انجمن نجوم دانشگاه محقق اردبیلی 🔭
رفتن به کانال در Telegram
Astronomical Society of Mohaghegh Ardabili University 🔭🌌 📍Instagram.com/Astro_uma ✉ Astro.uma2019@gmail.com
نمایش بیشتر357
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
آسمان بامداد چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ (۴ نوامبر ۲۰۲۶): نزدیکی زهره و سماک اعزل
در سپیده دم چهارشنبه، زهره درخشان در فاصله حدود ۲ درجه ای جنوب سماک اعزل، پرنورترین ستاره صورت فلکی سنبله، دیده می شود. هلال کاهنده ماه نیز بالاتر و در سمت راست این دو قرار دارد و منظره ای زیبا در آسمان شرقی می سازد.
زهره با قدر حدود ۴.۴- بسیار درخشان تر از سماک اعزل با قدر ۱ است. این دو را می توان با چشم غیرمسلح دید، اما برای تشخیص بهتر سماک اعزل، افق شرقی باز و آسمان صاف ضروری است. کمی بالاتر و سمت چپ این زوج، سماک رامح در صورت فلکی عوا نیز دیده می شود.
زمان رصد : حدود ۳۰ دقیقه پیش از طلوع خورشید، به افق شرقی نگاه کنید. در تهران، خورشید حدود ساعت ۶:۲۹ طلوع می کند، بنابراین حوالی ساعت ۶ صبح زمان مناسبی برای رصد است. در این زمان، زهره و سماک اعزل حدود ۸ درجه بالاتر از افق قرار دارند. زمان طلوع در شهرهای دیگر متفاوت است، بنابراین ساعت رصد را با موقعیت جغرافیایی خود تنظیم کنید.
با تلسکوپ، زهره به شکل هلالی باریک با قطر ظاهری حدود ۵۸ ثانیه قوسی دیده می شود.
چرا ابط الجوزا، غول سرخ صورت فلکی شکارچی، همچنان کم نورتر میشود؟
ابط الجوزا، یکی از درخشانترین ستارگان آسمان شب، در ماههای اخیر دوباره کاهش درخشندگی را تجربه کرده است. این ستاره که در فاصله حدود ۶۵۰ سال نوری از زمین قرار دارد، چرخه تپش منظمی به طول تقریبی ۴۳۰ روز دارد. هنگام انبساط سرد و کمنور و هنگام انقباض گرم و پرنور میشود.
اخترشناسان علاوه بر این چرخه، یک دوره طولانیتر حدود ۵.۷۵ ساله نیز شناسایی کردهاند. شواهد منتشرشده در ژانویه ۲۰۲۶ از وجود یک ستاره همدم احتمالی به نام «سیوارها» حکایت دارد که با گرانش خود میتواند بر توزیع گاز و غبار اطراف ابط الجوزا اثر بگذارد.
در رویداد معروف «تاریک شدن بزرگ» سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰، فوران عظیمی از پلاسمای داغ از سطح ستاره خارج شد. این مواد پس از سرد شدن به غبار تبدیل شدند و بخشی از نور ستاره را مسدود کردند.
دانشمندان معتقدند ترکیب تپشهای ستارهای، فوران غبار و اثر احتمالی ستاره همدم، علت تغییرات پیچیده درخشندگی این غول آسمانی است. برخلاف گمانهزنیهای گذشته، ابط الجوزا در آستانه انفجار نیست و احتمالا صدها هزار سال دیگر تا پایان عمرش فاصله دارد.
فراخوان عضویت در اتحادیه بینالمللی نجوم (IAU) – سال 2027اتحادیه بینالمللی نجوم
International Astronomical Union – IAU
فراخوان رسمی خود را برای عضویت فردی و Junior Membership در سال 2027 منتشر کرده است.
این فراخوان ویژهی:پژوهشگران حرفهای حوزه نجوم و اخترفیزیک پژوهشگران جوان و دانشمندان در آغاز مسیر علمی میباشد و فرصتی ارزشمند برای حضور در جامعهی جهانی اخترشناسی است.
🗓 مهلت ارسال درخواست تا ۱۵ دسامبر ۲۰۲۶
(مطابق با ۲۴ آذر ۱۴۰۵)
🌍 چرا عضویت در IAU مهم است؟
عضویت در این اتحادیه امکان مشارکت در:کمیتهها و کارگروههای تخصصی بینالمللی پروژههای پژوهشی مشترک شبکهسازی علمی با اخترشناسان سراسر جهان را فراهم میکند و گامی مهم در مسیر حرفهای پژوهشگران محسوب میشود.
🔗 اطلاعات بیشتراز طریق وبسایت انجمن نجوم ایران:
Http://asi.ir
انجمن نجوم دانشگاه محقق اردبیلی برگزار میکند:
🌌 سینما نجوم 🌌
🎬 پخش مستند The Planets (2019)
روایتی از برایان کاکس، سفری شگفت انگیز به تاریخ شکل گیری سیارات و رازهای منظومه شمسی 🪐✨
📍 مکان: آمفی تئاتر دانشکده علوم
🗓 زمان: یکشنبه 10 آبان ماه، ساعت 12
منتظر حضور علاقه مندان به نجوم و کیهان شناسی هستیم 🚀
Telegram: @astro_uma
Instagram: @astro_uma
🟦 اعلام نتایج دور جدید انتخابات انجمن نجوم دانشگاه محقق اردبیلی
دور جدید انتخابات انجمن نجوم دانشگاه محقق اردبیلی با مشارکت دانشجویان علاقهمند برگزار شد و ترکیب تازه هیئتمدیره مشخص گردید. بر اساس نتایج اعلامشده، افراد زیر به عنوان اعضای جدید هیئتمدیره انتخاب شدند:
- استاد مشاور: دکتر سالار عباسوند
- دبیر: محمدمهدی آزاد – کارشناسی زیستشناسی
- نایب دبیر: هلیا فرضی – کارشناسی فیزیک
- عضو اصلی: نسترن مولایی – دکتری فیزیک
- عضو اصلی: فروزان جمالی – کارشناسی فیزیک
- عضو اصلی: آیدا اصغرزاده – کارشناسی فیزیک
- عضو اصلی: علی آقادهدهزاده – کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی و معدن
- عضو اصلی: الینا عبرتپور – کارشناسی فیزیک
- عضو اصلی: مهسا سیفی – دکتری فیزیک
در پایان از تلاشها، همراهیها و زحمات ارزشمند اعضای پیشین هیئتمدیره صمیمانه قدردانی میکنیم.
انجمن نجوم اردبیل (آسمان سبلان) ضمن تبریک به این عزیزان، آغاز این دوره تازه را گامی امیدبخش برای توسعه فعالیتهای علمی، پژوهشی دانشگاه میداند. امید است این ترکیب جدید با انگیزه و همدلی، مسیر فعالیتهای انجمن را پویاتر و روشنتر سازد.
@Astro_UMA
💢 پیشنهاد روش علمی جدید برای پیدا کردن فرازمینیها در اعماق کیهان
ابزارهای جستوجوی حیات فرازمینی باید هم حساسیت بالایی داشته باشند و هم کوچک و سبک باشند تا بتوان آنها را به سیارههای دیگر فرستاد.
دانشمندان روشی نوین و پیشگامانه کشف کردهاند که امیدوارند به آنها امکان دهد حیات را در سیارههای دیگر پیدا کنند.
یافتن نشانههای حیات در فضا مستلزم جستوجوی «نشانگرهای زیستی» است، یعنی ردهایی که موجودات زنده از خود به جا میگذارند، اما شناسایی آنها در عمل ممکن است دشوار باشد، زیرا دستگاهها هم باید به اندازه کافی حساس باشد که بتواند سیگنالها را دریافت کند و هم به اندازه کافی کوچک و جمعوجور باشد که بتوان آنها را در عمل به سیارهای دیگر فرستاد.
اکنون پژوهشگران دانشگاه اوساکا معتقدند با ترکیب هوش مصنوعی و سیگنالهای الکتریکی، برای یافتن حیات فرازمینی روش تازهای پیدا کردهاند.
آنها امیدوارند این روش به اندازه کافی قدرتمند و در عین حال کوچک باشد که بتوان آن را به سیارههای دیگر فرستاد تا مشخص شود آیا در گیتی تنهاییم یا نه.
شناسایی موجودات زنده و تفکیک آنها از مواد شیمیایی و فرایندهای غیرزنده اغلب با بررسی اسید آمینهها، یعنی واحدهای سازنده پروتئینها، انجام میشود. اسید آمینهها با وجود داشتن فرمول شیمیایی یکسان، در دو شکل وجود دارند که تصویر آینهای یکدیگرند.
در موجودات زنده، اسید آمینهها تقریبا همگی از نوع «اِل» (L) و قندها از نوع «دی» (D) هستند، در حالی که فرایندهای غیرزنده هر دو شکل را تقریبا به یک میزان تولید میکنند.
دانشمندان براین باورند که میتوان از این شکلهای متفاوت و نسبت میان آنها بهعنوان یک نشانگر زیستی که وجود حیات را نشان دهد، استفاده کرد، اما انجام دادن این کار در عمل تاکنون امکانپذیر نبود: [چون] پژوهشگران باید مجموعههای بزرگی از مولکولها را به دست بیاورند و با در نظر گرفتن فاصله بسیار زیاد سیارهها، این کار دشوار است.
پژوهشگران در تلاش برای غلبه بر این مشکل، به دنبال راههایی برای استفاده از جریان برق به منظور شناسایی این سیگنالها بودند. چنین روشی سادهتر خواهد بود، هنگام جمعآوری نمونه حساسیت کمتری به لرزش خواهد داشت و نیاز به استفاده از مواد شیمیایی را نیز برطرف خواهد کرد.
اکنون پژوهشگران میگویند در این زمینه به یک پیشرفت مهم دست یافتهاند. دانشمندان در پژوهش جدید توانستند [تعداد] مولکولها را هنگام عبور از شکاف میان دو قطعه سیم طلای بسیار نازک براورد کنند.
شکل موج جریان هنگام عبور از میان این سیمها، بسته به نوع اسید آمینه موجود متفاوت است و به این ترتیب، دستگاه میتواند با شمارش مولکولها هنگام عبور، آنها را از یکدیگر تشخیص دهد.
تاکاهیتو اوشیرو، نویسنده اصلی این مقاله گفت: «با ترکیب روش [مبتنی بر] تونلزنی شکاف نانومتری ما با هوش مصنوعی، توانستیم شکلهای «اِل» و «دی» اسید آمینهها را با دقتی بیش از ۸۰ درصد از یکدیگر تشخیص دهیم. این نخستین بار است که دستسانی اسید آمینهها در سطح تکمولکولی از یکدیگر تفکیک میشود و این دستاورد، یک پیشرفت بنیادی در حسگری شیمیایی به شمار میرود.»
[توضیح: دستسانی یا کایرالیته (Chirality) خاصیتی است که نشاندهنده فقدان تقارن و انطباقناپذیر بودن یک شیء با تصویر آینهای خودش است.]
بسیاری از مولکولهای مهم بدن انسان از جمله اسید آمینهها و قندها کایرالاند]پژوهشگران برای آزمایش این روش، آن را روی نمونههایی از زمین به کار بردند: یکی از شهابسنگ مورچیسون در استرالیا و دیگری از خاک بیابان آتاکاما در شیلی. این روش عملکردی قابل مقایسه با روشهای رایج داشت و به پژوهشگران امکان داد ترکیب اسید آمینههای موجود را مشخص کنند.
پژوهشگران امیدوارند بتوانند از این فناوری برای ساخت ابزارهای کوچکی استفاده کنند که با جریان برق کار میکنند و قادرند نشانههای حیات فرازمینی را شناسایی کنند.
این پژوهش در مقالهای جدید با عنوان «تفکیک دستسانی اسیدهای آمینه در عصارههای شهابسنگ و خاک بیابان از طریق رسانایی شکاف نانومتری در سطح تکمولکولی» که در مجله «نیچر کامیونیکیشنز» (Nature Communications) منتشر شد.
+1
طعم نوترینوها می تواند سرنوشت ستاره های پرجرم را تعیین کند
ستاره های پرجرم در پایان عمر خود یا با انفجار ابرنواختری نابود می شوند یا هسته شان مستقیما به سیاهچاله تبدیل می شود. پژوهش جدیدی نشان می دهد که یکی از عوامل تعیین کننده این سرنوشت، ویژگی ای به نام «طعم نوترینو» است.
نوترینوها ذراتی بسیار سبک و بدون بار الکتریکی هستند که در سه نوع الکترونی، میونی و تاویی وجود دارند. این ذرات به دلیل جرم اندک و برهم کنش ضعیف با ماده، هنگام فروپاشی هسته ستاره به راحتی از آن خارج می شوند. با این حال، نوترینوها می توانند از یک طعم به طعم دیگر تغییر کنند و این تغییر ممکن است بر سرنوشت ستاره اثر بگذارد.
پژوهشگران با شبیه سازی ۱۹۵ ستاره با جرم ۹ تا ۱۲۰ برابر خورشید دریافتند که حتی تغییر اندک طعم نوترینوها می تواند نتیجه فروپاشی را عوض کند. این اثر در ستاره های ۱۶ تا ۳۰ برابر خورشید قوی تر است و احتمال تبدیل مستقیم آنها به سیاهچاله را افزایش می دهد.
این یافته می تواند توضیح دهد چرا تعداد ابرنواخترهای مشاهده شده کمتر از حد انتظار است. گام بعدی، بررسی ستاره ها پیش از انفجار برای تایید نقش نوترینوها در تعیین سرنوشت آنهاست
+2
ناسا در جستجوی غارهای پنهان ماه
ناسا ماموریت جدیدی به نام «GIMLI» را برای بررسی احتمال وجود غارهای آتشفشانی زیر سطح ماه انتخاب کرده است. این ماموریت قرار است در گودال «ماریوس هیلز» در منطقه اقیانوس توفان ها فرود بیاید. این گودال حدود ۹۰ متر عرض و ۵۰ متر عمق دارد و یکی از نزدیک به ۳۰۰ گودال شناسایی شده روی ماه است.
GIMLI با استفاده از رادار نفوذکننده به زمین، ابزارهای اندازه گیری گرانش، حسگرهای لرزه ای و دوربین ها، ساختارهای زیرسطحی را بررسی می کند تا نشانه هایی از تونل های گدازه ای بیابد. این تونل ها هنگامی شکل می گیرند که سطح جریان گدازه سرد شود و مواد مذاب زیر آن حرکت کنند. پس از تخلیه گدازه، فضایی توخالی باقی می ماند.
کشف این غارها می تواند به فضانوردان آینده در برابر تشعشعات خورشیدی، ریزشهاب سنگ ها و دماهای شدید پناه دهد. همچنین، بررسی آنها اطلاعات مهمی درباره تاریخ آتشفشانی و زمین شناسی ماه فراهم می کند. حتی اگر غاری پیدا نشود، ماموریت به شناخت چگونگی شکل گیری گودال کمک خواهد کرد.
+2
سه کهکشان شبح وار؛ سرنخی تازه درباره ماهیت ماده تاریک
اخترشناسان سه کهکشان کم نور به نام های DF2، DF4 و DF9 را شناسایی کرده اند که برخلاف انتظار، تقریبا فاقد ماده تاریک هستند. پژوهشگران معتقدند این کهکشان ها ممکن است در پی برخورد دو کهکشان در گذشته های دور شکل گرفته باشند. در این برخورد، گاز و غبار به هم فشرده شده اند، اما ماده تاریک بدون برخورد مستقیم از میان آن ها عبور کرده است.
ماده تاریک حدود ۲۷ درصد از محتوای جهان را تشکیل می دهد و نقش مهمی در شکل گیری و پایداری کهکشان ها دارد. وجود این سه کهکشان نشان می دهد ماده تاریک احتمالا ماهیتی فیزیکی دارد، زیرا جدایی آن از ماده معمولی با نظریه های کنونی قابل توضیح است.
این یافته همچنین نظریه MOND را که رفتار متفاوت گرانش را جایگزینی برای ماده تاریک می داند، با چالش روبه رو می کند. با این حال، برخی دانشمندان معتقدند برای تعیین چگونگی شکل گیری این کهکشان ها هنوز به شواهد بیشتری نیاز است. ماهیت دقیق ماده تاریک همچنان یکی از بزرگ ترین معماهای کیهان شناسی است.
+1
کشف اثر تاریک شدگی لبه در ۳۱ ستاره نزدیک به زمین
اخترشناسان با استفاده از آرایه تلسکوپی CHARA موفق شدند پدیده «تاریک شدگی لبه» را در ۳۱ ستاره نزدیک به زمین به طور مستقیم مشاهده کنند. در این پدیده، لبه ستاره کم نورتر از مرکز آن دیده می شود، زیرا نور هنگام عبور از مسیر طولانی تر در جو ستاره، بیشتر جذب یا پراکنده می شود.
پژوهشگران برای بررسی این اثر، روشنایی ستارگان را در دو طول موج فروسرخ، ۱٫۶ و ۲٫۲ میکرومتر، اندازه گیری کردند. نتایج نشان داد که تاریک شدگی لبه در طول موج بلندتر کمتر است، اما میزان این اختلاف حدود ۳۸ درصد بود، در حالی که مدل های کنونی اختلافی نزدیک به ۲۰ درصد را پیش بینی می کنند.
این تفاوت نشان می دهد که مدل های علمی موجود هنوز نمی توانند رفتار جو ستارگان را به طور کامل توضیح دهند. پژوهشگران امیدوارند با رصدهای بیشتر در طول موج های مرئی و فروسرخ، شناخت دقیق تری از ساختار، دما و ویژگی های جو ستارگان به دست آورند. این دستاورد گامی مهم در مطالعه مستقیم ستارگان فراتر از خورشید است.
+1
کشف راز ساختار کیهانی «کلید سل» با کمک رصدخانه چاندرا ناسا
اخترشناسان با استفاده از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا ناسا، راز شکل گیری ساختاری عجیب در فضا را کشف کرده اند که به نماد موسیقایی کلید سل شباهت دارد.
بر اساس این پژوهش که در مجله Astronomy & Astrophysics منتشر شده، این ساختار احتمالا حاصل دو رویداد است. ابتدا، فوران یک سیاهچاله کلان جرم در مرکز خوشه کهکشانی، ذرات باردار و میدان های مغناطیسی را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به بیرون پرتاب کرده است. امواج رادیویی حاصل، به مرور کم نور شده اند.
سپس، برخورد دو خوشه کهکشانی باعث فشرده شدن این ابر و افزایش دوباره انرژی آن شده و درخشش رادیویی را بازگردانده است. داده های چاندرا و تلسکوپ eROSITA نیز وجود گاز داغ و روند ادغام دو خوشه را تایید می کنند.
پژوهشگران معتقدند این برخورد چند صد میلیون سال پیش رخ داده و دو خوشه اکنون از یکدیگر دور می شوند. شباهت این ساختار به کلید سل نیز صرفا حاصل پدیده ای ذهنی به نام «پاریدولیا» است و ارتباط علمی مستقیمی با موسیقی ندارد.
بازگشت بعدی در سال ۲۰۶۱
در ۸ دسامبر ۲۰۲۳، دنباله دار هالی به اوج خورشیدی رسید، یعنی دورترین نقطه مدار خود از خورشید.
پیش بینی می شود هالی در تابستان سال ۲۰۶۱ دوباره به بخش درونی منظومه شمسی بازگردد. شرایط این بازگشت تا حد زیادی شبیه سال ۱۹۸۶ خواهد بود، اما یک تفاوت مهم وجود دارد. این بار دنباله دار در همان سوی خورشید که زمین قرار دارد دیده خواهد شد و انتظار می رود دست کم ۱۰ برابر درخشان تر از ظهور قبلی خود باشد.
هالی در آسمان صبحگاهی، در ۲۴ ژوئیه به شمالی ترین موقعیت خود می رسد. سپس با حرکت سریع به سمت جنوب، وارد آسمان عصرگاهی می شود و به تدریج از مناطق جنوبی تر بهتر دیده خواهد شد. با این حال، رصدگران در عرض های جغرافیایی میانی نیمکره شمالی نیز باید بتوانند در اوایل ماه اوت، آن را به صورت جرمی چشمگیر در ارتفاع کم آسمان غرب و شمال غرب مشاهده کنند.
البته برای دیدن آثار دنباله دار هالی لازم نیست تا سال ۲۰۶۱ صبر کنیم.
مانند سایر دنباله دارها، هالی نیز در مسیر حرکت خود ذرات ریز غبار و بقایای فضایی به جا می گذارد. هنگامی که این ذرات وارد جو زمین می شوند، بر اثر برهم کنش با جو می سوزند و رگه های نورانی زیبایی در آسمان ایجاد می کنند.
بارش شهابی جباری از همین ذرات تشکیل شده است. این شهاب ها ظاهرا از جهت صورت فلکی شکارچی به آسمان وارد می شوند و با بقایای به جامانده از دنباله دار هالی ارتباط دارند. اوج بارش شهابی جباری در ۲۱ اکتبر رخ می دهد.
دلیل اصلی این ناامیدی روشن بود. هالی در نزدیک ترین عبورش از زمین، در ۱۰ آوریل، تقریبا سه برابر دورتر از کمترین فاصله خود از زمین در سال ۱۹۱۰ قرار داشت. همچنین، نزدیک ترین عبور آن از زمین دو ماه پس از رسیدن به حضیض خورشیدی رخ داد. در سال ۱۹۱۰، فاصله میان این دو رویداد تنها حدود دو هفته بود. در نتیجه، درخشان ترین مرحله ظهور هالی پیش از آنکه به نزدیک ترین فاصله از زمین برسد، سپری شده بود.
حتی در نیمکره جنوبی، جایی که شرایط رصد مناسب تر بود، هالی نتوانست نمایشی فراموش نشدنی ارائه دهد. اوضاع در اوایل آوریل بدتر هم شد، زیرا دم دنباله دار ناگهان کوتاه شد و تنها توده ای کوچک و مه آلود با زائده ای کوتاه و بادبزن مانند باقی ماند.
آن غول کیهانی که مردم انتظارش را داشتند، بیشتر به بچه قورباغه ای کوچک شباهت پیدا کرده بود!
گنجینه ای علمی برای اخترشناسان
در حالی که هالی مردم را ناامید کرده بود، برای دانشمندان به گنجینه ای ارزشمند تبدیل شد. در مارس ۱۹۸۶، طی تنها سه هفته، مجموعه ای از فضاپیماهای بین المللی برای مطالعه این دنباله دار به کار گرفته شدند.
ژاپن دو فضاپیمای ساکیگاکه و سوئیسی را فرستاد. اتحاد جماهیر شوروی با فضاپیماهای وگا ۱ و وگا ۲ در این ماموریت شرکت کرد. ناسا کاوشگر بین المللی دنباله دارها یا ICE را به کار گرفت و آژانس فضایی اروپا نیز فضاپیمای جوتو را به سوی هالی فرستاد.
فضاپیماهای وگا ۱ و ۲ و جوتو تا عمق زیادی در گیسوی هالی پیش رفتند. گیسو، ابر درخشان و مه آلودی از گاز و غبار است که هنگام نزدیک شدن هسته دنباله دار به خورشید، آن را احاطه می کند.
مشاهدات نشان داد که هالی جرمی بسیار فعال است و در برابر گرمای خورشید واکنش شدیدی نشان می دهد. فواره هایی از غبار با شدت زیادی از هسته آن به بیرون پرتاب می شدند. دانشمندان همچنین دریافتند که سطح هسته با لایه ای تیره از بقایای خودش پوشیده شده و به سیاهی زغال سنگ یا مخمل است.
هر یک از فضاپیماهای وگا تا فاصله حدود ۸۵۰۰ کیلومتری هالی پیش رفتند. اما فضاپیمای جوتو از فاصله تنها ۶۰۰ کیلومتری هسته عبور کرد.
جوتو بیش از دو هزار تصویر به زمین فرستاد. این تصاویر نشان دادند که هسته هالی از آنچه دانشمندان پیش بینی کرده بودند بزرگ تر است و شکلی شبیه بادام زمینی یا سیب زمینی دارد. طول هسته حدود ۱۴ کیلومتر و عرض آن نزدیک به ۸ کیلومتر است.
هسته دنباله دار هر ۷٫۴ روز یک بار حول محور طولانی خود می چرخد. همچنین، کل جرم دنباله دار حرکتی نوسانی دارد که دوره آن تقریبا نصف این زمان است.
تصاویر جوتو سه ناحیه فعال روی سطح هسته را نیز آشکار کردند. در این مناطق، هنگامی که نور خورشید سطح دنباله دار را گرم می کند، گازهای فرار و ذرات غبار به فضا می گریزند. با چرخش دنباله دار، بخش های تازه ای از یخ در معرض نور خورشید قرار می گیرند و مستقیما به گاز تبدیل می شوند. گازهای خارج شده نیز ذرات غبار را با خود به بیرون می کشند.
بنابراین، همین هسته کوچک، سیاه و پوشیده از غبار بود که مواد لازم برای شکل گیری سر درخشان و دم هالی را فراهم می کرد. این ویژگی ها در نهایت باعث شدند دنباله دار هالی به یکی از چشمگیرترین اجرام آسمانی ثبت شده در تاریخ تبدیل شود.
ملاقات فضاپیماها با هالی، بازگشتی ناامیدکننده برای چشم غیرمسلح را به یکی از مهم ترین عملیات های علمی اخترشناسی تبدیل کرد. با این حال، داستان هالی حتی پس از عبور کاوشگرها از گیسوی آن نیز ادامه داشت.
شگفتی هایی پس از سال ۱۹۸۶
سال ها پس از بازگشت هالی، زمانی که دنباله دار در حال دور شدن از خورشید بود، بار دیگر دانشمندان را شگفت زده کرد.
در ۱۲ فوریه ۱۹۹۱، هالی میان مدارهای زحل و اورانوس قرار داشت و حدود ۲٫۱۳۸ میلیارد کیلومتر از خورشید فاصله گرفته بود. در آن زمان، دو اخترشناس بلژیکی از رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی از آن تصویربرداری کردند.
آنها انتظار داشتند هالی تنها به شکل نقطه ای کم نور دیده شود. اما دنباله دار مانند سحابی عظیمی ظاهر شد که روشنایی آن ۳۰۰ برابر بیشتر از مقدار پیش بینی شده بود. به نظر می رسید فورانی بزرگ در آن رخ داده باشد.
علت این افزایش ناگهانی درخشندگی هنوز مشخص نیست. شاید جرمی ناشناخته با دنباله دار برخورد کرده باشد. احتمال دیگر آن است که هسته هالی مقدار زیادی انرژی ذخیره شده درون خود را آزاد کرده باشد، هرچند وقوع چنین رویدادی در فاصله زیاد از خورشید چندان محتمل نیست. همچنین ممکن است ذرات بسیار پرانرژی باد خورشیدی به اندازه کافی به دنباله دار برخورد کرده و سطح آن را گرم کرده باشند.
هالی در گذر تاریخ
پیش از سال ۱۹۸۶، ظهور دنباله دار هالی در ۲۹ نوبت ثبت شده بود. در سال ۶۶ میلادی، رصدگران آن را به شمشیری در آسمان بالای اورشلیم تشبیه کردند. در سال ۱۰۶۶، تصویر این دنباله دار روی پارچه ای دوخته شد که امروزه با نام ملیله بایو شناخته می شود. در این اثر تاریخی، گروهی از ساکسون ها با نگرانی به دنباله داری آتشین اشاره می کنند که امروزه می دانیم همان هالی بوده است.
در سال ۱۳۰۱، جوتو دی بوندونه، نقاش مشهور ایتالیایی، هالی را مشاهده کرد. این منظره چنان بر او تاثیر گذاشت که چند سال بعد، دنباله داری را در یکی از نقاشی های دیواری خود در نمازخانه اسکروونی شهر پادوآ به تصویر کشید. او این دنباله دار را به جای ستاره بیت لحم قرار داد که در روایت مسیحی، مغ ها را به سوی محل تولد عیسی هدایت می کرد.
در دوران جدید، هالی در سال ۱۹۱۰ از فاصله ای نسبتا نزدیک به زمین عبور کرد. با نزدیک شدن زمان بازگشت آن در سال ۱۹۸۶، کسانی که ظهور قبلی را به یاد داشتند، برای فرزندان و نوه هایشان تعریف می کردند که چگونه پیش از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شدند و برای تماشای جرمی عظیم، درخشان و شبح مانند به بیرون می رفتند.
با توجه به چنین خاطراتی، طبیعی بود که مردم انتظار داشته باشند بازگشت هالی در سال ۱۹۸۶ نیز نمایشی خیره کننده باشد.
ناامیدی بزرگ سال ۱۹۸۶
بازگشت هالی به دو تجربه کاملا متفاوت تبدیل شد. برای بسیاری از مردم، دنباله دار منظره ای ناامیدکننده داشت. اما برای اخترشناسان، فرصتی بی سابقه بود تا یکی از مشهورترین اجرام منظومه شمسی را از نزدیک مطالعه کنند.
هالی پیش از بازگشت، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای آسمانی نیمه دوم قرن بیستم تبلیغ شده بود. تبلیغات گسترده انتظارات عمومی را بالا برده بود، اما آنچه بیشتر مردم در آسمان دیدند، با وعده های هیجان انگیز رسانه ها فاصله زیادی داشت.
البته این نتیجه کاملا غیرمنتظره نبود. از اواسط دهه ۱۹۷۰، متخصصان دنباله دارها هشدار داده بودند که ظاهر هالی احتمالا مردم را ناامید خواهد کرد. با این حال، نزدیک شدن آن موجی از محصولات تبلیغاتی به راه انداخت. تی شرت، مدال یادبود، برچسب خودرو و تلسکوپ های ویژه با نام هالی به بازار آمدند. نشان این دنباله دار روی لباس های ورزشی، لیوان ها، جعبه های غلات صبحانه و تقریبا هر کالایی که تصور کنید دیده می شد. رسانه ها نیز با هیجان از آن به عنوان «نمایشی که هرکس فقط یک بار در زندگی می بیند» یاد می کردند.
یکی از مشکلات اصلی رصد هالی، آلودگی نوری بود. از زمان بازگشت قبلی آن در سال ۱۹۱۰، روشنایی مصنوعی در فضای بیرونی شهرهای آمریکا به شدت افزایش یافته بود. در سال ۱۹۸۶، بسیاری از شهرهای بزرگ زیر لایه ای دائمی از نور مصنوعی قرار داشتند. از مرکز شهرها فقط درخشان ترین ستارگان و سیارات دیده می شدند و حتی تا فاصله حدود ۸۰ کیلومتری شهرها نیز شرایط برای رصد نجومی مناسب نبود.
در شامگاه ۱۱ ژانویه، هزاران نفر در چهار پارک شهر نیویورک جمع شدند تا دنباله دار را تماشا کنند. اد کخ، شهردار نیویورک، و هنری جی استرن، مسئول پارک های شهر، دستور دادند چراغ های این پارک ها خاموش شود و تلسکوپ هایی برای بازدیدکنندگان در محل قرار گیرد. هالی چندان چشمگیر نبود، اما بسیاری از مردم از اینکه توانسته بودند آن را ببینند، خوشحال بودند. استرن در این باره گفت: «کسانی که برای دیدن دنباله دار آمده بودند، آن را دیدند. بدبین ها ندیدند، اما دنباله دار آنجا بود.»
هالی در ۹ فوریه به حضیض خورشیدی رسید، یعنی به نزدیک ترین نقطه مدار خود به خورشید. اما از دید زمین، در آن زمان در سوی دیگر خورشید قرار داشت و درخشش شدید خورشید آن را پنهان می کرد.
در بیشتر روزهای ماه مارس، روشنایی هالی فقط به قدر ظاهری سوم رسید و دم آن حدود ۱۲ درجه از آسمان را می پوشاند. این اندازه تنها یک دهم گستردگی دم آن در سال ۱۹۱۰ بود. افزون بر این، دنباله دار به سمت جنوب حرکت می کرد و از صورت های فلکی قوس، کژدم و قنطورس می گذشت. این صورت های فلکی در آسمان نیمکره شمالی ارتفاع کمی دارند، بنابراین مشاهده هالی از کانادا، اروپا و شمال ایالات متحده دشوار بود.
ظهور سال ۱۹۸۶ بعدها یکی از نامطلوب ترین بازگشت های هالی در دو هزار سال گذشته توصیف شد. بسیاری از مردم نیز از آنچه دیدند، راضی نبودند.
دیوید ای. گیتلمن، راننده تاکسی نیویورکی، پس از آنکه خواند برای پیدا کردن دنباله دار به دوربین دوچشمی و نقشه ستارگان نیاز دارد، یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز نوشت. عنوان مطلب او این بود: «اصلا چه کسی به دنباله دار هالی اهمیت می دهد؟» او نوشت:
«کاملا ناامید شده بودم. چطور ممکن بود چنین بی عدالتی ای رخ دهد؟ تمام عمرم منتظر مانده بودم، تمام عمرم. پس آن غول کیهانی که در رویاهای کودکی ام تصور می کردم، چه شد؟»
ناامیدی بزرگ از دنباله دار هالی در سال ۱۹۸۶ و کشفیاتی که اخترشناسی را برای همیشه تغییر دادند
نویسنده: جو رائو
بازگشت دنباله دار هالی در سال ۱۹۸۶ برای بسیاری از مردم ناامیدکننده بود، اما برای دانشمندان به فرصتی تاریخی تبدیل شد. ناوگانی بین المللی از فضاپیماها به سراغ مشهورترین دنباله دار منظومه شمسی رفتند و رازهایی را از آن کشف کردند که درک ما از این اجرام آسمانی را برای همیشه تغییر داد.
سال ۲۰۲۶، چهلمین سالگرد آخرین بازگشت دنباله دار هالی است. این دنباله دار تقریبا هر ۷۶ سال یک بار به بخش درونی منظومه شمسی بازمی گردد و در آسمان ظاهر می شود. گای اوتول، نویسنده و اخترشناس، آن را «وحشی ترین دنباله دار رام» نامیده است.
هالی از آن جهت رام است که زمان بازگشتش را می توان پیش بینی کرد. اما همچنان جرمی شگفت انگیز و پرجنب و جوش است و در میان دنباله دارهایی که به طور منظم بازمی گردند، از همه درخشان تر به شمار می رود. هالی یکی از معدود دنباله دارهایی است که در زمان بازگشت، با چشم غیرمسلح به وضوح دیده می شود.
ادامه در پست های بعد👇...
تلسکوپ جیمز وب احتمالا انفجار یک ابرنواختر در کیهان اولیه را ثبت کرد
تلسکوپ فضایی جیمز وب جرمی گذرا به نام AT 2026abck را در کهکشانی با انتقال به سرخ ۵٫۰۱۷ شناسایی کرده است. این جرم احتمالا تنها ۴ تا ۱۰ روز پس از انفجار ستاره به وجود آمده و کشف آن بدون کمک عدسی گرانشی انجام شده است.
این جرم در رصدهای برنامه NEXUS شناسایی شد. در ۲۸ مه ۲۰۲۶ اثری از آن نبود، اما حدود ۷۱ روز بعد، به سرعت درخشان شد. مدل سازی ها دمای آن را حدود ۱۷ هزار کلوین و درخشندگی اش را بیشتر از ابرنواخترهای معمولی نوع II برآورد کرده اند.
پژوهشگران احتمال می دهند انفجار از نوع ابرنواختر نوع II بوده باشد که با مواد متراکم اطراف ستاره تعامل داشته است. احتمال دیگر، ابرنواختری فوق درخشان است که هنوز روشن تر می شود.
این کشف می تواند به شناخت چگونگی مرگ ستارگان پرجرم در کیهان جوان کمک کند. با این حال، هنوز طیف مستقیمی از این جرم ثبت نشده و برای تعیین ماهیت قطعی آن، رصدهای دقیق تر با ابزار NIRSpec تلسکوپ جیمز وب ضروری است.
+1
مریخ نورد استقامت رکورد مسافت پیمایش در جهان های دیگر را شکست
مریخ نورد «استقامت» (Perseverance) ناسا در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ با پیمودن ۴۵٫۲۲ کیلومتر روی مریخ، رکورد طولانی ترین مسافت رانندگی یک وسیله نقلیه در جهانی غیر از زمین را شکست. رکورد قبلی با ۴۵٫۱۶ کیلومتر در اختیار مریخ نورد آپورچونیتی بود که نزدیک به ۱۵ سال در مریخ فعالیت کرد. استقامت این رکورد را در کمتر از شش سال به دست آورد.
راز این موفقیت، سامانه رانندگی خودکار AutoNav است که با تصویربرداری از سطح مریخ، نقشه سه بعدی موانع را می سازد و مسیر ایمن را انتخاب می کند. این مریخ نورد تاکنون بیش از ۹۰ درصد مسافت خود را با کمک این فناوری پیموده است.
استقامت اکنون در منطقه لاک دو شارم، نزدیک لبه غربی دهانه جزرو، به بررسی سنگ های باستانی و جست وجوی نشانه های احتمالی فعالیت های گرمابی می پردازد. این ماموریت تاکنون ۲۹ نمونه سنگ و خاک جمع آوری کرده است. ناسا ماموریت آن را تا حدود پایان سال ۲۰۲۸ تمدید کرده و انتظار دارد رکورد پیمایش آن باز هم افزایش یابد. این دستاورد امکان بررسی مناطق بیشتری از مریخ و شناخت بهتر تاریخ زمین شناختی این سیاره را فراهم می کند.
۲۱ مهر : کشف کهکشان گرداب
در ۱۳ اکتبر ۱۷۷۳ برابر با ۲۱ مهر ۱۱۵۲، شارل مسیه، اخترشناس فرانسوی، کهکشان گرداب یا M51 را کشف کرد. او هنگام جست وجوی اجرامی که ممکن بود با دنباله دارها اشتباه گرفته شوند، این جرم آسمانی را در فهرست خود ثبت کرد، اما نتوانست ساختار مارپیچی آن را تشخیص دهد و از ماهیت کهکشانی آن آگاه نبود.
۷۲ سال بعد، ویلیام پارسونز شکل مارپیچی این جرم را مشاهده کرد، اما آن را یک سحابی مارپیچی پنداشت. سرانجام، ادوین هابل مشخص کرد که M51 و اجرام مشابه، در واقع کهکشان هستند.
کهکشان گرداب در فاصله حدود ۳۱ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد و نمونه ای شاخص از کهکشان های مارپیچی به شمار می رود. بازوهای آن از ستارگان و گازهای آمیخته با غبار تشکیل شده اند. این جرم پنجاه و یکمین جرم غیر دنباله داری بود که مسیه ثبت کرد. هدف او از تهیه این فهرست، کمک به اخترشناسان برای جلوگیری از اشتباه گرفتن اجرام محو و ثابت آسمان با دنباله دارها بود.
باران ها چگونه مواد اولیه حیات را به سطح مریخ رساندند؟
پژوهشگران با مدل سازی شرایط جوی مریخ باستانی دریافتند که پرتو فرابنفش خورشید می توانسته مولکول های آب را تجزیه کند و هیدروژن واکنش پذیر لازم برای تشکیل فرمالدهید را آزاد سازد. سپس بارش ها این ترکیب را از جو به سطح سیاره منتقل می کردند. بر اساس نتایج مدل، مناطقی که بارندگی بیشتری داشتند، فرمالدهید بیشتری نیز دریافت می کردند.
نقشه تهیه شده در این پژوهش نشان می دهد که مناطق کوهستانی، به ویژه تارسیس و الیسیوم که آتشفشان های عظیمی دارند، ممکن است حدود ۱۰ برابر میانگین جهانی فرمالدهید دریافت کرده باشند. البته این برآورد به شرایط میلیاردها سال پیش مربوط است و وضعیت کنونی مریخ را نشان نمی دهد.
چرا فرمالدهید اهمیت دارد؟
فرمالدهید در محیط آبی می تواند در واکنش های شیمیایی منتهی به تولید قندها، اسیدهای آمینه و دیگر مولکول های آلی پیچیده نقش داشته باشد. این ترکیبات از مواد اولیه مهم برای شیمی پیش زیستی هستند و ممکن است در مسیر شکل گیری حیات نقش داشته باشند.
جالب اینکه پژوهشی در سال ۲۰۱۱ نیز احتمال داده بود فرمالدهید در حفظ کربن زمین اولیه و فراهم شدن شرایط لازم برای آغاز حیات روی زمین نقش داشته باشد. بنابراین، بررسی این ترکیب در مریخ می تواند به درک بهتر فرایندهای شیمیایی منتهی به پیدایش حیات در سیارات کمک کند.
آیا این یعنی در مریخ حیات وجود داشته است؟
خیر. این پژوهش هیچ مدرک مستقیمی از وجود حیات در مریخ ارائه نمی کند. یافته اصلی آن، شناسایی یک مسیر شیمیایی احتمالی است که می توانسته مواد اولیه مورد نیاز برای شکل گیری حیات را در اختیار محیط مریخ قرار دهد.
دانشمندان امیدوارند با مقایسه نقشه فرمالدهید با داده های مریخ نوردها، مشخص کنند آیا مناطقی که این ترکیب بیشتری دریافت کرده اند، از نظر شیمیایی نیز برای شکل گیری حیات اولیه مناسب تر بوده اند یا خیر. این نتایج می توانند به انتخاب اهداف علمی برای مأموریت های آینده مریخ کمک کنند.
+1
آیا فرمالدهید در مریخ باستانی به آغاز حیات کمک کرده است؟
آیا میلیاردها سال پیش، شرایط لازم برای شکل گیری حیات در مریخ فراهم بوده است؟ پژوهشی جدید از دانشمندان ژاپنی نشان می دهد که فرمالدهید موجود در جو مریخ باستانی ممکن است به کمک باران ها به سطح این سیاره منتقل شده باشد و در شکل گیری مواد اولیه حیات نقش داشته باشد.
مریخ در گذشته آب فراوانی داشت و شواهدی از وجود رودخانه ها، دریاچه ها و حتی یک اقیانوس احتمالی در آن دیده می شود. از سوی دیگر، برخی پژوهش ها نشان می دهند که جو اولیه مریخ می توانسته فرمالدهید تولید کند. این گاز بی رنگ، هنگامی که با آب واکنش می دهد، می تواند به شکل گیری قندها، اسیدهای آمینه و دیگر مولکول های آلی پیچیده کمک کند؛ ترکیباتی که برای شیمی پیش زیستی و احتمال آغاز حیات اهمیت دارند.
این پژوهش که در سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، با شبیه سازی شرایط مریخ در حدود ۳٫۸ تا ۳٫۶ میلیارد سال پیش، بررسی کرده است که فرمالدهید چگونه تشکیل می شده و در کدام مناطق سطح سیاره تجمع بیشتری داشته است.
