fa
Feedback
نگاهِ دیگر | صابر گُل‌عنبری

نگاهِ دیگر | صابر گُل‌عنبری

رفتن به کانال در Telegram

نگاره‌های صابر گل‌عنبری پژوهشگر، مترجم، روزنامه‌نگار و کارشناس روابط بین‌الملل

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام نگاهِ دیگر | صابر گُل‌عنبری

کانال نگاهِ دیگر | صابر گُل‌عنبری (@sgolanbari) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 755 مشترک است و جایگاه 3 578 را در دسته سیاست و رتبه 20 823 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 755 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 18 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -24 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -2 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 121.08% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 64.12% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 19 075 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 10 102 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 189 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ترامپ, مذاکره, غزه, توافق, نتانیاهو تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
نگاره‌های صابر گل‌عنبری پژوهشگر، مترجم، روزنامه‌نگار و کارشناس روابط بین‌الملل

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 19 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کرده‌اند.

15 755
مشترکین
-224 ساعت
-87 روز
-2430 روز
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+102
در 13 کانال‌ها
مه '26
+95
در 10 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+107
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+27
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+546
در 39 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+228
در 29 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+43
در 28 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+108
در 33 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+151
در 57 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+139
در 46 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+314
در 41 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+174
در 58 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+244
در 32 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+305
در 73 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+298
در 35 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+273
در 44 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+310
در 30 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+426
در 73 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+853
در 110 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+439
در 98 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+1 911
در 109 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+571
در 61 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+472
در 26 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+521
در 48 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+191
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+192
در 13 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+347
در 40 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+168
در 13 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+71
در 22 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+168
در 33 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+184
در 35 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+233
در 36 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+730
در 55 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+143
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+332
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+651
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+546
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+126
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+662
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+405
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+806
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+212
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+1 360
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+2 702
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+110
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+123
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+478
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+126
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+95
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+138
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+84
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+202
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+124
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+96
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 435
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
19 ژوئن+7
18 ژوئن+1
17 ژوئن+1
16 ژوئن+9
15 ژوئن+12
14 ژوئن+3
13 ژوئن+1
12 ژوئن+1
11 ژوئن+2
10 ژوئن+28
09 ژوئن+3
08 ژوئن+6
07 ژوئن+9
06 ژوئن0
05 ژوئن+5
04 ژوئن+4
03 ژوئن+2
02 ژوئن+1
01 ژوئن+7
پست‌های کانال
🔺آتش‌بسی که هرگز نبود! نخست‌وزیر اسرائیل، امروز در واکنش به کشته شدن چهار نظامی اسرائیلی در جنوب لبنان اعلام کرد که به دلیل «نقض آتش‌بس» از سوی حزب‌الله، به ارتش دستور داده حملات شدیدی علیه لبنان انجام دهد. اما پرسش ساده این است: کدام آتش‌بس؟ از نوامبر ۲۰۲۴ که اسرائیل و حزب‌الله با ضمانت آمریکا و فرانسه بر سر برقراری آتش‌بس به توافق رسیدند تا زمان برقراری آتش‌بس میان ایران و آمریکا که لبنان را نیز در بر می‌گیرد، اسرائیل حتی یک روز هم به این آتش‌بس‌ها در لبنان پایبند نبوده است. در همین مدت و در سایه همین توافق‌های اعلام‌شده، بیش از ۶۰۰ شهروند لبنانی جان خود را از دست داده‌اند. در روزهای اخیر نیز با امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا که در بند نخست آن بر ضرورت پایان جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان تأکید شده است؛ موضوعی که دونالد ترامپ نیز برای نخستین بار بر آن تصریح کرد؛ اما نه‌ تنها چنین نشد، بلکه از دوشنبه گذشته تاکنون حملات شدید اسرائیل به لبنان همچنان ادامه داشته است. با همه این واقعیت‌ها، سخن گفتن از «نقض آتش‌بس» واقعاً روی زیادی می‌خواهد. کار اسرائیل در وارونه‌سازی واقعیت‌ها به جایی رسیده که حتی بزرگ‌ترین و نزدیک‌ترین متحدش، یعنی آمریکا، نیز به ستوه آمده است. دونالد ترامپ، که خود معمار «معامله قرن»، عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به قدس بود، اکنون و لو به ظاهر زبان به انتقاد تند گشوده و معاونش جی‌دی ونس نیز اخیراً مواضعی نسبتا کم‌سابقه در این باره بیان کرده است. البته این موضع‌گیری‌های رسمی در آمریکا بی‌ارتباط با چرخش افکار عمومی این کشور طی بیش از دو سال گذشته در قبال اسرائیل نیست؛ چرخشی که تا حدی نفوذ سنتی لابی اسرائیل در فضای سیاسی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در واقع، به نظر می‌رسد نتانیاهو اکنون به دو دلیل با توقف جنگ در لبنان مخالفت می‌کند. نخست آن‌ که این جنگ را ابزاری برای برهم زدن روند توافق با ایران و تعریف زمین بازی جدیدی برای آمریکا در منطقه علیه تهران می‌داند. دوم آن ‌که با توجه به انتخابات پیش‌روی کنست، پایان جنگ می‌تواند عملا آغاز شمارش معکوس پایان عمر سیاسی نتانیاهو باشد. در چنین شرایطی، توان و اراده آمریکا و شخص ترامپ برای تأثیرگذاری بر اسرائیل و نتانیاهو در برابر یک آزمون تاریخی قرار گرفته است. باید دید آیا رئیس‌جمهور آمریکا قادر خواهد بود نتانیاهو را به پایان دادن به جنگ در لبنان دستکم در همین بازه دو ماهه وادار کند؛ رخدادی که فراتر از سرنوشت سیاسی نتانیاهو معنا و مفهوم خواهد داشت. باید دید چه می‌شود. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari

2
🔺پایان جنگ یافت؟! هدف اصلی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا، پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان عنوان شده است. اکنون نگاه‌ها بیش از هر جا به لبنان دوخته شده تا روشن شود آیا اسرائیل در این نقطه جنگ را متوقف خواهد کرد یا نه. تحولات یک روز گذشته پس از اعلام توافق نشان می‌دهد که جنگ در لبنان همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است. با این حال پرسش اساسی‌تر این است که آیا جنگ علیه خود ایران پایان یافته است؟ نمی‌توان با قطعیت گفت که چنین شده و احتمال ازسرگیری آن همچنان وجود دارد. دلیل این تردید آن است که با وجود ناکامی جنگ در دستیابی به اهدافش، هنوز موازنه‌ای بازدارنده شکل نگرفته که تکرار آن را به طور کامل منتفی کند. مهم‌ترین نشانه این وضعیت نیز رفتار اسرائیل است که از تداوم جنگ حمایت می‌کند و با هرگونه توافق مخالف است. اگر چنین موازنه‌ای شکل گرفته بود، اسرائیل نیز توافق ایران و آمریکا را دستاویز قرار می‌داد و از رویکرد جنگ‌طلبانه فاصله می‌گرفت و دست‌کم برای پرهیز از ازسرگیری جنگ در لبنان را متوقف می‌کرد. با این حال، اگر جنگی تازه آغاز شود، ماهیت آن احتمالا متفاوت خواهد بود. با توجه به پیامدهای جهانی منطقه‌ای شدن جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، بعید نیست راهبرد طرف مقابل تغییر کند؛ به این معنا که برای جلوگیری از تکرار آن شرایط، آمریکا از ورود رسمی به جنگی دیگر خودداری کند و پرونده جنگ عملا به اسرائیل سپرده شود. واقعیت این است که در این جنگ، آمریکا بیش از اسرائیل آسیب دید و اذیت شد؛ هم به دلیل پیامدهای منطقه‌ای شدن درگیری، هم به سبب بسته شدن تنگه هرمز و هم در نتیجه حملات فشرده به پایگاه‌هایش در منطقه. اما جنگ به صورت مستقیم و بدون مشارکت علنی آمریکا میان ایران و اسرائیل جریان یابد، عملا دست ایران برای واکنش منطقه‌ای به حملات اسرائیل بسته‌ می‌شود. به نظر می‌رسد تهران نیز به این موضوع واقف است و می‌کوشد از طریق آمریکا، اسرائیل را مهار کند. از این منظر، فارغ از این که توافق موقت کنونی به توافقی نهایی منتهی شود یا نه که احتمال آن فعلا پایین به نظر می‌رسد، این یادداشت تفاهم بیش از هر چیز یک «فرصت تنفس» برای دو طرف است. ایران با آزادسازی بخشی از دارایی‌های خود و رفع محاصره می‌کوشد در این دو ماه دست‌کم از تشدید بحران اقتصادی جلوگیری کند و از این فرصت برای افزایش صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی بهره ببرد. در مقابل، آمریکا نیز می‌خواهد با باز شدن تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن را در داخل آمریکا مهار کند. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
15 856
3
🔺پایانِ روایتِ ترامپ! سرانجام شب گذشته پس از ماه‌ها مذاکرات فشرده، ایران و ایالات متحده به یک توافق اولیه یا همان «یادداشت تفاهم» دست یافتند. تردیدی نیست که هر توافقی در مرحله اجرا با چالش‌های متعددی روبه‌رو می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که طرف مقابل آمریکا و اسرائیل باشند، این دشواری‌ها دوچندان خواهد بود. در این میان، بعید به نظر می‌رسد که اسرائیل به بندهای مربوط به لبنان، اعم از توقف حملات یا عقب‌نشینی از مرزها به‌طور کامل پایبند بماند. با این حال، فارغ از میزان پایبندی آمریکا به تعهداتش یا احتمال ازسرگیری جنگ در آینده، نفسِ دستیابی به این توافق موقت دلالت‌های ژرفی در بطن خود دارد. این تفاهم چارچوبی در وهله نخست، ترجمان سیاسیِ شکست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که رسانه‌های اسرائیلی امروز از آن با تعبیر «فاجعه» یاد کردند. بدین ترتیب، انتشار متن توافق در روزهای آتی، پایانی بر روایت پرهیاهوی ترامپ خواهد بود که اخیرا قصد داشت در پوشش درگیری‌های اخیر، توافق را از موضع قدرت و به عنوان یک «پیروزی» معرفی کند. اما با روشن شدن محتوای متن، این روایت معکوس خواهد شد و ترامپ به ‌واسطه هجمه‌‌ای که هم‌اکنون در داخل اسرائیل و آمریکا آغاز شده، تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار خواهد گرفت و چه بسا این وضعیت مهم‌ترین چالش فراروی تداوم توافق و دستیابی به توافق جامع در آینده شود. اگر از هدف غاییِ ساقط کردن نظام سیاسی ایران بگذریم، اهداف بعدی این جنگ، وادار کردن ایران به توافقی بود که برنامه هسته‌ای‌اش را به‌کلی برچیند، توان موشکی‌اش را محدود سازد و به نفوذ منطقه‌ای تهران پایان دهد. در این زمینه هم ترامپ مدام تاکید می‌کرد که ایران باید تسلیم شود. اما در متن یادداشت تفاهم، کمترین اثری از این سه خواسته کلیدی آمریکا و اسرائیل دیده نمی‌شود. همین خود این تردید جدی را نسبت به انگیزه ترامپ از دستیابی به توافقی که او و آمریکا را در موقعیت بازنده قرار می‌دهد، مطرح می‌کند؛ این که آیا صرفا به خاطر بازگشایی تنگه هرمز بوده یا انگیزه‌های دیگری پشت قضیه است؟ در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای نیز نه‌ تنها بندی علیه ایران وجود ندارد، بلکه مفروض تعهد آمریکا به توقف جنگ در لبنان در قالب یک توافق با تهران به نوعی «رسمیت‌ بخشیدن به نقش و نفوذ ایران» در منطقه است؛ فارغ از این که اسرائیل به پایان جنگ در لبنان پایبند باشد یا خیر. در کل، ما با تفاهمی تقریباً «یک‌جانبه» روبرو هستیم که در آن طرف آمریکایی تعهدات متعددی را در قبال تنها یک تعهد ایران پذیرفته است: «بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت کشتیرانی به حالت عادی». جالب اینجاست که این تنگه پیش از جنگ باز بود، اما خودِ جنگ، این اهرم راهبردی را خلق کرد و در اختیار ایران قرار داد تا در نهایت با استفاده از آن، بدون دادن امتیازی در پرونده‌های هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای در توافق خرج کند. در واقع، بستن تنگه هرمز «نقطه عطف» این جنگ بود که تثبیت آن می‌تواند موازنه قدرت، ژئوپلیتیک، امنیت و اقتصاد منطقه را دستخوش تغییر بنیادین کند. اما واکنش‌های اخیر ترامپ، به‌ ویژه پیام‌های شب گذشته‌اش که با شعف خاصی از بازگشایی مسیر سوخت و سرازیر شدن نفت به بازارهای جهانی سخن می‌گفت به‌ خوبی نشان می‌دهد که ادعاهای دو ماه اخیر او درباره تسلط بر این آبراه راهبردی به دور از واقعیت بوده است. در نهایت، محرک اصلی ترامپ و آمریکا برای دادن این امتیازات صرفاً بازگشایی تنگه هرمز بود؛ موضوعی که ظاهرا با ترتیبات مدنظر ایران در متن گنجانده شده است. هر چند ترامپ هم گفته است که ایران عوارض دریافت نخواهد کرد و ایران هم به نوعی نگرفتن عوارض را تایید کرده است اما قصد دارد تحت عنوان «هزینه خدمات ارائه شده به کشتی‌ها»، سازکاری برای دریافت وجوه ایجاد کند که عملاً تفاوتی با گرفتن عوارض ندارد و چه بسا این مساله هم به اختلاف و چالشی در هفته‌های پیش‌رو تبدیل شود. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
12 331
4
🔺تولد ترامپ؛ بیروت و توافق! در میانه افزایش خوش‌بینی‌ها درباره دستیابی به یک توافق موقت و در حالی که ترامپ برای امضای آن در ظهر امروز لحظه‌شماری می‌کرد، ناگهان اسرائیل بار دیگر ضاحیه بیروت را هدف حمله قرار داد. اسرائیل مدعی است که این حمله به پاسخ به حمله حزب الله به سمت اسرائیل صورت گرفته است.   طبق معمول، احتمالاً این تحلیل غالب خواهد شد که اسرائیل با نزدیک دیدن توافق تلاش کرده با این حمله مانع تحقق آن شود. اینکه اسرائیل با هرگونه توافق میان آمریکا و ایران مخالف است سخن درستی است؛ اما این لزوما به این معنا نیست که در پرونده‌ها و مسائلی که پای واشنگتن در میان است، بدون چراغ سبز آمریکا دست به اقدام خودسرانه بزند. برای مثال در همین موضوع لبنان، چندی پیش ترامپ بار دیگر از آتش‌بس سخن گفت و توقف درگیری میان ایران و اسرائیل را اعلام کرد و مدعی شد که دیگر بیروت بمباران نمی‌شود. در چنین شرایطی بعید به نظر می‌رسد نتانیاهو بدون موافقت ترامپ دوباره ضاحیه بیروت را هدف قرار دهد؛ آن هم در فضایی که رئیس‌جمهور آمریکا مدعی بود توافق با تهران حاصل شده و قرار است امروز یکشنبه امضا شود. اکنون باید دید چه پیوندی میان بمباران امروز بیروت و تحولات مربوط به دستیابی به یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا وجود دارد. ترامپ از پنجشنبه گذشته با فشاری عجیب در فضای رسانه‌ای یکجانبه القا کرد که توافق انجام شده و سپس دیروز تأکید کرد که امروز امضا خواهد شد؛ در حالی که طرف ایرانی هنوز موافقت نهایی خود را اعلام نکرده است. این احتمال دور از ذهن نیست که ترامپ به این جمع‌بندی رسیده باشد که توافق فعلا نهایی نمی‌شود و دست‌کم امروز در روز تولدش نمی‌تواند برای بهره‌برداری‌های خاص از آن رونمایی کند، بنابراین به نتانیاهو چراغ سبز داده است تا ضاحیه بیروت را هدف قرار دهد. به فرض صحت این گزاره، این حمله می‌تواند فی نفسه منعکس کننده انسداد جدیدی در مذاکرات باشد. با این حال، حتی اگر هیچ پیوندی میان حمله امروز به ضاحیه بیروت و مذاکرات ایران و آمریکا وجود نداشته باشد، این حمله که با هدف ترور انجام شده نشان می‌دهد اسرائیل حتی در صورت امضای توافق نیز هر زمان فرصتی برای انجام «یک ترور مهم» در ایران یا لبنان فراهم شود، اقدام خواهد کرد.   در مجموع، حمله امروز به ضاحیه بیروت می‌تواند دست‌کم برای مدتی روند مذاکرات را با وجود پیشرفت‌های چند روز اخیر به عقب بازخواهد گرداند. حالا باید دید ترامپ ظرف ساعت‌های آتی چه موضعی خواهد گرفت. آیا همچنان از دستیابی به توافق و امضای قریب الوقوع آن خواهد گفت یا عکس آن عمل خواهد کرد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
10 173
5
🔺درباره شدیدترین درگیری! در هفته‌های اخیر سواحل جنوبی ایران، خلیج فارس و دریای عمان به دفعات شاهد تنش‌های شبانه و پراکنده بوده‌اند، اما عملیات دیشب تا سپیده‌دم امروز را باید از نظر شدت و ابعاد، «سنگین‌ترین» در نوع خود دانست؛ اتفاقی که دلالت‌ها و پیامدهای آن بسی فراتر از یک برخورد نظامی محدود است. این رویارویی درست پس از درگیری محدود میان ایران و اسرائیل در روزهای یکشنبه و دوشنبه گذشته رخ داد که طی آن برخی تحلیل‌گران با نگاهی خوش‌بینانه، اظهارات دونالد ترامپ و خودداری واشینگتن از ورود مستقیم به آن درگیری را نشانه‌ای از «عقب‌نشینی» آمریکا یا فاصله گرفتن کاخ سفید از تل‌آویو تعبیر کردند. حتی برخی این رفتار را پیش‌درآمدی بر نزدیکی توافق پنداشتند. اما واقعیت آن است که نباید کلان‌روندها و مسائل استراتژیک را صرفا با اتکا به حوادث روزمره و اظهارنظرهای مقطعی جدا از «تصویر کلی» تحلیل کرد. چنین نگاهی تحلیل‌گر را دچار روزمرگی می‌کند؛ به گونه‌ای که با هر حادثه تحلیلی ارائه می‌دهد و ساعاتی بعد با اتفاقی جدید مجبور به تغییر نظر خود و ارائه تفسیری متناقض می‌شود. جرقه درگیری‌های ساعات اخیر پس از ادعای آمریکا مبنی بر سرنگونی یک بالگرد پیشرفته «آپاچی» زده شد؛ حادثه‌ای که ماهیت آن هنوز در هاله‌ای از ابهام است. طرف ایرانی مسئولیت آن را نپذیرفته و در بیانیه‌های رسمی نیروهای مسلح ایران نیز از این ماجرا با عنوان «بهانه‌ای واهی» برای تهاجم یاد شده است. اما فارغ از درستی یا نادرستی روایت آمریکا، می‌توان سه لایه تحلیلی برای این حملات متصور شد: نخست؛ تغییر دراک ایران: به نظر می‌رسد آمریکا در پی تغییر محاسبات تهران است. واشینگتن احساس می‌کند طرف ایرانی زمان را به نفع خود می‌بیند و تصور می‌کند ایالات متحده به دلیل «جام جهانی فتوبال» و «انتخابات پیش‌روی کنگره»، تمایلی به ورود به از سرگیری جنگ ندارد و از این رو هم حاضر به امتیاز دادن و کوتاه آمدن در مذاکرات نیست. لذا دولت ترامپ با این حملات سنگین درصدد است این ادراک را تغییر و این پیام را مخابره کند که در هر لحظه آمادگی کامل برای ورود به عالی‌ترین سطح درگیری را دارد. دوم؛ پیوست نظامی برای اعلام «پیروزی»: این حملات احتمالا با وعده اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اعلام «پیروزی کامل در جنگ» طی دو هفته آینده در ارتباط است. اگر او قصد داشته باشد پایان جنگ را اعلام کند، ترجیح می‌دهد این اقدام را پس از بن بست جنگ در تحقق اهدافش با نشان دادن یک «اقتدار نظامی» انجام دهد تا اعلام پیروزی‌اش با یک «پیوست نظامی رسانه‌ای» پرقدرت همراه باشد. با این نگاه، دور از انتظار نیست که در روزهای آتی نیز شاهد تکرار چنین درگیری‌های شدیدی باشیم. سوم؛ سناریوی بدبینانه‌تر: اگر با عینکی بدبینانه‌تر به ماجرا بنگریم، حملات دیشب می‌تواند «مقدمه» یک عملیات گسترده‌تر باشد. در این راستا هم جنس اهداف مورد حمله یعنی سیستم‌های پدافند هوایی و رادار تامل‌برانگیز است. در جنگ‌ها، انهدام رادارها معمولاً زمانی در اولویت قرار می‌گیرد که قرار باشد حملات سنگین‌تری در پی آن انجام شود.   جالب اینجاست که اسرائیل نیز در حملات دوشنبه خود دقیقا همین تاکتیک را در پیش گرفت؛ با این تفاوت که در حالی که آمریکا رادارهای سواحل جنوبی را هدف قرار داد، تمرکز اسرائیل بر مرکز و غرب ایران بود. این همپوشانی جغرافیایی نشان می‌دهد که حملات دیشب آمریکا، در واقع مکمل عملیات اسرائیل و بخشی از یک تقسیم کار نظامی بوده است. در این میان، درباره موضع‌گیری ترامپ مبنی بر نکوهش نتانیاهو و درخواست از او برای عدم واکنش به ایران نیز می‌توان گفت که اگرچه اختلافات تاکتیکی میان واشینگتن و تل‌آویو وجود دارد، اما عدم مشارکت مستقیم و آشکار در حمله اسرائیل با وجود ایفای نقش فعال توسط «سنتکام» دستکم در بعد پشتیبانی، ریشه در عوامل و انگیزه‌های داخلی دارد. ترامپ در سه ماه اخیر تحت فشار افکار عمومی آمریکا بوده و متهم است جنگ علیه ایران را به خاطر منافع اسرائیل به راه انداخته است. در واقع با این موضع‌گیری در قبال درگیری اخیر ایران و اسرائیل خواست از خود سلب اتهام کند و به آمریکایی‌ها اعلام کند که به خاطر اسرائیل نمی‌جنگند. رئیس جمهور آمریکا سپس با مانور دادن بر روی حادثه بالگرد آپاچی، تلاش کرد این روایت خود را تثبیت کند که جنگ او نه برای اسرائیل، بلکه «دفاع از نیروهای آمریکایی» و در راستای «منافع ملی آمریکا» است. این تقابل پیچیده فعلاً ادامه خواهد داشت. در یادداشت بعدی، به جزئیات طرح ترامپ برای اعلام پیروزی در جنگ خواهم پرداخت. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
17 640
6
🔺 چرا نمی‌گوید توافق نمی‌خواهم؟! ترامپ امروز در گفت‌وگو با شبکه NBC از یک سو مدعی شد که توافق با تهران «بسیار نزدیک» است، اما در همان حال تقریبا همه خواسته‌های ایران را رد کرد. او گفت هیچ پول مسدودشده‌ای آزاد نخواهد شد، هیچ تحریمی برداشته نمی‌شود و حتی نمی‌خواهد لبنان هم بخشی از هرگونه تفاهم با ایران باشد؛ به‌ علاوه چند موضوع دیگر که عملا به معنای مخالفت با همه خواسته‌ها و شروط ایران است. مفروض این موضع‌گیری، منتفی شدن امکان حتی یک توافق اولیه و موقت یا یادداشت تفاهم در شرایط کنونی است. در این حالت شاید گفته شود پس چرا ترامپ صراحتا اعلام نمی‌کند که توافقی در کار نیست و اصلا به دنبال توافق نیست که خیال خود و همه را راحت کند. اما چنین حرفی را نخواهد زد. چون برای مدیریت و کنترل زمان و سطح تنش، اثرگذاری بر بازارهای مالی، نوسان‌گیری در آن‌ها، تداوم محاصره دریایی ایران و به تبع آن تشدید بحران اقتصادی فعلا به حفظ همین فضای شکننده آتش‌بس و مذاکره، تبادل پیام‌ها و القای خوش‌بینی نسبت به توافق نیاز دارد. او این وضعیت را ادامه خواهد داد تا زمان مناسب از نظرش برای تشدید تنش و ورود به مرحله‌ جدیدی از جنگ فرا برسد؛ سپس احتمالا دوباره همین چرخه باطل را تکرار کند. البته همین حالا هم وجود سطحی از تنش نظامی کنترل شده برای القا و ابقای وضعیت جنگی مطلوب ترامپ است و درگیری‌های مستمر شبانه در جنوب ایران در این راستاست. امروز هم با حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت موافقت کرد که دز تنش را بالاتر ببرد و باید دید در ساعات و روزهای آینده چه اتفاقی می‌افتد؛ تداوم همین وضعیت فرسایشی پرپیامد یا دور دیگری از جنگ و….. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
19 578
7
🔺آتش‌بس یا آتش‌کم؟! دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه در توجیه چرایی درگیری‌های شبانه با ایران با وجود آتش‌بس و وضعیت شکننده خاورمیانه اظهار داشت که «آتش‌بس یعنی شلیک‌هایتان به سمت یکدیگر ملایم‌تر انجام شود.» در واقع آنچه ترامپ در تعریف آتش‌بس گفت نه یک لغزش کلامی بلکه بیانگر یک قاعده و اصل رفتاری در دولت آمریکا و اسرائیل است که دستکم نمونه‌های عینی و حاضر آن در دو سال و اندی اخیر در جنگ‌های اخیر در منطقه از غزه و لبنان تا ایران مشهود بوده است. از این رو، آتش بس در قاموس آمریکا و اسرائیل نه توقف کامل درگیری‌ها و جنگ بلکه کاستن از شدت و حدت آن است. البته در این یک سال، یک مورد نسبتا استثنا در پایبندی آمریکا به آتش‌بس وجود دارد و آن هم با «انصار الله» یمن است که آن هم دلایل خاص خود را دارد و اینجا مجال بیانش نیست. از زمان اعلام پایان جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۵ همین قاعده ترامپی حاکم بوده است، یعنی آتش کم‌تر از یک جنگ تمام‌عیار و نه «آتش‌بس» به معنای متعارف آن. از آن تاریخ حدود ۸۰۰ فلسطینی در همین دوره کشته و هزاران نفر هم زخمی شده‌اند. در حقیقت می‌توان این وضعیتِ را هم فراتر از «نقض آتش‌بس» و هم کم‌تر از یک جنگ گسترده و یک «جنگ یک‌طرفه با آتش‌کم» نامید. در لبنان نیز این وضع وجود داشته و پس از توافق آتش‌بس‌ در نوامبر ۲۰۲۴ تا قبل از شروع جنگ اخیر علیه ایران در یک جنگ یک‌طرفه بدون شلیکی از سوی حزب‌الله حدود هزار لبنانی کشته شدند. در واقع، یک جنگ فرسایشی جای جنگی تمام‌عیار را گرفته است؛ یعنی همان قتل و کشتار و تخریب ادامه دارد اما نه در یک بازه زمانی فشرده بلکه در دوره زمانی طولانی‌تر برای به تحلیل بردن کامل توان نظامی اجتماعی طرف مقابل. بعد از آتش‌بس با ایران در هشتم آوریل هم محاصره دریایی شروع شد و در هفته‌های اخیر نیز درگیری‌های شبانه تقریبا به یک امر نسبتا روزانه و روتین تبدیل شده است. در اصل این حوادث نه صرفا اتفاقاتی میدانی بلکه در کنار محاصره خروجی راهبرد «جنگ فرسایشی نظامی اقتصادی» برای تحمیل معادلات جدید در دوره به اصطلاح آتش‌بس است. رفته رفته اگر این وضعیت ادامه یابد و فعلا هم در تتمه یا غافلگیرانه به درگیری گسترده دیگری ختم نشود، اما به احتمال زیاد تلاش خواهد شد که دامنه جغرافیایی این «آتش‌کم» در قالب همان جنگ فرسایشی فراتر از جنوب ایران در دریا و جزایر و شهرهای ساحلی، به مناطق مرکزی نیز گسترش یابد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
21 862
8
🔺از رکود تا آتش! 1ـ مذاکرات به نوعی قفل شده و در وضعیت رکود قرار دارد و نشانه‌ای از جدیت دیده نمی‌شود؛ تا جایی که حتی رسیدن به یک توافق موقت و ابتدایی هم بسیار سخت و دشوار شده است. هر بار که پیام‌ها به نقطه مشخصی می‌رسد و دو طرف در برخی مسائل به نوعی تفاهم نزدیک می‌شوند، ترامپ اصلاحیه‌ای می‌فرستد و همه چیز دوباره به چند مرحله قبل برمی‌گردد. این چرخه باطل همچنان ادامه دارد. 2ـ درگیری‌ها و حملات محدود در آب‌های خلیج فارس، تنگه هرمز و سواحل ایران تقریبا روزانه شده است و هنوز ادامه دارد. 3ـ حملات اسرائیل به لبنان دیگر در قالب نقض آتش‌بس قابل تعریف نیست، بلکه فراتر از ان یک جنگ تمام‌عیار است و امروز هم، تهدید نتانیاهو به بمباران ضاحیه بیروت، وارد مرحله تازه‌ای شده است. 4ـ تحرکات آمریکا در تنگه هرمز برای ایجاد مسیری دیگر و عبور دادن چراغ خاموش کشتی‌ها تشدید شده است. خلاصه اینکه تنش‌ها دوباره رو به افزایش است و دیپلماسی هم درجا می‌زند. در واقع چه در لبنان و چه در خلیج فارس و دریای عمان از طرف مقابل «پیام آتش» در جریان است و تبادل اصلی پیام‌ها هم همین‌جا صورت می‌گیرد. در چنین وضعیتی، مؤلفه‌های یک تنش و درگیری تازه تقریباً کامل شده است. حالا باید دید آیا ایران در واکنش به تحولات لبنان و حملات به بندرعباس و جزایر جنوبی به اسرائیل حمله خواهد کرد؛ یا وضعیت «در لبه آتش» با ایران فعلا ادامه خواهد یافت؛ يا اين كه آمریکا و اسرائیل توام با تشدید محاصره پس از رساندن اوضاع لبنان به سطحی مشخص دوباره به جنگ بازمی‌گردند؛ یا اینکه با اوج گرفتن دوباره تنش و نزدیک شدن به نقطه انفجاری دیگر، تحرکات دیپلماتیک شروع می‌شود و تشدید تنش مدیریت و این چرخه تکرار می‌شود. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
19 641
9
🔺غزه دوم!  جنوب لبنان که قرار بود مشمول آتش‌بس ایران و آمریکا باشد؛ اسرائیل طبق معمول پایبند نبود و بر شدت حملات خود نسبت به قبل از آن افزود؛ تا جایی که امروز این منطقه عملا به «غزه دوم» تبدیل شده است. آنچه اکنون در این منطقه می‌گذرد، از سیاست «زمین سوخته» هم فراتر رفته است.   وضعیت انسانی رقت‌باری حاکم است؛ روستاها و شهرها یکی پس از دیگری ویران می‌شوند و تا اینجا بیش از یک و نیم میلیون نفر آواره شده‌اند. خانواده‌هایی هم که از جنوب لبنان به بیروت و دیگر مناطق کشور پناه می‌برند، به ‌دلیل شکاف‌ها و چنددستگی‌های طایفه‌ای و سیاسی، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و زیر فشار قرار دارند.   از سوی دیگر، ارتش اسرائیل مناطق بیشتری را اشغال کرده و از تصرف قلعه تاریخی و راهبردی «شَقیف» خبر داده است؛ قلعه‌ای که بر مسیرهای رود لیتانی و دشت مرجعیون اشراف دارد و حدود ۸۰ کیلومتر با جنوب بیروت فاصله دارد.   در مجموع، در حالی که حزب الله بر خلاف تصورات قبلی اسرائیل ظاهر شد و اکنون پهپادهای «FPV» آن به بزرگ‌ترین تهدید و دردسر برای آن تبدیل شده‌‌اند، اما این رژیم رفته رفته در صرافت تغییر جغرافیای جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه حائل در حدود ۵۶۸ کیلومتر مربع از این منطقه است؛ مساحتی نزدیک به یک ‌و نیم برابر نوار غزه. واقعیت این است که یکی از انگیزه‌های آتش‌بس در جنگ علیه ایران، فراهم شدن امکان تمرکز اسرائیل بر لبنان بود. جنگ با ایران و درگیر شدن اسرائیل در آن جبهه باعث شده بود که با وجود حملات سنگین و روزانه، نتواند تمرکز کافی به‌ویژه برای عملیات زمینی در جنوب لبنان داشته باشد. ضمن اینکه حملات هم‌زمان از لبنان و ایران، عملاً بخش بزرگی از جغرافیای اسرائیل را درگیر کرده و فشار امنیتی و اجتماعی خاصی ایجاد کرده بود. اما آتش‌بس نه تنها تنفسی برای ایران، آمریکا و منطقه بود؛ بلکه اسرائیل نیز از زیر بار فشار پیشگفته بیرون آمد و تمرکز لازم را روی جبهه لبنان پیدا کرد.   همچنین در پی وخیم‌تر شدن شرایط انسانی و ویرانی و آوارگی گسترده در جنوب لبنان، این حس میان مردم منطقه و آوارگان در حال گسترش است که به حال رها شده‌ و تنها مانده‌اند. البته نباید فراموش کرد که حتی پیش از ورود حزب‌الله به جنگ در کنار ایران، جنوب لبنان همواره در سطحی هدف حملات روزانه اسرائیل بود و اگر حزب‌الله هم وارد این جنگ نمی‌شد، تضمینی وجود نداشت که فجایع و جنایت‌های امروز رخ ندهد.   در مجموع می‌توان گفت با وجود تداوم قدرت آتش حزب‌الله، اما سرمایه ژئوپلیتیک ایران در جنوب لبنان در معرض تهدید وجودی و به تحلیل رفتن است.   در این میان هم در حالی که ایران همچنان در مذاکرات با آمریکا بر شمول لبنان در هر گونه توافقی پافشاری می‌کند و آن را از شروط چنین توافقی قرار داده است؛ اما واشنگتن عملا با کش دادن موضوع و مدیریت وقت فارغ از دلایل و انگیزه‌های دیگر، عملا در حال خرید زمان برای اسرائیل در لبنان نیز هست.    از این رو، احتمالا یکی دیگر از دلایل تعویق ازسرگیری حملات علیه ایران، نیاز اسرائیل به زمان بیشتر برای تمرکز بر جنگ در جنوب لبنان باشد؛ تا جنگ در این منطقه را به نقطه مطلوبی رساند. به ‌طور کلی، جنگیدن هم‌زمان در چند جبهه مطلوب اسرائیل نیست و ترجیح می‌دهد، در عین ملتهب نگه داشتن همه جبهه‌ها، تمرکز اصلی‌اش را روی یک جبهه بگذارد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
21 437
10
🔺در پس این هیاهو؟! این روزها حرف ‌و حدیث درباره یک توافق موقت و اولیه میان ایران و آمریکا بیش از هر زمانی بوده و متعاقب آن موجی از خوشبینی شکل گرفته است. در ادامه همین روند، دونالد ترامپ امروز در پست تازه‌ای گفت که محاصره دریایی ایران را لغو می‌کند و در کنار آن هم خواسته‌های خودش را نیز مطرح کرد. فارغ از محتوای متناقض و پیچیده این سخنان رئیس جمهور آمریکا، باید دید در پس آن چه انگیزه و اهدافی نهفته است. ترامپ پس از این پست به جلسه «اتاق عملیات» کاخ سفید رفت. حالا که جلسه تمام شده، هنوز معلوم نیست دقیقاً چه تصمیمی گرفته‌ است؛ هر چند برخی رسانه‌های آمریکایی اعلام کردند که ترامپ تصمیم قطعی خود را نگرفته؛ اما احتمالا تصمیمش را گرفته است ولی ماهیت و چند و چون آن هنوز روشن نیست. اما پست جدید ترامپ، قبل از تعطیلات آخر هفته، موجی از خوش‌بینی به بازارهای جهانی تزریق کرد و قیمت نفت برنت را به حدود ۸۴ دلار رساند. با اینکه حرف‌های تازه ترامپ در ظاهر می‌تواند نشانه نزدیک شدن دو طرف به توافق باشد، اما طرف ایرانی همچنان تأکید می‌کند که بندهای توافق موقت هنوز نهایی نشده است. اگر با بدبینی و با توجه به تجربه‌های قبلی به حرف‌های جدید ترامپ نگاه کنیم، بعید نیست پشت این هیاهو، فریب دیگری نهفته باشد. از چند وقت پیش با شکل‌گیری فضای خوش‌بینی و مثبت، اکنون قیمت‌ نفت به سطحی رسیده‌ است که حتی اگر درگیری تازه‌ای هم شروع شود، احتمالاً نهایتاً تا همان سقف قبلی بالا می‌رود. به همین دلیل، دور از ذهن نیست که یکی از اهداف اشاعه این فضا پایین آوردن قیمت نفت تا سطحی باشد که «امکان» یک درگیری جدید را فراهم کند؛ یعنی به عنوان مثال، اگر درگیری زمانی رخ بدهد که قیمت نفت حدود ۱۱۰ دلار باشد، ممکن است قیمت‌ها جهش شدیدتری داشته باشند و حتی از سقف قبلی هم عبور کنند. در کنار این‌ها، احتمالا نزدیکان ترامپ با این اظهارات «امیدوار کننده» او در آستانه تعطیلات آخر هفته با نوسانگیری در بازارهای مالی سودهای کلانی به جیب زده باشند. با این وصف امیدوارم که خوشبینی کنونی رنگ واقعیت به خود گیرد و توافقی به نفع کشور به جای درگیری دیگر حاصل شود. در کل چنان که قبلا هم نگارنده گفته است، توافقی اولیه و موقت محتمل است که البته آن هم نه مولود رسیدن به باوری برای حل تنش بلکه بیشتر محصول اولویت‌ها و مدیریت تنش از سوی دو طرف است و بعید است که به توافقی جامع ختم شود. از این رو می‌توان گفت که این جنگ فعلا پایان نمی‌یابد و هنوز تا رسیدن به موازنه جدیدی فاصله دارد و اگر هم در میانه آن آتش‌بس‌ها و توافقاتی هم رخ دهد اما فعلا چشم‌انداز روشنی برای «پایان قطعی» آن وجود ندارد. این داستان همچنان ادامه دارد..... #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
15 840
11
🔺ترامپ امضا می‌کند؟! تا این جای کار سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران منجر به «گشایشی جدی» در مذاکرات میان ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق موقت و اولیه شده است؛ توافقی که چنان که قبلا هم گفته شد امری محتمل است. پس از این یادداشت تفاهم نیز دو طرف ظرف 60 روز برای رسیدن به توافق نهائی درباره جزئیات مسائل هسته‌ای گفتگو خواهند کرد. البته توافق جامع و نهائی نیز چنان که قبلا گفته شد، به این سادگی نیست و فعلا دور از ذهن است. اکنون به نظر می‌رسد که توپ در زمین ترامپ است که این تفاهم نامه موقت را بپذیرد یا رد کند. واقعیت این است که رئیس جمهور آمریکا، هم دلایل و پیشران‌هایی برای امضای این توافق اولیه دارد و نیز عوامل و پسران‌های متعددی می‌تواند مانع آن شود. این که ترامپ چند روز قبل پای رهبران منطقه را در توجیه تعویق جنگ به میان کشید و دیروز هم برای ترویج توافق موقت باز به این کار متوسل شد تا این گونه کوتاه آمدن خود از مواضع قبلیش را توجیه کند؛ نشانه مثبتی برای آمادگی او برای امضای این توافق است. والا در اصل ترامپ اگر می‌خواست که به حرف و کلام رهبران منطقه توجه کند که اصلا نباید این جنگ را راه می‌انداخت. اما حالا برای خروج از این باتلاق خودساخته از آنها مایه می‌گذارد و خرج می‌کند. اما در مقابل هم، ترامپ از دیروز در داخل آمریکا از جانب متحدان و مخالفانش و نیز از داخل اسرائیل مورد هجمه سنگینی قرار گرفته است و نه تنها کسی او را برنده این تفاهم اولیه نمی‌داند، بلکه بازنده معرفی می‌کنند؛ تا جایی که برخی متحدان او توافق کنونی را بدتر از برجام توصیف کرده‌اند. همین انتقادها، فضای سنگینی علیه ترامپ در داخل آمریکا ایجاد کرده است و می‌تواند شخصیت خودشیفته او را تحریک و از امضای توافق و حل مسائل اندک باقیمانده خودداری کند. هر چند برخی منابع آمریکایی برای فروکاست این وضعیت از گزاره «تمدید 60 روزه آتش بس» گفته‌اند اما خود متن تفاهم نامه بر پایان جنگ در همه جبهه‌ها با شمول لبنان تاکید دارد. در مقابل هم ایران تعهد روشنی برای تعیین تکلیف سرنوشت غنی سازی اورانیوم و ذخایر اورانیوم نداده است و این مسائل به مذاکرات در 60 روز آینده موکول شده است.   صرف نظر از این که چه خواهد شد و به دور از مشکلات و مسائل داخلی ایران، اما تا اینجای کار در آنچه مربوط به جنگ و توافق موقت کنونی می‌شود، پذیرش پایان جنگ بدون حل و فصل پرونده هسته‌ای از یک سو، دست برتر ایران در توافق موقت را نشان می‌دهد و از دیگر سو، دردسر بزرگی برای ترامپ و نتانیاهو است. جنگی که با هدف کلانِ سرنگونی نظام جمهوری اسلامی آغاز شد، حالا به توافقی ختم می‌شود که در آن ترامپ نه تنها امتیاز هسته‌ای هم نگرفته، بلکه ایران بر اساس توافق اولیه این امکان را پیدا کرده است که با استفاده از «کارت تنگه هرمز»، به جنگ پایان دهد و بخشی از دارایی‌هایش را آزاد کرده و همچنین معافیت‌هایی برای فروش نفت تحریم شده خود را به دست آورد. در کنار این ها نیز مفروض پذیرش توقف جنگ در لبنان در توافق اولیه با تهران به معنای «شناسایی» خواسته یا ناخواسته نفوذ و نقش منطقه‌‎ای ایران است؛ هر چند اسرائیل با حملاتی تلاش خواهد کرد آن را نقض کند. این در حالی است که دیگر هدف عمده جنگ ایجاد وضعیتی در منطقه بود که به نفوذ منطقه‌ای ایران پایان دهد نه آن را به شکلی به رسمیت بشناسد. مجموع آنچه گفته شد، تصمیم‌گیری نهایی را برای ترامپ بسیار دشوار می‌کند. اگر امضا کند، با خروج از باتلاق جنگ، وارد باتلاق حملات سنگین‌ترِ سیاسی در داخل آمریکا می‌شود و اگر امضا نکند و دوباره فرمان حمله بدهد، اوضاع را پیچیده‌تر و بحرانی‌تر خواهد کرد. باید منتظر ماند و دید او در این دوراهی نفس‌گیر چه تصمیمی خواهد گرفت؛ امضای توافق یا حمله‌ای دیگر و سپس توافق .... #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
17 290
12
🔺معمای تحرکات پاکستان! این روزها تحرکات دیپلماتیک پاکستان میان تهران و واشنگتن بالا گرفته است. در کمتر از هفته، وزیر کشور پاکستان روز چهارشنبه وارد تهران شد و در حالی که هنوز در ایران به سر می‌برد، قرار است ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش این کشور نیز امروز برای دیدار و رایزنی با مقامات ارشد ایرانی به تهران سفر کند. همزمان با این رویدادها، برخی رسانه‌های منطقه‌ای از احتمال دستیابی به یک توافق قریب‌الوقوع سخن به میان آورده و حتی متون ادعایی آن را نیز منتشر کرده‌اند. از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز نیز امروز از سفر یک هیئت قطری خبر داده است. تقارن این تحرکات دیپلماتیک با اظهارات دوشنبه گذشته دونالد ترامپ مبنی بر «تعویق» اقدام نظامی مجدد علیه ایران، فضایی از خوش‌بینی را به وجود آورده و این گمانه‌زنی را تقویت کرده است که مذاکرات به ثمر نشسته و توافقی در راه است. با این وجود، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که اگرچه این اخبار و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک در ظاهر نویدبخش و امیدوار کننده به نظر می‌رسند، اما لزوماً به معنای در دسترس بودن توافق یا بروز تحولی بنیادین در روند مذاکرات نیستند. نکته قابل تأمل در روند این میانجی‌گری‌ها آن است که عمده تماس‌ها و سفرهای دیپلماتیک به مقصد تهران انجام می‌شود و چنین سفرهایی به واشنگتن به ندرت و اندک صورت می‌گیرد. دلیل این امر را می‌توان در پرهیز میانجی‌گران به دلایل متعددی از اعمال فشار بر طرف آمریکایی جست‌وجو کرد و گویا آن‌ها بیشتر به دنبال ایجاد انعطاف و تعدیل در مواضع و خواسته‌های تهران برای تسهیل توافق هستند. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که علاوه بر نگرانی‌ها از تشدید تنش‌ها در منطقه، بخشی از انگیزه این بازیگران برای وساطت، زدن پلی برای ارتقای جایگاه و نقش منطقه‌ای خودشان نیز هست. در مجموع، دستیابی به یک توافق جامع و نهایی در شرایط کنونی دور از انتظار به نظر می‌رسد؛ اما حصول یک توافق اولیه بعید نیست؛ هرچند تاکنون نشانه‌های مستدل و جدی برای همین سطح از توافق نیز ظهور نکرده است. در حال حاضر احتمال از سرگیری درگیری‌های نظامی همچنان بیشتر از دستیابی به یک توافق است. نظر به تجربه دو جنگ گذشته، می‌توان گفت که این حجم از تحرکات دیپلماتیک فشرده، پیش از آنکه دال بر گشایشی جدی در مذاکرات باشد، ممکن است پیش‌درآمدی برای آغاز یک درگیری نظامی جدید باشد. اظهارنظر چند روز پیش ترامپ مبنی بر تعویق حمله نظامی هم چنان که برخی می‌پندارند به معنای «عقب نشینی از حمله» نیست، بلکه اقدامی هدفمند با انگیزه‌های متعددی بود. با این حال، اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا فرمانده ارتش پاکستان در سفر خود حامل پیامی راهگشا برای تسهیل توافقی اولیه خواهد بود یا این که دیپلماسی لحظه آخر قبل از دور تازه‌ای از درگیری‌هاست. این داستان فعلا ادامه دارد ..... #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
12 884
13
🔺نه جنگ و نه صلح؟! ناظران در توصیف وضعیت کنونی میان ایران از یک طرف و آمریکا و اسرائیل از طرف دیگر از گزاره «نه جنگ و نه صلح» استفاده می‌کنند، اما واقعیت چیز دیگری به نظر می‌رسد. «نه جنگ و نه صلح» توصیف دقیقی از چند دهه قبل از رویارویی نظامی مستقیم میان ایران و اسرائیل است که بر وضعیت کنونی چندان صدق نمی‌کند. در واقع، وضعیت «نه جنگ و‌ نه صلح» در دهه‌های بعد از انقلاب شاهد این حجم بلاتکلیفی و حالت تعلیق کنونی در حوزه‌های مختلف نبود. اکنون در حقیقت ما با یک وضعیت جنگی فرسایشی مواجه هستیم و این چه بسا خطرناک‌ترین بخش ماجراست. مساله در روشن نشدن تکلیف جنگ و سایه سنگین تداوم آن بر کشور و در عین حال نبود چشم‌اندازی برای صلح در سایه انسداد مذاکرات است. جنگ صرفا خاموش شدن موقت صدای توپ و بمب نیست، بلکه محاصره دریایی با اعمال قوه قهریه نظامی فراتر از یک وضعیت جنگی و بخشی از جنگ است. از این رو، تکرار گزاره وضعیت «نه جنگ و نه صلح" چندان با واقعیت کنونی سازگار نیست. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
9 633
14
🔺ترامپ در چین! در بحبوحه جنگ و سایه سنگین یک آتش‌بس شکننده با ایران، دونالد ترامپ عازم پکن شد. او برای این سفر تهمیدات زیادی در سر داشت، اما اوضاع بر وفق مراد او پیش نرفت. جنگ با ایران تنها نقطه انفجار انباشت بن‌بست پنج‌دهه‌ای میان تهران و واشنگتن نبود؛ بلکه در کنار متغیرهای منطقه‌ای و اسرائیل، قطعه‌ای از پازل کلان رقابت آمریکا با چین در عرصه جهانی بود. از این منظر، جنگ در واقع یکی از مقدمات اصلی سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین بود. ترامپ می‌خواست که با کارت پیروزی در این جنگ، کنترل منابع انرژی خلیج فارس و گسترش نفوذ ژئوپلیتیک واشنگتن در خاورمیانه، روبه‌روی شی جین‌پینگ بنشیند؛ تا با دستی پر امتیاز بگیرد و پکن را در پرونده‌های مورد اختلاف وادار به عقب‌نشینی کند. اما اکنون در حالی به دیدار همتای چینی خود می‌رود که این برگ برنده در دستانش قرار نگرفت. او با گرهی کور در خلیج فارس و خاورمیانه روبه‌روست و نفوذ و حضور نظامی آمریکا از زمان شروع تاکنون با چنین حملاتی مواجه نشده است. ترامپ در این سفر می‌کوشد تا پکن را برای اعمال فشار بر ایران با خود همراه سازد؛ آن هم در جنگی که یکی از اهداف اصلی‌اش در سطح بین‌المللی به زمین زدن خود چین بود. اگرچه ترامپ پیش از پرواز به چین مدعی شد که در مواجهه با ایران نیازی به کمک پکن ندارد، اما بی‌تردید تهران یکی از محورهای کلیدی دیدارهای او در این سفر خواهد بود. در حقیقت، رئیس‌جمهور آمریکا امیدوار است تا از زیان‌های ناشی از این جنگ برای چین به علت بسته شدن تنگه هرمز و آسیب به منابع انرژی منطقه به عنوان شریان اصلی تامین نفت پکن، پیشرانی بسازد تا چینی‌ها را برای تحت فشار قرار دادن تهران به منظور بازگشایی تنگه هرمز مجاب نماید. با این حال، چندان محتمل به نظر نمی‌رسد که ترامپ با طرحی معقول و میانه‌ برای پایان دادن به جنگ، قدم در پکن گذاشته باشد تا توافقی با برد متقابل با تهران به دست آید. در مقابل، آنچه بیشتر در کانون توجه اوست، جلب نظر شی جین‌پینگ برای قطع هرگونه حمایت اعم از دیپلماتیک، نظامی و غیره از ایران و در گام بعدی، وارد آوردن فشاری مضاعف بر تهران برای بازگشایی تنگه هرمز است و در این خصوص سرنوشت پیش‌نویس جدیدی قطعنامه در شورای امنیت نشان خواهد داد که چین در قضیه تنگه هرمز با آمریکا همراهی می‌کند یا خیر. اما در نگاهی کلان‌تر، بسیار بعید است که واشنگتن حاضر شود افسار میانجی‌گری در این مناقشه را به دست رقیب جهانی خود، یعنی چین بسپارد؛ نه آمریکا پذیرای چنین نقش‌آفرینی‌ای از سوی پکن است و نه فرصت لازم برای موفقیت در این پرونده را در اختیارش قرار خواهد داد. در آن سو نیز، هرچند چین تحت فشار انسداد تنگه هرمز و پیامدهای جنگ بر منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک خود در منطقه، ممکن است بخواهد از مسیر پاکستان یا راه‌های دیگر به راه حلی برای این بحران حمایت جدی‌تر کند، اما دور از ذهن است که با تمام وزن سیاسی و جهانی خود وارد این کارزار پیچیده در منطقه شود که با همه بازیگران آن تقریبا مناسبات نزدیکی دارد. دلیل این امر روشن است؛ همان‌گونه که اشاره شد، آمریکا مجال یک نقش‌آفرینی موفق را به چین نخواهد داد و از سوی دیگر، با وجود تمام آسیب‌های جنگ به منافع پکن، باز هم بعید است که رهبران چین بخواهند هم‌راستا با واشنگتن، فشار سنگینی بر تهران وارد کنند که در نهایت به تحقق اهداف رقیبشان یعنی آمریکا در مذاکرات با ایران یاری رساند. در واقع، ورود آشکار له طرفی علیه دیگران برای چین در این کارزار بسیار دشوار است. کما این که رعایت توازن هم دشواری خاص خود را دارد. هر چند منافع چین در نگاه کلان بین‌المللی از منظر رقابتش با آمریکا سطحی همسویی با تهران را ایجاب می‌کند؛ اما در آن سو هم روابط نزدیکش با بازیگرانی منطقه‌ای چون عربستان نیز الزامات خاص خود را دارد. کلام آخر اینکه، حتی اگر سفر ترامپ به چین در ظاهر به تکاپوی بیشتر چینی‌ها در قبال پرونده ایران بینجامد، بنا به دلایل پرشمار، بعید است که از مسیر پکن روندی اصلی و جدی برای پایان دادن به این جنگ شکل بگیرد. با این وجود، شکل‌گیری یک روند مشوق و مکملِ فرمت پاکستان محتمل است؛ امری که البته کاملاً به جمع‌بندی نهایی پکن از گفتگوها با هیئت آمریکایی و سنجش میزان جدیت شخص ترامپ بستگی خواهد داشت. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
9 243
15
🔺ترامپ و گام بعدی؟! ترامپ امروز بالاخره پاسخ ایران به طرح پیشنهادی خود را دریافت کرد. او خیلی سریع واکنش نشان داد و ضمن مخالفت با پیشنهادهای تهران، این پاسخ را «غیرقابل قبول» خواند. همزمان نیز منابع اسرائیلی و آمریکایی از تماس تلفنی ترامپ و نتانیاهو خبر دادند. همزمانی این تماس با رد سریع پاسخ ایران نشان می‌دهد که به احتمال زیاد تماس از سوی ترامپ انجام شده و احتمالاً پس از مطالعه پاسخ ایران بوده است. به نظر می‌رسد ترامپ پس از خواندن متن پاسخ ایران به شدت عصبانی شده و فورا خواسته است مه درباره آن و واکنش احتمالی با نخست‌وزیر اسرائیل گفت‌وگو کند. این نشانه‌ها حاکی از احتمال افزایش تنش در آینده نزدیک است و ممکن است شاهد دور دیگری از درگیری باشیم؛ مگر اینکه تحول خاصی رخ دهد و مانع آن شود. همچنین هشدارهای امروز فرماندهی نیروی دریایی و فرمانده نیروی هوافضای سپاه، همزمان با ارسال پاسخ ایران، می‌تواند نشان دهد که تهران نیز پیش‌بینی می‌کرد پاسخ خود رضایت آمریکا را جلب نمی‌کند و با این پیام‌ها احتمالاً خواسته است نسبت به تصمیم احتمالی طرف مقابل برای ازسرگیری درگیری هشدار دهد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
8 580
16
🔺 روایت‌ و نفت! سایت آمریکایی اکسیوس و باراک راوید خبرنگار اسرائیلی آن هر از چند گاهی با انتشار مطالبی درباره مذاکرات موجی در جهان به راه می‌اندازند که از یک سو، طرف ایرانی را هر بار در موضع انفعال و تکذیب و افکار عمومی و کنشگران را در برابر پرسش‌های بیشتری درباره وقایع جاری در مذاکرات قرار می‌دهند و از دیگر سو با شوک‌های کاهشی مستمر شاخص‌های کلان اقتصاد جهان را دستکاری می‌کنند. خود ترامپ هم مستقیما به کمک می‌آید و نتیجه این می‌‎شود که در این دو ماه و اندی، هم پیامدهای سنگین جنگ را مدیریت و کنترل و از جهش بالای قیمت‌ها جلوگیری می‌کند؛ هم این که خود و اطرافیانش در بازارهای مالی دنیا نوسان‌گیری و سودجویی می‌کنند. همچنین ‌تنفسی برای خود و سیاست‌های جنگی‌اش ایجاد می‌کند و وقتی قیمت‌ جهانی انرژی کنترل و کاهش می‌یابد و به نقطه خاصی می‌رسد، ناگهان دست به اقدامی در جهت تشدید تنش می‌زند؛ درست مانند آنچه دیشب در تنگه هرمز اتفاق افتاد. این چرخه همچنان ادامه دارد. بله! پیامدهای اقتصادی جنگ در آمریکا و جهان ملموس و مستمر است و فشاری جدی بر دولت آمریکا وارد می‌کند؛ اما ترامپ با راهبرد مذکور خود تا حدودی این پیامدها را کنترل کرده است. در حالی که ناظران قبل از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز پیش‌بینی می‌کردند که این اتفاق قیمت نفت را به بالاتر از 200 و 300 دلار می‌رساند، اما دولت آمریکا با این روایت رسانه‌ای اقتصادی‌ مانع آن شده و در محدوده صد دلار نگه داشته است. صرف نظر از تاثیرات روایت غیر رسمی ایرانی از جمله فیلم‌های لگویی بر افکار عمومی جهان و آمریکا، اما روایت رسمی مذاکرات غالبا در موضع انفعال قرار داشته و در این خصوص، ابتکار عمل عرصه روایت‌سازی، موج‌آفرینی و جریان‌سازی در اختیار طرف مقابل است. البته ضعف روایت رسمی مذاکرات، صرفاً به انفعال محدود نمی‌شود، بلکه روی آوردن به «کلی‌گویی» نیز مزید بر علت شده است؛ گویی روایت همچنان با ذهنیت ایام جنگ نظامی مدیریت می‌شود. هرچند انتظار بیان تمامی جزئیات مذاکرات در رسانه‌ها منطقی نیست، اما کلی‌گویی نیز راهگشا نخواهد بود. برای نمونه، تکرار مداوم کلیدواژه‌هایی مانند «زیاده‌خواهی آمریکا» در روایت رسمی، آن هم بدون ذکر مصادیق مشخص، در برابر روایت تفصیلیِ هدفمند طرف مقابل دیگر کارآمدی لازم را ندارد. علاوه بر این، کلیت روایت ایران به گونه‌ای است که به ظاهر به مخاطب القا می‌کند تهران تمایلی به توافق ندارد و صرفاً خواهان تسلیم بی‌قید و شرط طرف آمریکایی است. از جمله بیان این موضع کلی و بدون ذکر جزئیات که «حتی درباره پرونده هسته‌ای نیز مذاکره‌ای صورت نخواهد گرفت»، هرچند ممکن است صرف ذکر آن بدون توضیحی برای برخی محافل داخلی خوشایند باشد، اما این پرسش و ابهام جدی را به وجود آورده است که پس اساساً محور مذاکرات چیست؟ اگر چنان که گفته می‌شود پایان دادن به جنگ است، خیلی‌ها این سوال را مطرح می‌کنند که چگونه آمریکا حاضر است بدون پرداختن به پرونده هسته‌ای، به چنین توافقی تن دهد؟ مفروض چنین امری ضعف مفرط آمریکاست و اگر تا این حد در مذاکرات در موضع ضعف قرار دارد، اصلاً چه نیازی به مذاکره است؟ اتفاقا همین روایت‌پردازی در بحبوحه این بحران اقتصادی آزار دهنده تبعات خاص خود را دارد. حالا طرف ایرانی شانس آورده که طرف مقابلش ترامپ است که ناخواسته با ادبیات قلدرمآبانه‌ای که دارد و تکرار کلیدواژه‌های «تسلیم»، خود را در مظان اتهام جلوگیری از توافقی دو طرفه قرار می‌دهد؛ یا این که هر از چند گاهی خوراک تبلیغاتی در اختیار می‌گذارد؛ از تهدید به بازگرداندن به عصر حجر تا دزدان دریایی. واقعا اگر این پرحرفی ترامپ نبود .... در چنین شرایطی، نه صرفا از سر اطلاع‌رسانی و پاسخ به پرسش‌های بی‌پاسخ بلکه برای کُند کردن حربه ترامپ در مدیریت رسانه‌ای بازارهای مالی جهان، چرا نباید متولیان امر هر از گاهی گزارشی نسبتا شفاف و موثق از روند مذاکرات ارائه دهند؟ در اینجا دیگر توجیه «محرمانگی» محلی از اعراب ندارد. محرمانه نگه‌داشتن کل وقایع جاری در مذاکرات تنها زمانی منطقی است که طرف مقابل، آمریکا و اسرائیل نباشند و این نگرانی وجود داشته باشد که افشای جزئیات به کارشکنی آن‌ها منجر شود. اما وقتی خود آمریکا طرف مذاکره است و اسرائیل نیز پیش از همه در جریان امور قرار می‌گیرد، دیگر چیزی محرمانه باقی نمی‌ماند. راه مواجهه منطقی روایت اکسیوس و ترامپ نه انفعال و تکذیب پیاپی بلکه ارائه گزارش مستمر و شفاف از مذاکرات است. اما دلیل این سکوت و انفعال می‌تواند یکی از این دو مورد باشد: یا از سر واقف نبودن به اهمیت امر روایت است و ضرورتی نیز برای آن احساس نمی‌‎شود، یا از بیم واکنش طیفی ترجیح داده می‌شود درباره وقایع جاری در مذاکرات سکوت شود. در هر صورت نتیجه این می‌شود که طرف مقابل مرجعیت روایت‌پردازی درباره مذاکرات را پیدا ‌کند. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
11 042
17
🔺ترامپ هم پاسخ دقیقی ندارد! این روزها افکار عمومی درگیر پرسش‌های بنیادین و بی‌پاسخی است: آیا سرانجام توافقی حاصل خواهد شد یا باید منتظر از سرگیری جنگ بود؟ واقعیت این است که شخص دونالد ترامپ نیز پاسخ روشن و قطعی به این پرسش ندارد که توافق می‌شود یا نه. در گام نخست، نباید اسیر روایت‌های رسانه‌ای درباره مذاکرات شد. آنچه در رسانه‌ها منتشر می‌شود، لزوماً بازتاب‌دهنده واقعیت‌های پشت پرده در میز مذاکره نیست. از منظر منطق خشک سیاسی، بن‌بست جنگ به ویژه بعد از بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران، باید سرانجام با نوعی توافق (ولو محدود و موقت) شکسته شود؛ اما میدان سیاست و جنگ، همیشه بر مدار منطق حرکت نمی‌کند. ناکامی ترامپ در دستیابی به اهداف کلان جنگ، به معنای آمادگی او برای امتیازدهی در مذاکرات نیست. برعکس، او برای جلوگیری از شکل‌گیری تصویر یک «بازنده» سرسختی و لجاجت بیشتری از خود نشان می‌دهد. از سوی دیگر، مقاومت ایران و ناکام گذاشتن اهداف طرف مقابل نیز لزوماً به معنای حتمیت تحقق پیروزی کلان سیاسی اقتصادی از طریق کسب امتیازات مطلوب در میز مذاکره نخواهد بود. دلیل این عدم تطابق، ماهیت «جنگ‌های نامتقارن» است. در این نوع نبردها، طرفِ نامتقارن می‌تواند مانع پیروزیِ یک ارتش کلاسیک و قدرتمند شود، اما به دلایلی در تبدیل مقاومت میدانی خود به امتیازات سیاسی پایدار با چالش بسیار بزرگی مواجه می‌شود. در کارزار کنونی، مهم‌ترین برگ برنده و اهرم فشار ایران، کنترل تنگه هرمز است و در مقابل، آمریکا می‌کوشد با تهدید نظامی مستمر و محاصره شدید اقتصادی، این اهرم ژئوپلیتیک را خنثی و بی‌اثر سازد و به یک تهدید تبدیل کند. برای درک بهتر این وضعیت، می‌توان به جنگ غزه نگاه کرد: حماس نزدیک به دو سال مقاومت کرد و با وجود نابودی زیرساخت‌های این منطقه، اهداف کلان اسرائیل (نظیر اشغال کامل نوار غزه و نابودی ساختار نظامی و سیاسی حماس) محقق نشد و در نتیجه از منظر اسرائیل، تهدید غزه هر چند تضعیف شده اما برطرف نشده است. اما در نهایت حماس نتوانست این مقاومت کم‌نظیر را به یک پیروزی سیاسی یعنی وادار کردن طرف اسرائیلی به عقب نشینی کامل و لغو محاصره غزه و بازسازی آن تبدیل کند. سرانجام نیز ناچار شد مهم‌ترین اهرم فشار خود یعنی گروگان‌ها را زیر فشار نسل‌کشی بی‌امان و قحطی و بحران انسانی مبادله کند، بی‌آنکه تضمینی برای اجرای کامل بندهای توافق از سوی طرف مقابل وجود داشته باشد. اکنون هم غزه در سایه ویرانی گسترده همچنان با ابربحران انسانی و تداوم حملات مواجه است. آمریکا به طرق مختلف سعی در بی‌اثر کردن کارت تنگه هرمز دارد و با حملات به صنایع مادر و تشدید محاصره تاب‌آوری اجتماعی ایران را نشانه رفته و منتظر نتایج آن است. در این میان، تهران اما امیدوار است که تبعات اقتصادیِ بسته ماندن این شاهراه انرژی، سرانجام واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی کند. ولی دونالد ترامپ با مدیریت رسانه‌ای و روانی بازار و وارد کردن شوک‌های کاهشی مقطعی، تاکنون مانع از جهش افسارگسیخته قیمت نفت شده است. او با این استراتژی دوگانه، همزمان می‌خواهد هم فشارهای اقتصادی بر ایران را به حداکثر برساند و هم تبعات جهانیِ بحران تنگه هرمز را تا حد امکان کنترل ‌کند. در شرایط کنونی، دستیابی به یک «توافق اولیه» با هدف مدیریت تنش‌ها و خرید زمان محتمل به نظر می‌رسد. در این سناریو، احتمال می‌رود آمریکا به دلایلی نظیر جام جهانی و ایران عمدتاً به دلایل اقتصادی به امضای توافقی مقدماتی رضایت دهند؛ اما به دلایلی بیشتر توافقی موقت خواهد بود تا پایدار. چشم‌انداز شکل‌گیری یک «توافق جامع پایدار» که به پایان قطعی جنگ و لغو کامل تحریم‌ها منجر شود، ضعیف و دور از ذهن است. سناریوی محتمل دیگر، استمرار وضعیت فرسایشی کنونی است؛ نه توافق نه جنگ و تشدید محاصره و تداوم تنش. در کل، احتمال ازسرگیری حملات نظامی نیز همچنان جدی است. البته این حملات در صورت وقوع لزوماً طولانی ‌و گسترده نخواهند بود، بلکه بیشتر کوتاه‌مدت، متمرکز و فشرده رخ می‌دهند تا به عنوان بازوی مکملِ محاصره اقتصادی عمل کنند. مخلص کلام این که این مناقشه دامنه‌دار است و علی‌رغم مسکّن‌های مقطعی نظیر آتش‌بس یا توافق‌های اولیه، فعلا تداوم خواهد یافت. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
14 677
18
🔺محاصره تحریم نیست! به هر شکل ممکن چه از مسیر توافقی نیم بند و چه از راه‌های دیگر نباید اجازه داد محاصرهٔ دریایی تداوم پیدا کند. هرچه این محاصره طولانی‌تر شود، به ‌تدریج به یک واقعیت ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود؛ واقعیتی که فرصت‌ها و اهرم‌های بیشتری در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهد و به همان نسبت، سطح و دامنهٔ مطالبات او را افزایش می‌دهد. به بیان دیگر، اگر امروز آمریکا حاضر باشد در ازای امتیازاتی مشخص فرضا در قبال بازگشایی تنگه هرمز این محاصره را لغو کند، در آینده و با سنگین‌تر و ملموس‌تر شدن پیامدهای آن برای ایران، بعید است به همان سطح از امتیازات رضایت دهد و احتمالاً خواسته‌های گسترده‌تری را مطرح خواهد کرد. حتی بعید نیست روزی بخواهد لغو محاصره را ما به ازای همه چیز از برنامه هسته‌ای و غیره قرار دهد. در مقطع فعلی، ممکن است راهکار و تاکتیک تهران بر دور زدن محاصره از مسیرهای جایگزین متمرکز باشد. هرچند این رویکرد می‌تواند در کوتاه‌مدت برای کاهش تبعات فشار محاصره دریایی ضروری باشد، اما راه‌حلی پایدار نیست. به هر حال، این احتمال جدی نیز مطرح است که آمریکا در آینده سایر مسیرها از جمله مبادی زمینی یا کانال‌های جایگزین دیگر را نیز مشمول محاصره و حمله قرار دهد. از این منظر نباید تصور کرد که همان گونه که تحریم دور زده می‌شد، محاصره را نیز می‌توان دور زد. محاصره با تحریم کلا متفاوت است و یک جنگ نظامی اقتصادی ژئوپلیتیکی است. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
17 102
19
🔺جنگ پایان یافت؟! چنانکه در یادداشت پیشین به عنوان محتمل‌ترین سناریو پیش‌بینی شد، آمریکا آتش‌بس را یکجانبه تمدید کرد. ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود علت تمدید آتش بس را درخواست ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و نخست وزیر آن شهباز شریف معرفی کرد؛ اما واقعیت این است که ترامپ کسی نیست که چندان به توصیه دیگران به ویژه کشورهای منطقه عمل کند؛ اگر چنین بود که اساسا این جنگ را به راه نمی‌انداخت. درباره انگیزه‌های خاص آمریکا و ترامپ از این کار چند عامل را می‌توان محتمل دانست؛ در وهله اول عدم بازگشت به جنگ پس از پایان آتش‌بس که ترامپ می‌توانست نرفتن ایران به مذاکرات اسلام آباد را بهانه شروع مجدد آن قرار دهد و همچنین تمدید آتش‌بس، آن هم بدون تعیین بازه زمانی خاصی را می‌توان به عنوان خروج اعلام نشده از جنگی پرهزینه برشمرد که امر خروج از آن به یک بن بست و معضل برای رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده بود. به همین دلیل احتمالا نخواسته است که این فرصت را از دست دهد و با بازگشت دوباره به جنگ مجددا با معضل چگونگی خروج از آن مواجه شود. به فرض صحت این گمانه اما فعلا زود است که این تصمیم ترامپ را در سایه تحولات میدانی مستمر در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران به معنای پایان کامل و دائمی جنگ تصور کرد. با وجود ناکامی جنگ در تحقق اهداف تعریف شده آن اما آمریکا این بار هم دوباره همان رفتار و معادله جنگ 12 روزه را در شروع و پایان جنگ تکرار کرد. با این حال، سناریوی دومی نیز قابل تصور است؛ اینکه رفتار ترامپ چیزی جز یک تاکتیک فریبکارانه نباشد. به این معنا که با پایان آتش‌بس، انتظار ازسرگیری حملات وجود داشت و ایران نیز در آماده‌باش کامل امنیتی و نظامی قرار داشت، بنابراین عنصر غافلگیری عملاً از میان رفته بود. در چنین شرایطی، ممکن است هدف، عادی‌سازی فضا برای فراهم شدن فرصت مناسب‌تر باشد تا در زمان مقتضی و با بهره‌گیری از اصل غافلگیری، حملاتی هدفمند انجام شود. البته در اینجا بیشتر منظور اهداف امنیتی و عملیات‌های ترور در سطح کلان است؛ چراکه اگر صرفاً بحث حمله به زیرساخت‌ها مطرح باشد، چنین اقداماتی لزوماً به عنصر غافلگیری نیاز ندارد. در این فرضیه عامل دیگر می‌تواند این باشد که آمریکا برای تدارک عملیات‌های آبی زمینی ويژه به زمان بیشتری نیاز دارد، البته این سناریو زیاد محتمل نیست ولی منتفی هم نیست. با این حال، صرف‌نظر از درستی یا نادرستی هر یک از دو فرضیه بالا، در مجموع می‌توان گفت که ازسرگیری جنگ با حملات طولانی، گسترده، فشرده و روزانه مثل قبل چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ اما انجام عملیات‌های محدود و متمرکز عمدتاً با هدف ترور همچنان محتمل است. البته باز تاکید می‌شود که این مساله به معنای منتفی شدن کامل جنگ نیست؛ چرا که اگر هم ترامپ تصمیم به پایان جنگ گرفته باشد، بعید نیست تحولی میدانی در آب‌های منطقه ازسرگیری درگیری‌ها را تحمیل کند. فعلاً هرچند ترامپ چنین القا می‌کند که دکمه شروع و پایان جنگ در دست اوست، اما اگر تمدید آتش‌بس به معنای پایان این جنگ باشد، تفاوت اصلی آن با پایان جنگ خرداد گذشته این است که این‌ بار جنگ در شرایطی خاتمه می‌یابد که هنوز تحولات میدانی نظامی ژئوپلیتیک مرتبط با آن در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران ادامه دارد. همین وضعیت از یک سو می‌تواند فی نفسه در نقطه مشخصی زمینه ازسرگیری درگیری نظامی را فراهم کند و از سوی دیگر می‌تواند بستری اجباری برای رسیدن به توافقی میان طرفین را مهیا سازد که سرنوشت این دو جنگ را از هم متمایز کند. در حال حاضر دستیابی به چنین توافقی دشوار و پیچیده به نظر می‌رسد، اما ناممکن نیست. این‌ که ترامپ تمدید آتش‌بس را به تعیین یک ضرب‌الاجل گره نزده است، اگر هم به معنای نامحدود کردن آتش‌بس برای پایان دادن به جنگ نباشد، احتمالاً ناشی از توصیه پاکستان و برخی مشاوران اوست که معتقدند تعیین یک اولتیماتوم صریح می‌تواند بازگشت تهران به میز مذاکرات و دستیابی به توافق را دشوارتر کند. از آنجا که بسته ماندن تنگه هرمز و تداوم این محاصره دریایی به زیان همه طرف‌هاست، منطقا نباید این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. با این حال، نباید این احتمال را نادیده گرفت که ترامپ با پایان دادن به درگیری مستقیم در پی آن باشد که بن‌بست خروج از جنگ را با محاصره دریایی به بن‌بستی برای ایران تبدیل کند؛ به این معنا که از یک سو با کنترل تبعات بسته ماندن تنگه هرمز، از این وضعیت برای تحریک کشورهای جهان از جمله چین علیه ایران استفاده کند و از دیگر سو، با تداوم محاصره دریایی بر پاشنه آشیل ایران یعنی اقتصاد تمرکز کند؛ به این امید که پیامدهای جنگ ۴۰ روزه در کنار ادامه این محاصره، بحران‌های اقتصادی را وارد مرحله‌ای پرخطر کند تا آنچه در میدان جنگ محقق نشد، از طریق تشدید بی‌سابقه این بحران‌ها به دست آید. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
0
20
🔺پس از چهارشنبه چه خواهد شد؟! تنها دو روز تا پایان آتش‌بس دو هفته‌ای باقی مانده و در این مدت نه توافقی حاصل نشد و نه چشم‌اندازی روشن برای رسیدن به توافق در این مدت محدود باقیمانده وجود ندارد. اکنون پرسش اصلی این است که در ساعات و روزهای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. در این بازه کوتاه زمانی، احتمال دستیابی به یک توافق بسیار اندک است. در نتیجه، سه سناریوی اصلی قابل تصور است: نخست: بازگشت آمریکا و اسرائیل به جنگ دوم: تمدید آتش‌بس؛ یا به صورت یکجانبه از سوی آمریکا تحت پوشش تعیین یک ضرب‌الاجل جدید یا در نتیجه تلاش‌های پاکستان که بتواند هر دو طرف به ویژه واشنگتن را به تمدید آتش‌بس متقاعد کند. سوم: ازسرگیری مذاکرات اسلام‌آباد در یکی دو روز آینده که نتیجه آن می‌تواند تمدید آتش‌بس باشد. در این سناریو، بعید نیست آمریکا برای تسهیل آغاز مجدد مذاکرات محاصره دریایی را موقتاً و لو در قالب یک اولتیماتوم تعلیق یا کشتی توقیف‌شده ایرانی را آزاد کند یا .... در میان این سه احتمال، سناریوی تمدید آتش‌بس فعلاً محتمل‌تر به نظر می‌رسد؛ هرچند احتمال بازگشت به درگیری هم کم نیست. در نهایت، همه‌چیز بستگی به این دارد که در لحظه تصمیم‌گیری ترامپ طی ساعات و یکی دو روز آینده، حال و هوای ذهنی او چگونه باشد و این ‌که در آن لحظه حساس، آخرین فردی که با او در ارتباط خواهد بود و بر تصمیمش اثر می‌گذارد چه کسی است: جی‌دی ونس، کوشنر، ویتکوف، نتانیاهو، لیندسی گراهام، ژنرال عاصم منیر؟ #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari
0