ساعت به وقت شعر
رفتن به کانال در Telegram
ساعت خود را به وقت شعر و ادبیات تنظیم کنید. ⬅️ اشعار شاعران کلاسیک و معاصر ⬅️ بریده کتاب های مشهور ⬅️ سفر به سرزمین خیال ارتباط با ادمین @Poem_ad پیام به صورت ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=262eafc878120d1
نمایش بیشتر946
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
شهر در زیرِ نقابِ حرکت
ساکن و آرام است
باغها با همهی زیبایی
زهرِ نامرئیِ مرگش در جام
چیست این فلسفهی دوستگریز؟
چیست این زندگیِ دشمنکام؟
#محمد_فردی_شربیانی
@poem_timee
چنین غریب، چرا تختهبندِ تن شدهام؟
چهکردهام که گرفتارِ زیستن شدهام؟
تفاوت از کفِ دریاست تا به سقفِ فلک
میانِ آنچه خدا خواست وینکه من شدهام
به گیوه شُستنِ هیزمشکن نمیارزم
درختِ بیثمرِ رُسته در لجن شدهام
#حسین_جنتی
@poem_timee
یأسِ هستی بُرد از صد نیستی آنسو تَرَم
سوختم چندانکه خاکستر نمیدانم چه شد
#بیدل_دهلوی
@poem_timee
به کِرمِ پیله میمانَد دلِ من
که خود را هم به دست خود کفن ساخت
#خاقانی
@poem_timee
از ضعف، به هرجا که نشستیم، وطن شد
وز گریه، به هر سو که گذشتیم، چمن شد
جان دگرم بخش، که آن جان که تو دادی
چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد
پیراهنی از تارِ وفا دوخته بودم
چون تابِ جفای تو نیاورد، کفن شد
#طالب_آملی
@poem_timee
تنها نه صبرم از دلِ ناشاد رفته است
خوابم فسانهای است که از یاد رفته است
مشتِ غبارِ مانده ز سامانِ هستیام
تا میکشم نفس، همه بر باد رفته است
دانم همینقدَر که سراسیمهام، ولی
آگه نیام کجا دلم از یاد رفته است
#راقم_مشهدی
@poem_timee
وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
ببین ز سادهدلیها چه از که میجویم
#صائب_تبریزی
@poem_timee
شاید از عشق جان به در بردم
سر و مویِ سپید را چه کنم؟
فرض کن شاخ دیو را کَندم
هفتخوانِ جدید را چه کنم؟
گیرم از جنگ زنده برگردم
غمِ گُردآفرید را چه کنم؟
بغلم کن، بگو که خانه کجاست
هرکجا هست میروم مادر
جادهای تازه پیشِ رویم نیست
سمتِ بنبست میروم مادر
دستهای مرا رها نکنی
دارم از دست میروم مادر
#حامد_ابراهیمپور
@poem_timee
Repost from روایت
پارهای از کتاب
دیدن این که کسی از «چشم» یا از «پا» یا از «بینی» یا از «زبان» یا از «سر» ناقص است، به نظرم جزئیترین عیبها است؛ از آنرو که من عیوب بسیار مهمتری را دیدهام.
اشخاصی هستند که تنها «چشم»اَند یا تنها «گوش» یا تنها یک «شکمِ بزرگ» یا تنها یک چیزِ بزرگ دیگر! من این قبیل مردمان را «اِفلیجان واژگون» نام نهادهام.
#فریدریش_نیچه
#چنین_گفت_زرتشت
@revaayat1
با صد بهار نیز گلی وا نمیشود
در ساقههای بیثمرِ دستهای من
آری بهار خود نه، که نام بهار نیز
دیگر نمیزند درِ ویرانسرای من
جز رنج خستگی و شکنج شکستگی
چیزی نبود ماحصلِ ماجرای من
ای سنگِ روزگار! شکستی مرا ولی
انصاف را، نبود شکستن سزای من
#حسین_منزوی
@poem_timee
نوای صلح شنیدیم و گیر و دار بهجاست
سپر ز دست فکندیم و کارزار بهجاست
خرابی از پی هم میرسد، چه حال است این؟
که هرچه سالِ نو آید، دریغِ پار بهجاست
به شوقِ نور دویدیم در رکابِ فریب
به شهرِ صبح رسیدیم و شام تار بهجاست
اگرچه دیدهی ما شد ز انتظار، سفید
سیاهکاریِ شبهای انتظار بهجاست
#محمد_قهرمان
@poem_timee
ایکاش میشد آسمان آسان بگیرد
ابری بیاید، ساعتی باران بگیرد
بگذار با هر آهِ کوتاهِ جگر سوز
یک دردِ تازه در دلم سامان بگیرد
هی راهحل و چاره و درمان نیاور
من که نمیخواهم غمم پایان بگیرد
یک عمر دست عقل دادم زندگی را
یک بار بگذار از دلم فرمان بگیرد
#بیتا_امیری
@poem_timee
🎧 #باغ_خاکستر
🎙 #نیما_مسیحا
✍ #ایرج_جنتی_عطایی
🎼 #علی_موثقی
کمک کن ای سبکدامن
جهان از سینه بردارم
که از اندوه لبریزم
که از شبگریه سرشارم
@poem_timee
پايان گرفت فرصتِ آغاز بعدِ تو
لطفى نداشت اين قفسِ باز بعدِ تو
رفتى كبوترم! به سراغِ كبوتران
آمد چهها كه بر سرِ اين باز بعدِ تو
تلخى نشست بر تَنِ گلها و گم شدند
زنبورهایِ مستِ عسلساز بعدِ تو
حتّی درختهایِ شكسته، ميانِ باغ
ايمان نداشتند به اعجاز بعدِ تو
شبهاىِ من بلند و غزلهاىِ من بلند
پايان گرفت دورهی ايجاز بعدِ تو
#رویا_باقری
@poem_timee
گویند: «بکوش تا بیابی»
میکوشم و بخت یاورم نیست
قِسمی که مرا نیافریدند
گر جهد کنم میسّرم نیست
ای کاش مرا نظر نبودی
چون حَظّ نظر برابرم نیست
فکرم به همه جهان بگردید
وز گوشهی صبر، بهترم نیست
#سعدی
@poem_timee
که را داریم ما افتادگان جز گَردِ ویرانی؟
که پیش پای سیل از جا سبکروحانه برخیزد
اگر ابر بهاران گردد آهِ گریهآلودم
به جای سبزه فریاد از دل هر دانه برخیزد
#صائب_تبریزی
@poem_timee
