Abyss of Ideas
رفتن به کانال در Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
نمایش بیشتر1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
1 073
🎼سمفونی شماره ۷ در لا ماژور، اُپوس ۹۲، موومان دوم اثر لودویگ فان بتهوون
@ThroughaGlassDarkly #موسیقی
1 073
در چارچوب اخلاقی دوزخ دانته گناه دو صورت دارد Forza " زور "( قدرت ) و Froda تزویر ( نیرنگ و مکر) ؛
و هر گناهی به انگیزه یکی از این دو جنبه سر می زند ، از نظر اخلاقی Froda " زور" فروتر از Froza " تزویر "هست ، زیرا کاربرد چهره پوشانی و پنهان کاری شناسایی آن را بعنوان شرارت مشکل می سازد ، از این رو جاذبه تخیلی بیشتری در Froza است ، همچنین فروزا و فرودا بخش اهریمنی بهشت گمشده ( میلتون ) را سامان می دهند ، هر دو به گونه متناظر به ترتیب در گفتگوی " مولک " و " بلعال " ( دو خدای بیگانه منفی عهد عتیق ) در کتاب دوم ظاهر می شوند ، " مولک " خواستار یورش به سمت آسمان با تمام نیروست و بلعال پیشنهاد پنهانکاری می دهد،
هر دو به گونه ای متناظر در برزخ بیهودگی ها یا بهشت ابلهان در کتاب سوم ( همین کتاب میلتون ) هم که سرشار از شخصیت هایی است که کوشیده اند با زور یا از راه خودکشی و یا با تزویر بر ملکوت آسمان چیره بشوند ،
در بررسی ادبیات ، به اصلی نیاز داریم که ماکیاولی آن را وارونه برگرفته بود ، آنچه در عرصه عمومی بد شمرده می شود در عرصه خصوصی سودمند است ، بدین روال فروزا و فرودا که دو عنصر بنیادی گناه هستند قاعدتا باید دو فضیلت بنیادی حیات انسان باشند ماکیاولی آن دو را در چهره شیر و روباه ( کتاب شهریار قسمت ۱۸ ) نمایانده هست ، یعنی زور و تزویر به یاری یکدیگر شهریار را توانایی می بخشند، بنابراین شگفت انگیز نیشت که ادبیات اروپا با ستایش این رو نیروزا شروع و شکل می گیرد: در ایلیاد خشم menis آشیل همان Forza ( ابتدای ایلیاد می گه : با من از خشم آشیل بگو! انتهای داستان آشیل بعد از کشتن هکتور در حال غذا خوردن با پریام ، اشک هایش پریام را می بیند و به یاد پدرش می افتد که طبق پیش بینی ها اگر هکتور را می کشت کشته می شد و بخاطر خشم نابهنگام اش و غمی که در آینده به پدر اش تحمیل می کند خودش هم گریان می شود ، در واقع ایلیاد با گریه های آشیل تمام می شود ) و اودیسه داستان فریب های Froda اولیس هست, از هملت تا اوتلو کل تاریخ ادبیات غرب چالش بین این دو نیرو هست ....
( نورتوپ فرای _ مائده های،آسمانی _ توضیحات داخل پرانتز از خودم 😁 )
@abyssofideas
1 073
پونی ها می دوند، دختران جوان هستند،
شانس برای شکست دادن وجود دارد.
شما مدتی برنده می شوید، و سپس تمام می شود -
برد کوچک شما
و اکنون برای معامله احضار شد
با شکست شکست ناپذیر تو،
تو طوری زندگی میکنی که انگار واقعیه
هزار بوسه عمیق.
دارم کلاهبرداری میکنم، دارم درست میشم،
من به خیابان بوگی برگشتم.
کنترل خود را از دست می دهید و سپس می لغزید
به شاهکار.
و شاید من کیلومترها رانندگی داشتم،
و قول می دهد که نگه دارد:
همه چیز را کنار می گذاری تا زنده بمانی،
هزار بوسه عمیق.
و گاهی که شب کند است،
بدبخت و حلیم،
دلمان را جمع می کنیم و می رویم،
هزار بوسه عمیق.
محدود به رابطه جنسی، ما علیه آن فشار آوردیم
حدود دریا:
دیدم هیچ اقیانوسی نمانده است
برای لاشخورهایی مثل من
به عرشه جلو رفتم
من ناوگان باقیمانده ما را برکت دادم -
و سپس رضایت داد که ویران شود،
هزار بوسه عمیق.
دارم کلاهبرداری میکنم، دارم درست میشم،
من به خیابان بوگی برگشتم.
من حدس می زنم که آنها هدایا را رد و بدل نخواهند کرد
که قرار بود حفظش کنی
و سکوت فکر توست
فایل روی شما کامل می شود،
به جز کاری که فراموش کردیم انجام دهیم،
هزار بوسه عمیق.
و گاهی که شب کند است،
بدبخت و حلیم،
دلمان را جمع می کنیم و می رویم،
هزار بوسه عمیق.
پونی ها می دوند، دختران جوان هستند،
شانس برای شکست دادن وجود دارد...
( ترجمه هوش مصنوعی )
1 073
Repost from Classical Music
«لئونارد کوهن»
(هزاران بوسهی عمیق)
عبارت هزیمت شکستناپذیر در این شعر بسیار پرمعناست که در رابطه با این عبارت کوهن میگويد: «هر کسی زمانی میفهمد که در راهی که از زندگی میخواسته است قرار ندارد، زندگی احساسی همچون شکست را القا میکند، اگر خوششانس باشید بعدها میفهمید که هیچ کسی در راهی از زندگیاش که میخواسته قرار ندارد، میفهمید که نمیتوانید زندگیتان را کنترل کنید، چرا که اگر میتوانستید یک زندگی متفاوتی را پیش میگرفتید، درک این موضوع که نمیتوانید چیزی را کنترل کنید اولین یادآوری شکست است. مرحله بعد آن است که درک کنید که بایست در آن زندگی کنید چنانچه زندگیتان واقعی است، همچنانکه مدیری هستید و همچنانکه انتخابهایتان به نتایجی منجر میشوند که قابل پیشبینی هستند. زندگی انتخاب است، بنابراين بایستی ادامه دهیم به ساختن این انتخابها، انتخابهایی که واقعی هستند که ما میتوانیم کنترلش کنیم. اما درک عمیقتر آن است که شما این صحنه را نمیپیمایید و زندگیتان را فقط زندگی ميکنيد، هزاران بوسهی عمیق و اینگونه عبارت را تفسیر میکنم که شما بایست این پیشه و تسلیم را قبول کنید. این تصمیم هم تحت کنترل شما نیست، ميتوانيد تصور کنید که آگاهید از آنچه که در آن هستید، اما قبل از تجربهی عملی تسلیم، شما شکل آن را نمیتوانید دریابید.»
منظور اصلی شعر و تفسیر کوهن احتمالا این رو میرسونه که ما هیچگاه نمیتونیم در نتایج تاثیر کامل داشته باشیم. این شعر به «ساندی مریمان» تقدیم شده است. ساندی یک زن آمریکایی مبتلا به سرطان بود که زندگیاش رو با خودکشی خاتمه داد.
✅ @ClassicMusic3
1 073
آلبوم قطعاتی از شوپن
خاتیا بونیاتیشْویلی
🎼 Chopin Works for Piano | 2012
▫️ Khatia Buniatishvili
1 073
یه شوخی در مورد ایبسن😁
حالا کلا این چرا اینجوری می نوشت؟! یا خیلی فاز
اجتماعی دارد یا کلا میزنه تو راز و رمز!
@abyssofideas
1 073
«[هراکلیتوس] یکی از باستانیترین استادان ماست که حقیقت را مدتها قبل از تولد خدا کشف کرد، پیش از آنکه ایمان مسیحی مانند اکنون وجود داشته باشد.»
- مایستر اکهارت
