fa
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

رفتن به کانال در Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

نمایش بیشتر
1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها
عجب صدایی داره گرزما ، کلمات نمی توانند وصف اش کنند

اجرای دوم از قطعۀ: Ave Maria By: Hibla Gerzmava Album: Hibla Gerzmava. Ave Maria. Caccini/Vavilov آواز: #هبلا_گرزماوا #Ave_maria #Vladimir_Vavilov (1925-1973) #Giulio_Caccini (1551_1618) @DonaNabisPacem

St. Matthew Passion, BWV 244; Part Two: No.68, Chorus: "Wir setzen uns mit Tränen nieder" By: Karl Richter, Münchener Bach-Chor, Münchener Bach-Orchester, Munich Chorknaben Album: Serene Spirits - Divine Harmonies for Mind and Soul #BWV244 - #Matthäus_Passion #Bach (1685-1750) #Baroque (1600-1750) @DonaNabisPacem

Nirvana The Man Who Sold The World.mp38.40 MB

1_ Salvator Mundi _ Davinci ( منجی جهان ) ۲_ Manly P. Hall ۳_Derrida archive ( حوصله توضیح دادن در موردشون ندارم بجز هانا آرن
+4
1_ Salvator Mundi _ Davinci ( منجی جهان ) ۲_ Manly P. Hall ۳_Derrida archive ( حوصله توضیح دادن در موردشون ندارم بجز هانا آرنت و یالوم بدانید چیز های دیگه ای هم هست زیادیه😁)

راستشو بگم با اخلاقی که حافظ در اشعار اش دارد ( سهل گیری بر آدمیان ) فکر نمی کنم از این اشتباه خوانی ایرادی می گرفت ! تهش با لبخند می گفت: " لب لعل " شما هر چه بگوید راست است :)

Theodosius of Kiev : " خدایا ما دوستیم "
Theodosius of Kiev : " خدایا ما دوستیم "

Repost from Homonoia
گِلؤستِر (ریچاردِ سوم): بهشتم را بر رؤیای تاج بنا می‌کنم، و تا زنده‌ام، این جهان را جز دوزخ نخواهم شمرد، تا تنۀ رنجورم که این سَر بر دوش دارد با حلقۀ تاجی پُرشکوه زینت یابد. اما هنوز راهِ رسیدن به تاج را نمی‌دانم، که تا سرمنزلم جان‌های بسیاری ایستاده‌اند. و من، چون گمگشته‌ای در خارستان که خارها می‌دَرَد و از خارها خسته است، راه را می‌جویم و از راه بِدَر می‌روم؛ راهِ رهایی را نمی‌دانم امّا به ناچار می‌جویمش؛ رنج می‌کشم تا دیهیمِ انگلستان را به چنگ آرَم؛ از این رنج یا رهایی خواهم یافت یا با تبرزینی خونین راهِ خود را می‌گشایم. آری، می‌توانم بخندم و خندان خون بریزم، به آفتاب‌پرست رنگ‌های تازه بیفزایم، در سودای سود با پروتئوس¹ دگرگون شوم، و خون‌ریزی چون مَکیاوِل² را درسی بیاموزم. می‌توانم چنین کنم و تاجی به چنگ نیارَم؟ هرگز! گرچه دور باشد، برخواهمَش کَند! ‌برگرفته از نمایشنامۀ هنری ششم، از سومین بخش، پردۀ سوم، صحنۀ دوم؛ اثرِ ویلیام شکسپیر، ترجمۀ شهریار یعقوبیان. 1. «پیرِ پیشگوی دریا» که یکسر دگرگون می‌شود. 2. نیکولو دی برناردو دِی ماکیاولی، فیلسوفِ سیاسی.

هر چه انسان در محیط کم می شود شرارت ها اندک اما عظیم تر می گردند. ( نظر خوب دوستمان )

نظر من در مورد طبیعت گردی و عشق کوهنوردی و اینا که عشق روستا و اینطور جاها هستند:)

نیچه _ کتاب سپیده دم _ چنین گفت زرتشت _ پارسایی (عزلت ) _ و شیاطین داستایوفسکی! ( و مزاحمت همیشگی ما برای آقای آذرفزا 😁؟
+2
نیچه _ کتاب سپیده دم _ چنین گفت زرتشت _ پارسایی (عزلت ) _ و شیاطین داستایوفسکی! ( و مزاحمت همیشگی ما برای آقای آذرفزا 😁؟