شهر داستان | رمان
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
📈 تحلیل کانال تلگرام شهر داستان | رمان
کانال شهر داستان | رمان (@dastanromancity) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 24 938 مشترک است و جایگاه 1 301 را در دسته کتب و رتبه 13 554 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 24 938 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 13 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -524 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -9 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 12.92% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.39% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 224 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 096 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 14 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
24 938
مشترکین
-924 ساعت
-997 روز
-52430 روز
آرشیو پست ها
24 931
پوزیشن جنسی مورد علاقه نامزدم !!!
تو سکسامون کلی پوزیشن بلده و میگه اینطوری باشه اونطوری باشه، پرسیدم لعنتی تو که دوست پسر نداشتی قبل من چطوری بلدی بهم گفت از کانال سکسولوژی یاد میگیرم اینم کانالش:
@Sexoloqy
@Sexoloqy
24 931
Repost from N/a
یک دوست دختر داشتم وقتی اولین بار باهاش رابطه جنسی برقرار کردم کلی پوزیشین روی من اجر کرد و بهترین روز عمرم بود بهش گفتم چطوری انقد همه چیو بلدی گفت از وقتی با این کانال آشنا شدم کلی پوزیشین جنسی میزاره👙: @Pozishian
24 931
پوزیشن جنسی مورد علاقه نامزدم !!!
تو سکسامون کلی پوزیشن بلده و میگه اینطوری باشه اونطوری باشه، پرسیدم لعنتی تو که دوست پسر نداشتی قبل من چطوری بلدی بهم گفت از کانال سکسولوژی یاد میگیرم اینم کانالش:
@Sexoloqy
@Sexoloqy
24 931
Repost from N/a
یک دوست دختر داشتم وقتی اولین بار باهاش رابطه جنسی برقرار کردم کلی پوزیشین روی من اجر کرد و بهترین روز عمرم بود بهش گفتم چطوری انقد همه چیو بلدی گفت از وقتی با این کانال آشنا شدم کلی پوزیشین جنسی میزاره👙: @Pozishian
24 931
پوزیشن جنسی مورد علاقه نامزدم !!!
تو سکسامون کلی پوزیشن بلده و میگه اینطوری باشه اونطوری باشه، پرسیدم لعنتی تو که دوست پسر نداشتی قبل من چطوری بلدی بهم گفت از کانال سکسولوژی یاد میگیرم اینم کانالش:
@Sexoloqy
@Sexoloqy
24 931
Repost from N/a
یک دوست دختر داشتم وقتی اولین بار باهاش رابطه جنسی برقرار کردم کلی پوزیشین روی من اجر کرد و بهترین روز عمرم بود بهش گفتم چطوری انقد همه چیو بلدی گفت از وقتی با این کانال آشنا شدم کلی پوزیشین جنسی میزاره👙: @Pozishian
24 931
نم بودم. زهرم منو داشت فشار میداد به خودش. اومدم سرمو بردارم برم پایینو بخورم که نذاشت و گفت همینقدر خوبه نردیک شدم بخوری آبم میاد بکن.منم که از خدا خواسته شلوارو شرتشو باهم دادم دادم پایین و رفتم بین پاهاش.کسش انقدر خیس بود که شرتش که خیس بود هیچ وسط روناشم خیس بود.کیرمو آروم مالیدم به دور کسش و یواش کردم تو. زهره یه آه کشید و چشماشو بسته بود کیرم که کامل رفت تو واقعا خودمم حال کردم.داِغ و لرج و نرم… چندتا تلمبه آروم زدم دیدم زهره از شدت شهوت لباشو گاز میگیره وزنمو انداختم روشو لباشو گذاشتم دهنم و شروع کردم به مکیدن و تلمبه زدن.زهره هر به چندثانیه یه آه تو دهنم میکشید و قطعا خیلی بیشتر از من داشت لذت میبرد. حدود دو سه دقیقه داشتم تلمبه میزدم که زهره پاهاشو دورم حلقه کرد و بهم فهموند تندتر…
پس منم سرعتمو زیاد کردم ولی لباشو تو دهنم نگه داشتم که بلند آه نکشه… داشتم با تموم بدنم و قدرتم محکم و سریع تلمبه میزدم که دیدم زهره سرشو تکون داد. کسش که کیرم توش بود منقبض شد و منم که اون موقع دیگه از رو ابرا تلمبه میزدم نزدیک بودم و محکم تر میزدم که زهره پاهاشو پشتم سفت کرد و یه جیغ تو دهنم کشید و پاهاشو انداخت رو زمین و نفساش آروم شد.
کیرم تو کسش بود. کسش ببض میزد اون آروم شد و من وحشی تر محکم تر تلمبه میزدم اون انگار نفسش بند اومده بود حدود ده تا تلمبه که زدم حس کردم همه وجودم داره میاد بیرون کیرمو درآوردم شروع کردم جق زدن
دوبار که دستمو تکون دادم آبم با فشار رو شکم زهره ریخت.بیحال افتادم کنارش دیدم چشماش بسته س. تازه متوجه چشمای بسته ش شدم. منم چشمامو بستم که دست انداخت رو سینه م و گفت" مرسی پسرخاله"
نوشته: مهدی
📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
