مصدع اوقات
رفتن به کانال در Telegram
880
مشترکین
-124 ساعت
+137 روز
+11030 روز
آرشیو پست ها
880
بهترین قسمت خوندن غزلیات سعدی اینه که وسط ریتم زیبای کلمات عاشقانه یهو میرسی به عبارت «خط سبز» و یادت میاد که سعدی این غزل رو احتمالا برای یک پسر نوجوون و خط ریش تازه دراومدهش گفته. زنت رو گاییدم سعدی جان این کارها چیه؟ اه.
880
تهران داره چه بلایی سرم میاره؟ داشتم تایپ میکردم "اخیرا بنظرم بعضی آهنگهای مهراد هیدن قابل تحملن."
لابد دو ماه دیگه هم قراره با ریمیکس آهنگهای پوبون و آرتا؟ استوری بذارم و THTEEN رو وسط صفحه تگ کنم درحالی که در پس زمینه شورتک پامه و بغل پسر مردم خوابیدم و یه نجسیای چیزی هم گرفتم دستم. خدا رحم کنه واقعا. استغفرلله.
880
فقط امیدوارم که یه روز متوجه بشه که من واقعا خواستم. من واقعا خواستم و تلاش کردم، ولی نشد.
880
بعدا بابت اون دفعه که داشتی میترکیدی و لبت رو گاز میگرفتی تا اتفاق جالبی که اخیرا برات افتاد رو برای اون آدمه تعریف نکنی، از خودت تشکر میکنی
880
شما هم تو بچگی با مدادرنگیهاتون دوست بودید؟ نه؟ جوابتون اهمیتی نداره، اینجا فقط من حرف میزنم. من بله، باهاشون دوست بودم. همیشه دلم برای مداد سفید میسوخت و همینجوری برای اینکه ناراحت نشه یکم قسمتهای سفید نقاشی رو باهاش رنگ میکردم که استفاده بشه و غصه نخوره. از مداد قرمز هم خوشم نمیومد، چون بهم احساس این دخترهای سلیطهای رو میداد که هیچی سرشون نمیشد و فقط بلند بلند حرف میزدن و به آدم میپریدن. کسکشها هیچوقت هم به حرفهای منطقی گوش نمیدادن و فقط جیغ میزدن. اه.
ولی سبزها، سبزها به نظرم خیلی بامزه میاومدن، از اینهایی که حال آدم رو خوب میکنن و عالم و آدم دوستشون دارن.
آبی برای من رنگ فکر کردن بود. آدم عاقل، با عینک مربعی و کمحرف. اما آبی آسمونی به نظرم خیلی بیعرضه بود، نمیدونم چرا.
طیفهای مختلف بنفش رو خیلی دوست داشتم و فکر میکردم اگه خودم مدادرنگی بودم، بنفش میشدم. هم قرمز، هم آبی.
مخلص کلام؛ به این فکر میکنم که یک بار، آخرین باری بود که مداد رنگیهام رو اینجوری میشناختم و گرفتمشون دستم و قطعا هم نمیدونستم که آخرینباره. از اون روز به بعد، احتمالا اولین جرقههای بزرگ شدن برای من رخ داده. چه بلایی سرشون اومد؟ انداختمشون دور؟ گم شدن؟ چیکارشون کردم؟ نمیدونم. ولی فکر کنم الان تازه دارم میفهمم که بزرگ شدن، چجوری رنگ زندگیم رو از بین برد.
880
هی همه میگن غمت نباشه دنیا دو روزه. کی گفته دنیا دو روزه؟ من میگم سه روزه. اون یه روز اضافه رو هم میخوام ناراحت باشم و اتفاقا غمم هم باشه. میخواید کیرم رو بخورید حالا؟
880
شاهکار جدیدم در فراموشی اینه که قرص رو میذارم تو دهنم و بعد میرم سراغ کارهای دیگه و یادم میره آب بخورم که قرص بره پایین. همین روند رو ادامه بدم و نفس کشیدن رو هم فراموش کنم عالی میشه
880
این فلسطینیها مگه طبق گفتهی خودشون همش در حال جنگ و خونریزی و تیکهتیکه شدن نیستن؟ پس کی وقت میکنن تو تمام شبکههای اجتماعی کامنتهای کسشر بذارن؟ فری پلستین و کیر خر مادرجنده برو بمیر دیگه اگه راست میگی.
880
گذر کردن یک مرحلهی خیلی مهم تو زندگی هر آدمیه که برای بنده از مرحله تبدیل به حرمله شده.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
