Abyss of Ideas
رفتن به کانال در Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
نمایش بیشتر1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
1 073
Repost from Itzhak Perlman | Classical Music
💽 Album: Bach, JS: Violin Concertos & Double Concertos
👤 Artist: Itzhak Perlman
📅 Date: 2015-09-25
🎧 Tracks amount: 18
1 073
Repost from موزه لوور | The Louvre
هاجر در بیابان؛ 1835
کامیل #کورو
موزه متروپولیتن، نیویورک
@TheLouvre
1 073
Surrexit Dominus (Responsorium Breve)
By: Capella Gregoriana Easo
Album: Pange Lingua
#Anonymous (~1300)
#Medieval (450-1420)
@DonaNabisPacem
1 073
🎧 Intoxicated ( سرمست)
📅 2020/07/17 06:05:23
💾 2.58 MB
🕑 02:48
#موسیقی_فارسی
@RastaaArt
Circle Band & Shahab Baradaran
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
«این یهودای اِسخَریوطی است که سر در کامِ شیطان و پای در بیرون دارد.» [کمدی الهی، دوزخ]
سرِ شیطان در اینجا سه تا صورت داره؛ غضب، کینه و جهل.
◾️by Giorgio Kienerk (1869-1948)
◾️by Francesco Scaramuzza (1803-1886)
1 073
«کلود دبوسی»
کانتات (فرزند ولگرد)
این کانتات ابتدا در پرلود ارکستر آغاز میشود. لیا، مادر آزائل از دوری فرزندش گله میکند. با آنکه جشنی برپا میشود لیا به جهت اندوه خود از جشن کناره میگیرد.
آواز محزونی که لیا در ابتدای کانتات میخواند بسیار معروف است. آنگاه شوهرش سیمئون لیا رو به جشن میخواند اما لیا استنکاف میکند. در این اثناء جوان سرگشتهای در کوچه دیده میشود لیا متوجه میشود که این جوان آزائل فرزند ناخلف اوست که اکنون پس از حیف و میل مال پدر بازگشته است. آزائل آوازی در بیان پشیمانی خود میخواند و لیا او را نزد سیمئون میبرد و او هم از تقصیر پسر میگذرد و در پایان کانتات هر سه به درگاه خداوند ستایش میکنند.
موسیقی دبوسی در این اثر فوقالعاده حساس و ملودیک است و موسیقی خودش رو تحت تاثیر سبک ژول ماسنه ساخته، تصدیق کردند بین داوطلبان جایزه رم هیچکس به دقت، ظرافت و قدرت دبوسی کانتات نساخته و نهایتا در ژوئن ١٨٨۴ جایزه بزرگ رم به دبوسی اهدا شد.
ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت، آلمان، به رهبری، گری برتینی
سوپرانو: جسی نورمن در نقش لیا
تنور: خوزه کارراس در نقش آزائل
تنور: فیشر دیسکاو در نقش سیمئون
🎼🎼🎙
🆔 @ClassicMusic3
1 073
Repost from Classical Music
«کلود دبوسی»
(فرزند ولگرد)
این کانتات روایتی است در باب پانزدهم انجیل لوقا «مردی دو پسر داشت، پسر کوچک روزی از پدرش خواست که سهمالارث او را بدهد و چون مال را گرفت خانواده را ترک کرد و در شهرهای دیگر به عیش و عشرت پرداخت و سرمایه خودش رو تلف کرد. چون کارش به افلاس کشید از کرده خود پشیمان شد و بار دیگر نزد پدر آمد و بهش گفت که گناه کردهام و دیگر شایسته آن نیستم فرزند تو خوانده شوم، مرا چون یکی از مزدوران خود بپذیر. اما پدر او را در آغوش کشید و بوسید و به اهل خانه گفت شادی کنیم که فرزند ما باز آمده است.
پسر بزرگ پدر در مزرعه بود، چون به خانه رسید و بساط سرور و شادمانی دید و دانست بخاطر برادر کوچکش برپا شده خشمگین شد و به پدر گفت من سالها به تو خدمت کردهام و از فرمان تو سر نپیچیدهام، تو هرگز بزغالهای به من ندادی تا با دوستان خود شادی کنم. اما چون این پسرت که اموال تو را تلف کرده باز آمد و برای او گوساله ذبح کردی و جشن گرفتی! پدر گفت: ای فرزند تو همیشه با من بودی و آنچه مال من است مال تو هم است اما باید شادمانی کرد و مسرور شد که برادرت مرده بود و زنده شد، گم شده بود و باز آمد.»
🆔 @ClassicMusic3
1 073
We passed upon the stair
We spoke of was and when
Although I wasn't there
He said I was his friend
Which came as a surprise
I spoke into his eyes
I thought you died alone
A long long time ago
تو راه پله به هم برخوردیم، راجع به قدیما و گذشته حرف زدیم
هر چند که من پشتش نبودم، ولی گفت که من رفیقشام
که این خیلی برام عجیب بود
[انگار] داشتم با چشمهاش حرف میزدم
(خطاب به دوستش) "فکر کردم خیلی وقت پیش تو تنهایی خودت مُردی"
Oh no, not me
We never lost control
You're face to face
With the man who sold the world
(دوستش جواب میده) "اوه، من نه…
ما هیچ وقت کنترل خودمون رو از دست ندادیم
تو با کسی طرفی
که دنیا رو فروخت"
I laughed and shook his hand
And made my way back home
I searched for form and land
For years and years I roamed
I gazed a gazeless stare
We walked a million hills
I must have died alone
A long, long time ago
خندیدم و باهاش دست دادم
راهم رو گرفتم و رفتم سمتِ خونه
راه افتادم دنبال یک جایی، هرجا که بشه
سالهای سال واسه خودم پرسه زدم
همینطور مات و مبهوت و خیره بودم
قدِ یک میلیون تپه رو با هم پشت سر گذاشتیم
من باید خیلی وقت پیش
تــو تنهایی مُرده باشم
Who knows?
Not me
I never lost control
You're face to face
With the man who sold the world
کسی چه میدونه؟ من نه…
من هیچوقت کنترلم رو از دست نمیدم
تو رو در روی مردی هستی
که دنیا رو فروخت
1 073
Rossini: Overture to Guillaume Tell
Conductor: Herbert von Karajan
Berlin Philharmonic Orchestra
1975
1 073
Repost from N. Shoushtari
وقتی شما با واقعیتی مخالفت میکنید از سه حالت خارج نیست:
۱-یا نادانید: جاهل به منفعت خويش (يعني به منفعت خود آگاهي نداريد و نمیدانید که اگر واقعیت را بپذیرید سود میبرید؛ همچون حالتی که ندانید ده سکه طلا از یک سکه طلا ارزشمندتر است: سفیهان، ابلهان، احمقان، لافزنان، نامطیعان والدین).
۲-یا مغرضید: کاسب منفعت روانی (يعني از غرضورزيتان منفعت رواني میبريد و بخشی از روان شما ارضاء میگردد؛ همچون حالتی که ترجیح میدهید کسی شکست بخورد تا دریابد که نصیحتهای شما درست بوده و او گوش نکرده است، یا حالتی که ناکام بودهاید اما خود را مستحق پیروزی میدانستید، اینک دوست دارید با پندهای ناصواب دوستتان نیز ناکام گردد تا با هم برابر شوید تا احساس کمبود نکنید: غمازان، مغرضان، حاسدان، بخیلان، بدخواهان، مبدعان شر، خبیثان).
۳-یا شیادید: محصل منفعت مادی (يعني از مخالفت با واقعيت سود مادي ميبريد و پول یا مقامی به دست میآورید؛ همچون حالتی که گردنبند حلبی را رنگ میکنید و به عنوان گردنبند طلا میفروشید: کلاهبرداران، شیادان، دزدان، قلابان، خیانتکاران، سالوسان).
#اشارات_و_تنبیهات
#اشارت_اول
@NourollahShoushtari
1 073
.
وقتی وسط کنسرت ونکوور، یه نفر به شوخی داد میزنه:
"محسن، از ابی بخون"
و #محسن_نامجو هم "پیچک" رو میخونه:
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
حالا راه تو دوره
دل من چه صبوره
کاشکی بودی و میدیدی
زندگیم چه سوت و کوره
@Moosighi_popular
--------------------------
💬 264 | ❤️ 14743
🔗 Download by Regainstagram
