رامانا ماهارشی
رفتن به کانال در Telegram
2 101
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
2 101
روش صحیح تفحص خویش چگونه است؟
آنامالای سوامی: باگوان (رامانا ماهارشی) فرمودهاند، زمانی که افکار برمیخیزند با تفحص این نکته که «این فکر برای چه کسی پدیدار شده است؟» مانع از گسترش آن بشوید. صرفنظر از اینکه چه تعداد فکر برمیخیزند در خصوص منشأ و خاستگاه آنها تفحص کنید و پیدا کنید که این افکار برای چه کسی است؟ و سپس دیر یا زود جریان افکار متوقف خواهند شد.
تفحص خویش را باید به این روش تمرین کرد.
زمانی که باگوان این را میگفتند گاهی از تمثیلِ قلعهی محاصرهشده استفاده میکردند. اگر کسی بهطور منظم تمام راههای ورودی قلعه را ببندد و بعد اشغالگران را همانطور که سعی میکنند وارد شوند یکییکی از قلعه بیرون بیندازد، دیر یا زود قلعه خالی خواهد شد. باگوان میگفتند که ما باید همین روش را در خصوص ذهن نیز اعمال کنیم.
چطور این کار را انجام دهیم؟ ورودی و خروجیهای ذهن را با واکنش نشان ندادن به برخاستن افکار و احساسات ببندید. اجازه ندهید تا باورها، قضاوتها و دوست داشتنها و دوستنداشتنهای جدید و چیزهایی از این قبیل وارد ذهن بشوند و اجازه ندهید تا افکارِ سر برآورده، رشد کنند و از توجه شما بگریزند.
هنگامیکه ذهن را به این طریق مهروموم کردید آنگاه هر فکر نوظهور را به محض پدیدار شدن با پرسشِ «تو از کجا آمدهای» یا «آن فردی که این فکر را دارد کیست؟» به چالش بکشید. اگر بهطور مداوم با توجه کامل این کار را انجام دهید افکارِ جدید برای لحظهای ظاهر میشوند و سپس از بین خواهند رفت. اگر بتوانید محاصره را برای مدتی طولانی حفظ کنید زمانی خواهد رسید که دیگر هیچ فکری به وجود نمیآید یا اگر به وجود بیاید فقط تصویری گذرا و بی اهمیت در حاشیه آگاهی خواهد بود. در وضعیت بیفکری، خودت را بهعنوان آگاهی تجربه خواهی کرد و نه به و عنوان ذهن یا بدن.
بااینحال اگر این مراقبه را حتی برای چند ثانیه رها کنی و اجازه دهی تا افکار جدید بدون هیچ چالشی به درون بیایند و گسترش پیدا کنند محاصره لغو شده و ذهن بار دیگر به بخشی یا به تمام قدرت سابق خود دست پیدا خواهد کرد.
# آنامالای سوامی
@nazerarmesh13
2 101
🍃تمرین تفحص «من کیستم؟» - بر اساس تعالیم #رامانا ماهارشی
" این یک تکنیک دیگر برای افزودن به مجموعهتان نیست
بلکه تمرینی است برای پایان دادن به تمام تمرینات"
📝 ترجمه شده توسط کانال تفحص خویش
🎙با صدای نیروانا🦋
https://t.me/Nirvanachannel1111
2 101
پرسش: چگونه میتوان همواره بر اندیشهی «من کیستم؟» متمرکز باقی ماند؟
هنگامیکه افکارِ متفاوت برمیخیزند، نباید آنها را دنبال کرد بلکه باید تفحص نمود که: «این افکار برای چه کسی پدیدار شدهاند؟» مهم نیست چه تعداد فکر برخاسته باشند، همانطور که هر فکری برمیخیزد باید با پشتکار تفحص کرد که: «این فکر برای چه کسی پدیدار شده؟» جوابی که اینجا ظاهر میشود «برای من» است. پسازآن اگر فرد تفحص کند که: «من کیستم؟»، ذهن به منشأش بازگشته و فکری که برخاسته بود فروکش میکند.
تا زمانی که تأثیر عینیات بیرونی در ذهن وجود داشته باشد، تفحص «من کیستم» الزامی است. همانطور که افکار برمیخیزند باید آنها را از طریق تفحص همانجا و در همان سرچشمهی پیدایششان نابود کرد.
اگر فرد بیوقفه به تأمل و مراقبه بر «خویش» روی آورد تا به آن دست یابد، همین به تنهایی کافی خواهد بود.
تا زمانی که دشمنان درون قلعه باشند به تهاجم خود ادامه خواهند داد اما اگر بهمحض اینکه پدیدار شدند نابود گردند قلعه به دست ما خواهد افتاد.
#رامانا ماهارشی
2 101
تمرین تفحص «من کیستم؟» - بر اساس تعالیم #رامانا ماهارشی
" این یک تکنیک دیگر برای افزودن به مجموعهتان نیست
بلکه تمرینی است برای پایان دادن به تمام تمرینات"
2 101
علت اینکه مردم هرگز راضی نمیشوند و همیشه چیزهای بیشتری میخواهند این است که حتی اگر تمام دنیا را بدست آورند و در اختیار داشته باشند، همهی آن چیزها در قیاس با خویش خودشان که ابدی و بینهایت است، ناچیز است. هر چیزی که کمتر از ابدیت و بینهایت باشد هرگز نمیتواند برای مدت زیادی شما را راضی و خرسند نگه دارد زیرا آن مخالفِ ماهیت حقیقی شماست. تو آگاهی نامحدودی پس خودت را با سپردن قلبت به سایهها محدود نکن. تمام چیزها میآیند و میروند درحالیکه تو همیشه حاضری. فقط ادراک حقیقت خویش است که منشأ سعادت و شادی ماندگار است.
رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد: آیا یک یوگی میتواند زندگی های گذشته خود را بداند؟
بگوان : آیا زندگی حال حاضر خود را اینقدر خوب میشناسید که آرزوی دانستن زندگی گذشته را میکنید؟ حال حاضر را پیدا کنید، و آنوقت باقی نیز دنبال خواهد شد. حتی با شناخت محدود حاضر خود نیز رنج بسیار میکشید. چرا باید بار مسئولیت خود را با شناخت بیشتر سنگینتر کنید؟ آیا او فقط برای رنج بیشتر کشیدن است؟
شاگرد: آیا بگوان از قدرتهای غیبی برای آنکه دیگران حقیقت خویش را تجلی دهند نیز بهرهبرداری میکنند یا اینکه فقط واقعیت مسلم تجلی یافتن حقیقت خویش بگوان برای آن کافی است ؟
بگوان : نیروی معنوی تجلی یافتن حقیقت خویش، بسیار قویتر از استفاده از هر گونه قدرتهای غیبی است. به همان اندازه که در آنجا هیچگونه نفسی در انسان عارف وجود ندارد ، برای او هیچ "دیگرانی" نیز وجود ندارند. بزرگترین فایدهای که میتواند به شما اعطا شود چیست؟ او خوشبختی است، و خوشبختی از آرامش زائیده میشود. آرامش فقط وقتی جائیکه هیچگونه مزاحمتی نباشد حاکم است، و مزاحمت ، ناشی از فکرهایی است که در ذهن خطور میکند. وقتی که خود ذهن غایب باشد، در آنجا آرامش کامل خواهد بود. تا زمانی که شخصی ذهن را نابود نکرده باشد، او نمیتواند آرامش را نائل گردد و خوشبخت باشد. و تا زمانی که خود او خوشبخت نباشد، نمیتواند خوشبختی را بر " دیگران " ارزانی کند. به هر حال، از آنجایی که هیچ " دیگرانی " برای انسان عارفی که هیچ ذهنی ندارد وجود ندارند ، خود واقعیت مسلم تجلی یافتن خود حقیقت خویش او کافی است تا " دیگران " را نیز خوشبخت بسازد.
از کتاب : The Teachings of Bhagavan Sri Ramana Maharshi in His Own Words
از : ARTHUR OSBORNE
@nazerarmesh13
2 101
درست همانطور که خورشید در یک آسمانِ پوشیده از ابر قابلدیدن نیست به همان صورت خویشِ فرد نیز در آسمان ذهنی که توسط ابرهایِ متراکمِ افکار تیره گشته قابلرؤیت نیست.
#رامانا ماهارشی
Just as the sun cannot be seen in a densely clouded sky, so one’s own Self cannot be seen in a mind-sky which is darkened by a dense cloud of thoughts.
#Ramana Maharshi
2 101
بازدیدکننده دیگری که گفت از «آشرام سری اوروبیندو» آمده است، از باگوان پرسید:
«اما ما در دنیا رنج میبینیم. انسانی گرسنه است. این یک واقعیت جسمانی است، برای او بسیار واقعی است. آیا ما باید تمام این چیزها را رؤیا بنامیم و نسبت به رنج او بیتفاوت بمانیم؟»
باگوان #رامانا ماهارشی پاسخ دادند:
از دیدگاه جنانا، یعنی دیدگاه حقیقت، رنجی که از آن سخن میگویی در حقیقت یک رؤیاست، همانطور که کل جهان که این رنج تنها بخش کوچکی از آن است، نیز رؤیاست.
در خواب تو خودت نیز ممکن است احساس گرسنگی کنی. همینطور دیگران را میبینی که از گرسنگی رنج میبرند. خودت غذا میخوری و از روی دلسوزی به دیگرانی که در خواب گرسنه هستند نیز غذا میدهی. تا زمانی که خواب ادامه دارد، تمام آن رنجها به همان اندازه واقعی به نظر میرسند درست مثل رنجهای این جهان که برایت واقعیاند.
فقط وقتی بیدار بشوی متوجه میشوی که آن رنجها غیرواقعی بودهاند.
ممکن است تو در بیداری غذا خورده باشی و سپس بخوابی. آنگاه خواب میبینی که تمام روز زیر آفتاب کار کردهای، خسته و گرسنه هستی و میخواهی غذای زیادی بخوری. سپس ناگهان همان لحظه از خواب بیدار میشوی و میبینی شکمت پر است و اصلاً از تختت بیرون هم نرفتهای!
اما معنای تمام این چیزها این نیست که درون خواب میتوانی اینگونه وانمود کنی که رنجی که در خواب احساس میکنی واقعی نیست.
گرسنگی در خواب باید با غذای درون خواب برطرف شود.
انسانهای گرسنهای که در خواب میبینی نیز باید در همان خواب غذا پیدا کنند.
هیچگاه نمیتوان این دو حالت، یعنی خواب و بیداری را در هم آمیخت. تا زمانی که به حالت جنانا نرسیدهای و از این مایا (جهانِ پندار) بیدار نشدهای، باید به خدمت اجتماعی بپردازی و هر جا رنجی دیدی در رفع آن بکوشی. اما حتی آنگاه هم باید این کار را بدون اهنکارا، یعنی بدون احساس «منِ انجامدهنده یا فاعل»، انجام دهی، بلکه با این احساس انجام دهید که «من ابزار خداوند هستم.»
به همین ترتیب فرد نباید با خودبینی و برتریطلبی عمل کند؛ مثل اینکه «من دارم به انسانی پایینتر از خودم کمک میکنم، او نیازمند است و من برترم». بلکه باید به او کمک کنی، همچون راهی برای پرستش خداوندی که در وجود اوست.
تمام چنین خدمتهایی در حقیقت برای خویش حقیقی است، نه برای دیگری. تو در واقع به دیگری کمک نمیکنی، بلکه به خودت کمک میکنی.
Another visitor, who said that he was from Sri Aurobindo’s Ashram, asked Bhagavan: “But we see pain in the world. A man is hungry. It is a physical reality. It is very real to him. Are we to call it a dream and remain unmoved by his pain?”
Bhagavan #RamanaMaharshi : From the point of view of jnana or the reality, the pain you speak of is certainly a dream, as is the world of which the pain is an infinitesimal part. In the dream also you yourself feel hunger. You see others suffering hunger. You feed yourself and, moved by pity, feed the others that you find suffering from hunger. So long as the dream lasted, all those pains were quite as real as you now think the pain you see in the world to be. It was only when you woke up that you discovered that the pain in the dream was unreal. You might have eaten to the full and gone to sleep. You dream that you work hard and long in the hot sun all day, are tired and hungry and want to eat a lot. Then you get up and find your stomach is full and you have not stirred out of your bed. But all this is not to say that while you are in the dream you can act as if the pain you feel there is not real. The hunger in the dream has to be assuaged by the food in the dream. The fellow beings you found in the dream so hungry had to be provided with food in that dream. You can never mix up the two States, the dream and the waking state. Till you reach the state of jnana and thus wake out of this maya, you must do social Service by relieving suffering whenever you see it. But even then you must do it, as we are told, without ahamkara, /'.e., without the sense “I am the doer,” but feeling, “I am the Lord’s tool.” Similarly one must not be conceited, “I am helping a man below me. He needs help. I am in a position to help. I am superior and he inferior.” But you must help the man as a means of worshipping God in that man. All such Service too is for the Self, not for anybody else. You are not helping anybody else, but only yourself.
2 101
آن کسی که به جهان زندگی داده همچنین میداند که چگونه از آن مراقبت کند. او بار مسئولیت این جهان را حمل میکند نه تو.
باگوان شری رامانا ماهارشی
2 101
هرگز زمانی نبوده و نخواهد بود که تمام انسانها به یک اندازه خوشبخت، ثروتمند، دانا یا تندرست باشند. در حقیقت، هیچیک از این کلمات معنا و مفهومی ندارند مگر آنکه نقطه مقابلشان نیز وجود داشته باشد.
اما این بدان معنا نیست که وقتی کسی را میبینید که کمتر از شما خوشحال است یا بیش از شما در رنج است، نباید نسبت به او شفقت داشته باشید یا در حد توان برای یاریاش تلاش نکنید. بلکه برعکس، باید به همه عشق بورزید و به همه کمک کنید، چون صرفاً از این طریق میتوانید به خودتان کمک کنید.
وقتی میکوشید تا از رنج انسانها یا هر موجود زندهی دیگری بکاهید، چه تلاشهایتان موفقیتآمیز باشد چه نباشد، خود شما از این طریق ازنظر معنوی رشد میکنید — بهویژه اگر این خدمت را بیچشمداشت انجام دهید و نه با احساسی خودخواهانه و از سر ایگو که «این من هستم که دارم این کار را انجام میدهم»، بلکه با این آگاهی که: «خداوند مرا مجرای این خدمت قرار داده است؛ فاعل اصلی اوست و من یک ابزار.»
باگوان #رامانا ماهارشی
2 101
سؤال: آیا شما فکر هم دارید؟ ...
شری رامانا : معمولاً هیچ فکری ندارم.
سؤال: اما وقتی که میخوانید چطور؟
جواب: آنوقت فکر دارم.
سؤال: و وقتی که کسی از شما سؤالی میکند؟
جواب: آن وقت هم، وقتی که جواب میدهم فکر دارم، وگرنه ندارم .
سؤال : چگونه میتوانم تصور آن وضعیت واقعی را همیشه پیش روی خود حفظ کنم؟
جواب: چونکه فکر میکنید جسمی هستید قادر به حفظ کردن آن تصور واحد نیستید، شما استوار نیستید!
تصور اینکه باید به اینجا (Tiruvanamalai) بیایید و ماهارشی را ببینید فقط عملکردی از هوش است.
واقعاً به هیچگونه کمکی نیاز نیست. شما همیشه در وضعیت اصلی خود هستید ؛ چگونه میتواند کسی به شما کمک میکند که به آنجایی که همواره هستید برسید؟ کمکی که میتواند داده شود فقط برای پاک کردن پندارهای غلط شما است. انسانهای بزرگ، استادان معنوی (Gurus) , فقط میتوانند با از میان برداشتن موانع در راه شما کمک کنند .
یک کودک و فرد به اشراق رسیده (Jnani) ، به ترتیبی شبیه به هم هستند. کودک ، فکر کردن از تصادفها را پس از آنکه گذشتند رها میکند . و این نشان میدهند که آنها هیچ گونه تأثیر عمیقی در ذهن کودک به جا نمیگذارند . همینگونه نیز با فرد به اشراق رسیده است .
باگوان شری رامانا ماهارشی
از کتاب : Conscious Immortality
2 101
متن مربوط به فایل صوتی بالا🌱👇🏻
تو زیاد حرف زدی و در دلت فکر می کردی که بدنی جز تو گناهکار است. در حالی که دختر در تخیلاتش، در احساساتش همیشه به خدا فکر می کرد، پس او می تواند وارد شود، تو نمی توانی." نکته این است: این چیزی نیست که شما می گویید. این چیزی نیست که شما اعلام می کنید. این چیزی است که عمیق، عمیق، عمیق در قلب شماست که تعیین میکند چه اتفاقی برای شما می افتد. این کتاب خواندن نیست، درس خواندن نیست، کلاس رفتن نیست. تنها نشستن، ساکت شدن، عمیق تر و عمیق تر شدن در درون خودت است. فراتر از ذهن و بدن خود رفتن تا زمانی که اتفاقی بیفتد. وقتی افکار به سراغ شما می آیند، به سادگی از خود می پرسید: "این افکار به چه کسی می آیند؟ این افکار از کجا می آیند؟، افکار را تا سرچشمه خود دنبال کنید. منبع افکار خود را پیدا کنید و خواهید دید که منبع افکار شما من است. با پرسیدن "من کیستم؟"،من_فکر را تا منبع آن دنبال کنید. یا بپرسید"منبع من چیست؟ کجاست؟
آیا این من از آن آمده ام؟» متوجه خواهید شد که ضمیر من، اولین کلمه ای است که تا به حال گفته شده است و هر چیز دیگری به من متصل است. هر کلمه دیگری. هر فکر دیگری، هر احساس دیگری، آنها همه به من وابسته هستند.من احساس خوشحالی می کنم.من احساس ناراحتی می کنم.من احساس بیماری می کنم.من احساس خوبی دارم.من احساس فقر می کنم،من احساس ثروتمندی می کنم. همه چیز به من وابسته است. اگر من حل شود، همه چیزهای دیگر با آن میرود و شما هم آزاد میشوید. بفهمید برای چه کسی من وجود دارد و چیز شگفت انگیزی کشف خواهید کرد. خواهید فهمید که من هرگز وجود نداشته ام. هرگز یک من وجود نداشته ام.که تو خود فنا ناپذیری، که هرگز به دنیا نمی آیی و هرگز نمی توانی بمیری، متوجه می شوی که همه جا حاضری، دانای مطلق، قادر مطلق، که هیچ دیگری وجود ندارد، هیچ جهانی وجود ندارد، هیچ کائناتی وجود ندارد. هیچ خدایی نیست، فقط خود وجود دارد، همه اینها خود است، هر چه می بینی خود است و "من آن هستم. این به شما احساس آزادی، سعادت، خوشبختی می دهد. شما آگاهی خود را از دست نخواهید داد. وقتی این چیزها را می گویم مردم معتقدند که کاملاً نابود می شوند و چیزی باقی نمی ماند و آنها در اقیانوس بزرگ نیروانا ذوب میشوند. این لزوما درست نیست. تو همیشه آگاهی خواهی بود،تو همیشه هوش خالص خواهی بود زیرا این ماهیت واقعی تواست. تو همیشه سعادتمند خواهی بود جز اینکه متوجه خواهی شد که آن چیزی که به نظر می رسی نیستی. بدن همچنان در حال انجام کارهایی است که از طریق حرکات خود انجام میدهد. به نظر می رسد که یک فرد معمولی هستی اما می دانی که خود را بالاتر از دنیای زمخت به دنیای آسمانی آگاهی ناب رسانده ای و در آرامش خواهید بود. هر گونه سوال در مورد آن؟ هر چه می خواهید بگویید:
شاگرد: سلام رابرت، من به تمرین آموزه های دنیا در زندگی روزمره فکر کرده ام. من در مورد این کار اخیر در مورد مشکل دو دانشمند مسیحی در بوستون که فرزندشان مرده بودند فکر می کردم. من مطمئن نیستم که آیا شما از آن آگاه هستید؟ این اخیرا در اخبار منتشر شد و البته شباهت های زیادی بین این آموزش و علم مسیحی وجود داشت. و البته این والدین معتقد بودند که این بیماری خطا است و میخواستند فقط سلامتی را مطرح کنند، فقط سلامتی الهی، واقعیت الهی که همه آن چیزی بود که بر اساس آموزه وجود داشت، چه علم مسیحی باشد، چه این آموزه یا هر چیز دیگری. و بنابراین آنها از اعتراف به بیمار بودن کودک خودداری کردند. پس در مورد این موضوع چه میگویید، آیا میخواهید باور کنیم که شما واقعیتی متفاوت، واقعیت واقعی را ارائه میدهید یا نه؟
رابرت: این ربطی به سیستم اعتقادی ندارد. شما باید بفهمید که چه خبر است و کجا هستید. اگر مریض هستید به پزشک مراجعه میکنید، اگر گرسنه هستید غذا میخورید، اگر در آفتاب هستید که میسوزید، از آفتاب خارج میشوید. این یک باور نیست به همین دلیل است که به شما می گویم هیچ چیز را باور نکنید. آنچه را که می گویم باور نکن، چیزی را باور نکن، متأسفانه علم مسیحی معتقد است که حتی اگر بیمار هستید، نباید به پزشک مراجعه کنید. اما آنها یک سیستم اعتقادی دارند. یک سیستم اعتقادی آن را چنین نمی سازد. شما باید از حقیقت آگاهی داشته باشید. به همین دلیل است که برخی از دانشمندان مسیحی هستند که به پزشکان مراجعه نمی کنند و جواب می دهد، اما بیشتر آنها که به پزشک مراجعه نمی کنند می میرند زیرا آنها به اندازه کافی بالا نیستند. شما نمیتوانید این سیستم را بپذیرید و بگویید: "این طور است" شما باید به تجسم زنده آموزش تبدیل شوید و سپس کار می کند. به عبارت دیگر شما نمیتوانید به یک کلیسای علمی مسیحی بپیوندید و دیگر هرگز نزد پزشک نروید.
2 101
🕊آموزه های من کیستم(جستجوی خود) 🕊
🍃قسمت نهم🍃
✨عمیق تر به درون خودت برو✨
✍🏻رابرت آدامز
خوانش: زهره شُکر 🫶🏻💚
@zohreh_shokr
اینستاگرام | تلگرام
#رابرت_آدامز
#من_کیستم
2 101
شاگرد: وقتی که آدم سعی در مدیتیشن میکند دیگر فکرها با جبر هر چه بیشتری برمیخیزند!
ماهارشی : بله، همهجور فکری در مدیتیشن برمیخیزد. این البته فقط خوب است؛ زیرا که آنچه که پنهان در شما قرار دارد بیرون آورده میشود. تا زمانی که او بروز پیدا نکند، چگونه میتواند نابود شود؟ فکرها ، همانگونه که بود، بطور خودجوش خطور میکنند، اما فقط برای آنکه در مدت معینی خاموش شوند ، و بدین ترتیب ذهن قوی میشود.
از کتاب : Maharshi's Gospel
@nazerarmesh13
2 101
سؤال: اگر من جسم نیستم چرا پاسخگوی از نتیجه عملهای خوب و بد خود هستم؟
شری رامانا ماهارشی : اگر شما جسم نیستید و تصور " من فاعل هستم " را ندارید، نتیجههای از عملهای خوب و بد شما بر شما تأثیر نخواهد گذاشت.
چرا درباره عمل هایی که جسم انجام میدهد میگوئید " من این را انجام دادم" یا "من آن را انجام دادم "؟
تا زمانی که خویشتن را با جسم به اینصورت هویت بدهید توسط نتیجههای عملها تحت تأثیر قرار میگیرید ، به عبارتی دیگر ، در حالیکه خود را با جسم هویت میدهید سرنوشت (Karma) خوب و بد را انباشته میکنید.
سؤال: اما از آنجایی که من جسم نیستم، واقعاً پاسخگوی برای نتیجههای عملهای خوب و بد هم نیستم.
شری رامانا ماهارشی : اگر نیستید، چرا خود را درباره پرسش به زحمت میاندازید؟
باگوان شری رامانا ماهارشی
از کتاب : Be as you are
2 101
🕊آموزه های من کیستم(جستجوی خود) 🕊
🍃قسمت هشتم🍃
✨من هستم✨
🕊سریع ترین روش برای بیداری🕊
✍🏻رابرت آدامز
خوانش: زهره شُکر 🫶🏻💚
@zohreh_shokr
اینستاگرام | تلگرام
#رابرت_آدامز
#من_کیستم
#من_هستم
2 101
دیدار کننده ای گفت: معمولاً انسانهایی که حقیقت خویش را تجلی بخشیدهاند از فعالیت زندگی بیرون میروند و از فعالیت دنیوی پرهیز میکنند.
بگوان : آنها میتوانند این کار را بکنند یا میتوانند نکنند. بعضی حتی پس از تجلی یافتن حقیقت خویش، به حرفه یا تجارت یا سلطنت یک پادشاهی ادامه میدهند. بعضی به مکانهای خلوت کنار میکشند و تا حداقلی که برای حفظ زندگی در جسم ضرورت داشته باشد پرهیز از همه فعالیتها را میکنند . ما هیچگونه قانون عمومی درباره آن نمیتوانیم بسازیم.
وقتی که توسط جوینده ای دیگر پرسیده شد که اگر او به حقیقت خویش برسد میتواند به دیگران کمک کند ، گفته میشود که بگوان پاسخ دادند :
بله ، و او احتمالاً بهترین کمکی است که میتوانید به آنها بدهید.
اما آنگاه اضافه کردند :
" اما در حقیقت هیچ دیگرانی برای کمک کردن وجود ندارند".
از کتاب : The Teachings of Bhagavan Sri Ramana Maharshi in His Own Words
از : ARTHUR OSBORNE
2 101
🍃متن فایل صوتی بالا👇🏻🍃
آنامالای سوامی – آخرین گفتگوها
شدت تمرین معنوی
سؤال : بگوان میخواستند جواب پرسش " من کیستم؟ " را بدانند. به نظر میرسد که ایشان جواب را مستقیماً پیدا کردند. وقتی من پرسش را مطرح میکنم، وقتی سعی میکنم آنچه را که خویش است پیدا کنم، میتوانم فکرهایی را که بعنوان "نه من" بروز میکنند رد کنم، اما هیچ اتفاق دیگری نمیافتد. من هیچ پاسخی را که بگوان پیدا کردند به دست نمیآورم، و بدین ترتیب شروع میکنم شگفتزده شوم اصلاً چرا آن پرسش را مطرح میکنم.
...
آنامالای سوامی : شما میگویید که پاسخ درست را به دست نمیآورید. این "شما" کیست؟ کیست که پاسخ درست را بدست نمیآورد؟
سؤال: چرا باید بپرسم؟ پرسیدن ، تابحال جواب درست را موجب نشده است.
آنامالای سوامی : شما باید مقاومت کنید و به این آسانی دست برندارید. وقتی که با شدت جستجو کنید "من کیستم؟"، شدت جستجویتان شما را به آن خویش واقعی میرساند. اینطور نیست که شما پرسش غلط را مطرح میکنید.
به نظر میرسد که جستجوی شما فاقد شدت باشد. شما به عزمی متمرکز نیاز دارید تا این جستجو را بهطور مناسبی کامل کنید. خویش واقعی شما جسم یا ذهن نیست. درحالیکه فکرهای شما بر هر چیزی که با جسم یا ذهن پیوند میخورد پایدار میشوند خویش خود را نائل نخواهید شد.
سؤال: پس بنابراین شدت جستجو است که تعیین میکند آیا موفق میشوم یا نمیشوم.
آنامالای سوامی : بله. اگر جستوجوی در خویش اتفاق نیفتد فکرها بر جسم و بر ذهن خواهند بود. و در حالیکه آن فکرها بر حسب عادت آنجا هستند، همهویتی زیرزمینهای خواهد بود که گویا " من جسم هستم؛ من ذهن هستم." این همهویتی چیزی است که در زمان خاصی اتفاق میافتد. او چیزی نیست که همیشه آنجا بوده باشد. و آنچه که در زمان میآید سرانجام نیز میرود، زیرا چیزی که در زمان وجود داشته باشد باقی نیست.
از طرفی دیگر خویش اما همیشه آنجا بوده است. او پیش از آنکه تصورات از جسم و ذهن بروز کرده باشند وجود داشت، و وقتی که آنها سرانجام محو شوند نیز آنجا خواهد بود. خویش ، همیشه آنگونهای که هست باقی میماند: به عنوان صلح، بعنوان بیتولد، بدون مرگ .
از طریق شدت جستجوی خود میتوانید آن وضعیت را بهعنوان مقر خودتان اعلام کنید.
در جوهر وجودی ذهن با عزمی متمرکز ، با پرسش "من کیستم؟" تحقیق کنید. ذهن ، درست مثل ماری که بر شکل ریسمانی ظاهر شده و تخیلی و غیرموجود باشد نیز تخیلی و غیرموجود است .
تخیل ذهن را با تفحص شدید دفع کنید و در صلح خویش غرق شوید. او آن چیزی است که شما هستید ، و او آن چیزی است که همیشه بودهاید.
@zohreh_shokr
@nazerarmesh13
2 101
🕊آموزه های من کیستم(جستجوی خود) 🕊
🍃قسمت هفتم🍃
✨جستجوی شدید✨
🌱من خویش هستم رو از طریق جستجوی شدید مقر خودتون اعلام کنید تا در صلح خویش غرق بشید🌱
✍🏻آنامالای سوامی
زهره شُکر 🫶🏻💚
@zohreh_shokr
اینستاگرام | تلگرام
#آنامالای_سوامی
#من_کیستم
@nazerarmesh13
