493
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
493
با من آماده شید بریم شیشه بکشیم که فرض کنیم موشکا ستارهن. جنگ رو هم سانتیمانتالایز میکنین گوگولا.
493
Repost from N/a
یک سری مسائل کوچیک هست که به مرور توی فرد و به تبع جامعه رخنه میکنه و شاید هم اصلا به چشم نیاد ولی پایه های اساسی کرکتر یک انسان و بعد یک ملت رو شکل میده.
آدمیزاد عادت میکنه که همیشه چشم به دهان دیگری بدوزه تا براش تعیین تکلیف کنه. بعد مثل ببعی های لوئیس بونوئل، پشت سر دیگرانی با وضعیت مشابه راه بیوفته و اطاعت کنه. چون جنم داشتن و تصمیم گیری برای خود و اتحاد جمعی سخت تر از انتظار کشیدنه.
این مسئله ی کوچک و بی اهمیت میتونه به مسخرگی منتظر رخصت بودن برای نرفتن به دانشکده ای باشه که بیخ گوش مقر نظامیه.
نمود وسیع تر دلبستگی به مسائل خرد در دل یک بحران جدی :
فردگرایی در ابعاد بزرگتر- در جایی که نیاز به یک هل و تکان جمعی هست و شهامت. و در نهایت شکل گرفتن نسلی که در نقطه ی امن خودش میشینه و از آرمان های کوچک شخصی دل نمیکنه تا به یک هدف والاتر تحقق ببخشه؛ همیشه از گوشه و کنار زمین بازی، جان کندن دیگران رو نگاه میکنه تا با کمترین تلفات فقط به وقت پیروزی دست و جیغ و هورا بکشه.
493
Repost from فردیمرکوری
بیشتر از ده سال شده که محسن نامجو این آهنگرو خونده، اما هنوزم که هنوزه یکی از به یادموندهترین کارهاشه. هنوزم وقتی پشتِ میکروفون مویه سر میده و همه با بغض این آهنگرو میخونن، یعنی هیچی عوض نشده! ما هنوز محکومیم به جبر جغرافیایی
محکومیم به سیگار و چایی ..
«اینکه زادهی آسیاییرو میگن جبرِ جغرافیایی.. اینکه لنگ در هوایی، صبحونهت شده سیگار و چایی»
493
Repost from فردیمرکوری
از چند سال پیش، یعنی زمانی که شنیدم محسن نامجو توی ترانهی جبر داره میخونه: «ای عرش کبریایی، چیه پس تو سرت؟ کی با ما راه میآیی جون مادرت؟» خیلی وقتا این سؤال رو از خودم میپرسیدم؛ اما کاش دیگه نپرسم.
