fa
Feedback
شهر داستان | رمان

شهر داستان | رمان

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام شهر داستان | رمان

کانال شهر داستان | رمان (@dastanromancity) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 25 079 مشترک است و جایگاه 1 276 را در دسته کتب و رتبه 13 441 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 25 079 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 04 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -536 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -12 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 12.09% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.24% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 3 034 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 063 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

توضیحی برای کانال ارائه نشده است.

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 05 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

25 079
مشترکین
-1224 ساعت
-1237 روز
-53630 روز
آرشیو پست ها
🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegra
🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegram.me/tiktokmediaxbot?start=CjftkzhNRUbNcVi

😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞
😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞 مشاهده فیلم کامل آتوسا رشتی😈💦

Repost from N/a
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞

🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegra
🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegram.me/tiktokmediaxbot?start=CjftkzhNRUbNcVi

😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞
😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞 مشاهده فیلم کامل آتوسا رشتی😈💦

Repost from N/a
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞

🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegra
🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegram.me/tiktokmediaxbot?start=CjftkzhNRUbNcVi

😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞
😂 آقا دوباره آتوسا دختر رشتی معروف که فورسام زده بود، این دفعه یه فیلم جدید از خودش پخش کرده که دوتا پسر همزمان جرش میدن 🔞 مشاهده فیلم کامل آتوسا رشتی😈💦

Repost from N/a
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞
⭕️فووری / زن سپهر حیدری از ویدیو سکسی خودش رو نمایی کرد + مشاهده فیلم و عکسای لو رفته 🔞

🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegra
🚨🔞این وسط فیلممممم پورنننن آرام همسر سپهر حیدری که این روزا 24 ساعتی با ساسیهههه جهت دیدن فیلم کلیک کنید 👇 https://telegram.me/tiktokmediaxbot?start=CjftkzhNRUbNcVi

sticker.webp0.09 KB

وشی ام بهش دادم گفتم خودت ببین چقدر پیام داده من سین نکردم میخوای بهش چی بگم اخه؟ (با خنده) بهش بگم خواهرم ،زنم شده!عشقم شده،همه کس من شده، (همین حرفها رو میزدم بغلش میکردم) اونقدر دوستش دارم که میخوام حامله اش کنم ، اخخ نسیم ایکاش یه جای دیگه دنیا بودیم ازدواج میکردیم ، زن شوهر ،بچه دار هم میشدیم !! اینها رو که گفتم انگار اب ریختن روی اتیش ،خیلی اروم شدش دوباره شروع به کار کردیم ! وسط کار کردن بودیم که اومد پیش من گفت : داداش از کون اون زنه خوشت میاد؟ میدونم که عشق کون هستی! من بهت میدم ولی قول بده دیگه بهش محل نذاری!! نسیم رو میشناختم اونقدر گیر میداد تا دیوونه ات کنه ،،گفتم برو به کارت برس یکی میشنوه ابرو برای ما نمیمونه!! وقتی داشتیم میرفتیم سمت خونه باز گفت: ای کاش میرفتیم یه جا هیچکی مارو نشناسه ،عین زن شوهر راحت بچرخیم ،بیرون بریم ،شیطنت کنیم من حرف نمیزدم خونه که رسیدم شروع کردم آروم با مادرم حرف زدن، نسیم داشت از فضولی میترکید اخر نزدیک اومد گفت چی داشتید میگفتید؟ کشیدمش کنار بهش گفتم: به مامان گفتم توی عروسی با چندنفر زن شوهر اشنا شدی ،اونها قراره برن شمال، منم از اونها خواستم خواهر منو با خودشون ببرن، واسه اینکه تنها نباشی منم باهات میام به زور جلوی گریه کردنش گرفتم سه روز تمام من نسیم شمال ،بودیم و هر جور عشق و حالی که بود انجام دادیم, با اونکه سختش بود ولی به من کون داد، عین زن شوهر تو خیابون راه میرفتیم،قدم میزدیم و قربون صدقه هم میرفتیم… رابطه من و نسیم هنوز ادامه داره ،به اینده فکر نمیکنیم و از لحظه های باهم بودن کمال لذت رو میبریم نسیم قبلا واسه فرار از تنهایی میخواست با هر کس و ناکسی ازدواج کنه ولی الان با فکر راحت در مورد اینده اش تصمیم میگیره من بابت این سکسم اصلا پشیمون نیستم و از قضاوت شما هم ترسی ندارم ، بهترین کار رو انجام دادم و اگر میدونستم اینقدر به خواهرم کمک میکنه ،خیلی قبلتر انجامش میدادم … پایان 📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity

میاد بهم بگو ، وقتی داشت میمود کل کیرم رو کرد تو دهنش و تا قطره آخرش خورد!! اینکارش واسم جالب بود ، بلند شد رفت توی اشپزخونه ، دهنش شست ، شروع کرد چایی دم دادن، منم رفتم توی اتاقم و یه اسپری تاخیری به کیرم زدم چون مطمین بود شب دارازی داریم!! از پشت سر داشتم نگاهش میکردم ، زیر لب داشت یه ترانه میخوند،، انگار یه بار از دوشش گرفته شده باشه از پشت بغلش کردم ، گفتم : هرچی میخوای،هرکاری میخوای بکنی، هر کمبودی که داری فقط به داداشت بگو… لاکردار انگار اشکش تو مشکش بود ،شروع کرد گریه کردن ماچ بوسه ،لب گرفتن از من! هر دوتا لخت توی اشپزخونه بودیم ، گذاشتم حسابی خالی بشه ، بهش گفتم توی اتاق خواب هستم ، چایی دم اومد بیارش اونجا اونم به چششششششم کش دار گفت ، به کاراش رسید! چایی رو اورد ولی خیلی با سلیقه توی سینی گذاشته بود، اومد کنار من، چراغ روشن کرد ، گفت : دوست دارم همه تن منو کامل بیینی! از این پر رو بازی اش خوشم میمود اومد کنار من نشست داشتیم چایی میخوردیم که یک نگاه شیطنت بار بهم کرد، چایی رو توی دهنش چرخوند ،قورت داد و بعد فوری کیرم رو ساک زد!! انگار کیرت گذاشتن توی آب جوش !! وقتی واکنش منو دید ،از خنده رودل شدش !! منم بغلش کردم گفتم شیطون خوبه الان من چایی بخورم نوک سینه هات میک بزنم؟؟ اصلا دل نداشتم اذیتش کنم ، تو همون حالت شروع به لب بازی کردیم ، یه حالت خاصی بود، بهش گفتم کوچولو بخواب که ماساژت بدم، اونم به شکم خوابید، لش کرد ، منم کیرم رو گذاشتم لاپاش ! شروع کردم از شونه هاش تا کمرش رو ماساژ دادن، کله کیرمم اروم اروم توی کسش جلو عقب میشد، یهو گفت: اینجوری نمیخوام !! حالت سجده شد، با دستاش کوسش باز کرد ،گفت: عین همون جنده ها منو پاره کن فقط ،رحم نکن، چندسال هست دارم حسرت شبی مثل امشب رو میخورم… با چنان حرص و هیجانی میگفت که شهوتم چندبرابر شدش! گفتم:چشم خآرجنده من،جوری بکنمت که ده دقیقه دیگه کم بیاری التماس کنی نکنمت!! تو همون حالت گفت:اووووه ،یعنی اینقدر مرد شدی؟؟ نزازشتم حرفش تموم بشه شلاقی شروع کردم گاییدنش ، همه بدنش شروع به لرزیدن میکرد، کونش درست بود کوچیک بود ولی نرم لطیف ، یک ساعت مدل مختلف گاییدمش ، تا صبح لخت تو بغل هم خوابیدیم قبل اینکه بیدار بشم ، بلند شد، صبحونه درست کرد ،و صدام زد !! فقط شرت پاش کرده بود، منم یک شورت پام کردم ، باهم شروع به خوردن صبحونه کردیم توی همون حالت قربون صدقه اش میرفتم با تمام سلولهای تنم احساس عشق و علاقه بهش داشتم ، نسیم انگار دوباره شده بود همون نسیم قبل ازدواج ، پر از نشاط امید به اینده به مامان زنگ زدم، بهش گفتم یه روز دیگه هم بمونه،عروسی یکی از دوستان هست ،میخوام نسیم ببرم اونجا هم روحیه اش عوض بشه،هم اینکه شاید چندتا هم صحبت پیدا کنه! مادرمم کلی خوشحال شدش، نسیم اومد تو بغلم نشست و شروع به ماچ بوسه ام کرد ، چون یه شب دیگه تنها باهم بودیم ازم خواهش کرد که امروز مغازه نیاد، منم گفتم باشه دلیل اینکارش رو خستگی و فشار سکس بعداز چندسال میدونستم من رفتم مغازه و مشغول کار شدم ، انگار روی هوا بودم نزدیک غروب به من زنگ زد که اگر امکان داره امشب زودتر بیاد خونه منم شب رفتم باورم نمیشد ، دیوونه رفته بود یه ارایش عالی خودش کرده بود، یه لباس سکسی شبیه لباس عروس پوشیده بود، کلی شمع ، شام این حرفها اصلا نمیشناختمش ،از بس صورتش عوض شده بود، سر تا پاش عوض شده بود بعد کلی لب بازی گفت یه دوش بگیر ،بیا شام بخوریم ، سریعترین دوش زندگی ام گرفتم ، لخت نشستتم کنار میز میدونستم امشب هم سکس داریم به خاطر همین قبلش قرص خورده بودم ، از دیدنش کیرم سیخ سیخ شده بود، نمیشد اون وضع توصیف کرد وسط شام خوردن بودم که دیدم نشست زیر پام ،یکم سس مایونز زد به کیرم ،شروع کرد ساک زدن توی ساک زدنش به چشمام نگاه میکرد ،چشمک میزد! کیر منو از دهنش در اورد گفت: امشب دوباره عروسم کن، عشق من باش انتظار یک سکس ملایم داشت ولی اونقدر داغم کرده بود که بلندش کردم و چسبوندمش به دیوار عین وحشی ها شروع به کردنش کردم ، فکرش رو بکنید ، با یک لباسی شبیه به عروس ، یک زنی که قد وزنش شبیه دختربچه ها هست رو شلاقی بکنید!! اون شب حسابی گاییدمش فردا مامان اومد ، کمی بیشتر مدارا میکردیم ،ولی مامان متوجه شده بود دخترش خیلی خیلی روحیه اش بهتر شده من و نسیم بعضی وقتها توی مغازه یکم شیطونی میکردیم تا اینکه یه روز همون ویزیتوز خانوم اومد،از شانس تخمی من اونقدر جلوی نسیم گرم گرفت که میشد از صورت نسیم فهمید که میخواد با دندونهاش اون زن رو پاره کنه، تا اون زن رفت بعد چند دقیقه مشتری ها رو جواب کرد ،کرکره داد پایین و شروع شدش!! از گریه ،داد فریاد ،فحش، زدن ، نفرین بگیر ، تا تهدید کردن من که به شوهرش میگم، !! داد میزد که شما مردها همه مثل هم هستید ،اخه من چی کم میزارم واست ، چرا باهاش کات نکردی ،از این حرفها!! کلا اون روز زهرمارم کرد… وقتی خودش خالی کرد ، گ

نکنم؟ باخنده بهش گفتم: از بس خر هستی با مشت زد رو سینه ام با خنده گفتم: آخه خر خدا نفهمیدی پسره کونی هست؟ نیکول کیدمن هم بیاد نگاش نمیکنه، پسره گوشواره میندازه رو ندیدی؟ انگار برق سه فاز به نسیم زده باشن ،بلند شد نشست جلوم گفت: دروووغ میگی!! انگار نه انگار که داشت چند دقیقه قبل نم نم گریه میکرد! باز حس فضولیش گل کرد! _ داداش جون من راست میگی؟ اصلا بهش نمیاد _: مگه تو پسر کونی دیدی تا حالا، چندسال پیش چند مغازه بالاتر کار میکرد واسه پسر صاحب مغازه داشت میخورد،صاحب مغازه شک میکنه از روی دوربین متوجه میشه ، بعدها پسر صاحب مغازه به یکی دو نفر میگه چی شدش نسیم: ایییشششششش، حالم بد شدش، خاک بر سرش، مرتیکه!کثافت ، ازش بدم اومد اشغال(با یه حالت بدی میگفت انگار گوه دیده) من :حالا بیخیال عمل کردن بشو نسیم: اهههه ،سواستفاده نکن دیگه ، مامان یه جور راضی کن، با حالت خجالت سرش انداخت پایین گفت: اخه خودت ببین ،این چیه اخه؟ صورتم مشخص نباشه همه فکر میکنن پسر هستم ، دوباره اومد تو بغلم ،، دستام لای موهاش بود ، اروم بهش گفتم خواهر گلم تو سفید جذاب ،خوشگلی ، تو این حرفها بودم که حس کردم داره نفس نفس میزنه ، داشت ملحفه رو چنگ میزد، بدنش داغ بود،،، تا اون شب اینقدر راحت حرف نزده بودیم از یقه اش به زحمت سینه اش رو دیدم! میشد فهمید که سفت سفت شده، ناخواسته وقتی داشتم از بدنش تعریف میکردم و با موهاش ور میرفتم باعث شهوتش شدم ،از چتهایی که خونده بودم متوجه شدم بعد از یاسر کلا سکسی نداشته ، نمیدونم چرا ولی یک تصمیمی گرفتم!، کمی نسیم رو بالاتر اوردم ، سرش روی سینه ام بود، قشنگ تو بغل من ادامه دادم: مهم این هست یک زن توی سکس چقدر داغ یاشه،با اون خانوم هم که بودم فقط واسه داغ بودنش بود ،نه هیکلش! خیلی کارها تو سکس واسم میکرد بودن اینکه غر بزنه یا منت بزاره نسیم با یه صدای خیلی اروم : مثلا چه کار؟ من هم بدون هیچ تعارفی: واسم تا اخر میخورد، اصلا هم نمیگفت خیلی بزرگه، چقدر زیاد سکس میکنی ، (میشد صدای بلندتر شدن نفس های نسیم رو شنید) همه کاری میکرد ،فقط یه مشکلی داشت من عاشق لب بازی بودم ولی اون دوست نداشت همین حرف که زدم ،نسیم سرش رو بالا اورد به من نگاه کرد میدونستم چی میخواد ولی من باید شروع میکردم، سرش گرفتم لای دستم یه لب اروم ازش گرفتم ولی اون تقریبا به من حمله ور شد و شدیدترین لب خوری عمرم رو انجام داد، اصلا دست خودش نبود!! خیلی داغ بودش،دیگه جای تعارف نبود، شروع کردم لباس رو در اوردن، سوتینش در اوردم اونم پیراهن منو در اورد، با تمام وجود شروع کردم سینه های کوچیک ولی سفتش رو خوردن، نسیم انگار توی وایتکس خودش میشت،از بس که سفید بود، وقتی سینه هاش میخوردم نفسش بند میمود ،فقط میگفت جووون میخواستم شرتش هم در بیارم ولی سختم بود ،با این حال مدل شصت نه شدم ، اینجوری بهتر بودش ، صورت همو نمیدیدم ، نمیتونم اون موقعیت توصیف کنم، شهوت،جنون،شرم، بیخیالی، فداکاری یا خیانت، اصلا نمیشد توضیح داد کوسش گذاشتم دهنم ، خیس خیس بود، اونم داشت میخورد ، یه لحظه انگار که داره با خودش حرف میزنه گفت : خدا مرگم بده چقدر بزرگه کوسش که میخوردم وسطهاش به حالت ضعف شول میشد ، میدونستم الان موقع کردنش هست، من پایین بودم ، با اونکه اینهمه کار کرده بودم باز سختم بود ببینمش ، از زیرش اومدم بیرون ، به شکم خوابوندمش یه بالشت گذاشتم زیر شکمش و ،کیرمم رو آروم میمالوندم روی کوسش ، دیدم خودش انگار داره کمرش رو عقب میاره اروم اروم گذاشتم داخل، تنگ تنگ!! داغ و خیس؛ از صداش متوجه شدم داره درد میشکه ،خیلی نرم نرم گذاشتم داخل تا اینکه تا خایه رفت داخل،وقتی حسابی جا باز کرد ، دیدم از خود بیخود شدش و داره آه اووف بلند میکنه، وسط آه اوف کردن هاش گفت داداش فشار بده ، آبم داره میاد ،تند تر!! عاشقتم داداشی!! نسیم اون چندسال واقعا زجر کشیده بود، داشتم میدیم خوشحال هست ، همه اعتقادات ،غیرت ، همه این باورها رو یه لحظه انداختم دور پیش خودم گفتم من که اینهمه واسه دختر و زنهایی دیگه توی سکس انرژی گذاشتم و بهشون حال دادم چرا واسه نسیم نکنم ؟ کجاش خجالت داره ،اونم خواهرم که اینهمه کمبود داره و برای رفعش به مجازی پناه برده؟ دم گوشش گفتم: یادت میاد گفتم واسه مردها فقط سکس زنها در الویت هست؟ من امشب جرت میدم عشششششقم ، فقط بیینم تو هم چیزی بلدی؟ با صدای بلند خندید گفت: تا نیم ساعت دیگه اب قند لازم میشی ،چون فشارت میفته کم میاری داداااااششششی!! این حرفش باعث خنده هر دو ما شدش ، میدونستم تو این وضعیت زود ابم میاد ، واسه همین نشستم زیر ،اونم نشست روی کیرم! شروع کردم شلاقی گاییدنش ، کمرش رو داشتم از پایین تند تند میکردم تو کوسش!! با دستاش سینه هام رو چنگ میزد ،اخخخ چه شالاپ شلوپی راه افتاده بود!! سینهاش مثل سنگ شده بود دیدم داره بهش فشار میاد ،واسه همین داگی گفتم بشه تا آبم بیاد،،، متوحه شد ابم داره میاد گفت داره