مدیریت عجیب برای …
کانال بسته
”باید برایت شعر می شدم اما ببخش که قافیه را باخته ام..“ 📝 : مهسا طلوع
نمایش بیشتر1 301
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
1 301
همیشه از غم ِ کسانی حرف میزنند که میمانند و میسازند. امّا هیچوقت به غم آنهایی که میگذارند و میروند فکر کردهای؟!
| آنا گاوالدا |
1 301
J'suis pas bien dans ma tête, maman.
J’ai perdu le gout de la fête, maman.
Regarde comme ta fille est faite, maman
@phobicool
((Je trouve pas de sens à ma quête, maman))
1 301
نیمه ندارد نه ماه
نه زمین و نه خط افقی در کار است
تنها عاشق نیم بند گویند مباش
مگر عشق کامل تابیده ست
چه می گویند در قصه ها به سلوچ؟
... خونآبه
| مهسا طلوع |
1 301
«آدمها وقتی نمیتوانند دوستت داشته باشند، به تو ترحم میکنند. من از ترحم بیزارم. آدم باید یا عاشق باشد یا هیچ.»
... سال بلوا
| عباس معروفی |
1 301
ما تا ابد نمیتوانیم چیزی باشیم که هستیم: واژههایی که یکدیگر را باطل میکنیم و در عین حال ستونهایی تزلزلناپذیر که خود را بنیاد جهان میپنداریم.
آیا بیدارم؟ شک دارم و شاید گریه کنم. من آیا اولین نفر روی زمینام که احساس ناتوانی انسانی دیوانهام میکند؟
| ژرژ #باتای |
تجربه درونی.
Nous ne pouvons être sans fin ce que nous sommes : mots s’annulant les uns les autres, en même temps soliveaux inébranlables, nous croyant l’assise du monde. Suis-je éveillé ? j’en doute et je pourrais pleurer. Serais-je le premier sur terre à sentir l’impuissance humaine me rendre fou ?
1 301
Repost from همراه با باد
بیبی مریم معروف به سردار مریم بختیاری و دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود.
و علیمردان خان پسر او بود.
سرگذشتش در کتابی با نام «خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه» نوشته شده است.
معروف است که باستانی پاریزی درباره بیبی مریم نوشته است: «در همین کوهستان زنی میزیسته که برابر صد مرد در سرنوشت تاریخ معاصر ما دخیل بوده است. مقصود بیبی مریم بختیاری است که وقتی در جنگ بینالملل اول، ایرانیان وطنخواه از اولتیماتوم روس و بعدا از هجوم انگلیسیها ناچار به مهاجرت شدند و آواره کوهستان بختیاری، این زن نامدار، همه آنها را ماهها پناه داد و وسائل رفتن آنها به غرب و کرمانشاه و بالاخره عثمانی را فراهم ساخت.»
1 301
Repost from علیرضا روشن. حرفها
فشار روحی است یحتمل، یا شمه و لمحهای شاید از عذاب. از بار سنگین وجدان است گاهی و گهگاه از دلزدگی و یاس. از هر چه هست، دست در انتخاب مستاصل است که قلم بردارد یا پاککن. که بیاض را آیا سواد کند و خشت را لوح، یا این هر دو را نانوشته و نقر ناشده، مچاله کند یا بشکند.
کاغذ نانوشته را مچاله کردن و گفتن که: نه، این نبود آنچه میباید میبود.
1 301
paintology
painting by Mahsa Tolou ( 1404 )
Oil on Canvas - 40.50 " psycho "
From personal gallery
✨ @phobicool
