Abyss of Ideas
رفتن به کانال در Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
نمایش بیشتر1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
1 073
هگل بعد از انتقاد از درون بودگی و کافی نبودن آگاهی سوبژکتیویته کانتی و ستایش از " آگاهی عقلانی " در فیشته که به نوعی حتی ی شود فت پروژه پدیدار شناسی روح هگل در واقع پیاده سازی آگاهی عقلانی فرشته بود ... در اینجا با کلامی پیامبرگونه می نویسد : برای رسیدن به ایده آل باید واقعیت جهان را به تعبیری در هم شکست!
1 073
My head was warm, my skin was soaked
I called your name till the fever broke
When I awoke, the moon still hung
The night, so black that the darkness hums
I raised myself, my legs were weak
I prayed my mind be good to me
An awful noise filled the air
I heard a scream in the woods somewhere
A woman's voice, I quickly ran
Into the trees with empty hands
A fox, it was, he shook afraid
I spoke no words, no sound he made
His bone exposed, his hind was lame
I raised a stone to end his pain
What caused the wound? How large, the teeth?
I sure knew eyes were watchin' me
The creature lunged, I turned and ran
To save a life I didn't have
Dear, in the chase, there as I flew
Forgot all prayers of joining you
I clutched my life and wished it kept
My dearest love, I'm not done yet
How many years? I know I'll bear
I found something in the woods somewhere
1 073
ارجاع هگل به اندیشه صوفیه در مورد خداوند که خدا کثیر الاسما هست ، برای انتقاد و نشان دادن اینکه ذهن و اندیشه کرانمند نمی تواند در جهت امور نامتنهایی بی اندیشد و صفت های محدود خودش را به آن نسبت بدهد ....
( دانش نامه علوم فلسفی _ هگل)
1 073
اندیشیدن به مرگ با " مرگ اندیشی " فرق داره انسان در روزمرگی همیشه فکر می کنه مرگ برای دیگری هست بقول اون شاعر قرون وسطی " انسان زمانی که بدنیا می آید می تواند بمیرد! " ....ما خیلی وقت ها در مورد تصادف بیماری آب و هوا ...فکر می کنیم ولی در مورد مرگ نه ، قسمت دوم کتاب هستی و زمان هایدگر فقط در مورد مرگ و مسئله زمان هست ...چه چیزی ازش در میاد ، قرار نیست چیزی ازش در بیاد چون فکر کردن به عدم هست ما در اوایل مواجه با مرگ عزیزان گریان هستیم ولی در مراسم ها در مواجه با قبر فرد خودمان را تسکین می کنیم این تنش مواجه با مرگ خیلی ثمرات داره مثل اثار کاراواجیو یا پیکاسو ...یا در زندگی سیاسی و اجتماعی، خیلی از حرکات مرگ آور یا مرگ اندیشانه رو بخاطر اینکه در جامعه جدید تصور خام و پورنوگرافی از جسم انسان داریم به خشونت و مرگ می انجامد چون مرگ برای جامعه امروز تهش یکسری حذف حیوانی هست ..هایدگر اردوگاه آشوویتس رو با یه کارگاه صنعتی تولید و امحای گوشت مقایسه کرده بود اونو از ثمرات فکر صنعتی در مورد انسان میدونست
1 073
Repost from فلسفه در مستراح
🔸گفتوگوی لیزا تامپسون با اسلاوی ژیژک دربارهٔ کتاب جدیدش، «خداناباوریِ مسیحی: چگونه یک ماتریالیستِ واقعی باشیم»
💬مخالفانِ من میگویند که من هیچ مفهومِ جدیدی ندارم، و صرفاً یک ایده را از ساحتی به ساحتِ دیگر میبرم. و شاید که حق با آنها است! اگر یک کار باشد که من آن را خوب انجام بدهم احتمالاً این است که چیزها را بهشیوهای غیرمعمول در کنارِ همدیگر بگذارم. مثلِ پروژهٔ جدیدم که ایدههایی از فیزیکِ کوانتومی را بهکار میبندد برایِ اینکه چگونه تاریخ را بخوانیم. مردم چیزهایی میگویند (احمقها، نه مردمی مثلِ من و تو) دربارهٔ اینکه گذشته مشخص و متعین شده و آینده گشوده است. نه! گذشته را میتوان بینهایت بازسازی کرد و چه بسا این آینده است که مشخص و متعین است (چرا که همه چیز، از سیاست گرفته تا محیطِ زیست، پوچ و محکوم به نابودی است). اما نکتهٔ مهم این است باید از جایی که اکنون هستیم شروع کنیم. ما میتوانیم گذشته را بارها و بارها از لحظهٔ اکنون از سر بگیریم اما آینده محکوم به نابودی است.
🔹Source: Bloomsbury.com - Apr 12, 2024
🔻دریافت PDF 🔻
1 073
خیلی چیز هارو هایدگر از هگل الهام گرفته ولی این یکی کپی اش تو مقدمه هستی و زمان هست 😁
( کتاب دانشنامه علوم فلسفی _ هگل)
1 073
Repost from N/a
" مارکس اگر به عنوانِ فیلسوفِ محض مورد مطالعه قرار گیرد، دارای معایبِ مهمّیست. بیش از حد، عَمَلیست و بیش از حد گرفتار مسائل عصرِ خویش است. نظرش به این سیّاره و در حدود همین سیّاره نیز، به انسان، محدود میشود. از زمان کوپرنیکوس به بعد معلوم و مبرهن شده است که انسان اهمیّت کیهانیای را که سابقاً بدان میبالید ندارد. هر کس که این حقیقت را به خوبی درنیافته باشد، حق ندارد فلسفهی خود را علمی بنامد."
برتراند راسل - تاریخ فلسفه غرب
" برخی فیلسوفان ( یا هر چه میخواهید بنامیدشان) دچار چیزی هستند که میتوان آن را loss of problems ، «فقدان مسئله» نامید. آنوقت همهچیز به نظرشان کاملاً ساده مینماید و چنین نمینماید که دیگر هیچ مسئلهی عمیقی وجود داشته باشد. جهان وسیع و مسطح میشود و هرگونه عمقی را از دست میدهد؛ و آنچه مینویسند بینهایت سطحی و مبتذل میشود. برتراند راسِل و ه. ج. وِلز دچار چنین چیزی هستند."
ویتگنشتاین
برگهها ( Zettel)
ترجمهی مالک حسینی
https://t.me/bodkin123bursting
1 073
احتمالا آخرش در مورد دادن دُنگ کافه به نتیجه فلسفی می رسند😂 این انگلیسی ها هم ملتو خوب گیر آوردند ، تحلیلی ، تجربه گرایی ، فایده گرایی ...انگار یه دلال معاملات ملکی فلسفه ببافه 😁
https://t.me/tekhnetechnology/762?single
1 073
جهان از وقتی اژدها و حلقه های قدرت ، جادو و جادوگری اش رو از دست داد خیلی کسل کننده شد و برکت ازش رفت :)))
