fa
Feedback
Mentorify Tips

Mentorify Tips

رفتن به کانال در Telegram

آرشیو مطالب کلیدی و نکات منتوریفای و تاپ تریدرزⓂ️ 🔰 Channel: @Mentorify 🔰 Insta: instagram.com/Mentorify 🔰 Group: @Mentorify_Support

نمایش بیشتر
1 978
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
این نکته آخر رو کامل ترش کنم تو پاراگراف آخر شما .. من الان دیگه خیلی ساده تر نگاه میکنم ، زمانی که دیدم همه چی خوبه منم خوبم ولی زمانی که ذهنم آشفته هست کافیه یک معامله به صورت مارکت اوردر باز کنم و وای از روزی که ضرر بشه و نتونم کنترل کنم شرایط رو اون موقع هست که سلسله اشتباهات میاد سراغ آدم .. فکر میکنم این برای همه اتفاق میوفته تو پیام نمیشه کامل اون حس رو رسوند و باید فرد بهش برسه واقعا تا بفهمه موضوع رو .. برای اینکه نگاهم ساده بشه راه سختی رو رفتم هزینه شو هم زیاد دادم و میگم نگاه ساده اونقدر هم ساده نبود فهمیدنش .. من الان مثل یک بچه هستم که سال هفتم زندگیش رو داره تو این دنیا میگذرونه .. انتظارم ولی از خودم بیشتر از سنم بوده خیلی موقع ها و همین باعث میشد اشتباه راه رو برم من از اول می‌دیدم میگن با روند همراه شو .. درکی نداشتم آدم بزرگا چی میگن تو این دنیای عجیب معامله گری ! فرقی بین پوزیشنی که به صورت استاپ یا مارکت باز میشد قائل نبودم ..! و اشتباهم عدم درک موضوعات ساده ای بود ،، که هیچ موقع فکر نمی‌کردم این راه حل من باشه ! من نگاه میکردم ولی نمی‌دیدم .. الان فقط به عنوان یک سر نخ بگم از قضیه .. بعد این مدت ستاپم طوری طراحی شده که تمامی ورود هام به صورت استاپ لیمیت هست .. و ورود مارکت رو حذف کردم ❤️

اینکه روانشناسی و خودشناسی مهمه رو همه جا میگن و همه هزاران بار شنیدیم و کاملا هم درسته. ولی خب منِ تریدر الان دقیقا باید چیکار کنم وقتی فهمیدم روانم توی معاملاتم شدیدا تاثیر گذاره ؟ میخوام تجربه ای که توی چندماه اخیر داشتم رو باهاتون به اشتراک بذارم شاید به درد کسی بخوره. بعد از مدت ها تمرین و بکتست ( من میگم مدت ها و شما میخونی رد میشی، جاهای مختلف دستی که باهاش ماوس میگیرم و با پد در تماسه پینه بسته 😁 )، راه خودمو پیدا کردم. فهمیدم که فعلا و احتمالا تا ابد قراره چارت رو به چه شکلی ببینم و یه ستاپ سودده خوب کشیدم از تلاش هام بیرون. چند هفته فوروارد تست دمو کردم و هی نتایج عالی تر از عالی. یه پراپ گرفتم و توی 6 روز کاری مرحله اول رو پاس کردم. تا نصف تارگت مرحله دوم توی 4 روز رفتم. و بعد داستان شروع میشه. یکی دو روز بد داشتم که کاملا منطقی بود و هیچ ایرادی تو کار نداشتم. یکی دو روز مشکلات خارج از بازار برام پیش اومد و ترید نکردم و بعد از بررسی متوجه شدم تو همون روزا حساب پاس میشد. و یک نکته : تو مرحله دوم ریسکم رو نصف کردم چون تارگت هم نصف بود و گفتم خب همون مقدار ریوارد رو اگه یه بار گرفتم بازم میگیرم. وقتی به نصف تارگت رسیده بودم یعنی اگه با همون ریسک مرحله 1 ادامه میدادم پاس میشد و تموم. این دوتا مسئله به همراه چندتا مشکل خارج از بازار، مغز و ذهن منو مورد عنایت قرار داد. حساب کمی رفت تو ضرر و لوپ ضرر واقعی برام شروع شد. 2 ماه تموم هرچی زور زدم نتونستم برگردونم سر به سر. هر آخر هفته بررسی که میکردم میدیدم عملکردم به شدت افت کرده. و اما نکته مهم برای خودم : ستاپ و نقاط ورود و خروج و مدیریت پوزیشن من، بیش از اندازه وابسته بود به تصمیمات لحظه ای و تجربی در حین ترید. و خب برام عین روز روشن بود که میتونم به تصمیماتم اعتماد کنم. وقتی یک ستاپی درصد بالایی از تصمیمات انسانی در لحظه رو میطلبه، هرچی تجربه بیشتر بشه و روان قوی تر، نتایج بهتر و بهتر میشه. ولی مگه من رباتم که همیشه با بهترین پرفورمنس بتونم اجرا کنم ؟ مگه قراره همیشه حالم خوب باشه ؟ موقع هایی که حس و حال و اعصابم اوکی بود، خیلی راحت سود میگرفتم و هرچقدر بیشتر تو سود میرفتم راحت تر میشد. ولی وای از روزی که تمرکز نداشته باشی، بیوفتی تو ضرر ..... خلاصه حرفم : روانشناسی و خودشناسی، خیلی فراتر از صرفا یه تارگت و استاپ روزانه و هفتگی گذاشتنه. برای من مرحله بعدی معامله گری اینه که بتونم دیتاهایی که از خودم و شخصیتم و نحوه واکنشم حین ترید به دست آوردم رو، به نحوی داخل " ستاپ " و " مدیریت پوزیشن" هم تاثیر بدم. مثلا منی که هم set and forget میکردم و هم ورود مارکت داشتم، وقتی حالم خوش نیس، یا توی ضررم، اصلا با ورود مارکت کاری نداشته باشم و فقط همون set and forget ها رو بزنم برم پی کارم. ( صرفا مثال )

برعکس کردن چارت هم فراموش نشع 😅

سلام عزیز تمامی دانش عزیزان رو با هم قاطی کردم ب دیدگاه شخصی تفریبن رسیدم امیدوارم بتونم حفظش کنم کمک ، نکته سمی اوستا عزیز🦅
سلام عزیز تمامی دانش عزیزان رو با هم قاطی کردم ب دیدگاه شخصی تفریبن رسیدم امیدوارم بتونم حفظش کنم کمک ، نکته سمی اوستا عزیز🦅 (برای مدتی چارت نگاه کنید ) کمک بزرکی بود یاداشت نکات اساتید خیلی کمک کننداس همینطور ژونال باعث میشه بفهمی اشتباه کارت کجاس کلا یاداشت کردن کمک کننده اس

آخرش من متوجه سبکت نشدم متین جان🤦، ولی خوش مینوازی عزیز🌹

برادرانه میگم صرفا برای اینکه گمراه نشین کلا مبحثی به اسم انگلف رو ببوسین بزارین کنار فوق العاده مبحث پیچیده و گمرا کننده ایه ظاهرا شما تیرکس هم کار میکنین اموزش اقای خاکستر کیلومترها با واقعیت بحث انگلف و پاکسازی سفارشات فاصله داره (دو سال پیش خودشون هم علنا توی کانالشون اعلام کردن) درباره انگلف اگه اشتباه نکنم قبلا توی همین گروه چندباری توضیح دادم علاقه داشتین سرچ کنین اگه پیدا کردین اون پیام ها رو بخونین

من تازه شروع کردم به گوش دادن این پادکست هایی که اوستای عزیز لطف کردن و فرستادن، توی همین ابتدای پادکست اول یه حرفی زد این استاد بزرگوار که به قول فرنگی ها بلو مای مایند و مغزمو منفجر کرد، من مدتها به این نکته فکر میکردم که چرا ما با اینکه روز به روز اطلاعات خودمون رو در مورد تحلیل و ترید و حتی روانشناسی و مدیریت سرمایه بالاتر میبریم باز هم انگاری که داریم پسرفت میکنیم و ترید هامون حتی بدتر هم میشه البته الانکه خیلی نه ولی قبلا این مشکل در مورد شخص من بسیار حاد تر بود و الان که این حرف رو شنیدم از این استاد انگار عین ابی گوارا بود که وسط بیابون در حال تشنگی خوردم یا رسیدن به جواب مساله ای که سال ها درگیرش بودم و حالا شک ندارم که این نکته نه تنها توی ترید که حتی توی زندگی شخصی من اثرات شگرفی خواهد گذاشت، برای همین خواستم روی این نکته خاص با نوشتن این پیام تاکید بگذارم و دوستان رو هم شریک کنم در این حس و در این اگاهی چون میدونم این مشکل نه تنها برای من که مشکل خیلی از دوستانه، و اون نکته و اون مشکل و جوابش این هست که چرا ما با اینکه اینهمه در یادگیری نکات جدید تلاش میکنیم باز هم انگار این نکات جدید نه تنها مارو پیشرفت نمیدن بلکه انگار سر در گم هم تر میشیم، و جواب این عزیز بزرگوار این بود که به طور مثال شما آیا درسته که توی یک قفسه یخچال مثلا یک گوشت خونی رو کنار کره یا پنیر بگذارید که خون اون گوشت بره داخل کره و اون رو غیر قابل خوردن بکنه، پس مطالب هم همینطور هستن، بدون دسته بندی بدون نظم دادن به مطالب در ذهن و بدون اینکه تعیین کنیم از هر مطالبی اساسا چقدر لازمه و جاش کجاست بدون شک ریختن مطالب بدون دسته بندی و بدون تعیین اولویت و اهمیت درون ذهن هیچ نتیجه ای به غیر مشوش کردن ذهن و دور شدن از هدف برامون نخواهد داشت، میدونید دقیقا شبیه بمباران ذهن با مطالب توی فضای مجازی علی الخصوص اینستا گرام هست و حتی همین مطالب جور وا جور در مورد ترید کردن در تلگرام و این گروه و اون کانال همین طور هستن، از طرفی ذهن ادمی انگار یه جور دلواپسی همراهش هست که میخواد همه مطالب رو ببینه و چک کنه به این علت که نگرانه که نکنه که یک مطلبی باشه من از دست بدمش و برام مفید بوده باشه، اما هواسش نیست اصلا که بابا تو اگر درگیر یک مطالب الان هستی پرداختن به موضوع دیگه همینی که الان داری میخونیشم خراب میکنه و دوما تو بدترین چیز برات میتونه پرداختن به مطالب سطحی و نشخوار گونه درون فضای مجازی مثل اینستا گرام و توییتر و تلگرام باشه، و من الان که دقت میکنم میبینم اتفاقا یکی از دلایلی که خود من به شخصه با پرداختن به این مطالب پشت سر هم رگباری درون این فضاهای مجازی حتی استرسم بالا میره به این علت هست که حتی خود ذهن من هم انگاری که به طور ناخودآگاه اینو میدونه که باید مطالب رو دسته بندی کنه ولی وقتی من نادانسته ذهنم رو با این مطالب پراکنده بمب باران اطلاعاتی میکنم خود ذهنم این استرس رو به عنوان یه آلارم برای من میفرسته که بابا بسه دیگه من توان هضم این همه مطلب رو ندارم و نمیتونم برای همه اینها یک جای مناسب پیدا کنم پس بس کن دیگه دارم منفجر میشم، شک ندارم که با همین اشارات دقیقا همه عزیزان به کنه مطلب پی بردن و فهمیدن که اولا چقدر این مساله عمیق و در عین حال مهم هست و دوما این که میدونم که پیدا کردن راه حلش هم برای هر کسی با توجه به خلق و خوی خودش کار سختی نخواهد بود چون این از اون دسته مسائل هست که با بیان و درک مشکل نه تنها نصف راه حل که بلکه نود درصد راه حل دستمون هست پس پیام رو طولانی نمیکنم و در نهایت فقط میگم اقا یه خورده این ذهن بنده خدارو در مقابل این بمباران اطلاعات به پدافند های قوی مجهز کنیم و اجازه ندیم زیر بار این بمب باران ها فلج بشه اونوقت هست که بدون شک پرفورمنس بسیار بهتری رو ازش خواهیم گرفت. شرمنده بابت پر حرفی ولی این نکته رو واقعا یه مساله حیاتی دیدم که خواستم بیانش کنم. به قول استاد و رفیق عزیزتر از جانم اوستای عزیز بزرگترین نعمت ادمی میتونه سکوت باشه. پاینده باشید و ارام وساکن. 🌺

با اجازه شما منم یک گوشه از فکرمو بگم من تو پادکستی که گوش دادم قبلاً راجب این موضوع بحث ، یه حرف جالبی میزد در اون کتاب ... بحث این بود ما تفکر مبارزه داریم و باید بریم سمت تفکر شناسایی حالا این مورد هایی که شما هم گفتی و منم خیلی وقتا دچارش میشم و همیشه سعی میکنم جلو شو بگیرم به نظرم تو دسته (طرز تفکر مبارزه ) قرار میگیره ما پوزیشن بیش از حد میگیریم چون طلب داریم از مارکت یا می‌خوایم گذشته رو جبران کنیم ... ما شهودی معامله میکنیم چون مارکت رو در مقابل خودمون میگیریم و می‌خوایم چیزی رو ثابت کنیم .. اون توانایی خودمون هست که در خودمون باور داریم ما میایم به هوای تارگت احتمالی تارگت اصلی رو نمی‌گیرم و میگیم ببین حالاااا تا کجا و میتونم بگیرم .. اینا میشه تفکر مبارزه ... ما دشمنی نداریم ، توهم داشتن دشمن باعث میشه از طرز تفکر شناسایی فاصله بگیریم یه جایی دیدم و خواندم که گفته بود حرف چیپ هست که بگیم بانک ها دنبال زدن استاپ ما هستن ... اونها کار خودشون رو انجام میدن .. و همین نظم و روتین آنهاست که استاپ مارو میزنه ...! طرز تفکر شناسایی دقیقا نقطه مقابل این موضوعه .. تو زندگی مثال بزنم : با همسرت بحثت میشه به جای اینکه سرش داد بزنی به این فکر کن که از صبح که سر کار بودی اون چه روزی داشته با چه افرادی سر و کار داشته چه خواسته های باعث شده اون حالت رو داشته باشه که نتیجه ی اون حس و حال ها الان داره خودشو به عنوان یک بحث با تو نشون میده ... این میشه شناسایی موضوع .. این میشه از بالا نگاه کردن به قضایا مثال بیشتر طولانی میشه بخوام بگم .. فقط نکته ی حرفم رو رسوندم به نظرم امیدوارم درکی از موضوع گرفته باشم @Avesta_Gharib

فایل جمع آوری شده از تیرکس یاکاموز عزیز. تمام نکات درمورد لانگ شدو و پیوت های تبصره ای

در مورد درک ماهیت بازار و رسیدن به نظریه و قطعیت که فرمودید بنده تا مدتی پیش با شما هم نظر بودم و میگفتم قطعا مارکت قطعیت دارد و افرادی مثل گن در مورد مارکت به یک نظریه علمی رسیده بودند. اما اکنون که کمی عمیق‌تر راجب تفکر سیستمی مطالعه کرده‌ام، فکر میکنم شاید شخصی بتواند مدلی با دقت 99.99% در پیشبینی حرکات قیمتی و زمانی بازار بسازد، اما نظریه‌ای با دقت 100% وجود ندارد و نخواهد داشت مگر اینکه از اطلاعات بدست آمده توسط نظریه هیچگونه استفاده مالی و اقتصادی توسط هیچ انسانی در جهان نشود، که این امر غیرممکن است. اگر بتوانم حرکات آینده بازار را 100% پیشبینی کنم و از این اطلاعات برای خرید و فروش در جهت آن استفاده کنم، دقت سناریوی مد نظر درصدی افت خواهد داشت و نظریه به مدل تبدیل میشود. حتی اگر تاثیر شخص من در بازار 100% را به اندازه 0.0000001 کاهش داده باشد. حال هرچه در تعداد و حجم بالاتر از نظریه استفاده شود، بیشتر به مدلی ناکارآمد تبدیل خواهد شد. به عبارتی اقدام من در لحظه حال آینده سیستم را عوض خواهد کرد. چون من جزئی از سیستم (بازار) هستم. هرچه هم سیستم بیشتر تغییر کند مدل من ناکارآمدتر میشود. نکته دیگر اینکه هرچه مدل‌های کارآمدتری طراحی و در بازار استفاده شوند، مارکت هوشمندتر میشود و شاید بتوانیم بگوییم IQ بازار بالاتر میرود. مدل‌های قدیمی‌تر نیز ناکارآمدتر میشوند.

درود عزیز بنده این ابزار را به عنوان یک ایده و ابزار خام، بدون مطرح کردن ستاپ معاملاتی و شیوه استفاده ارائه کردم. در نتیجه باید فلسفه آن را متوجه شوید و ببینید ایا به کار شما می‌آید یا خیر، و چه سیستم و ستاپی طبق ان میتوان طراحی کرد. خلاصه‌ترین توصیف از هدف ابزار: "نمایش مومنتوم بدون محدودیت کرانه سقف و کف" فرمول ابزار: اندازه "قیمت فعلی منهای قیمت 13 کندل قبلی" تقسیم بر 13. (تقسیم فاصله قیمتی طی شده بر زمان) همچنین در تنظیمات میتوانید 13 را تغییر دهید.

درود ووقت بخیر.امیدوارم حالتون عالی باشه.جناب کریمی دررابطه با دایورجنس زمانی (در بین دوره های متناسب با کامپوزیت) و اندیکاتور [TDV[shk که چگونه درحال شکل گیری و محاسبه ی چه چیزیه؟ مطالب مربوط رو لطفا توضیح بفرمایید،خیلی ممنونم🙏🌹 @shayankm

برای ادامه این حرف دوتا نکته هست که باید همیشه مد نظر باشه 1- کاری که باید انجام بشه در وقت خودش باید انجام بشه ( دیسیپلین ) 2- با توجه به شرایط فردی تصمیم گیری کنیم برای دومیه مثال بزنم : میگم چند صد هزار دلار نمیگم میلیون چون چند صد هزار هم برای من زیاده در حال حاضر .. برای رسیدن به این عدد لایف استایل و عادت هایی لازمه که باید بهش برسی اشتباه اینه خیلی ها میگن این عدد رو برسم عادت هام شکل میگیره خیر شما باید آمادگی شو پیدا کنین .. من یه فرد تو دهه چندم زندگیم هستم شرایط مالی فعلی بنده مثلا چطور هست .. چه مبلغی برای من مبلغ زیاد محسوب میشه چقدر باشه منو جلو میبره ، حتی یک پله ! نباید خودتون رو با فلان شخص که در ناف توکیو یا منهتن به دنیا اومده و فلان شرایط رو داشته یا مثلا چه امکاناتی داشته مقایسه کنین باید با توجه به شرایط فردی برنامه ریزی کنین و قدم بردارید و قدم بردارید ...! مهم ترین مرحله شروع هست و تا شروع نکنین خط پایان معنی نمیده باید مسیر رو طی کنین شروع کنین با کم با قدم های آهسته ولی شروع کنین در جهتی که میخواید برید کسی با فکر کردن جفت شش نمیاره باید تاس بندازه ! ❤️

وقتی زمان زیادی را صرف فکر کردن درباره‌ی اهدافتان می‌کنید (حساب میلیون دلاری) ولی وقت کافی برای طراحی سیستم‌های خود نمی‌گذارید، (بک تست سیستم معاملاتی) مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد (کال مارجییننن😅💔) خطی از کتاب عادت‌های اتمی

مرور فایلی بی نظیر را تقدیم شما خواهیم کرد که تا کنون در هیچ کجا مشابه ان را مشاهده نکرده اید و این حاصل زحمات اقایان نوید لیلاز / نادر اسدی / بهرام معرفی / میثم قره باقری و دکتر حمید صدری

قسمت نشد جلسات روانشناسی کلاب‌هاوس را تکمیل کنیم. اما به دوستانم پیشنهاد میکنم روی ذهن آگاهی وقت بگذارند و مطالعه و تفکر کنند. ما با ذهن خود یکی نیستیم اما به علت ناآگاهی از ذهن، خود را با آن یکی فرض میکنیم. بسیاری از مشکلات دوستان مثل طمع، ترس، خشم، رفتارهای تکانشی، خطاهای شناختی،... از طریق ذهن آگاهی قابل شناخت و کنترل هستند. برای مثال فردی که به دلیلی استاپ یا تارگت جا به جا میکند، در صورت ذهن آگاه بودن میتواند تمایلات ذهنی و افکار خود را در لحظه دیده، حتی برخی ریشه‌های ان تمایلات را ببیند و از تبدیل شدن ان تمایلات به رفتار جلوگیری کند و ترید را خراب نکند.

سلام تنبیه اضافی نمیخواد. اگر تکرار کنید مدام توسط خود بازار تنبیه میشید و ضررهای فراوان میبینید. وقتی مسئله را میدانیم باید با اراده برای حل ان اقدام کنیم. انجام هر فعالیت تنبیهی هم اراده میخواد، همان اراده را برای عدم تکرار اشتباه به کار بگیرید. چند سال پیش به دوستان میگفتم به عنوان تنبیه مبلغی را به خیریه بدید، یا مثلا یک هفته روزی n ساعت بدون انجام هیچ کار دیگری یا حتی چک کردن گوشی و سرچ در گوگل به چارت خیره شوید و بازار را دنبال کنید. اما الان فکر میکنم کسی که اراده کافی برای عدم تکرار اشتباه را ندارد، احتمالا اراده کافی برای انجام اقدام تنبیهی عبرت اموز را هم ندارد.

یه راه برای تنبیه کردن چیه ؟ میرسه به tp دست میزنم بهش یهو میره sl و به کرات اینو دیدم و نمیدونم چجور این طمع rr بالا رو حذف کنم از خودم 2 3 بار این کارو کردم خوب سود داد دیگه همون باعث شد همین طمعو کنم

مدیریت زمان خود یک مهارت است و میتوانید این مهارت را اصولی یاد بگیرید. به نوعی همگی ما زمان‌مان را مدیریت میکنیم اما میتوان این مهارت را بهتر یاد گرفت و تقویت کرد. قصد ندارم مجددا چند کتاب برای مدیریت زمان معرفی کنم. صرفا به معرفی دوره مدیریت زمان متمم بسنده میکنم، کتاب‌ها و منابع بیشتر هم در دوره معرفی شده‌اند: لینک دوره مورد بعدی این است که لیست بلندبالایی از کتاب‌ها را نوشته‌ام که هنوز فرصت نکرده‌ام مطالعه کنم. اما چکیده مفیدی از این کتاب‌ها را در متمم مطالعه کرده‌ام و اسامی برخی را برای مطالعه عمیق‌‌تر ان موضوع در اینده نوشته‌ام. هرچقدر هم زمان‌مان را به خوبی مدیریت کنیم، باز هم زمان و عمر نهایتا چند دهه‌ای زندگی ما برای یادگیری محدود است. در نتیجه باید یک مرجع یادگیری با کیفیت و مورد اعتماد داشته باشیم، که عمده مطالب مهم و کلیدی را از ان بیاموزیم و در زمان ما صرفه جویی کند. در قدم بعدی روی مطالب و موضوعاتی که از نظرمان واقعا لازم و کلیدی است و مطالب مرجع‌مان راجب انها برای ما کافی نیست، تمرکز کنیم و با مطالعه کتاب در انها عمیق‌تر شویم. مثلا اگر عمق دوره مدیریت زمان متمم برای من کافی نبود، به سایر منابع و کتاب‌های مدیریت زمانی که در پایان دوره متمم به انها اشاره شده برای مطالعه مراجعه میکنم. مرجع اصلی من و حداقل تا 4 سال آینده متمم است. فراموش نکنید متمم برای بسیاری از موضوعات مد نظر من مثل مهارت‌های نرم (Soft skills) مرجع است. اگر بخواهم هوش مصنوعی یا ترید یا... یاد بگیرم قطعا به دنبال مراجع دیگری خواهم گشت. نمونه دیگری از مراجع مفید مهارت فردی خارجی از نظر من: Lifehack.org

من يه مشكل ديگه دارم ، شما چطور فرصت ميكنيد اينهمه كتاب رو بخونيد ، نحوه مطالعه اتون چطوره