➊اشـًٍـًٍ௫ـًٍـًٍعاࢪ❈ممـًٍـًٍ௫ـًٍـًٍنوعه➊
رفتن به کانال در Telegram
1 312
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
ب هنگام کص لیصی
مثل ی دست و پا چلفتی....
بپا ب مسیر ی کص پریود نیوفتی😅😂😂
خوشم میاد با ریتم داری میخونی😂
صبح آمده کمتر به دلم این همه خون کن
ما را تو به عکس ممـه ات غرق جنون کن؛
صبحانه که تنها کَره و شیر و عسل نیست
این رسم غلط را تو بزن کُن فَیَکون کن
صبح بخیر🌞
حکیم سعدی در کتاب خاطراتش مینویسد :
روزی من و فردوسی در راه باهم مسابقه شعر خوانی راه انداخته بودیم
فردوسی گفت اگر تو شاعری من خود نویسم دم کص ننت شعر مینویسم ..
سعدی هم دید خیلی کیر شده خطاب به فردوسی گفت :
تو نمي داني مگر نوشاعران را دايه ام !؟
پستان شعرم را بِمك،
بنشين به روي خايه ام ،
من طبق عادت،
هفته اي شش مرد شاعِر ميكنم ،
محض ثوابش،
جمعه ها مردان كافِر ميكنم
میگن فردوسی از همونجا سینه خیز فرار کرده
@Ashare_Mamnoe
عاقله مردی به غایت کس مشنگ
/کرد یک شب کیر خودرا در هونگ
هی درآن میکردو بانگ برداشتی
/گویی اندر کون خر بگذاشتی
همچنان میزد تلمبه بی نوا
/تا شنید با گوش خود,او این ندا:
"ای کس زیبای من,ای ماهروی
/قصه های سکس شب را بازگوی
یادت آید شوهر یکدانه ام؟
/می نهاد اندر کس دردانه ام؟
کم کمک میکرد فرو آن کیررا
/آن تبر,آن دسته کفگیر را!
اینک ای نانازکم,ای گل پری
/گشته هرچه کیر مرد از من بری
شوهر بیچاره ام در خاک گور
/پشم های کس من هم گشته بور"
مرد کیر اندر هونگ تا این شنید
/دست از گاییدن هاون کشید
این صدای بیوه ی همسایه بود؟
/از فراغ و دوریه کیر میسرود؟
مرد ناگه کرد یک اندیشه ای
/کیر خود شق کرد به سان تیشه ای
شرتکی پوشیدو برداشت کاندوم
/کله ی کیرش مثال فانتوم
رفت در کوچه به تیزی پلنگ
/کیر او از زیر شرت همچون نهنگ
زد دو سه تق تق به درب خانه اش
/تا بگاید کون صاحبخانه اش
بیوه ی همسایه با حول و ولا
/نعره زد:گو کیستی ای ناقلا
مرد گفت:اسمم بود آقای کیر/ای پر ازشهوت,بیا من را بگیر
زن بگفتا ای فدایت جان من
/ای سرت دائم به لای پای من
توو بیا,با کونو کس حالی بکن
/این کویر تشنه,آبیاری بکن
در گشودو مرد شهوت ران بیامد در درون/در ببستندو به یک هفته نیامد کس برون!
سلامِ من لوتی ها و اصحاب
به هر مرد و زن و انبات و اذناب
سلامی با هوای عطر و اکسیر
به هر پستان و کون و هر کُس و کیر
به پستانهای چون لیموی شیراز
ویا پستون بزرگترهاش تو اهواز
به کون گلدونی های اهل تبریز
وَ کُس صندوقی های اهل نیریز
به مشهد با کُسای صیغه ای اش
وتهرون و کُسای ویترینی اش
به کردستان و کُسهای قشنگش
ارومیه و دافهای مَلَنگش
خدا یا شُکر از این همه نعمت
به هر سوی وطن صد گونه رحمت
و از فردا زمان قصه گوییست
زمان گُفتن از زنهای کونیست
به هر شهری گذر کردم ز اقبال
کُسی با کیرمن گردید اشغال
@Ashare_Mamnoe
شاهنامه سکسی:
جوانی قوی پنجه و پیلتن شبی خفت کنار زن خویشتن
دمی لاس و بوسیدن آغاز کرد سپس بند تنبان او باز کرد
زنک گفت من کم سعادت شدم به من دست نزن چون که عادت شدم
جوان تاکه این حرف از وی شنفت به یکباره کیرش همان جابخفت
زنک دید که چون مرد مایوس شد از این کار در آه و افسوس شد
عقب را در آغوش وی جای داد بدو گفت ای شوهر پاکزاد
خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
بی مکان به سر شود،
بی کص بسر نمی شود
این شب جمعه های من،
بی کص سحر نمی شود؟!
ازوقتی که سرش زده،
بیست هزار جق زده
گفت که با یکی دو کص،
شب به سحر نمی شود !
جق به افراط زدم،
گیج شدم قاط زدم
شب تا سحر زار زدم
به یاد رگنار زدم
با تف و گلنار زدم
به یاد سقراط زدم،
با دادو بیداد زدم
با جیغ و هیهات زدم
حتی ،به سکوت و بیصدا
به زیر شمشاد زدم
با چشمهای اشکبار
به یاد زنِ رَگنار
توی سونا و جکوزی
بین بخار داغ زدم
باز سحر نمی شود !
@Ashare_Mamnoe
#شوگرددی
پیری دیدم پیاله ای در دستش
یک شورت و سوتین، مچاله ای در دستش
می آید و با دولِ خوابیده بعداز کار
دست زن بیست ساله ای در دستش !
@Ashare_Mamnoe
عشق حالو کیف را کاسب شاهپور میکند
دخترِ پولدارِ زیبا چهره را کاسب شاهپور میکند
در مقام بچه بازی گرچه طوسی شهره است
بچه بازِ شهره را کاسب شاهپور میکند
عیش نوش عالم هستی به کام تاجر است
دختر ان تاجرِ بیچاره را کاسب شاهپور میکند
سعی کن بهر کسی بفرستی این ابیات را
گر که نفرستی تورا کاسب شاهپور میکند
@Ashare_Mamnoe
چاقو رو بکن تو میوه سالار رو بکن تو بیوه
میوه مفيدش خوبه بیوه سفیدش خوبه
تو کتابا نوشته نلیسی کارت زشته
ليسر همیشه خوابه کارش کس و کبابه پاشو پاشو بيدارش کن بذار بلیسه نگاش کن
@Ashare_Mamnoe
سالهای قدیم کارهای قدیم
سالها دوس دختری با نام ریحان داشتیم
جمعه ها درخانه دعوای فراوان داشتیم
فحش ،درگیری،بطالت ،استرسس...
کُلِّشان را بعدِ جقهای فراوان داشتیم
قرمه سبزی بود بَهرِ ما ریحان، ولی...
املِت و کوکویِ سبزی هم فراوان داشتیم
کُص توپول ،سفید،نَرمولی نبود
بهرِ کص دَوَندِگی در سطح استان داشتیم
بارِ اول ، بارِدوم ، بارِسه
زود انزالی ها، فراوان داشتیم
بیشتر بودیم دنبال کُص در سطح شهر
گاهی هم قراری ،با ریحان داشتیم
روی طاقچه ،کنج حمام،صابونِ گلنار بود
درخیال خود ولی ما کص فراوان داشتیم
جای ما در جمعِ کصبازان آن شَهرَک نبود
لیک در حمام خانه کُص فراوان داشتیم
آن زمان ها کون هم بودش ولی ...
برسرِ آن هم گرفتاری فراوان داشتیم
نازِ اورا میکشیدیم از اول تا پایان ماه..
اندکی لاپایی از او با دردِ وجدان داشتیم
کاش میشد یکبارِ دیگر مثل قبل ...
اندکی س.کس باز هم با ریحان داشتیم....
اشعارِ بیشتر در کانال اشعار ممنوعه👇
@Ashare_Mamnoe
کیر پلنگ و لک لک
پشم کس سنجاقک
خایه ی فیل و اردک
عید شما مبارک
@Ashare_Mamnoe
صد دانه یاقوت همرنگ خونت
با نظم و ترتیب یکجا تو کونت
هر دانه ای هست خوشرنگ و خونی
عیدت مبارک ای بچه کونی
@Ashare_Mamnoe
شب بود و هوس بود
و لبـت روی لبـم بود
یک بوسه ز لبهای تو
رؤیای شبـــــــم بود❣
یک سولاخِ تنگ و
کمی زلف پریشــــــان
مجمـــــــوعه ی اینها
سببِ شهوتِ شب تا سحرم بود❣
@Ashare_Mamnoe
شب بود و هوس بود
و لبـت روی لبـم بود
یک بوسه ز لبهای تو
رؤیای شبـــــــم بود❣
یک سولاخِ تنگ و
کمی زلف پریشــــــان
مجمـــــــوعه ی اینها
سببِ شهوتِ شب تا سحرم بود❣
شب بود و هوس بود
و لبـت روی لبـم بود
یک بوسه ز لبهای تو
رؤیای شبـــــــم بود❣
یک حلقه ی آغوش و
کمی زلف پریشــــــان
مجمـــــــوعه ی اینها
سبب تاب و تبم بود❣
مثلِ لیلی حلقـه کن
لبهای خـــود را بر سرش
تا که آتـــــش گیرد از
هُرمِ لَبانت پیکَرَش❣
وَه،چه حالی میشوم
وقتی تـو باشی روبرو
با یک دست گیری خایه و
دستی دگـر بالاتَرَش❣
@Ashare_Mamnoe
داستانِ گرگِ پیر
اشعارِ بیشتر در کانال اشعار ممنوعه👇
@Ashare_Mamnoe
رسيد لیلی و، لیلا نخواهد ماند
چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند
من گرچه در نظر لیلی خار شدم
لیلا نيز چنين شهوتی نخواهد ماند
چو پرده داشت، نیش مي زد همه را
هیچ کصی تاابد پرده دار نخواهد ماند
چه جاي شُکر و شکايت ز لیلی و لیلاست
چو برآلبوم شهوت یکی نخواهد ماند
سرود مجلس جانی گفته اند اين بود
که هردو باهم بکنیم که جم نخواهد ماند
غنيمت شِمُر اين جمع تریسام را
که اين شق شده تا صبحدم نخواهد ماند
جانیا دل لیلی و لیلابه دست آور
که پول و سکه و دلار نخواهد ماند
بداست این روال که ازجمعه شب نوشته اند
که جز لیس و بوس و فشار نخواهد ماند
ز مهرباني لیلا طمع مبر جانی
که نقش کی.ر شق شده روی بدن نخواهد ماند
@Ashare_Mamnoe
