[ سرترالینِ کیمیاگر ]🕯
رفتن به کانال در Telegram
▪︎ₚₕₐᵣₘ.D ₛₜᵤ▪︎.͜.️ 💊 Every pill tells a story — let’s make sure it’s the right one.”🧠 { کمی انسان، کمی سرترالین } {داروسازِ عصرِ کنونی} {مانع همت ما نیست پریشانی ما👸🏻} دارای مقام شهروند نمونه در ایالات متحدهی گربه ها🐾 @pharma_quest سوالات شما
نمایش بیشتر1 829
مشترکین
+224 ساعت
+97 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
دکتر نگیننن
چطوریییی
میگم میشه اگه یه روز وقت داشتی راجب روتین پوستی واسمون بگی😭
صبح ساعت هفت از خواب بیدار شدم و قائدتا اولین کاری که کردم غذای گربه محله رو آداه کردم براش بردم و بعد همینطور که فست بودم و گشنه و رژیم آماده شدم و رفتم به سمت یکی از شهرای اطراف اصفهان برای شیفت، ساعت ۹ رسیدم داروخونه و امروز شلوغترین روزی بود که من تا بحال توی این داروخونه تجربش کرده بودم و البته دمای هوای امروز ۴۲ درجه بود که ساعت ده صبح برق همه جا رفت (مملکت تراز) در دوساعت آینده در دمای ۴۲ درجه و با حجاب (اجباری) داروخونه شلوغو هندل کردیم و در این بین عادی ترین چیزی که میبینی مریضایی هستن که پول داروهاشونو ندارن تا بتونی بهشون کمک میکنی و جایی که دیگه نتونی بجاش میشینی غصه میخوری... بعد یه خانم ۹۸ ساله ای اومد و انسولین میخواستن و هزینشو نداشتن و بعد دیدیم حتی بیمه هم قبول نمیکنه هیچ بخشی از نسخشو، ولی خیلی گناه داشت برای همین مجبور شدم داروخونه شلوغو بسپارم به همکارم تنهایی و برم بیمه تامین اجتماعی تا کار این خانومرو درست کنم و البته در آخر درست نشد اما داروها که میخواستو بهشون دادیم، بعد ساعت یک راه افتادم به سمت خونه و ساعت دو رسیدم، ناهار خوردم ، دوش گرفتم و یکساعت ورزش کردم(ورزش واقعی و نفس گیر) بعد راه افتادم به سمت شیفت بعدی از ساعت ۴ تا ۸ داروخانه بودم بعد اومدم خونه شامخوردم و دوباره اومدم داروخونه از ساعت ده شب تا همین الان داروخانه بسیار شلوغ بود و الانکه یکم خلوت شده و من فرصت فکر کردن پیدا کردم ، داره چهره تمام اونایی که بهمگفتن تو نمیتونی میاد جلو چشمم... مثلا چهره اون معلم فیزیکی که چون من نمره فیزیک یازدهمم کم شد بهمگفت تو حتی نمیتونی دیپلم بگیری چه برسه بری دانشگاه...
خلاصه که راضیم ازت نگین جون، ایشالا ک خدا ازت راضی باشه🥹💅
آدما ناامید کنندن... آدما همیشه گریه آدمو درمیارن... آدما دوستشون دارم ولی اذیتم میکنن😢
خستم در خسته ترین حالت روحیم و فقط به چار پنج ساعت وقت آزاد برای گریه نیاز دارم ولی تو این ۲۴ ساعت (از ۹ صبح امروز تا ۹ صبح فردا) ۱۷ ساعتشو شیفتم و دارم از لحاظ روانی فرومیپاشم.
باورم نمیشه یه زمانی آدما تار موشونو گروه میزاشتن و یه محل روی اون یه تار مو قسم میخوردن و اعتبار داشتن و حاضر نبودن یک دونه قند که مال خودشون نیست بخورن حالا به اینکه مردمو گول میزنن افتخار میکنن
