کلام معصومین علیهم السلام
رفتن به کانال در Telegram
308
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۴)
امام باقر و امام صادق علیهما السلام:
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَمَّا فَرَغَ مِنْ أَهْلِ اَلْبَصْرَةِ ، أَتَاهُ سَبْعُونَ رَجُلاً مِنَ اَلزُّطِّ ، فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ وَ كَلَّمُوهُ بِلِسَانِهِمْ فَرَدَّ عَلَيْهِمْ بِلِسَانِهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنِّي لَسْتُ كَمَا قُلْتُمْ أَنَا عَبْدُ اَللَّهِ مَخْلُوقٌ فَأَبَوْا عَلَيْهِ وَ قَالُوا أَنْتَ هُوَ فَقَالَ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا وَ تَرْجِعُوا عَمَّا قُلْتُمْ فِيَّ وَ تَتُوبُوا إِلَى اَللَّهِ لَأَقْتُلَنَّكُمْ فَأَبَوْا أَنْ يَرْجِعُوا وَ يَتُوبُوا فَأَمَرَ أَنْ تُحْفَرَ لَهُمْ آبَارٌ فَحُفِرَتْ ثُمَّ خَرَقَ بَعْضَهَا إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ قَذَفَهُمْ فِيهَا ثُمَّ خَمَّرَ رُءُوسَهَا ثُمَّ أُلْهِبَتِ اَلنَّارُ فِي بِئْرٍ مِنْهَا لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ مِنْهُمْ فَدَخَلَ عَلَيْهِمُ اَلدُّخَانُ فِيهَا فَمَاتُوا .
هنگامى كه اميرالمومنین علیه السلام جنگ جمل را با مردم بصره به پايان رساند، هفتاد نفر از زط (سیاه پوستان هندی) نزد ايشان آمدند و با زبان خودشان به آن حضرت سلام كرده و با ايشان گفتوگو كردند. حضرت نيز با زبان آنها به آنان جواب داد. سپس فرمود: من آنطور كه شما مىگوييد نيستم. من بنده خدا و مخلوق او هستم. آنها انكار كرد و گفتند: « أَنْتَ هُوَ » تو همان هستى. حضرت به آنان فرمود: اگر به سخن خود پايان ندهيد و از ادعايتان درباره من بازنگرديد و به سوى خداوند توبه نكنيد، شما را خواهم كشت. اما آنان از ادعايشان بازنگشتند و توبه نكردند. از اين رو حضرت دستور داد چند حلقه چاه حفر كنند. چاهها آماده شدند. سپس بين آن چاهها، سوراخهايى قرار دادند. سپس آنان را در چاه انداخت و روى چاهها را پوشاندند و در يكى از چاهها كه كسى در آن نبود، آتش روشن نمودند. پس دود آتش، آنان را خفه كرد و مردند.
-الکافي ج ۷، ص ۲۵۹.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۳)
روایت شده است که:
أَنَّ سَبْعِينَ رَجُلاً مِنَ اَلزُّطِّ أَتَوْهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بَعْدَ قِتَالِ أَهْلِ اَلْبَصْرَةِ يَدْعُونَهُ إِلَهاً بِلِسَانِهِمْ وَ سَجَدُوا لَهُ قَالَ لَهُمْ وَيْلَكُمْ لاَ تَفْعَلُوا إِنَّمَا أَنَا مَخْلُوقٌ مِثْلُكُمْ فَأَبَوْا عَلَيْهِ فَقَالَ فَإِنْ لَمْ تَرْجِعُوا عَمَّا قُلْتُمْ فِيَّ وَ تَتُوبُوا إِلَى اَللَّهِ لَأَقْتُلَنَّكُمْ قَالَ فَأَبَوْا فَخَدَّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَهُمْ أَخَادِيدَ وَ أَوْقَدَ نَاراً فَكَانَ قَنْبَرُ يَحْمِلُ اَلرَّجُلَ بَعْدَ اَلرَّجُلِ عَلَى مَنْكِبِهِ فَيَقْذِفُهُ فِي اَلنَّارِ.
هفتاد نفر از قوم زط ( سياه پوستان هندی) خدمت امير المؤمنين عليه السّلام رسيدند پس از جنگ بصره او را بخدائى ياد می كردند و برايش سجده مى نمودند. به آنها فرمود: واى بر شما چنين كارى را نكنيد من مانند شما مخلوقى هستم آنها نپذيرفتند فرمود: اگر از سخن خود برنگرديد و توبه از اين اعتقاد ننمائيد شما را مىكشم باز امتناع ورزيدند. امير المؤمنين عليه السّلام دستور داد براى آنها گودالهائى ترتيب دادند و آتش افروختند قنبر يكى يكى از آنها را بر دوش مىگرفت و در آتش مىافكند.
-المناقب ج ۱، ص ۲۶۵.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۲)
كامل تمار گوید:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ذَاتَ يَوْمٍ، فَقَالَ لِي: يَا كَامِلُ اِجْعَلُوا لَنَا رَبّاً نَئُوبُ إِلَيْهِ، وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ. قَالَ: فَقُلْتُ: نَجْعَلُ لَكُمْ رَبّاً تَئُوبُونَ إِلَيْهِ وَ نَقُولُ فِيكُمْ مَا شِئْنَا؟ قَالَ: فَاسْتَوَى جَالِساً، فَقَالَ: مَا عَسَى أَنْ تَقُولُوا، وَ اَللَّهِ مَا خَرَجَ إِلَيْكُمْ مِنْ عِلْمِنَا إِلاَّ أَلْفاً غَيْرَ مَعْطُوفَةٍ.
روزى خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم به من فرمود: كامل! براى ما خدائى بپذير كه به جانب او روى آوريم آنگاه از فضل ما هر چه مايلى بگو. عرض كردم براى شما خدائى بپذيرم كه به او توجه كنيد آنگاه هر چه مايليم در فضل شما بگوئيم؟! امام عليه السّلام خود را جابجا نموده درست نشست آنگاه فرمود: از علم و دانش ما به اندازهى نصف حرف براى شما گفته نشده است.
- مختصر البصائر، ص ۱۸۷.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۱)
محمّد بن زيد طبرى مىگويد:
كُنْتُ قَائِماً عَلَى رَأْسِ اَلرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى (عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ) بِخُرَاسَانَ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ مِنْهُمْ إِسْحَاقُ بْنُ اَلْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى ، فَقَالَ لَهُ: يَا إِسْحَاقُ ، بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تَقُولُونَ: إِنَّ اَلنَّاسَ عَبِيدٌ لَنَا ، لاَ وَ قَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا قُلْتُهُ قَطُّ، وَ لاَ سَمِعْتُهُ مِنْ أَحَدٍ مِنْ آبَائِي ، وَ لاَ بَلَغَنِي عَنْ أَحَدٍ مِنْهُمْ قَالَهُ، لَكِنَّا نَقُولُ: اَلنَّاسُ عَبِيدٌ لَنَا فِي اَلطَّاعَةِ، مَوَالٍ لَنَا فِي اَلدِّينِ، فَلْيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ.
در خراسان نزد على بن موسى الرضا عليهما السّلام ايستاده بودم و گروهى از بنى هاشم نيز در نزد حضرت بودند و در ميان آنان اسحاق بن عباس بن موسى حاضر بود. پس امام عليه السّلام به او فرمود: اى اسحاق! به من خبر رسيده كه شما مىگوييد: مردم بندگان ما اهل بيت مىباشند. به خويشاوندى و نزديكىام به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله سوگند هرگز چنين سخنى نگفتهام و آن را از هيچ يک از پدرانم نشنيدهام و از هيچ كس به من خبر نرسيده است كه آنان اينچنين گفتهاند. و لكن ما مىگوييم: مردم بندگان ما در اطاعت از خدا و دوستداران ما (در امور مربوط به) دين هستند؛ پس كسانى كه حاضر هستند (اين سخن را) به غايبان برسانند.
- الأمالي (للمفید)، ص ۲۵۳.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۰)
امیر المومنین علیه السلام:
إِيَّاكُمْ وَ اَلْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عَبِيدٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ.
از غلو در باره ی ما بپرهیزید، بگویید ما بندگانی مخلوق هستیم و هر چه می خواهید در فضل ما بگویید.
- الخصال ج ۲، ص ۶۱۰.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۹)
رسول الله صلی الله علیه وآله:
لاَ تَرْفَعُونِي فَوْقَ حَقِّي فَإِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى اِتَّخَذَنِي عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَنِي نَبِيّاً.
مرا بالاتر از مقامى كه دارم نبريد خداوند تبارک و تعالى مرا بنده خود برگزيده قبل از اينكه پيامبرم قرار دهد.
- النوادر (للراوندی)، ص ۱۶.
هر كس در بارۀ أمير المؤمنين عليه السّلام از مرز عبوديّت آن حضرت تجاوز نمايد از جملۀ خشم گرفتگان و از گمراهان خواهد بود. و خود حضرت أمير عليه السّلام فرموده: از مرز عبوديّت ما تجاوز نكنيد، سپس هر چه مىخواهيد (در فضل ما) بگوييد، هر چند به غايت آن در حقّ ما نخواهيد رسيد، و مبادا به غلوّ افتيد مانند غلوّى كه نصارى بدان مبتلا شدند، زيرا من از تمام غلات بيزارم. در اين وقت مردى برخاسته و گفت: اى زادۀ رسول خدا، پروردگارت را براى ما وصف فرما زيرا اطرافيان ما در آن دچار اختلاف شدهاند. پس آن حضرت پروردگار را به زيباترين نوع آن وصف كرد و ستود و او را از هر چه درخور ربوبيّت او نيست پاک و منزّه ساخت. آن مرد گفت: پدر و مادرم فدايت اى زادۀ رسول خدا، همراهان من موالات شما را پذيرفتهاند و مىپندارند اين اوصاف كه شما بر شمرديد همه از صفات أمير المؤمنين عليه السّلام است، و اينكه او خداى جهانيان است. راوى گويد: با شنيدن اين مطلب تمام اندام آن حضرت بلرزه افتاد و عرق كرده و گفت: پاک و منزّه است اللّٰه از آنچه ظالمان و كافران در بارهاش قائلند، برترى بزرگ!! مگر أمير المؤمنين همچون ديگران نبود! خوراک تناول مىكرد و مانند ديگران مىنوشيد، نكاح مىنمود، در نهايت محدث و پديدهاى مانند ديگران بود؟ و با تمام اين اوصاف خاضعانه نماز مىگزارد، و در برابر خداوند خوار و ذليل بود، و دائماً به سوى پروردگارش بازگشت و انابه داشت، آيا دارندۀ چنين صفاتى معبود است؟! اگر اين گونه باشد پس هر كدام از شما يک خدا است، زيرا در تمام اين صفات كه معرّف حدوث است مشاركت دارد!!. آن مرد گفت: اى زادۀ رسول خدا! آنان معتقدند وقتى أمير المؤمنين جانب خود معجزاتى را آورد كه جز خدا بر آن قادر نيست، اينها همه دلالت مىكند كه او معبود و خدا است، و اينكه ميان ديگر مخلوقات محدث عاجز؛ با صفات ايشان ظاهر شده با اين كار مردم را دچار اشتباه و تلبيس ساخته و آزموده تا به او معرفت يابند، و ايمانشان به او از سر اختيار از جانب خودشان باشد. حضرت رضا عليه السّلام فرمود: أوّلين مطلب اينكه ايشان بركنار و جداى از اين مطلب نيستند كه فردى همين عقيده را بر ايشان برگردانده و بگويد: وقتى از او (أمير المؤمنين) فقر و نادارى ظاهر مىشود دلالت مىكند: فردى كه اين صفات دارد و افراد ضعيف و نيازمند نيز مانند اويند ديگر عمل و كردار او معجزه نمىباشد، پس از همين جا دريابند آنكه معجزات را ظاهر ساخته تنها از جانب قادر و توانايى است كه هيچ شباهتى به مخلوقين ندارد، نه فعل محدث و پديدهاى كه همانند ضعيفان در صفات ضعف و ناتوانى است!!.
- الاحتجاج ج ۲، ص ۴۳۸.
هر كس در بارۀ أمير المؤمنين عليه السّلام از مرز عبوديّت آن حضرت تجاوز نمايد از جملۀ خشم گرفتگان و از گمراهان خواهد بود. و خود حضرت أمير عليه السّلام فرموده: از مرز عبوديّت ما تجاوز نكنيد، سپس هر چه مىخواهيد (در فضل ما) بگوييد، هر چند به غايت آن در حقّ ما نخواهيد رسيد، و مبادا به غلوّ افتيد مانند غلوّى كه نصارى بدان مبتلا شدند، زيرا من از تمام غلات بيزارم. در اين وقت مردى برخاسته و گفت: اى زادۀ رسول خدا، پروردگارت را براى ما وصف فرما زيرا اطرافيان ما در آن دچار اختلاف شدهاند. پس آن حضرت پروردگار را به زيباترين نوع آن وصف كرد و ستود و او را از هر چه درخور ربوبيّت او نيست پاک و منزّه ساخت. آن مرد گفت: پدر و مادرم فدايت اى زادۀ رسول خدا، همراهان من موالات شما را پذيرفتهاند و مىپندارند اين اوصاف كه شما بر شمرديد همه از صفات أمير المؤمنين عليه السّلام است، و اينكه او خداى جهانيان است. راوى گويد: با شنيدن اين مطلب تمام اندام آن حضرت بلرزه افتاد و عرق كرده و گفت: پاک و منزّه است اللّٰه از آنچه ظالمان و كافران در بارهاش قائلند، برترى بزرگ!! مگر أمير المؤمنين همچون ديگران نبود! خوراک تناول مىكرد و مانند ديگران مىنوشيد، نكاح مىنمود، در نهايت محدث و پديدهاى مانند ديگران بود؟ و با تمام اين اوصاف خاضعانه نماز مىگزارد، و در برابر خداوند خوار و ذليل بود، و دائماً به سوى پروردگارش بازگشت و انابه داشت، آيا دارندۀ چنين صفاتى معبود است؟! اگر اين گونه باشد پس هر كدام از شما يک خدا است، زيرا در تمام اين صفات كه معرّف حدوث است مشاركت دارد!!. آن مرد گفت: اى زادۀ رسول خدا! آنان معتقدند وقتى أمير المؤمنين جانب خود معجزاتى را آورد كه جز خدا بر آن قادر نيست، اينها همه دلالت مىكند كه او معبود و خدا است، و اينكه ميان ديگر مخلوقات محدث عاجز؛ با صفات ايشان ظاهر شده با اين كار مردم را دچار اشتباه و تلبيس ساخته و آزموده تا به او معرفت يابند، و ايمانشان به او از سر اختيار از جانب خودشان باشد. حضرت رضا عليه السّلام فرمود: أوّلين مطلب اينكه ايشان بركنار و جداى از اين مطلب نيستند كه فردى همين عقيده را بر ايشان برگردانده و بگويد: وقتى از او (أمير المؤمنين) فقر و نادارى ظاهر مىشود دلالت مىكند: فردى كه اين صفات دارد و افراد ضعيف و نيازمند نيز مانند اويند ديگر عمل و كردار او معجزه نمىباشد، پس از همين جا دريابند آنكه معجزات را ظاهر ساخته تنها از جانب قادر و توانايى است كه هيچ شباهتى به مخلوقين ندارد، نه فعل محدث و پديدهاى كه همانند ضعيفان در صفات ضعف و ناتوانى است!!.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۸)
امام رضا صلوات الله علیه:
إِنَّ مَنْ تَجَاوَزَ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْعُبُودِيَّةَ فَهُوَ مِنَ اَلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ مِنَ اَلضّٰالِّينَ وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : لاَ تَتَجَاوَزُوا بِنَا اَلْعُبُودِيَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا وَ إِيَّاكُمْ وَ اَلْغُلُوَّ كَغُلُوِّ اَلنَّصَارَى فَإِنِّي بَرِيءٌ مِنَ اَلْغَالِينَ - فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ صِفْ لَنَا رَبَّكَ فَإِنَّ مَنْ قِبَلَنَا قَدِ اِخْتَلَفُوا عَلَيْنَا فَوَصَفَهُ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَحْسَنَ وَصْفٍ وَ مَجَّدَهُ وَ نَزَّهَهُ عَمَّا لاَ يَلِيقُ بِهِ تَعَالَى فَقَالَ اَلرَّجُلُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَإِنَّ مَعِي مَنْ يَنْتَحِلُ مُوَالاَتَكُمْ وَ يَزْعُمُ أَنَّ هَذِهِ كُلَّهَا مِنْ صِفَاتِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَنَّهُ هُوَ اَللَّهُ رَبُّ اَلْعَالَمِينَ قَالَ فَلَمَّا سَمِعَهَا اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِرْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُ وَ تَصَبَّبَ عَرَقاً وَ قَالَ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا يُشْرِكُونَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يَقُولُ اَلْكَافِرُونَ عُلُوّاً كَبِيراً أَ وَ لَيْسَ عَلِيٌّ كَانَ آكِلاً فِي اَلْآكِلِينَ وَ شَارِباً فِي اَلشَّارِبِينَ وَ نَاكِحاً فِي اَلنَّاكِحِينَ وَ مُحْدِثاً فِي اَلْمُحْدِثِينَ وَ كَانَ مَعَ ذَلِكَ مُصَلِّياً خَاضِعاً بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ ذَلِيلاً وَ إِلَيْهِ أَوَّاهاً مُنِيباً أَ فَمَنْ هَذِهِ صِفَتُهُ يَكُونُ إِلَهاً فَإِنْ كَانَ هَذَا إِلَهاً فَلَيْسَ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ وَ هُوَ إِلَهٌ لِمُشَارَكَتِهِ لَهُ فِي هَذِهِ اَلصِّفَاتِ اَلدَّالاَّتِ عَلَى حَدَثِ كُلِّ مَوْصُوفٍ بِهَا فَقَالَ اَلرَّجُلُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ عَلِيّاً لَمَّا أَظْهَرَ مِنْ نَفْسِهِ اَلْمُعْجِزَاتِ اَلَّتِي لاَ يَقْدِرُ عَلَيْهَا غَيْرُ اَللَّهِ دَلَّ عَلَى أَنَّهُ إِلَهٌ وَ لَمَّا ظَهَرَ لَهُمْ بِصِفَاِت اَلْمُحْدَثِينَ اَلْعَاجِزِينَ لَبَّسَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ اِمْتَحَنَهُمْ لِيَعْرِفُوهُ وَ لِيَكُونَ إِيمَانُهُمْ اِخْتِيَاراً مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَقَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَوَّلُ مَا هَاهُنَا أَنَّهُمْ لاَ يَنْفَصِلُونَ مِمَّنْ قَلَبَ هَذَا عَلَيْهِمْ فَقَالَ لَمَّا ظَهَرَ مِنْهُ اَلْفَقْرُ وَ اَلْفَاقَةُ دَلَّ عَلَى أَنَّ مَنْ هَذِهِ صِفَاتُهُ وَ شَارَكَهُ فِيهَا اَلضُّعَفَاءُ اَلْمُحْتَاجُونَ لاَ تَكُونُ اَلْمُعْجِزَاتُ فِعْلَهُ فَعُلِمَ بِهَذَا أَنَّ اَلَّذِي أَظْهَرَهُ مِنَ اَلْمُعْجِزَاتِ إِنَّمَا كَانَتْ فِعْلَ اَلْقَادِرِ اَلَّذِي لاَ يُشْبِهُ اَلْمَخْلُوقِينَ لاَ فِعْلَ اَلْمُحْدَثِ اَلْمُشَارِكِ لِلضُّعَفَاءِ فِي صِفَاتِ اَلضَّعْفِ.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۷)
امام صادق علیهالسلام:
أَتَى قَوْمٌ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالُوا: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَبَّنَا! فَاسْتَتَابَهُمْ فَلَمْ يَتُوبُوا، فَحَفَرَ لَهُمْ حَفِيرَةً، فَأَوْقَدَ فِيهَا نَاراً، وَ حَفَرَ حَفِيرَةً أُخْرَى إِلَى جَانِبِهَا وَ أَفْضَى مَا بَيْنَهُمَا، فَلَمَّا لَمْ يَتُوبُوا أَلْقَاهُمْ فِي اَلْحَفِيرَةِ، وَ أَوْقَدَ فِي اَلْحَفِيرَةِ اَلْأُخْرَى حَتَّى مَاتُوا.
گروهى (از غلات) نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و عرض كردند: درود بر تو اى پروردگار ما! امير المؤمنين عليه السّلام از آنان خواست توبه كنند، توبه نكردند، چاهى بر آنان كند و در آن آتش افروخت و در كنار آن، چاهى ديگر حفر كرد و ميان آن دو چاه را به هم منتهى كرد وقتى توبه نكردند آنان را در چاه انداخت و در چاه ديگر آتش افروخت تا اينكه مردند.
- تهذيب الأحکام ج ۱۰، ص ۱۳۸.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۶)
امام رضا صلوات الله علیه:
مَنِ اِدَّعَى لِلْأَنْبِيَاءِ رُبُوبِيَّةً وَ اِدَّعَى لِلْأَئِمَّةِ رُبُوبِيَّةً أَوْ نُبُوَّةً أَوْ لِغَيْرِ اَلْأَئِمَّةِ إِمَامَةً فَنَحْنُ مِنْهُ بُرَءَاءُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ.
هر کس برای انبیاء ربوبیت و برای امامان، ربوبیت یا نبوت، و برای غیر امامان، امامت ادّعا کند، ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم.
- عيون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۰۰.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۵)
✨ غالی چه کسی است؟ (۲)
غلات که بدتر از يهوديان و مسيحيان و زرتشتيان و بت پرستان هستند، عقاید مختلفی داشتند که برخی آنان از بین رفته و برخی هنوز باقی متاسفانه باقی مانده است و ما در اول به عقاید اصلی آنها می پردازیم که در احادیث صحیح آمده و معصومین علیهم السلام آنان را از خود نفی نموده اند:
▪️مبحث اول: قولِ به الوهيّت پیامبر و ائمه اطهار علیهم السّلام است، و یا آنکه خداوند متعال در آنان حلول کرده و یا با آنان متحد شده است.
▪️مبحث دوم: قولِ به نبوت امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام.
▪️مبحث سوم: قولِ به تناسخ ارواح مطهر اهل بیت علیهمالسلام با بدن های دیگر.
▪️مبحث چهارم: قولِ به استقلال رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام، در علم غیب، بدون وحی و إلهام از طرف خداوند متعال.
▪️مبحث پنجم: قولِ به بی نیاز نمودن ولایت ائمه علیهم السّلام از اطاعت و بندگیِ خداوند متعال، یعنی اگر شخصی ولایت را شناخت و نسبت به امامان مانند غلات معرفت پیدا کرد، دیگر تکلیفی ندارد و میتواند واجبات را ترک کند و محرمات را مرتکب شود.
▪️مبحث ششم: قول به تفویض و واگذار نمودن امر خلق و رزق و احیاء و اماته به معصومین علیهم السلام، به این معنا که خداوند متعال ایشان را خلق نمود نه آنکه ازلی باشند و بعد امر خلق نمودن و رزق دادن و زنده نمودن و میراندن را به آنان واگذار نمود، پس آنان با اذن خدای عزوجل این عالم را خلق نمودند و روزی آنان در دستان ایشان است و آنان مقسم ارزاق بین بندگانند و ایشان هستند که میمیرانند و زنده می کنند.
پس اگر شخصی قائل به یکی از این امور شد و یا آنکه در مورد معصومین علیهم السلام چیزهای گفت که خود ایشان در مورد خود نگفته اند آن شخص غالی بوده که از حد اعتدال و میانه روی گذشته است.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۴)
✨ غالی چه کسی است؟ (۱)
1⃣ از امام باقر علیه السلام پرسیده شده غالی چه کسی است؟ فرمودند:
قَوْمٌ يَقُولُونَ فِينَا مَا لاَ نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا.
غالیان گروهی هستن که آنچه را ما درباره خود نگفته ایم درباره ما میگویند.
- الکافي ج ۲، ص ۷۵.
2⃣حضرت امام رضا علیه السلام:
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ اَلَّذِينَ قَالُوا فِينَا مَا لَمْ نَقُلْهُ فِي أَنْفُسِنَا.
خدايا من بيزارم از كسانى که میگویند درباره ما آنچه که ما درباره خود نگفته ایم.
- الإعتقادات، ص ۹۹.
3⃣ امام صادق صلوات الله علیه:
إِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ فِينَا مَا لاَ نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا نَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْهُمْ نَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْهُمْ.
گروهی که آنچه را ما درباره خود نگفته ایم درباره ما میگویند، از آنان بیزاریم، از آنان بیزاریم.
- رجال الکشی، ص ۱۰۷.
4⃣ امام صادق علیهالسلام:
لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ قَالَ فِينَا مَا لاَ نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا.
خداوند لعنت کند آن کسی را که آنچه را ما درباره خود نگفته ایم درباره ما میگوید.
- رجال الکشی، ص ۳۰۲.
5⃣ امام باقر علیه السلام:
لاَ تَقُلْ فِينَا مَا لاَ نَقُولُ فِي أَنْفُسِنَا.
در باره ما نگو آنچه خود در باره خود نگفتيم.
- الکافي ج ۲، ص ۲۹۸.
6⃣ حضرت امام صادق علیهالسلام:
لاَ تُفَرِّطُوا، وَ لاَ تَغْلُوا، وَ لاَ تَقُولُوا فِينَا مَا لاَ نَقُولُ، وَ أَحِبُّونَا حُبّاً مُقْتَصِداً.
افراط نکنید، غلو نکنید، و درباره ما آنچه را ما نگفته ایم نگویید، و ما را میانه و به اندازه دوست بدارید.
- الأصول الستة عشر، ص ۳۴۴.
7⃣ امام صادق علیهالسلام:
لاَ تَقُولُوا فِينَا مَا لاَ نَقُولُ فِي أَنْفُسِنَا.
درباره ما نگویید آنچه را ما درباره خود نگفته ایم.
- دعائم الإسلام، ص ۶۱.
📝 پس کسانی که در مورد معصومین علیهم السلام میگویند آنچه را که خود ایشان درباره خود نگفته اند، آنان غالی هستند، و ائمه از آنان بیزاری جسته و آنها را لعنت نموده اند، و تنها همین روایات برای رد غلات لعنهم الله کافی است چرا که آنهایی که قائل به الوهیت و خدایی اهل بیت اند یا قائل به خالقیت و رازقیت آنها هستند به این معنا که ایشان این عالم و مخلوقات را از عدم آفریده اند و رزق و روزی آنان در دستان ایشان است و آنها مقسم ارزاق اند و... که اگر عقیده خود را با حدیثی صریح ثابت نکنند غالی بودن آنها ثابت می شود و همه احادیثی که قبلاً در کفر و شرک غلات و مفوضه ذکر کردیم شامل حال آنها خواهد بود.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۳)
✨ معنای غلوّ
غلوّ یعنی افراط و زیاده روی در دین و تجاوز کردن از حد و اندازه آن می باشد، چنانچه راغب در مفردات گفته است (المفردات،ص۳۶۴) و خداوند متعال فرموده: « لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ » در دين خود غلوّ نکنید. (نساء/۱۷۱) و غالی یعنی کسی که غلوّ می کند و غلات جمع آن است.
✨ غلوّ در اصطلاح
یعنی افراط و زیاده روی نمودن در حق پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام و بالاتر بردن ایشان از آن مرتبه و مقامی که خداوند عزوجل برای آنان قرار داده است.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۲)
✨ معنای غلوّ
غلوّ یعنی افراط و زیاده روی در دین و تجاوز کردن از حد و اندازه آن می باشد، چنانچه راغب در مفردات گفته است (المفردات،ص۳۶۴) و خداوند متعال فرموده: « لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ » در دين خود غلوّ نکنید. (نساء/۱۷۱) و غالی یعنی کسی که غلوّ می کند و غلات جمع آن است.
✨ غلوّ در اصطلاح
یعنی افراط و زیاده روی نمودن در حق پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام و بالاتر بردن ایشان از آن مرتبه و مقامی که خداوند عزوجل برای آنان قرار داده است.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۲۲)
در ضمن زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه در سرداب مقدس آمده است:
اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِي... لاَ تَجْعَلْنَا مِنَ اَلْمُعَانِدِينَ اَلنَّاصِبِينَ، وَ لاَ مِنَ اَلْغُلاَةِ اَلْمُفَوِّضِينَ، وَ لاَ مِنَ اَلْمُرْتَابِينَ اَلْمُقَصِّرِينَ.
حمد و سپاس خداوندی را بود که ... ما را از دشمنان و کینه ورزان و از غلو کنندگان و از مفوضان و از شک کنندگان و از مقصران قرار نداد.
- المزار الکبير، ص ۶۵۵.
