fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

رفتن به کانال در Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

نمایش بیشتر
1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
🔻غزلیات مولوی با صدای #احمد_شاملو موسیقی متن: #فریدون_شهبازیان @musicandcraft 👇
🔻غزلیات مولوی با صدای #احمد_شاملو موسیقی متن: #فریدون_شهبازیان @musicandcraft 👇

photo content

«قابیل» یا «هیتلر در جهنم» (در خلال جنگ جهانی دوم کشیده شده) «یَهُوَه از قابیل پرسید: "برادرت ‌هابیل‌ كجاست‌؟" او جواب ‌داد:
«قابیل» یا «هیتلر در جهنم» (در خلال جنگ جهانی دوم کشیده شده) «یَهُوَه از قابیل پرسید: "برادرت ‌هابیل‌ كجاست‌؟" او جواب ‌داد: "نمی‌دانم‌. مگر من ‌نگهبان‌ برادرم‌ هستم‌؟" یَهُوَه فرمود: "چه‌كار كرده‌ای‌؟ خون‌ برادرت‌ از زمین‌ برای انتقام‌ نزد من‌ فریاد می‌كند. حالا در روی زمین‌، ملعون‌ شده‌ای و زمین‌ دهان ‌خود را باز كرده‌ تا خون‌ برادرت‌ را كه تو ریختی، بنوشد. وقتی زراعت‌كنی‌، زمین ‌دیگر برای تو محصول ‌نخواهد آورد و تو در روی زمین‌ پریشان‌ و آواره‌ خواهی بود." قابیل به یَهُوَه گفت: "مجازات‌ من‌ بیشتر از آن است که بتوانم‌ آن‌ را تحمّل ‌كنم‌. تو مرا از كار زمین ‌و از حضور خود بیرون‌ كرده‌ای‌. من ‌در جهان‌ آواره ‌و بی‌خانمان ‌خواهم‌ بود و هركه‌ مرا پیدا كند، مرا خواهد كشت‌." یَهُوَه فرمود: "نه‌، اگر كسی تو را بكشد، هفت‌ برابر از او انتقام‌ گرفته ‌خواهد شد" پس‌ یَهُوَه نشانه‌ای بر قابیل گذاشت‌ تا هركه‌ او را ببیند، او را نكشد.» [پیدایش ۴: ۹-۱۵] © Cain, or Hitler in Hell, 1944. by George Grosz

روزهای ترانه و اندوه خواننده:فرامرز_اصلانی

photo content
+1

Repost from Pishgum-Archive
#مستند "یک روز از زندگی آندره آرسنویچ / One Day in the Life of Andrei Arsenevitch 1987" به کارگردانی #کریس_مارکر ***بعد از تب
#مستند "یک روز از زندگی آندره آرسنویچ / One Day in the Life of Andrei Arsenevitch 1987" به کارگردانی #کریس_مارکر ***بعد از تبعید خودخواسته تارکوفسکی، رفتن به سرزمین آنتونیونی و ساخت نوستالژیا، و بعد در جزیره فارو، نزد برگمان و ساخت ایثار، فیلمساز متوجه شد که به بیماری سرطان مبتلاست و واپسین ماه‌های حیات را در فرانسه گذراند.دولت روسیه اجازه خروج همسر و فرزند تارکوفسکی را صادر نمی‌کرد تا اینکه سرانجام‌ بعد از پنج سال، آنها به وصال رسیدند. کریس مارکر آن روز با دوربین خویش که چشم سومش محسوب می‌شد، این لحظه تاریخی و انسانی را جاودانی کرد.دیدن مستند "یک روز از زندگی آندری آرسنویچ" برای هر علاقه‌مندی به سینمای تارکوفسکی الزامی است.چند ماه بعد، تارکوفسکی از جمع ما رفت. مشاهده و دانلود این مستند با #ترجمه_اختصاصی

🎼ویدیوی اجرای خاتیا بونیاتیشویلی از آداجیو ۹۷۴ اثر باخ/ مارچلو @ThroughaGlassDarkly #موسیقی

🎼آداجیو ۹۷۴ اثر باخ/ مارچلو @ThroughaGlassDarkly #موسیقی

تم محزون و شبانه موسیقی فیلم «کاروانها»؛ اجرای ارکستر فیلارمونیک لندن | آهنگساز: مایک بات | آلبوم موسیقی متن فیلم سینمایی کاروانها(۱۹۷۸) | سبک: ساندترک،کلاسیک

تنها مصاحبه تلویزیونی موجود از ژرژ باتای درباره «ادبیات و شر» (۱۹۵۸) #مصاحبه

‍ ❑ فصلِ دیگر بی‌آن‌که دیده بیند، در باغ احساس می‌توان کرد در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد یأسِ موقرانه‌ی برگی که بی‌شتاب بر خاک می‌نشیند. ـ□  بر شیشه‌های پنجره آشوبِ شبنم است. ره بر نگاه نیست تا با درون درآیی و در خویش بنگری. با آفتاب و آتش دیگر گرمی و نور نیست، تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی در رؤیای اخگری. ـ□ این فصلِ دیگری‌ست که سرمایش از درون درکِ صریحِ زیبایی را پیچیده می‌کند.  یادش به خیر پاییز با آن توفانِ رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند!  ـ□ هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب، خاموش نیست کوره چو دی‌سال:  خاموش خود منم! مطلب از این قرار است: چیزی فسرده است و نمی‌سوزد امسال در سینه در تنم!  ‏۱۳۴۹ ■ از دفتر شُکفتن در مِه || ضمیمه: شعر با صدای احمد شاملو | موسیقی اسفندیار منفردزاده | کانال تلگرام احمد شاملو Telegram ■ Twitter

photo content

برای من شجریان و موسیقی سنتی نماد تمام این کش آمدن های سیاسی و اجتماعی هست که تو جامعه اتفاق می افته از اینکه 30 ساله داریم مذاکره هسته ای می کنیم از اینکه تمام تحولات اجتماعی ما کش میاد  تمام  لحظات ما کش میاد از سکس تا ابراز علاقه .... انگار همه چیز در این آتمسفر سنت ما کش میاد و عمر سوژه هاش مثل ذره ای در این نامتناهی هست که چون بعنوان " شخص مهم نیست "  عمرش و زمانش مهم نیست ...  نماد و  نشانه  تمام این  لحظات کش آمده این  عر زدن هاست که بعنوان تحریر موسیقی سنتی  میاد  و صدای   نهفته این نجاست امتداد یافته هست که خودش رو بعنوان پاکی و صداقت سنت مرتج نمایش می ده گاهی از شجریان و بقیه خواننده های سنتی بیشتر از آخوند ها بدم میاد ( البته نظر شخصی هست )

David Bowie I`m deranged

I’m Deranged Funny how secrets travel I’d start to believe if I were to bleed Thin skies, the man chains his hands held high Cruise me blond Cruise me babe جالب است چگونه راز ها منتقل میشوند دارم باور میکنم که باید جان دهم این آسمان باریک و مردی که دستانش را به زنجیر میکشد مرا اغوا کن بلوندِ من مرا اغوا کن عزیزم A blond belief beyond beyond beyond No return No return باوری بلوند در ماورا بدون بازگشت بدون بازگشت I’m deranged Deranged my love I’m deranged down down down So cruise me babe cruise me baby من پریشان حالم عشقم را دیوانه کردم و خود را نیز آشفته پس مرا اغوا کن , اغوا کن عزیزم And the rain sets in It’s the angel-man I’m deranged و باران بر زمین میبارد مانند فرشته یِ مذکر من پریشان حالم Cruise me cruise me cruise me babe مرا اغوا کن , اغوایم کن عزیزم The clutch of life and the fist of love Over your head Big deal Salaam Be real deranged Salaam Before we reel I’m deranged دشواری زندگی و مشقت عشق در ورای ذهن تو احترامِ بزرگ یک احترام آشفته پیش از آنکه به صف شویم و من پریشان حالم And the rain sets in It’s the angel-man I’m deranged و باران بر زمین میبارد مانند فرشته یِ مذکر من پریشان حالم Cruise me cruise me cruise me babe مرا اغوا کن , اغوایم کن عزیزم And the rain sets in It’s the angel-man I’m deranged و باران بر زمین میبارد مانند فرشته یِ مذکر و من پریشان حالم

موسیقی تیتراژ پایانی فیلم "بزرگراه گمشده" دیوید لینچ با صدای دیوید بووی سرگشتگی و سردرگمی فِرِد در طول خط مستقیم زمان را نشان می دهد.

آدم‌خورها - گویا © Cannibals, 1800. by Francisco Goya
+1
آدم‌خورها - گویا © Cannibals, 1800. by Francisco Goya

چهار هزار سال از خاموشی زبان سومری می‌گذرد. از خاموشی زبان گیل‌گمش، کهن‌ترین اسطوره مکتوب به جای مانده بشری. آنچه می‌شنوید خطوط ابتدایی گیلگمش است به زبان سومری که با لوت دسته بلند سومری نواخته می‌شود (کوک سل/سل / ر) مردی از اعماق تاریخ می‌خواند: در آن روزها، در آن روزهای بسیار دور، در آن شب‌ها، در آن شب‌های کهن، در آن سال‌ها، در آن سال‌ها که در گذشته‌اند، هنگامی که جهان آفریده می‌شد و هر چیز جای خود را می‌یافت هنگامی که طعم نان برای نخستین بار در معبد مقدس چشیدند و اجاق‌ها افروخته شدند، هنگامی که بهشت از زمین جدا گشت و زمین از آسمان جدا شد و مردمان خانه‌هایشان را یافتند ...

photo content
+1

photo content
+1