جهان. من در سفر می‌خواهم تو را دوست بدارم. می‌خواهم روزها با هم راه برویم. شب‌ها در کنار آتش کوچک بالای تپه‌های بلند ترکیه بنشینیم و چای بنوشیم و حرف بزنیم... — از میان نامه‌ی پرویز اسلام‌پور به یدالله رؤیایی

سپاسگزاری و تشکرکردن رفتار بسیار پسندیده‌ای هست. اما وقتی از این کلمات صحبت‌ می‌کنیم، ذهن‌ عمده‌ی آدم‌ها ناخودآگاه این رفتار رو برای دیگران تصور می‌کنه. تشکر کردن از خودمون کاری نیست که عادی تلقی بشه، این در حالیه که بارها متشکرم، مرسی، ممنونم و … رو در قبال بقیه تکرار می‌کنیم. ما نه فقط به اندازه‌ی کافی از خودمون تشکر نمی‌کنیم، بلکه هر زمان کسی بابت چیزی ازمون تشکر کنه یا مورد مثبتی درباره‌مون بگه، ممکنه self-deprecation داشته باشیم و به جای قبول کردن‌ شروع به مخالفت‌کردن کنیم. به‌تره هر از گاهی از خودمون بپرسیم که آخرین باری که از خودم تشکر کردم چه زمانی بوده. 🪧 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯ 💡 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐛𝐨𝐨𝐤…

وقتی که ما از عضلات بدن‌مون کم‌تر استفاده کنیم، قدرت‌شون تحلیل می‌ره. این مورد رو خصوصاً وقتی متوجه می‌شیم که ورزش‌مون رو مدتی کنار‌ گذاشتیم و دوباره داریم شروع‌ش می‌کنیم؛ توان‌مون دیگه مثل گذشته نیست. بعد از مدتی دوری، دیگه نمی‌شه مسافت همیشگی رو در مدت زمان قبلی و‌ با سرعت سابق دوید.‌‌ پرتاب‌های سه‌امتیازی‌مون مثل گذشته نیستن و وزنه‌هایی که استفاده می‌کردیم هم سبک‌تر شده‌ان. عضلات‌مون رو می‌بینیم و تبلیغات بدن‌های عضلانی رو به عنوان معیار زیبایی توی مغزمون می‌کنه. پس به‌ش توجه بیش‌تری می‌کنیم‌، به حدی که هزینه‌های زیادی از نظر مالی، زمانی، ذهنی و … صرف این موضوع می‌شه. اما من فکر می‌کنم در دنیای فعلی‌مون که مثل اجداد خیلی دور نیازمند توان فیزیکی سابق نیستیم، باید بیش‌تر از عضلات‌مون روی مغزمون کار‌ کنیم. از یک جهاتی، مغز مثل عضلات بدن عمل می‌کنه. اون هم اگر فعالیت و چالش کافی نداشته باشه، مثل عضلات توان‌ش تحلیل خواهد رفت‌. اگر تفکر نقادانه رو یاد نگیره و ازش استفاده نکنه، قوه‌ی نقدکردن‌ش کم‌تر می‌شه و اگر مدام توجه‌ش رو از یک چیز سطحی به چیز دیگه‌ای معطوف کنه، توان تمرکز و attention spanش اُفت می‌کنه. آمار رشد باشگاه‌های ورزشی یا واردات مکمل‌ها رو که بررسی می‌کنی، می‌بینی که میزان توجه به بدن افزایش‌ پیدا کرده و هم‌چنان در حال رشده. سؤالی که من همیشه از خودم‌ می‌پرسم، این‌ه که چه‌قدر برای ذهن‌م هزینه کردم و چه‌قدر اون رو به چالش کشیده‌ام. 👍 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯ 🌳 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐛𝐨𝐨𝐤…

من دوستت نداشتم؟ من با هوش مصنوعی درباره تو صحبت کردم.

والدینت را ببخش، شاید آن‌ها هم قربانی رنج‌های کودکی‌شان باشند. شاید آن‌ها هم هیچ‌وقت عشق خالصانه‌ای دریافت نکردند که بتوانند به تو بدهند.

گاهی جور نبودن آدما ربطی به خوبی و بدی‌شون نداره. جور نیستن دیگه. — مادری؛ رقیه توکلی

والدینت را ببخش، شاید آن‌ها هم قربانی رنج‌های کودکی‌شان باشند. شاید آن‌ها هم هیچ‌وقت عشق خالصانه‌ای دریافت نکردند که بتوانند به تو بدهند.