fa
Feedback
ناتالیا استپانوونا

ناتالیا استپانوونا

رفتن به کانال در Telegram
300
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
واسه اینجا بیشتر از هرجایی دلم تنگ شده بود. :)

دیرست، گالیا! در گوش من فسانه دلداگی مخوان! دیگر ز من ترانه‌ی شوریدگی مخواه! دیریست، گالیا! به ره افتاد کاروان. عشق من و تو؟...آه این هم حکایتی‌ است. اما، درین زمانه که درمانده هرکسی از بهر نان شب، دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست، شاد و شکفته، در شب خواهی افروخت تابناک، امشب هزار دختر همسال تو، ولی خوابیده‌اند گرسنه و لخت، روی خاک. زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو بر پرده‌های ساز، اما، هزار دختر بافنده این زمان با چرک و خون زخم سرانگشت‌هایشان جان می‌کنند در قفس تنگ کارگاه از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن پرتاب می‌کنی تو به دامان یک گدا. وین فرش هفت رنگ که پامال تست از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ. در تارپود هر خط و خالش: هزار رنج در آب و رنگ هر گل و برگش: هزار ننگ. اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک اینجا به باد رفته هزار آتش جوان دست هزار کودک شیرین بی‌گناه چشم هزار دختر بیمار ناتوان... دیریست، گالیا! هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست. هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان. هنگامه رهایی لب‌ها و دست‌هاست عصیان زندگی‌ست. در روی من مخند! شیرینی نگاه تو بر من حرام باد! بر من حرام باد ازین پس شراب و عشق! بر من حرام باد تپش‌های قلب شاد! یاران من به بند: در دخمه‌های تیره و نمناک باغشاه، در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک، در هر کنار و گوشه‌ی این دوزخ سیاه. زودست، گالیا! در گوش من فسانه دلداگی مخوان! دیگر ز من ترانه‌ی شوریدگی مخواه! زودست گالیا! نرسیده کاروان... روزى كه بازوان بلورين صبحدم برداشت تيغ و پرد‌ی تاريك شب شكافت، روزى كه آفتاب از هر دريچه تافت، روزى كه گونه و لب ياران هم نبرد رنگ نشاط وخنده‌ی گمگشته باز يافت، من نيز باز خواهم گردید آن زمان سوى ترانه‌ها وغزل‌ها و بوسه‌ها، سوى بهارهاى دل‌انگیز گل فشان، سوى تو، عشق من! ابتهاج اسفند ۱۳۳۱، تهران

Repost from N/a
photo content

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گُنَه؟ حدیث ما دراز بود

ذره‌ای این سوگ برام عادی نشده. هنوز وقت و بی‌وقت به حال‌شون گریه می‌کنم. که این اشک تا ده‌هاسال باید ادامه داشته باشه. که تموم نمیشه اسم‌هاشون.

تا جایی که میتونید از این اثر هنری حمایت کنید، نشر بدید✨

Chaque lumière marque une personne qui était en vie avant janvier. Essaie de te diriger vers les lumières!𓂃🕊️ 「 هر نور نشانه‌ یک انسان است که پیش از دی ماه زنده بود.

دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.
دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.

دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.
دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.

دقت کردید همه آروم آروم دارن عادی سازی می‌کنن؟

وصیت‌نامه‌ی خدیجه علی پور که در جیبش پیدا شد.
وصیت‌نامه‌ی خدیجه علی پور که در جیبش پیدا شد.

کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ، ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎدی ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮِ ﺍﻳﻦ قصّه‌ی ﺑﺪ ﮐﺎشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ولی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍبد

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد. [ آخرین نوشته‌ی صفورا جعفریِ ۱۶ ساله، که می‌خواست این را بر روی اعلامیه‌اش بنویسند ]

هر چه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟ یاسر قنبرلو [ تصویر ملینا اسدی، ۳ساله، نیشابور ]
هر چه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟ یاسر قنبرلو [ تصویر ملینا اسدی، ۳ساله، نیشابور ]

"ایرانیِ شاد" فقط نوشته ای بود روی نوار کاست.

Repost from Ending
بازار رشت نابود شد. خیلی‌ها زنده زنده سوختن و کسایی که زنده موندن باید با دلار ۱۷۰ هزاری از صفر کسب و کارشون رو شروع کنن. بعد گلشیفته فراهانی از ناف پاریس می‌گه پدر یعنی عشق، جنگ نکنید.

Repost from • رایمون
اسمِ این نمایشِ بی‌رحمانه را «زندگی» گذاشتند، تا مرگ لو نرود.

این کانال در حال انتشار اطلاعات و اسکرین‌شات‌های افراد معترضی است که بازداشت نشده‌اند و ممکن است امنیتشان به خطر بیفتد. لطفاً بررسی کنید و برای جلوگیری از آسیب بیشتر، ریپورت کنید. دلیل ریپورت رو personal data انتخاب کنید، This channel publishes Iranian protesters’ personal data and screenshots, enabling identification by security forces and endangering lives. لینک کانال: https://t.me/zare_ben @NameshunraSedaBezan

بس جدی