SHFM
رفتن به کانال در Telegram
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد -حافظ
نمایش بیشتر260
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
260
دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم جهت مهر سلیمان همه تن موم شدم وز پی نور شدن موم مرا مالیدم رای او دیدم و رای کژ خود افکندم نای او گشتم و هم بر لب او نالیدم او به دست من و کورانه به دستش جستم من به دست وی و از بیخبران پرسیدم ساده دل بودم و یا مست و یا دیوانه ترس ترسان ز زر خویش همیدزدیدم از ره رخنه چو دزدان به رز خود رفتم همچو دزدان سمن از گلشن خود می چیدم بس کن و راز مرا بر سر انگشت مپیچ که من از پنجه پیچ تو بسی پیچیدم شمس تبریز که نور مه و اختر هم از اوست گر چه زارم ز غمش همچو هلال عیدم
-مولاناSmit23h
260
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
-مولانا🌱سال نو شما مبارک باد🌱
