1 211
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
+3930 روز
آرشیو پست ها
1 211
رحیم صفوی: این یک جنگ موجودیتی است و مطمئنم که اسرائیل از بین خواهد رفت
یحیی رحیمصفوی، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و مشاور مجتبی خامنهای در حاشیه مراسم تشییع علی خامنهای، با اشاره به درگیری میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، آن را یک «جنگ موجودیتی» خواند و گفت دو طرف در نبردی قرار دارند که تنها یکی از آنها میتواند در منطقه باقی بماند. او افزود: «من مطمئن هستم آنچه باقی خواهد ماند ایران است و آنچه از بین خواهد رفت اسرائیل است.»
او همچنین با مقایسه کشته شدن علی خامنهای با واقعه عاشورا، مدعی شد کشته شدن او، «حرارتی» در میان مردم ایران، شیعیان و جهان اسلام ایجاد خواهد کرد.
رحیمصفوی در بخش دیگری از سخنانش ابراز امیدواری کرد که مجتبی خامنهای راه پدرش را در حفظ «ایران قوی»، دور نگه داشتن سایه جنگ از کشور و پیشبرد توسعه ادامه دهد.
یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
عراقچی با نمایندگان حماس و حزب الله دیدار کرد
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، تصاویری از دیدار خود با شماری از مقامهای حماس و حزبالله منتشر کرد.
این تصاویر در کانال رسمی تلگرام او منتشر شده و نشان میدهد او با محمد اسماعیل درویش، رئیس شورای شوری حماس، و نیز دیگر مقامهای این گروه و حزبالله دیدار کرده است.
شورای شوری حماس یک نهاد مشورتی مذهبی است که از حدود ۵۰ روحانی تشکیل شده است.
در این تصاویر، علاوه بر رئیس شورای شوری حماس، شماری دیگر از مقامهای حماس و حزبالله نیز دیده میشوند.
جزئیات بیشتری درباره زمان، محل و محورهای این دیدار منتشر نشده است.
حضور نمایندگان حزب الله و حماس در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای
رسانههای حکومتی ایران گزارش دادند نمایندگان حزبالله لبنان و حماس، دو گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع علی خامنهای حضور یافتهاند و با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کردهاند.
عباس عراقچی پیشتر در کانال رسمی خود در تلگرام، تصاویری از دیدار با نمایندگان حماس و حزبالله منتشر کرده بود.
این تصاویر او را در کنار شماری از مقامهای این دو گروه نشان میداد.
بر اساس این گزارش، ریاست این هیئت را محمد فنیش، از مقامهای ارشد حزبالله و وزیر پیشین دولت لبنان، بر عهده داشته است.
حماس نیز در بیانیهای اعلام کرد هیئت این گروه به ریاست محمد اسماعیل درویش، رئیس دفتر سیاسی حماس، در مراسم حضور یافته و اعضای دیگری از دفتر سیاسی، از جمله باسم نعیم، نیز او را همراهی کردهاند
یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
خطر اعدام فوری برای پنج بازداشتی دیماه
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای ۵ نفر از بازداشتشدگان دیماه در شهرستان محلات حکم اعدام صادر کرده است.
قاسم اصلانی (کارگر و نگهبان گلخانه)، علی محلوجی (راننده اتوبوس، پدر دو فرزند و با سابقه ۲۰ سال خدمت در تورهای زیارتی)، حسین شکوهی (کارگر معدن و سنگبری)، حسام عیسایی (موبایلفروش) و عرفان خلیلی (کارگر سوپرمارکت)
یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
منوچهر فرید، بازیگر سینما و تئاتر ایران، در ۸۸ سالگی در ملبورن استرالیا درگذشت.
او ۸ اسفند ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد و فعالیت تئاتری خود را از اوایل دهه ۳۰ خورشیدی آغاز کرد.
منوچهر فرید از همنسلان هنرمندانی چون پرویز فنیزاده، جمشید مشایخی، پرویز صیاد، محمدعلی کشاورز، علی نصیریان و داوود رشیدی بود.
او پس از تجربههای گوناگون در تئاتر، از اجراهای صحنهای تا نمایشهای زنده تلویزیونی، و بهویژه همکاریهای متعدد با حمید سمندریان، از اوایل دهه ۴۰ خورشیدی مانند شماری از همدورهایهایش وارد سینما شد.
«خشت و آینه»، ساخته ابراهیم گلستان، نخستین تجربه سینمایی منوچهر فرید بود.
او تا پیش از ترک ایران در سال ۱۳۵۸، در طول حدود ۱۴ سال در ۱۵ فیلم سینمایی بازی کرد؛ از جمله «رگبار» و «چریکه تارا» ساخته بهرام بیضایی، و «بلوچ» ساخته مسعود کیمیایی
در سال ۱۳۵۷، منوچهر فرید در حال تمرین نمایش «آدمهای ماشینی» اثر کارل چاپک، به کارگردانی حمید سمندریان بود، اما اجرای این نمایش همزمان با انقلاب اسلامی متوقف شد. این اثر آخرین نمایش تلویزیونی فرید بود.
منوچهر فرید پس از انقلاب ممنوعالکار شد و ایران را ترک کرد.
بسیاری از اهالی فرهنگ و سینما در شبکههای اجتماعی به درگذشت او واکنش نشان دادهاند از جمله تهمینه میلانی، کارگردان سینمای ایران که در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «فرید هنگام خروج از ایران با خود عهد کرد کار هنری را کنار بگذارد و به این عهد وفادار ماند.»
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
درود بر کارگر، مرگ بر ستمگر
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوز شب زیر سرب و چکمه میناله
نخواب آروم گل بی خارو بی کینه
نمیبینی نشسته گلوله تو سینه
آخه بارون که نیست رگبار باروته
سزای عاشقای خوبه ما اینه ....
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ (۳ ژوئیه ۲۰۲۶) در ۸۰ سالگی، در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو درگذشت. خانواده و نزدیکان او اعلام کردند که وی از هفته گذشته در پی سکته قلبی در بیمارستان بستری بود و عصر جمعه چشم از جهان فروبست.
پارسیپور، زاده ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران، از نویسندگانی بود که نامش با ادبیات نوین فارسی، روایت تجربه زنان، نقد ساختارهای مردسالار و مقاومت در برابر سانسور و سرکوب گره خورده است.
پارسیپور از معدود نویسندگان ایرانی بود که در دو دوره سیاسی متفاوت، هم حکومت پهلوی و هم جمهوری اسلامی، بازداشت، سانسور و محرومیت از انتشار آثار را تجربه کرد. او در تمام این سالها، بیآنکه از نوشتن دست بکشد، استقلال فکری خود را حفظ کرد و ادبیات را به عرصهای برای روایت آزادی، رهایی زنان و نقد قدرت بدل ساخت.
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
شهید راه آزادی فاطمه پورصادقی
او معلم بود؛
با گچ و تخته، الفبای زندگی را میآموخت...
اما روزی رسید که آخرین درسش را نه در کلاس، بلکه در خیابانهای رشت نوشت.
گلوله، قلبش را نشانه گرفت؛
اما نتوانست ایمانش به آزادی را خاموش کند.
فاطمه رفت، اما شجاعتش در حافظه ایران ماندگار شد.
او به فرزندش، به شاگردانش و به همه ما آموخت که آزادی بهایی دارد و انسانهای بزرگ، برای آرمانهای بزرگ از جان خود نیز میگذرند.
نام فاطمه پورصادقی تنها نام یک معلم نیست؛
نام زنی است که درس آزادگی را با خون خود امضا کرد.
یادش جاودان، راهش پررهرو، و نامش تا همیشه در قلب ایران زنده خواهد ماند.
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
شبانکاره، مدیریت بهره برداری شرکت گاز منطقه ای اصفهان در نامه ای به رئیس شرکت و رؤسای نواحی ۲۰ گانه، با اشاره به کمبود منابع جهت پرداخت حقوق و مزایای کارگران ارکان ثالث شرکت گاز منطقه ای اصفهان، خواستار صبوری و خویشتنداری همکاران و عدم پیگیری کارگران در مراجع خارج از سازمان گردیده است !
نامه رسمی این سند با برچسب شعار: "اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی!" تعیین تکلیف شرایط ما کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری نفت است که از قضا بازندگان اصلی جنگ و قربانی بریز و بپاشهایی همیشگی مناسبتی و چپاولگریهای پایان ناپذیریم.
پیامهای دریافتی به شورای سازماندهی اعتراضات کارگران ارکان ثالث از طرف همکاران نشان میدهد در مراکز آسیب دیده نفت و گاز و پتروشیمی بخش عظیمی از همکاران با اخراج های گسترده مواجه شده، یا با تدابیر مختلف کارفرما و پیمانکاران به مرخصی اجباری و بدون حقوق اعزام گردیده یا بصورت شرایط حداقلی حضور در محیطهای کاری بصورت ۱۰ روز کار ۲۰ روز مرخصی، تنها یک سوم حقوق گذشته خود را دریافت مینمایند !
آن هم در وضعیتی که در گرمترین و کشنده ترین روزهای سال، آواربرداری و تدارک بازسازی صنایع، کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری را در سختترین شرایط تمامی سالهای کاری خود قرار داده است.
همکاران بسیاری از پالایشگاه های پارس جنوبی تحت پیمانکاری کلان پیمانکار POMC و سایر پیمانکاران تعمیر نگهداری و بهره برداری و همچنین کارگران پیمانکاری شاغل در پتروشیمی ها و مراکز نفت و گاز عسلویه،قشم، دیلم، ماهشهر، بندر امام، شیراز، مرودشت، تبریز و انبار نفت تهران و... پیام داده اند که پیمانکاران اینبار به بهانه کمبود منابع، عدم پرداخت صورت وضعیت ها توسط کارفرما یا اختلال در سیستم بانکی کشور از پرداخت حقوق ناچیز کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری در بحرانی ترین شرایط معیشتی و اقتصادی سر باز میزنند و با برده کشی آشکار از کارگران در شرایط حداکثری فشار کار و گرمای طاقت فرسا، مشکلات و نارضایتی های عمومی همکاران را در حالی ایجاد نموده اند که در نهادهای به اصطلاح رسیدگی کننده مناطق ویژه اقتصادی، ستاد اداری نفت و همچنین در دستگاه های قضایی هیچ پاسخی دریافت نکرده، با هرگونه اعتراض کارگران برخورد امنیتی صورت میپذیرد.
صحبت از نبود منابع در حالی که تمامی سرمایه کشور، تحت کنترل و سواستفاده نهادهای حکومتی صرف بریز و بپاشهای کارناوال جنگ افروزان و جیره بگیرانی که جز اذیت و آزار با ایجاد صد معبر های خیابانی جز برهم زدن آسایش و امنیت ما کارگران، خانواده هایمان و مردم به ستوه آمده از فلاکت عمومی، نقشی به جز تداوم و تحمیل شرایط نداشته، زیر سایه جنگ بحران معیشتی و فوج عظیم بیکاری را رقم زده است، بخشی از جریان تداوم فشار بر ما کارگران و مردم است که بیش از پیش خشم و نارضایتی را از شرایط موجود ایجاد نموده، آتش زیر خاکستری است که این روزها با از سرگیری اعتراضات صنفی و مدنی در کشور شعله ور گشته در مراکز نفت نیز با اشکال مختلف اعتراضی از جمله تمرد از دستورات کاری در جریان است!
ما کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری نفت، ضمن فراخوان به از سرگیری و سازماندهی اعتراضات به سایر همکاران در همه بخشهای مختلف نفت، اعلام میکنیم به هیچ ترتیبی در برابر فوج عظیم اخراج همکاران، تداوم بازداشتها و فشارهای امنیتی و همچنین تاخیر و تبعیض در پرداختها به هیچ بهانه و تحت هیچ گونه تهدیدی سکوت نخواهیم کرد، با افشای دست دراز پیمانکاران مفتخور نفت و زد و بندهای معمول و مافیایی در رأس حکومت، همچنان اساس استثمار خود، نبود منابع، تداوم شرایط چپاول و فساد ساختاری در کل اقتصاد کشور را از جمله بقای پیمانکاران میدانیم و به مبارزه و اعتراض خود با آن ادامه خواهیم داد.
⚙️ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت(ارکان ثالث)
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵
.
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
از تداوم اخراج ها و بیکاری ها، برخوردهای حراستی و امنیتی در محیطهای کاری نفت، اجبار به کار برده وار در شرایط سخت و طاقت فرسا، تأخير و تبعیض در پرداخت حقوق و مزایا، بحران معیشتی و تداوم چپاول پیمانکاران مفتخور و دست درازی و بی کفایتی مدیران و مسئولان اعتراض داریم.
شنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
بیانیه کانون صنفی معلمان اسلامشهر در محکومیت انتقال مسعود فرهیخته به سلول انفرادی و قطع تماس و محرومیت از ملاقات
آزادگی، البته جامهایست که هرگز به قامت ناراست شما درازدستان کوتهفکر زیبنده نیامد. گویا به هیچ راه راست و حرف حقی باورمند نیستید. سیلی محکمی که برصورت حیثیت نداشتهتان فرود آمد نیز بیدارتان نکرد. مگر مسعود فرهیخته چه کرده بود که سزاوار سلول انفرادی شد؟ از چه میترسید؟ از اینکه حاضر نشد در بیدادگاهتان حاضر شود به تشویش افتادهاید. عدهای امید داشتند که محض حفظ ظاهر هم که شده، از شدت سرکوب بکاهید و کمی بر مدار و مسیر منطق و انسانیت بگردید و چه سادهانگار بودند آنان که میپنداشتند آنچه از وفاق و ایرانی بودن و یک دلی و مدارا و گردآمدن زیر یک پرچم و یک نام میگفتید به حقیقت نزدیک خواهد شد. چه بد حاکمانی هستید! همیشه دروغ گفتهاید و همواره تیشه به ریشه نازک اعتماد ملی زدهاید. همه کسانی که مسعود فرهیخته را میشناسند نیک میدانند که او ازین خشم و غضب ها بیمناک نخواهد شد و سر بر آستان تسلیم و خواهش نخواهد نهاد. تحمل حبس انفرادی مصداق شکنجه است و معلم را شکنجه کردن، بی آنکه سزاوارش باشد تنها از حکمرانانی نادان بر میآید. شرط بلاغ با شما گفتن خشت بر آب زدن است. ما معلمان را امیدی به بیداری وجدان شما نیست. این بیانیه جهت ثبت در یادها نوشته شده است تا همه بدانند ما جز اجرای حق نخواستیم و شما بیدادگران جز ستم، هیچ نکردید. ما هشدار میدهیم که ادامه این همه اجحاف و نقض حقوق زندانیان ثمری جز سنگینتر شدن بار جرم و گناه برای شما ندارد و روسیاهی همیشگی سایهوار با شما خواهد ماند.
در پایان از همه معلمان و هم وطنان آزادهای که برای مسعود فرهیخته و دیگر معلمان در بند هرنوع حمایتی به کار بستهاند سپاسگزاریم و از معدود دستاندرکارانی که هنوز غرقهی منجلاب ستمکاری نشدهاند میخواهیم خویشتن را از آن گرداب برهانند و در استیفای حقوق زندانیان تحتستم از هیچ کمکی دریغ ننمایند.
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مَجاز کرد
تیرماه ۱۴۰۵
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
.
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
اخراج حدود ۴۰ کارگر روزمزد شهرداری سراوان پس از پیگیری بیمه، استخدام و افزایش دستمزد؛ بلاتکلیفی کارگران باوجود ورود ادارهی کار
روز پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵، شماری از کارگران روزمزد شهرداری سراوان اعلام کردند که حدود ۴۰ نفر از آنان پس از پیگیری مطالبات صنفی ازجمله بیمه، استخدام و افزایش دستمزد، ازسوی شهرداری اخراج شده و با وجود گذشت چند روز، همچنان در وضعیت بلاتکلیف بەسر میبرند.
این کارگران که سابقهی فعالیت آنان در شهرداری بین یک تا سه سال بوده، با حقوقی حدود ۱۱ میلیون تومان مشغول به کار بودهاند. آنان میگویند از ابتدای همکاری، مسئولان شهرداری به آنها وعده داده بودند که درصورت ادامهی کار، بهمرور زمان جذب و بهصورت رسمی استخدام خواهند شد، اما این وعدهها هرگز عملی نشده است.
کارگران باتوجه به افزایش هزینههای زندگی، تورم و پائینبودن دستمزد، خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی، برخورداری از بیمه و افزایش حقوق شدند. اما مسئولان شهرداری بەجای رسیدگی به مطالبات آنان، تهدید کردند که اگر پیگیریها ادامه پیدا کند، همهی کارگران اخراج خواهند شد.
سرانجام روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵، حدود ۴۰ نفر از این کارگران از ادامهی فعالیت منع شده و به آنان اعلام شده که دیگر به محل کار مراجعه نکنند. همچنین وعده داده شده بود که وضعیت آنان تعیین تکلیف خواهد شد، اما تاکنون هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت نگرفته است.
باوجود ورود ادارهی تعاون، کار و رفاه اجتماعی به این پرونده و درخواست این نهاد از شهرداری برای تعیین تکلیف وضعیت کارگران، مسئولان شهرداری اقدام به اخراج آنان کردهاند. افزون بر این، حدود سه تا چهار ماه از مطالبات مزدی این کارگران نیز همچنان پرداخت نشده و آنان بدون دریافت حقوق و بدون مشخبودن وضعیت شغلی خود، در شرایط دشوار معیشتی قرار دارند.
کارگران اخراجشده خواستار ورود جدی نهادهای مسئول، رسیدگی به وضعیت استخدامی، پرداخت معوقات مزدی، برخورداری از بیمه و بازگشت به کار شدهاند و میگویند بسیاری از آنان با امید به استخدام رسمی، سالها با دستمزدی پایین در شهرداری سراوان مشغول به کار بودهاند.
.
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
یک کولبر درپی تیراندازی نیروهای نظامی در نوسود جان خود را از دست داد.
امروز جمعه ۱۲ تیرماه، یک کولبر درپی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود، جان خود را از دست داد.
هویت این کولبر، "وزیر رحیمی"، ۵۷ ساله، متأهل و اهل روستای «منصورآقایی» از توابع بخش شاهو شهرستان روانسر گزارش شده است.
پیکر وی کماکان در بهداری شهر نوسود نگهداری میشود و به خانوادهی وی تحویل داده نشده است.
بر اساس گزارش سالانهی مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در سال ۱۴۰۴، دستکم ۸ کولبر بهدلیل شرایط سخت جغرافیایی یا اقلیمی و تعقیب و گریز نیروهای نظامی دچار حادثه شدند که از این میان ۴ نفر جان باختند و ۴ نفر زخمی شدند. همچنین در نتیجهی تیراندازی نیروهای نظامی، ۱۵ کولبر و ۲۳ سوختبر کشته و ۲۲ کولبر و ۱۳ ۱۳ زخمی شدند. افزون بر این، ۸۴ سوختبر نیز در حوادثی مرتبط با تعقیب نظامی یا تصادفات جادهای درگیر بودهاند که نشاندهندهی تداوم خطرات جدی جانی برای این افراد است.
.
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
هفت روزنامهنگار همچنان در ایران در بازداشت بهسر میبرند.
رضا ولیزاده، آرتین غضنفری، سمیه حیدری، پدرام علمداری، مسلم زارعی، امیرحسین رضایی و امید فراغت. بیشتر این افراد در ماههای اخیر در منازل خود یا پس از احضار توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند و شماری از آنان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران بارها در بیانیههای خود سرکوب رسانهها و بازداشت روزنامهنگاران در ایران را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری آنان شده است. این نهاد همچنین اعلام کرده که بهدلیل قطع گستردهی اینترنت و محدودیتهای ارتباطی در ایران، امکان راستیآزمایی برخی گزارشها دربارهی آزادی احتمالی تعدادی از روزنامهنگاران وجود نداشته است.
براساس معیارهای نهادهای صنفی روزنامهنگاری در ایران و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، این فهرست تنها افرادی را دربر میگیرد که در سالهای اخیر بهطور حرفهای در رسانهها فعالیت داشتهاند یا سابقهای طولانی و شناختهشده در روزنامهنگاری دارند.
.
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
Repost from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
⛔️✋️🔴
نیمقرن سکوت مسئولان؛ امروز نوبت تعرض به قانون تأمین اجتماعی رسیده است
جامعه کارگری و بازنشستگان کارگری تمام عملکرد دولت ها و نظارت های مسامحه گرانه مجلسیان و عدم برخورد قضایی متخلفان قانونی توسط قوه قضاییه را در نیم قرن اخیر آگاهانه و صبورانه نظاره می کنند از خیانت های حذف شورای عالی تامین اجتماعی ، ایجاد هیات امنا سراسر دولتی تامین اجتماعی ، تبدیل شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی را به حیاط خلوت مافیا ، تعیین مدیریت سازمان تامین اجتماعی و شستا توسط دولت ها ، عدم اجرای وظایف قانونی دولت ها در قبال بدهی های مالی فرانجومی شان ، نابود کردن اسناد نتیجه تحقیق و تفحص از شستا بدون پیگرد متخلفان مربوطه ، ... همه و همه یک طرف تنظیم لایحه اصلاح قانون تامین اجتماعی خیانتی آشکار در حق جامعه کارگری و بازنشستگان کارگری در واقع یک بدعت گذاری خائنانه از نزدیک توسط ذینفعان رصد شده و می شود
خيابان سنگر زحمتکشان.
بازنشستگان تأمین اجتماعی شوش
۹ /تیر ۱۴۰۵
1 211
به گزارش سایت هرانا الهام زراعتپیشه، وکیل دادگستری، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به شش سال حبس، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ابطال گذرنامه محکوم شده است.
بر اساس این گزارش، شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز الهام زراعتپیشه را به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم کرده است.
این دادگاه همچنین او را به مدت دو سال از خروج از کشور منع و گذرنامهاش را باطل کرده است.
الهام زراعتپیشه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ در محدوده دادسرای اجرای احکام شیراز بازداشت شد.
بازنشر:طلیعه
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
"محمدجواد؛ مردی که چراغ سکو را خاموش نکرد"
صدای آلارم، صدای آشنایی بود.
برای خیلیها شاید فقط یک صدا بود؛ اما برای محمدجواد یعنی یک لحظه تصمیم، یک لحظه مسئولیت، یک لحظه که باید بین ترس و تعهد یکی را انتخاب میکرد.
او سالها روی سکوی نفتی کار کرده بود. مردی که بیشتر از آنکه ساعت را بشناسد، صدای دستگاهها را میشناخت. میدانست یک لرزش کوچک یعنی چه، یک صدای غیرعادی یعنی چه و یک تصمیم اشتباه چه بهایی میتواند داشته باشد.
محمدجواد فقط یک نیروی متخصص نبود؛ او بخشی از قلب تپندهی صنعتی بود که هزاران نفر به آن وابسته بودند.
اما آن روزها، روزهای عادی نبود.
خبرها یکی پس از دیگری میرسید.
آسمان بعضی شهرها دیگر مثل قبل آرام نبود. صدای انفجار از دور و نزدیک شنیده میشد.
دود سوختن کشتی ها همه پهنه ی آسمان را سیاه کرده بود
وقتی خبر حملهها رسید و تهران درگیر روزهای سخت شد، دل محمدجواد برای خانوادهاش لرزید.
گوشی را برداشت.
آخرین پیام همسرش را دید:
«محمدجواد مواظب خودت باش... فقط سالم برگرد.»
چند دقیقه به همان جمله نگاه کرد.
چقدر سخت بود که بدانی عزیزانت ترسیدهاند، اما تو نمیتوانی کنارشان باشی.
چقدر سخت بود که پدری از فاصلهای دور صدای بچهاش را بشنود و نتواند دست روی سرش بکشد.
اما محمدجواد روی سکو بود.
جایی وسط دریا.
جایی که مسئولیت، اجازه نمیداد احساساتش او را از کار جدا کند.
در همان روزهایی که خبر آسیب دیدن بعضی مناطق نفتی نگرانیها را بیشتر کرده بود، مردانی مثل محمدجواد کنار تجهیزات ایستادند.
نه برای اینکه نمیترسیدند.
برای اینکه چیزی بزرگتر از ترس در وجودشان بود:
تعهد.
او دستش را روی تجهیزات گذاشت و آرام گفت:
«ما اینجا رو رها نمیکنیم... این صنعت سالها با زحمت ساخته شده این صنعت این نفت مال همه مردمه ایرانه
برای یک نفر که بیرون از آن محیط باشد شاید یک پرمیت فقط یک برگه باشد.
ولی برای کسانی که در دل خطر وشرایط غیر عادی هستند این بار سنگینی بود.
مردانی که در گرمای سکو، در شبهای بیخوابی، در دوری از خانواده، تصمیمهایی میگرفتند که با کوچکترین اشتباه میتوانست عواقب بزرگی داشته باشد.
اما پشت این همه مسئولیت، یک درد آرام هم وجود داشت.
درد مردانی که احساس میکردند سالها تجربه، تخصص و فداکاریشان آنطور که باید دیده نمیشود.
مردانی که در سختترین روزها پای کار ماندند، اما گاهی با فاصلههای عدالت مزدی ، مشکل سقف و کف حقوق، و حس نابرابری روبهرو شدند.
محمدجواد گاهی با خودش فکر میکرد:
«چطور ممکنه کسی که جوانیاش رو پای این صنعت گذاشته، کسی که روزهای خطر رو دیده، کسی که بار تولید رو روی دوشش بوده، هنوز مجبور باشه برای دیده شدن تلاش کنه؟»
اما صبح که خورشید از روی آب بالا میآمد، دوباره لباس کارش را میپوشید.
دوباره کلاه ایمنی را میگذاشت.
دوباره به سمت سکو میرفت.
چون برای او نفت فقط نفت نبود.
یک خاطره بود.
یک عهد بود.
چیزی شبیه یک فرزند که نمیتوانی در سختیها رهایش کنی.
محمدجواد و امثال او قهرمانهایی نبودند که روی صحنه دیده شوند.
قهرمانهایی بودند که وقتی همه خواب بودند، چراغها را روشن نگه میداشتند.
قهرمانهایی که شاید کسی صدای خستگیشان را نشنید...
اما اگر روزی چراغ این سکوها خاموش نمیشد،
بخشی از آن به خاطر مردانی بود که گفتند:
«ما میمانیم... چون هنوز مسئولیم.»
پایگاه اطلاع رسانی مطالبات کارکنان رسمی صنعت نفت ایران
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
1 211
صدور حکم اعدام
دادگاه انقلاب تهران در حالی ارغوان فلاحی را به اعدام محکوم کرده که او ماهها از دوران بازداشت خود را در سلول انفرادی و تحت بازجویی سپری کرده است.
بنا به گزارشهای منتشرشده، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی در تاریخ ۱۰ تیرماه سال جاری ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله را به اعدام محکوم کرده است. گفته میشود این حکم از طریق وکیل مدافعاش به او ابلاغ شده است.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ارغوان فلاحی را ۶ بهمن ۱۴۰۳ در شهر پرند بازداشت و به بند ۲۴۱ زندان اوین، تحت نظر حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، منتقل کردند. او حدود پنج ماه را در سلول انفرادی و در شرایط بازجویی سپری کرده و در این مدت با فشارهای جسمی و روانی روبهرو بوده است.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!.
جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
https://t.me/taleaeh
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
