fa
Feedback
صَحيفة الأدَب والفن.

صَحيفة الأدَب والفن.

رفتن به کانال در Telegram

سِيرة ذَاتية: مُنغمِسة بالأدب والفنّ «كاتبة»

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام صَحيفة الأدَب والفن.

کانال صَحيفة الأدَب والفن. (@roakhalid) در بخش زبانی عربی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 014 مشترک است و جایگاه 3 481 را در دسته کتب و رتبه 10 525 را در منطقه العراق دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 014 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 28 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -98 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 1 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.31% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.93% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 576 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 433 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اِبن, شَيء, بِنَار, دِين, قَلبَك تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“سِيرة ذَاتية: مُنغمِسة بالأدب والفنّ «كاتبة»”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

11 014
مشترکین
+124 ساعت
-297 روز
-9830 روز
آرشیو پست ها
‏رغم أن روحي مُهدرة ‏في الكثير ‏لا زلت لا أفعل شيء ‏سِوى أن أحبّك.

‏شيءٌ ما أشعر به معك ‏يُحيي ما أماتته الحياة بي.

‏"لا مانع لدي أن أقضي أيام عمري ‏جميعها أتأمل بلا انقطاع,بلا نهاية ‏إشراقات وجهك العذب".

أن تزُول مخاوفنا ‏وكل شيء نقف في مُنتصفه ‏أن نغدو ‏مملوئين بالسكينة ‏واليقين,آمين.

أشعر بشيءٍ ‏شيئًا ما ‏ثقيلٌ على هذهِ الروح ‏ويصعب عليّ تفسيره.

‏"في نهايةِ كلّ يومٍ مُتعِب ‏أنا أحتاجك. ‏في نهايةِ كلّ يوم مُتعِب ‏أنت لست هُنا".

إنَّ كنت ‏تكترثُ لأجلي ‏إجعلني أشعر بذلك.

فجأة شعرت بثقلي وأني لا أستطيعُ الجلوس لمدى حجم الجبل الذي يستريح على صدري.

‏أحببتُ روحَك حُبًّا ما لهُ شَبَهٌ ‏وأعظمُ الحُبِّ حُبُّ الرُّوحِ لِلرُّوحِ.

"‏خبئيني ‏أشعرُ بالرهبةِ الآن ‏وشيءٌ ما يجرّني ‏إلى الظلام".

‏كان حنونًا ‏للحد الذي يجعلني ‏أُحبه في كُلِّ مرة ‏أنظر إليه أو أتذكره.

‏أريد ان أراكِ ‏ان يتلاشى شوقي ‏بالنظر الى عينيكِ.

ليتكَ جَاري أو جِوَاري ‏أو قريبًا حولَ داري ‏ليتكَ قُربي أو قَرِيبي ‏أو قَريبًا مِن مَـداري.

يمضي في حياته ‏كأن لا ذكرياتٍ بيننا ‏كأن الأيَّام لم تجمعْنا ‏مضى دُون أن يلتفت ‏وترك هذا الفراغ في صدري.

‏لا شيء ‏قد يُزيل عني هذا البرود ‏لا شيء ‏سوف يجعلني ‏أعود رحبةً من جديد ‏لا شيء ‏بوسعه أن يُصلح ‏هذا القلب المعطوب.