️💌❤ کَپشِن عاشقانه ❤💌️
رفتن به کانال در Telegram
کانالی پر از متنها و عکسهای ناب . . ارتباط با مدیر کانال @R_s_996
نمایش بیشتر1 300
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
همان روزِ اول كه آشنا شديم،
قرار گذاشتيم كه اگر روزى
زبانمان لال
زبانمان لال
زبانمان لال
خواستيم جدا شويم،
همه چيز دوستانه اتفاق بيفتد
كه فردا روزى اگر اتفاقى يكديگر را در خيابان ديديم،
مسيرمان را كج نكنيم...
و عجب قرارِ شيرينِ تلخى بود!
مگر ميشود كسى را كه تا ديروز برايش ميمُردى،
رهايش كنى به امانِ خدا؟!
اما قرارمان بود...
ميدانى؛
اولش همه چيز قشنگ است
شاعرانه
عاشقانه
هيچ پايانى را تصور نميكنيم،
همه ى قول و قرارها رويايى...
اما به چشم بهم زدنى ميبينى
تصورت
با ايده آل ات
زمين تا آسمان فاصله دارد...
تو ميمانى و
يك عمر پاسخ دادن به سوالاتى كه
جوابِ هيچكدامش را نميدانى...
حالا پشتِ ميزِ هميشگىِ كافه ى دوست داشتنىِ مان
منتظرم تا براى آخرين بار ببينمش
و آهنگى كه پخش ميشود وميدانم
تا آخرِ عمر ميشود بلاىِ جانم...
"قصه ى ما تموم شده،با يه علامت سوال"
#علي_قاضي_نظام
@caption_lovee
دوست داشتم برای سالیانی که با تو بودهام،
به احترام تمام حادثههایی که در ولیعصر قهقهه زدیم،
به خاطر ایستگاه تئاتر شهر و سرودهها و آواز خوانیات،
بخاطر اولین قرارمان در پارک ساعی،
به احترام دستانی که موهایت را نوازش کرد
و گوشی که صدای تپش قلبت را شنید،
بخاطر آن پیرمرد که بهمان گفت "خوشبخت شوید"،
به احترام اشک شوقی که بخاطر این جمله در چشمانم حلقه زده بود،
برای تمامی داستان خوانیام در شبهای تاریکت،
برای چشمهایی که در طولِ فیلم سراسر تو را تماشا میکرد،
برای آن بعد از ظهر بارانی تهران و عطر موهایی که مستت کرده بود
و آن چاییِ روضه حتی..
به احترام واژههای شعرم
و برای دوست داشتنی که یک زمان همه غبطهاش را میخوردند،
مرا عاشقانهتر ترک میکردی ... همین.
#حمید_سلیمی
@caption_lovee
گاهی رابطه ها جان میکنَند
در حسرتِ یک
"دوستت دارم"
و ما هِی
"صبح بخیر" و
"شب بخیر" های خشک و خالی
به خوردَش میدهیم و
با لذت نفس نفس زدنش را نگاه میکنیم...
کاش کمی رحم داشته باشیم
یا بمانیم
احیایش کنیم
یا برویم راحتش کنیم...
#سحر_رستگار
@caption_lovee
به اعتبارِ وجودِ توست که یک زن قهر میکند،
به اعتبارِ مرد بودن و ناز کشیدنت!
دختر هم که باشد شک نکن جایی که کفش هایش را درمیآورد،
دلش میخواهد یک جفت کفش مردانه بغل دست آنها جفت باشد!
هر زنی، هر دختری حتما دوست دارد یک دستِ مردانه زیرِ باران،
چترِ بالایِ سرش را گرفته باشد...
اگر موهایش را بلند نگه میدارد،
میخواهد تو آن را ببافی...
و حداقل روزی یک بار از زبانِ تو دوستت دارم باید بشنود
تا روحش تازه شود، تا پژمرده نشود...
برای خرج کردنِ زنانگیهایش یک مرد میخواهد!
مرد میخواهد تا دکمهی پیراهنش را بدوزد، مرد میخواهد تا برایش دامنِ گلدار بپوشد، مرد میخواهد تا برایش مربا درست کند!
مرد میخواهد تا زن بماند ...
میبینی؟
برای تمامِ اینها یک مرد لازم است تا خریدارش باشد...!
@caption_lovee
یه افسانه ی خیلی قشنگی هست
که میگه:
اگه لایقش باشی بهت تعلق میگیره،
و اگه لیاقتِ بیشتر از اونو داشته باشی ازت گرفته میشه…
پس بیخود برای چیزای که
از دست دادید ناراحت نباشین،
حتما قراره بهترش گیرتون بیاد :)
@caption_lovee
😍
زن است دیگر .....
زن است دیگر ...وقتی شاد است موهای بلندش را شانه میکند میگذارد باد آنها را آشفته کند
زن است دیگر...شاد که باشد دنیا را با خود به رقص در میاورد...
زن است دیگر ...دوستت که داشته باشد به جانت غر میزند ...دوستت که داشته باشد برایت ناز میکند میخواهد مردانه گران بخری غمزه هایش را...
زن است دیگر دوستت که داشته باشد یک اخم تو او را به جنون میکشاند قهر میکند در انتظار یک آشتی یک آغوش میخواهد در پس یک قهر....
زن است دیگر خوب که باشد
میسازد همه خرابی ها را
میپزد همه خامی ها را
میشوید همه الودگی ها را
میروفد همه کدورت ها را ...
زن است دیگر شب که شد تکیه گاه میخواهد....
تو مردی .......
از مردانگیت چه برایش اوردی....
تو مردی... قهر که میکند آغوشت را برایش باز میکنی....؟
تو مردی ....ناز که میکند نازش را به قیمت شمش طلا خریداری.....؟
تو مردی ...با یک لبخند تشکر میکنی برای شامی که به عشق تو به همراه یک شاخه گل رز قرمز روی میز چیده بود تا بیایی....؟
تو مردی.....از مردانگی چه یادگار گذاشتی برایش جز رد از یک مرد .....
@caption_lovee
دلم میخواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و زیر درخت، با حلزونها بازی میکردم و باران میبارید و من نگران هیچ چیز نبودم. به همان عصر پنجشنبه که جوجهام را توی باغچه خاک کردهبودم و داشتم با تکهای از چادر مامان و چند تا گل پرپر، برایش مزار میساختم. به همان بعد از ظهر آفتابی که با بچههای همسایه توی کوچه بازی میکردیم و داشتم ادای رفتن در میآوردم و برای ماندنم شرطِ گرفتنِ تمام خوراکیهایشان را میگذاشتم. به همان صبحی که انار دانه کردهبودم و زودتر از همه بیدار شدهبودم تا آتاری بازی کنم. به همان صبح زودی که مادربزرگ، حیاط را آبپاشی کردهبود و گنجشکها دسته جمعی و یا کریمها یکی یکی آواز میخواندند و من از سردی اول صبح، دست به سینه نشستهبودم لبهی ایوان و داشتم فکر میکردم چرا هیچکس بیدار نیست تا با من بازی کند! به همان اواخر خردادی که با چشمانی پفآلود، کارنامهام را گرفتهبودم و از تماشای چندتا بیست کنار هم، ته دلم هزار تا پروانه میرقصید.
دلم میخواست برگردم به روزهایی که همه چیز خوب بود و من هیچ ایدهای از مشکلات و دغدغههای بیشمار در ذهنم نداشتم و طلوع آفتاب، پیامآورِ یک روز جدید برای بازی کردن و افتتاح قلههای تازهی بیپروایی و شیطنت بود.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@caption_lovee
با بعضیها حال آدم یک جوری میشود؛ یک جورِخوب! از آن خوبهایی که شبیه خوردن آب یخ وسط گرمای تابستان است، یا شاید هم شبیه خوردن گوجه سبز با نمک است که به تلخی هم نمیزند، شبیه قدم زدن در زیر باران! میدانی آدم خیالش یک جورِخاص راحت است، راحت از آنکه خوبیشان هیچوقت تهنشین نمیشود. این جور آدمها شبیه فرش رنگ به رنگ نمیشوند، شبیه باران میمانند؛
همین قدر لطیف، همین قدر آرام، همانقدر دلنشین.
@caption_lovee
اردیبهشتیها قدر تموم دنیا مهربونن! آدمایی که خدا روح فرشتهها رو توی وجودشون دمیده و تموم زیباییها رو روی صورت ماهشون کشیده!
به وقت سختیها مثل سنگ مقاوم میشن و هیچ غم و ناامیدی رو تو خودشون راه نمیدن و به وقت آسانیها، مثل موم نرم و لطیف میشن و تموم مهر و محبت وجودشون رو پیشکش حضور آدما میکنن. باید دست خدارو بوسید!
باید یه اردیبهشتی رو توی زندگی داشت و دیگه به هیچ چیز و هیچکس دیگه ای فکر نکرد! باید حضورشون رو به آغوش کشید و همیشه قبل از گفتن هر جملهای بهشون گفت:«باید اول به تو گفتن، تو چنین خوب چرایی؟»
گلهای سر سبد عشق، زندگی و خوشبختی تولدتون مبارک!
#نازیلا_زارع
@caption_lovee
دلم دیوانگی، دیوانگیها را دلم خواست
سفر، خلوت بدون ترس و پروا را دلم خواست
همان کاری که دل میخواست کردن
همان راهی که دل میگفت رفتن
کمی آسودگی، بی ترسِ فردا را دلم خواست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@caption_lovee
دلبر ترین دلربای بهار هم رسید
ماهی که تنها یک بار در سال با بوی بهار نارنجش دل می بره از کل ماه های سال
"اردیبهشت"
اردیبهشتیای مهربون و دوس داشتنی که یجورایی خاص دل بری رو بلدن.
مث ماه تولدشون حال و هوای خوبی دارن همیشه.
رفاقت با اونا یه دلگرمی خاصی داره.
خیلی شیک پوشن و خوش برخورد.
گاهی زود سر میرن ولی چیزی تو دلشون نیس.
خلاصه که یه اردیبهشتی همه جوره خواستنیِ برا همه.
.
به اردیبهشت هزاران معنی رو میشه نسبت داد
مهربون چون آب شدن برف برای ادامه حیات آبادی
خوش بو چون عطر گل محمدی در قمصر کاشان
خوش عطر چون بوی خوش بهار نارنج شیراز در قوری چای
شیرین چون هنداونه ی نوبر جنوب در حوض خانه قدیمی
ترش چون گوجه سبز های باغ پدر بزرگ
و بی آلایش چون دم و باز دم کردن هوای مطبوع آن در ریه ها
.
آری دلخوشی داشتن یه رفیق اردیبهشتی مث دلخوشی داشتن یه پول هنگفته تو گنجه قدیمی مادر بزرگ برای روز مبادا.
و بی شک :
اردیبهشت ماه همونقدی بین ماه های سال عزیزه که یه ته تغاری تو خونه.
.
#امید_شهبازی
@caption_lovee
آدما رو خسته نکنید از خوب بودن،
از مورد اعتماد بودن،
از ساده بودن؛
اینروزا تنها چیزی که پیدا نمیشه، آدمیه که کنارتون بمونه، بدون اینکه به منفعتِ خودش فکر کنه
آدما رو از آدم بودن خسته نکنید.
@caption_lovee
پریدن تو یه رابطهی جدید
نجاتتون نمیده!
دادنِ یه شانسِ دیگه به اکستون،
اونو عوض نمیکنه!
تلاش برای پیدا کردنِ روزنه هایی از تفاهم این حقیقت رو که
مناسبِ هم نیستین تغییر نمیده!
و تلاش یک طرفه برای فیکس کردن رابطه فقط شمارو از پا در میاره!
باور کنید که خداوند هواتونو داره و
تنها و تنها کسایی رو براتون نگه میداره که لایق کنارِ شما بودن، هستن.
به چیدمان خدا دست نزنید و
انرژی رو برای ورود آدمهای درست
باز کنید....
@caption_lovee
حوصلهی هیچکس را ندارم اما سرم درد میکند برای با تو حرف زدن.
حوصلهی هیچکس را ندارم اما با تو حالم خوب میشود.
حوصلهی هیچکس را ندارم اما تو هیچکس نیستی، تمام کس منی.
دلم تنگ شده؛
برای تک تک ثانیههایی که کنارت بودم، برای تمام ثانیههایی که میخندیدی.
برای همان ساعت مقدسی که تو خوابیده بودی و من داشتم نگاهت میکردم..
👤 نرگس صرافیان طوفان
@caption_lovee
من برای دوست داشتن آدمهای دور و برم دنبال چیزهای عجیب نمیگردم.
یک نگاه مهربان،
یک قلب نگران،
یک دست نوازشگر،
و یک پای ماندن برایم کافیست…
@caption_lovee
وقتی میگم «دلم برات تنگ شده»، دارم در مورد الان صحبت میکنم. نه یه لحظه قبل، نه یه لحظه بعد.
اینکه دلتنگیم رو به زبون میارم یعنی انقدر دوریت رو توی خودم ریختم که از نبودنت لبریز شدم.
برای من دلتنگی یعنی همین الان.
یعنی اگه امروز برای دیدنت به هر دری میزنم معنیش این نیست که هروقت یادم افتادی از دیدنت همینقدر خوشحال میشم. شاید اون روز خیلی دیر شده باشه.
این روزا میگذره، من تنهاییم رو با یه تنهایی بزرگتر عوض میکنم، اما تا ابد دلتنگ نمیمونم. آدم به همهچی عادت میکنه. حتی به تنهاییش، حتی به دلتنگیش...
👤پویا جمشیدی
@caption_lovee
نمیدونم شنیدین یا نه؛ میگن وقتی اسب بخواد از رودخونه رد بشه، اول آب رو گل آلود میکنه و بعد رد میشه! میدونین چرا؟
چون تصویر خودشو تو آب میبینه و تحت هیچ شرایطی پاشو رو اون تصویر نمیذاره چون فکر میکنه که هم نوع خودشه تو آب...
کاش ما هم اینجوری بودیم،رو دلهای همدیگه،شخصیت همدیگه، احساسات هم دیگه و روی کسانی که دوستمون دارند و شاید دوستشون داریم خیلی ساده پا نزاریم و رد شیم..!
@caption_lovee
یاد بگیرید همون موقع که لازمه باشید، یه دیقه بعد یه ساعت بعد یه روز بعد یه ثانیه بعد دیگه اون لحظه نیست
دستا سرد میشن، احساسات تهنشین میشن، طوفانا آروم میشن آتیشا خاموش میشن
آخرش فقط این به یاد میمونه که
به موقع بودی کنارم یا نه.
@caption_lovee
عاشق کبوتر بود. میگفت پرندهای وفادارتر از کبوتر نیست. رهایش که میکنی هرجا برود، خیالت راحت است که برمیگردد. فقط دو روز حواسش پرت شد، فقط دو روز فراموششان کرد. همهشان رفتند، همهشان گم شدند. او دانه میریخت، اما دیگر دیر بود! هیچ کدامشان برنگشتند. مشکل اینجاست. ما یادمان رفته هیچ تعهدی یک طرفه نیست. وفادارترین کبوتر هم برای ماندنش دانه میخواهد، توجه میخواهد، عشق میخواهد. هیچ کبوتری ناچار به ماندن نیست. هیچ کبوتری …
@caption_lovee
هوا را ميبينی ...؟
تكليفش با خودش معلوم نيست ...!
می بارد
نمي بارد ...
گرم است
سرد است ..
طوفان ميكند
می سوزاند ...
درست مثلِ "تو" !
يك ناپايداريه مطلق ...!!!
#علی_قاضی_نظام
@caption_lovee
