[ گــل بـیت... ]
رفتن به کانال در Telegram
694
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
گفتند که چونی؟ نتوانم که بگویم
این بود که گفتم، دگرم هیچ مپرسید
#اوحدی
@gooolbait
ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر ما، ایران
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو ...
نون نوشتن
#محمود_دولتآبادی
آنقدر سنگباران شدهام
که دیگر از سنگ نمیترسم
این سنگها از چالهی من برجی بلند ساختهاند
بلند در میان درختان بلند
سپاس از شما ای معماران
پریشانی و اندوه را نای عبور از میان این سنگها نیست!
#آنا_آخماتووا
از آن دمی که ز چشمم برفت رودِ عزیز
کنارِ دامنِ من همچو رودِ جیحون است
چگونه شاد شود اندرونِ غمگینم؟
به اختیار، که از اختیار بیرون است
#حافظ
رها کن سنگِ گوشهی گورستان را
من آن جا نیستم!
وقتی باران میبارد
دستت را بر شیشههای خیس پنجره بگذار
تا گونههای مرا
نوازش کرده باشی.
این دستهای همیشه شوخ من است
که هنگام بازگشتنت به خانه
در غروبهای پاییزی
موهایت را به پیشانیات میریزد،
نه نسیم.
لمس کن تن درختان جنگل را
برای در آغوش کشیدن من.
این گرانیتِ گرد گرفته را رها کن
من آن جا نیستم!
زیر این سنگ
تنها مشتی استخوان پوسیده است
و جمجمهای
که لبخندهای مرا حتا
به خاطر نمیآورد.
برای دیدنم
به تماشای دریا برو
من هم قول میدهم
پشتِ تمام گیلاسهای خالی
در انتظار تو باشم!
#یغما_گلرویی
زن ها آن شبی که
دوستت دارم دلخواهشان را می شنوند
با گوشواره می خوابند...!!!
#رسول_ادهمی
هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال
غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم
#وصال_شیرازی
@gooolbait
از دل دیوانهام دیوانهتر دانی که کیست
من که دائم در علاج این دل دیوانهام
#صائب_تبریزی
@gooolbait
عمر ما عمر شراب کهنه را ماند که هست
اولش بسیار شیرین، آخرش بسیار تلخ
#طالب_آملی
شعر زیر از کیست ؟!
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
