Abyss of Ideas
رفتن به کانال در Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
نمایش بیشتر1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
1 073
Repost from هزلیّات ،هجویّات ومطایبات
حکایت
احمقی ازکنار قبرستان عبور کرد،قبرخالی دید باخود خیال کرد می روم درقبر می خوابم ببینم نکیر ومنکر راست است؟ رفت و خوابید ،قافله رسید یک بار ازقبر درآمد قاطرها رم کردند ،بارها را انداختند ،مُکاری مرد را زیر چوب انداخت وبزد .چون به خانه آمد زنش گفت : کجا بودی که رخت هایت پاره وسرت شکسته ؟ گفت: من مرده بودم این حالت مرده است.زن گفت: درقبر وقیامت چه خبراست؟ گفت: اگر قاطرمردم را رم ندهی خبری اصلاً نیست.¹
_
1_کتاب مستطاب حمدان ونمدان ،میرزا مهدی بدایع نگار لاهوتی ،نسخهٔ خطّی محفوظ درامریکا ،برگ۶۲
💐🍃🍃@hazliatvahajviat
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
«بر خلاف کینگ کونگ که ساخته شده بود تا با بشر تعامل کند و حتی عاشقش شود، سهیمشدن در فضا با گودزیلا غیرممکن است. گودزیلا همانند تختهنگاریِ محرابِ ماتیاس گرونوالد است که بشر را در پرسپکتیو به تصویر میکشد اما هیولاها را مسطح و زننده...»
به بهانهی تماشای نسخهی جدید ژاپنی گودزیلا: «گودزیلا منهای یک» ساختهی تاکاشی یامازاکی
پیشنهاد میکنم متن جی هوبرمن با عنوان «گودزیلا: شعرگفتن پس از بمب اتمی» رو بخونید.
★★½☆☆
Godzilla Minus One (2023)
dir. Takashi Yamazaki
1 073
Repost from N/a
«فهم» نزد هایدگر
شما از کجا میدانید که هنگام راه رفتن در زمین فرو نمیروید؟ از کجا میدانید که برای عبور از دیوار باید از چیزی مثل در استفاده کنید و چرا برای خروج از خانه، خود را به دیوار نمیکوبید؟ شما نمیدانید. به سادگی انجامش میدهید. وقتی در کودکی توپ خود را به هوا میانداختید از کجا میدانستید به پایین برمیگردد؟ نمیدانستید اما مطمئن بودید و این اطمینان را اجرا میکردید. پدر بزرگ من هنگام آبیاریِ باغ، با بیل شیارها و مسیرهایی در زمین ایجاد میکرد تا آب از شیبها سرازیر شود و به تمام درختها برسد. او چگونه این را میدانست؟ او از «جاذبهی زمین» مطلقاً خبری نداشت اما از آن بهره میبُرد اما در عین حال به هیچ کدام از اینها فکر نمیکرد. ما همگی در هستیِ روزمرهی خود به سادگی راه خود را در جهان پیدا میکنیم و این راهیابی لزوماً نیاز به «علم» یا آنچه «شناخت نظری» مینامند ندارد. ما همگی به طرزی غریب، راه خود را در جهان بلدیم. حتی بیشتر، خود جزئی از نقشهی این راه هستیم و تا زمانی به شناخت نظری دست نیازیم ( کاری که همه قرار نیست انجام دهند و خیلیها هم تا آخر عمر انجام نمیدهند و این چیز بدی نیست) از جهان غیر قابل تفکیک هستیم. همین اکنون که مشغول نوشتنِ این سطور هستم، نه به گوشیِ در دست خود فکر میکنم و نه به تاکسیای که سوارش هستم و نه به مقصدم. بلکه به سادگی و بیهیچ شناختِ نظری، با جهان درگیرم. این آشناییِ بنیادینِ ما با جهان، این بلدبودگی که نه امری نظری بلکه اساساً عملی ( پراتیکی) و محصول تاریخ است، همان چیزیست که هایدگر «فهم» ( Verstehen ) مینامد و آن را اکیداً از شناخت نظری و علم ( science ) متمایز میکند. ما در شناختِ علمی، از جهان فاصله میگیریم و از بیرون ( به قول هایدگر از ناکجا) به آن به مثابه جوهر نگاه میکنیم، اجزاء، خصایص و اعراضاش را تفکیک و طبقهبندی میکنیم و به یک معنا از جهان، جهانزدایی ( de-world) میکنیم. اما ماجرای «فهم» بسیار متفاوت است. هایدگر از شباهتِ ver - stehen با vorstehen استفاده میکند و میگوید «فهم بنیادین انسان»، ایستادن ( stehen) در پیشاپیشِ ( vor) چیزهاست. فهم ( که شاید در انگلیسی بتوان intelligibility ترجمه کرد) حاصل مشارکت ما در و با جهان است. شاید بهتر باشد واژهی «حاصل» را حذف کنیم: فهم ما همان مشارکت و درگیریِ ما با و در جهان است. بنابراین ماهیتی پراتیکی و اجتماعی و تاریخی دارد و همهی ما از بدو تولد در آن غوطه خوردیم و بار آمدیم و «انسان» شدیم. هایدگر معتقد است که این فهم بسیار بیشتر و بهتر از علم، جهانیّتِ جهان را بر ما میشناساند. چرا که با واکاویِ این فهم بنیادین، جهان را از درونِ جهان مینگریم. نه چنانکه در علم رخ میدهد از ناکجایی در بیرونِ جهان. این واکاوی نیز همان چیزیست که هایدگر «هستیشناسیِ بنیادین» مینامد.
پینوشت: تفکیکِ مارکسی میانِ تفسیرِ جهان و تغییرِ آن ( که از فرط نقل و تکرار، مسخ و از معنا تهی شده) را باید در پرتوِ آنچه آمد فهمید. میتوان برنهادهی یازدهم را اینگونه ترجمه کرد: فیلسوفان تاکنون جهان را از بیرون و ناکجا به تماشا نشستهاند، مسئله اما در-جهان-بودن است.
https://t.me/bodkin123bursting
1 073
ای آینده از ما مپرس که هستید؟
و از من چه میخواهید؟
که خود نیز نمیدانیم
ای اکنون، کمی ما را تحمل کن
که ما چیزی جز رهگذران
با سایههای سنگین نیستیم...
برشی از شعر #محمود_درویش
ترجمه: #سعید_هلیچی
پ.ن۱: فردا ۱۳ مارس سالروز تولد شاعریست که بسیار دوستش میدارم
شاعری که شیفتگان فراوانی دارد، هم به خاطر شعرهایش
هم به خاطر کاریزمایش و هم صدای عجیب و تاثیر گذارش.
فردا سالروز تولد محمود درویش عزیز است.
پ.ن۲: به مناسبت تولد محمود درویش از ۱۳ مارس تا ۲۱ مارس تولد نزار قبانی تمامی کتابهای بنده در سایت شخصی بنده با تخفیف ارائه خواهند شد.
پ.ن۳: نشانی سایت: www.saeedheleichi.com
🍭 Download by Regainstagram
1 073
Repost from Do You Know | مجله ™
از اون همزمانیهای عجیب و غریب
خود رهبر ارکستر پراش ریخت :)
@Razcom
1 073
اشتباه کردم تویتر ساختم سر ۴۸ ساعت پشیمان شدم همین تلگرام هم بخاطر موزیک گوش دادن دوست دارم ( اینستاگرام از اول اشتباهه ) وگرنه هر جا بیشتر از سه نفر اونجا باشند قطعا جای خزعبلی هست ؛
(اون سه هم بخاطر هگل گفتم وگرنه همون بیشتر از یکنفر خزعبله 😁)
1 073
Armand-Louis Couperin
Pièces de clavecin٫ Op.1: N.1
L’Affligée٫ Svitlana Shabaltina
les maîtres du clavecin français
1 073
J. S. Bach - St Matthew Passion, BWV 244 (Bernstein) (1962) (sung in English)
🍭 Download by RegaYouTube
1 073
J. S. Bach - St Matthew Passion, BWV 244 (Bernstein) (1962) (sung in English)
🍭 Download by RegaYouTube
1 073
سه عنصر اساسی برنامه پدیدار شناسی روحی هگل
۱_ آنچه بناست شناخته شود نه تنها می تواند چیزی غیر تر ابژه نظری باشد بلکه حتی لازم نیست ابژه به معنای چیزی به طور محدود واقعی یا چیزی ممکن در جهان باشد و در واقع حتی لازم نیست خود جهان باشد بلکه شناخت می تواند درباره چیزی باشد که هم به وسیع ترین معنا واقعی است و هم با این حال از جهان و ابژه هایش قابل تمایز "شناخت بالفعل آنچه در حقیقت هست ( بند ۷۳)
۲_ اگر چنین باشد لزومی ندارد آنچه در " حقیقت هست " طبیعت یا متعلق به طبیعت باشد حتی در مقام Natura Naturata بلکه می تواند بصیرتی متافیزیکی باشد یا حتی شاید یکی از ابژه های فوق طبیعی و متعالی از جهان ؛
عاجل ترین وظیفه پروژه پدیدار شناسی روح این است که بفهمد چگونه قسمی معرفت شناسی شناخت فلسفی به تدریج بسط و تکوین می یابد
۳_ رویه پدیدار شناسی که در ابتدا مفروضات متافیزیکی را در پرانتز می گذارد و بعد با آزمونی انتقادی درباره اعتبار نسبی این مفروضات یا با کنار گذاشتن قطعی آنها ادامه می یابد ، ظاهرا این قضیه را به ویژه طبیعی جلوه می دهد که مقدم بر هرگونه شناخت حقیقی از آنچه در حقیقت هست ، باید به فهمی " درباره شناخت " ( بند ۵۴) رسید با توجه به دعاوی متافیزیکی بالقوه دانس، به نظر می رسد برای رهایی نظام منو از این دست دعاوی متافیزیکی بالقوه درباره دانش ، به نظر می رسد برای رهایی نظام مند از این دست دعاوی در آینده ، باید در پی " تمهیدات" ی ( اشاره به کتاب تمهیدات کانت) باشیم مانند آنچه کانت در نقد اولش ارائه کرد ، ارتباطی که هگل در کتاب منطق خویش Revolution der Denkunqsart [انقلاب در شیوه تفکر ] کانت طرح می کند و توصیف بعدی این منطق با هنوان " متافیزیک راستین" حاکی از این که نباید پدیدارشناسی را صرفا با " نقد عقل محض " به عنوان دهلیزی به این متافیزیک تلقی کرد بلکه باید باید آن را همچنین " رساله ای در باب روش " متافیزیک دانست
( خلاصه قسمتی از مقاله فولدا)
@abyssofideas
1 073
این والدین قاتل هستند که فلسفه را در زمانه فعلی و آینده زنده نگه داشته اند ! چرا انسان می تواند اینچنین بکشد و نظریه های سودمندی و ضد رنج را کاملا برعکس می کند ... خوی وحشی گری انسان خیلی عجیبه همان "خشونت خدایگانی" که والتر بنیامین می گه مثلا بجای کشتن یه نفر کل خانواده و نژاد طرفو از بین می بره مثل عذاب های یهوه !
در واقع یهوه و عذاب های الهی همان اعمال شنیع انسانی هستند که به برای توجیح شان انسان آنهارا به ماورای خودش ربط می دهد...
1 073
Repost from خبرهای فوری مهم 🔖
❌هشدار خبر دلخراش❗️
راز ناپدید شدن دختر مبتلا به اوتیسم در اصفهان فاش شد!
🔹 مادر این دختر اعتراف کرده، دایانا را به یک باغ متروکه در خارج از شهر برده و با چاقو او را کشته است.
🔹بعد هم جسدش را آتش زده و با انتشار آگهی ناپدید شدن دایانا، دنبال صحنه سازی بوده است.
✅ @Khabar_Fouri
1 073
این والدین قاتل هستند که فلسفه را در زمانه فعلی و آینده زنده نگه داشته اند ! چرا انسان می تواند اینچنین بکشد و نظریه های سودمندی و ضد رنج را کاملا برعکس می کند ... خوی وحشی گری انسان خیلی عجیبه همان "خشونت خدایگانی" که والتر بنیامین می گه مثلا بجای کشتن یه نفر کل خانواده و نژاد طرفو از بین می بره مثل عذاب های یهوه !
در واقع یهوه و عذاب های الهی همان اعمال شنیع انسانی هستند که به برای توجیح شان انسان آنهارا به ماورای خودش ربط می دهد...
1 073
این والدین قاتل هستند که فلسفه را در زمانه فعلی و آینده زنده نگه داشته اند ! چرا انسان می تواند اینچنین بکشد و نظریه های سودمندی و ضد رنج را کاملا برعکس می کند ... خوی وحشی گری انسان خیلی عجیبه همان "خشونت خدایگانی" که والتر بنیامین می گه مثلا بجای کشتن یه نفر کل خانواده و نژاد طرفو از بین می بره مثل عذاب های یهوه !
در واقع یهوه و عذاب های الهی همان اعمال شنیع انسانی هستند که به برای توجیح شان انسان آنهارا به ماورای خودش ربط می دهد...
https://t.me/Khabar_Fouri/377332
