🔻پیتـوســ 🇮🇷
رفتن به کانال در Telegram
🍃برای اشتیاقش به زندگی و تکثیر🍃 دانشجوی ابدی فلسفه/ملکهٔ بیشفکری 💆🏻♀ -البلاءُ لِلولاء- [💙☁️🐳]
نمایش بیشتر278
مشترکین
-124 ساعت
+47 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
278
باور کن هی میخوام یه قدم پیش برم
هی سیلی نبودنت محکم میخوره تو گوشم
چرا مارو با خودت نبردی؟
278
Repost from • ما را ز جام باده گلگون خراب کن •
زآن جا که رسم و عادتِ عاشقکشی توست
با دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن
278
واقعاً حاضرم با زحمت و تلاش زیاد یه تومن یه تومن درارم ولی دیگه کارمند نباشم. از فکرشم حالم خوب میشه :)))
278
جلد دوم پارسیان و منو میخونم. سؤالم اینه که اصلاً چجوری هر دو رو یه نفر نوشته؟ جلد اول واقعاً لوس بود.
278
قدم بعدی اینه که اگه ترسات از گوشهوکنار سرک کشیدن و اومدن سراغت، یادت نره که توکل کردی.
278
میدونست که بعد او همه انگیزهم برای ادامه دادنو از دست میدم. از خندیدن، خوابیدن و بیدار شدن، از زندگی کردن بدون او متنفر شدم. هر روز برای همه این کارهای معمولی از خودم بیشتر متنفر شدم. ده روز پیش نشستم و به دوست داشتنش فکر کردم. به اینکه درسمو بهخاطر او تمام کردم. به اینکه ١١ سال پیش کلمات او دلمو برد که باحجاب شدم. به اینکه اگه الان شرافت و حب وطنی در من هست بهخاطر تلاشها و خستگیها و بیخوابیهای اوست. معلومه که بدون او همه بندهام بریده شده. نشستم و فکر کردم باید کارهایی رو بکنم که او دوست داشت و بهشون سفارش میکرد. دوست داشت قرآن بخونیم پس هر روز برای او قرآن خوندم و قلبم آروم شد. دوست داشت کتابخون باشیم پس با کتابخونهم آشتی کردم. دوست داشت ادامه بدیم و مبارزه کنیم و ناامید نشیم. حالا هر روز دارم زیر آوارهای بهجامونده از رفتن او تو وجودم دنبال جوونههای امید میگردم و میخوام که باز هم امیدوار باشم و مبارزه کنم. همونجوری که او دوست داشت.🍃
278
دیشب داشتم تو پک استیکرای قدیمی تلگرامم دنبال یه استیکر میگشتم. به پک استیکرای آقا رسیدم. یه دور با تکتک استیکرا تو اشکام غرق شدم.
278
یکی تو کانالش پرسیده بود مشغول خوندن چه کتابی هستید؟ رفتم کامنت بذارم دیدم ماشالا چقدر همه فرهیختهان و دارن کتابای خفنی میخونن. هیچی دیگه با شرم اون وسط نوشتم پارسیان و من.
از شانس چند روز پیش آنا کارنینا رو تموم کردم و فقط دلم میخواست یه کتاب سبک بخونم.
278
دارم بهخاطر تو با همه جونم ادامه میدم. بهخاطر شیرینترین خندههایی که تو همه عمرم تونستم ببینم. همه اینها برای اینه که نمیخوام ببینی زمین خوردم و پا نشدم. رو سر زانوهای زخمیم رفتم و همه فکرم تو بودی. دارم سختترین تلاشامو میکنم کاراییو کنم که همیشه دوست داشتم. من بهخاطر تو دارم زنده میمونم و هر روز یاد خودم میارم میخوای که زندگی کنم عزیزم. فقط تو بخند.
