381
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
381
فکر کنم دلم میخواد فردا شب باز فیلم بلندیهای بادگیر رو ببینم و گریه کنم / باز حالا نمیدونممممم
381
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست //
چقدر سخت بودی و دوستداشتنی /
برم برا A1-2
381
اشکامو پاک میکنم /
آب و ویتامینامو میخورم /
گور بابای تک تک اونایی که اشکامو در آوردن //
381
Repost from مثلاً روانشناسم!
آدم اولش بیتفاوت نیست، اتفاقاً خیلی درگیره و جون میکنه. توضیح میده، بحث میکنه، گریه میکنه، دلخوریهاش رو میگه، بارها فرصت میده، قهر میکنه تا توجه ببینه، و هزار بار توی ذهنش طرف رو توجیه میکنه. اما وقتی میبینه هرچی میگه به در بسته میخوره، یا احترامی که شایستهشه رو نمیگیره و مدام نادیده گرفته میشه یا اذیت میشه، کمکم از پا درمیاد. جالبیش اینه که آدمها سوگواری پایان رابطه رو خیلی وقتها وقتی هنوز توی رابطهن تموم میکنن. یعنی تنهایی غصههاشون رو میخورن، اشکهاشون رو میریزن، و بارها توی خلوت خودشون میشکنن، بدون اینکه طرف مقابل حتی متوجه بشه.
