Abyss of Ideas
رفتن به کانال در Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
نمایش بیشتر1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
1 073
فردا. فردا و فردا می خزد با گام های کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته یِ طومار هر دوران ؛
ما دیوانگان را جز نشانی از غبار اندوه راهِ مرگ و میر ، زندگانی هیچ الا سایه ای لغزان و بازی پیشه ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ!
زندگی افسانه ای ست کَز لبِ شوریده مغزی گفته آید سر بع سر خشم و خروش و غرش و غوغا ، لیک بی معنا
( مکبث پرده پنجم_ صحنه پنجم ترجمه داریوش آشوری)
1 073
«...it is a tale Told by an idiot, full of sound and fury, Signifying nothing.»
**************
Macbeth, consumed by ambition and blinded by power, reflects on life’s fleeting nature after the death of his queen and the collapse of his kingdom. In his...
🔗 eternal.etherea
📲 @instatoolboxbot
1 073
Sonata No. 2 in G Minor, Op. 6_ I. Grave adagio
By: Zero Emission Baroque Orc
Album: Italian Baroque_ The Instrumental Edition, Vol. 1
#Adagio
#Instrumental
#Albinoni (1671-1751)
#Baroque (1600-1750)
@DonaNabisPacem
1 073
Repost from کتابخانه جامع
مکبث
ویلیام شکپیر
ترجمه : داریوش آشوری
با پی گفتاری از دکتر بهرام مقدادی
1 073
مالکوم از قول رایت مینویسد: "این انتقاداتِ تند و تیزِ سرافا بود که ویتگنشتاین را واداشت تا دیدگاههای پیشینِ خود را رها کند و به مسیرهای تازه روی آورد. او گفت بحثهایش با سرافا از او درختی ساخت که تمام شاخههایش را بریده بودند. اینکه این درخت دوباره سبز شد، ناشی از سرزندگیِ خودِ او بود."
در جریانِ جنگِ جهانیِ اول، ویتگنشتاین به یک نمودار در مجلهای برخورد که دنبالهای از رویدادهای احتمالی در تصادف اتومبیل را نشان میداد. [ در نگاه او] این تصویر چونان یک گزاره عمل میکرد: یعنی بهمثابه توصیفی از وضعیّت. کارکردی که این تصویر از طریقِ همخوانی میان اجزای خود و چیزهای موجود در واقعیت به دست آورده بود. با وارونهسازیِ این قیاس، میتوان گفت گزاره به دلیل وجودِ نوعی همخوانیِ مشابه میان اجزای آن و جهان، بهمثابه تصویر یا نقشه عمل میکند: نحوهی ترکیبِ اجزای گزاره — ساختار آن — ترکیبی ممکن از عناصر در واقعیت را نشان میدهد، وضعیتی ممکن از چیزها. مالکوم پس از شرحِ همین واقعه به شیوهی خود، ادامه میدهد و میگوید این نظریه «بهطور ناگهانی» در یک روز که ویتگنشتاین و سرافا در قطار مشغولِ صحبت بودند، نابود شد:
وقتی ویتگنشتاین اصرار داشت که گزاره و آنچه توصیف میکند باید دارای «شکل منطقی» و «کثرتِ منطقیِ» همسان باشند، سرافا با حرکتی که برای ناپلیها معنایی شبیه انزجار یا تحقیر داشت، نوکِ انگشتِ خود را به زیرِ چانهاش کشید و پرسید: «شکل منطقیِ این حرکت چیست؟» مثال سرافا باعث شد اصرار بر این که گزاره و واقعیّتِ موصوفش باید دارای «شکلِ» یکسان باشند، در نگاه ویتگنشتاین مضحک جلوه کند. این مثال توانست او را از تصوّری که گزاره باید به معنای واقعیِ کلمه «تصویری» از واقعیتی باشد که توصیف میکند، رها سازد.
از مقالهی:
Towards a Marxian use of
Wittgenstein
Ferruccio Rossi-Landi
1 073
یه شوخی فلسفی ادبی هست که می گن ؛ بهترین نویسنده چه کسی بوده ؟ می گن : نويسنده های کتاب مقدس چون همه فکر کردند اینها گفته یه موجود فرازمینی هست !
قضیه روایت بورخس از خدا هم همینطور ؛ اسپینوزا در رساله الهی سیاسی اش براساس زبان شناسی و مسائل تاریخی اثبات می کنه که پنج کتاب تورات و بقیه کتاب ها حاصل جمع آوری زمان عذرا هست و نه نوشته موسی ... اینجا هم بورخس میاد براساس تصور نویسنده ها در دوران های مختلف از خدا ، اونو توصیف می کند ...
( البته اسپینوزا تکفیر می شود و در تکفیر نامه اش نوشته بودند که هیچ یهودی حق ندارد از فاصله دو یا سه متری اش رد بشود بعد از مرگ اش هم شبانه نبش قبر اش می کنند و جسدش را گم و گور می کنند )
1 073
یه شوخی فلسفی ادبی هست که می گن ؛ بهترین نویسنده چه کسی بوده ؟ می گن : نويسنده های کتاب مقدس چون همه فکر کردند اینها گفته یه موجود فرازمینی هست !
قضیه روایت بورخس از خدا هم همینطور ؛ اسپینوزا در رساله الهی سیاسی اش براساس زبان شناسی و مسائل تاریخی اثبات می کنه که پنج کتاب تورات و بقیه کتاب ها حاصل جمع آوری زمان عذرا هست و نه نوشته موسی ... اینجا هم بورخس میاد براساس تصور نویسنده ها در دوران های مختلف از خدا ، اونو توصیف می کند ...
( البته اسپینوزا تکفیر می شود و در تکفیر نامه اش نوشته بودند که هیچ یهودی حق ندارد از فاصله دو یا سه متری اش رد بشود بعد از مرگ اش هم شبانه نبش قبر اش می کنند و جسدش را گم و گور می کنند )
1 073
یه چیزی می خوندم از ژیژک قبلا نوشته بود " ایوب اولین منتقد ایدئولوژی بود 😁"
قضیه اش این هست که ایوب سه تا دوست داره بعد از قرار داد خدا با شیطان، شیطان بهش عذاب هایی وارد می کنه ، بعد این سه تا دوست ایوب میان پیشش هر کدام می خوان ایوب رو متقاعد کنند که عذاب هایی که بهش وارد شده حق اش هست ، ایوب ولی اصرار داره حق اش نیست !
یکی بهش می گه قبلا گناه کردی ، ایوب می گه نه یکی می گه احتمالا کفر گفتی...هر کدام از این سه تا میان عذاب هایی که به ایوب وارد شده رو توجیه کنند مثل توجیه کنندگان ظلم های بی دلیل حاکمان سیاسی .... و در همه اون حالت ها ایوب نمی پذیره که گناه کرد...ایوب تا آخر مقابل ایدئولوژی خدا می ایسته
(این سه تا آدم سمج همیشه همراه مصیبت های آدم تو محاکمه و قصر کافکا حضور پررنگی داره! کلا هر داستان یا روایتی که دیدید سه نفر آدم سمج و متصل بهمدیگه هستند یاد اون سه تا دوست ایوب بی افتید! )
ترجمه خیلی خوبه داره هاشمی نژاد
1 073
دارم کتاب " رخداد " ژیژک رو PDF می خونم ببین چه ارجاعی به تفسیری از قضیه ایوب انجام داده😁
1 073
Omg, it’s Pink Floyd 😱
Cre: momoidelatinoamerica on TT
ادامه متن...
🔗 pinkfloyd.global
📲 @instatoolboxbot
1 073
یه جایی تو فکر کنم تو حکمت شادان از نیچه خوندم که نوشته بود ؛ می گن شیطان زیبایی رو نمی شناسه ، پس چرا روس ها موسیقی دارند!
لامصب ها نمی سازن نمی سازن وقتی می سازند بر تارو و پود آدم ضربه می زنه ، چند روزه ۲۴ ساعت اینو گوش می دن تا موسیقی قرن بیستم اش امثال راخمانینوف...
واقعا هنرمند های عجیبی دارند روس ها ، این مجموعه هم درم ورد هنر نقاشی روس هاست از آندره ربلوف تا مالوویچ و هنر نقاشی مدرن روس هارو را نشان می دهد ...اولش هم جالبه یه جمله از داستایوفسکی می گه : که روس ها همیشه برای اروپایی ها یه معما باقی می مانند ...
1 073
Repost from فیلم و هُنر فاخر
🎞Art of Russia - E03 - Smashing The Mould
◾️هنر روسیه - E03 - Smashing The Mold
@ART2011JOURNAL
1 073
Repost from فیلم و هُنر فاخر
🎞Art of Russia - E02 - Roads To Revolution
◾️هنر روسیه - E02 - جاده های انقلاب
@ART2011JOURNAL
1 073
Repost from فیلم و هُنر فاخر
🎞Art of Russia - E01 - Out of The Forest
◾️هنر روسیه - E01 - خارج از جنگل
@ART2011JOURNAL
