635
مشترکین
+524 ساعت
+167 روز
+2630 روز
آرشیو پست ها
بگذار حقیقت و دروغ با هم بجنگند؛ چه کسی شنیده است که در یک مبارزه آزاد حقیقت شکست خورده باشد؟!
جان میلتون
آنها دشمنان امیدند، عشق من
دشمنان زلالی آب
و درخت پر شکوفه
دشمنان زندگی در تاب و تب
آنها برچسب مرگ بر خود دارند
دندانهای پوسیده و گوشتی فاسد
بزودی میمیرند و برای همیشه میروند
آری عشق من
آزادی
نغمه خوان
در جامهی نوروزی
بازو گشاده میآید
آزادی در این کشور
ناظم حکمت
احمد پوری
ایران یک مرز جغرافیایی نیست؛ یک وضعیت ذهنی است.
ما در ایران زندگی نمیکنیم؛ این تاریخ است که در ما سکونت دارد.
وطن، یعنی هزاران سال رنج و شکوه که در DNA ما رسوب کرده است.
ما ادامهی قصهای هستیم که هنوز تمام نشده
#بهرام_بیضایی فخر هنر هفتم ایران زمین، در زادروز هشتادو هفتسالگیاش درگذشت.
او به ما آموخت که همه در برابر تاریخ و فرهنگ ایران مسئولیم ...
یادش گرامی و روانش مینوی
بارها گفته بود موطن و مسلک او عالم فرهنگ است و عشقی عظیم به ایران داشت ...
🖤
همه عاشق قهرمانها هستن.
لحظههای انفجاری.
تصمیمهای جسورانه.
نجاتهای دراماتیک.
اما زندگیِ واقعی
با قهرمانها ساخته نمیشه.
با نگهداریهای منظم و مستمر دوام میاره.
رابطه خوب پیدا کردنی نیست ساختنیه
ولی آدم خوب دقیقاً پیدا کردنیه
ساختنی نیست!
@ravananalyst
سعی نکن آدمها را تغییر بدهی
تغییر شخصیت دیگران تقریباً غیرممکن است
آدمها فقط وقتی عوض میشوند که شرایط زندگیشان عوض شود، نه با نصیحت تو
اگر چیزی اذیتت میکند:
• یا محیطت را عوض کن
• یا نقش خودت را در آن محیط
• یا آدمهایی را که انتخاب کردهای
«وقتی شرایط خوبه، پیشرفت کردن هنر نیست.
هنر واقعی اینه که وقتی اوضاع خرابه، وقتی همه خستهان، وقتی بیشتر آدما عقب میکشن…
تو بتونی بمونی، رشد کنی و level-up کنی.
رشد واقعی توی روزهای سخت ساخته میشه.
جایی که دیسیپلین از انگیزه جلو میزنه.
جایی که وفادار موندن به مسیر، مهمتر از نتیجههای فوریه.
عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه، طولانی است و سر انجام،
خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.
ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید،
راهش را به من هم نشان بدهید!
نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.
صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.
برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمت ها صعود می كنند،
سیاستمداران كلك میزنند،
شما هم پیر می شوید.
به قول تونى مورسيون_رمان نويس و پژوهشگر :
من از چيز هاي زيادى عصبانى ميشوم اما همچنان ادامه ميدهم و تلاش ميكنم .
زمان كه دنيا آشكارا عصباني كننده است
نبايد خشم خود را سركوب كنيم ،در عين حال بايد با ديگر انسان ها ارتباط برقرار كنيم و در كنار كسانى بايستيم كه دارند رنج ميكشند؛
نبايد فراموش كنيم كه به درون خود بنگريم ،نقادانه فرضيات و كليشه هاى درونى مان را بررسي كنيم ،قلب هايمان را ملايم كنيم و همين طور كه اين كارها رو انجام ميدهيم،همچنان ادامه بدهيم و همانطور كه ديگران خسته نشدند،ما هم از پا نيوفتيم
از كتاب فرزانگى در عصر تفرقه
#اليف_شافاك
اول خرس رو شکار کن، بعد پوستش رو بفروش.
(ضربالمثل، نقل از کتاب هرچه باداباد، تولتز)
پ.ن: خیلی جالبه. برای من چند تا مثال در زندگی خودم یادآوری شد. چند بار تصمیم داشتم پوست خرسی که شکار نکردم رو بفروشم!
@hafezbajoghli
می ارزید؟...توجیهش هربار سختتر میشد.
(هرچه باداباد، تولتز، خاکسار)
پ.ن: این سوال بیجواب رو میشه برای تمامی اقدامات و رفتارهای بشری مطرح کرد. واقعن میارزید؟ واقعن ارزشش رو داشت؟ هیچ دانشمندی پاسخ این سوال به ظاهر ساده رو نمیدونه.
@hafezbajoghli
◻️◻️◻️◻️
🔷
مردم به محض اینکه احساس «شنیده شدن» بکنند، روند بهبودشان آغاز میشود.
[ گبور مته ]
🔸یونگ روزی به شوخی میگفت در خیابان میتوان با آدمهایی در همهی مراحل تکامل رو به رو شد : آدمهای نئاندرتال، آدمهای قرون وسطایی، آدمهای مدرن، خلاصه آدمهایی در هر سطح ممکن و قابل تصور از رشد آگاهی.
اینکه کسی در قرن بیستم زندگی کند، باعث نمیشود رشد آگاهی او به طور خود به خود به سطح یک فرد متجدد ارتقا یابد
«کفشی که برای یک فرد اندازه است، فرد دیگری را میآزارد؛ هیچ دستورالعمل همگانیای برای زندگی وجود ندارد. هر کدام از ما شکل خاص زندگی خود را در درون خویش حمل میکنیم؛ شکلی غیرعقلانی که هیچ کس دیگری نمیتواند آن را کنار بزند یا بر آن سبقت گیرد.»
🔸یونگ معتقد بود که ما فقط ویژگیهای زیستی مثل (رنگ چشم) را از اجدادمان به ارث نمیبریم، بلکه الگوهای روانی، ترسها، زخمها و حتی عقدههای حلنشده آنها هم میتوانند بهصورت ناخودآگاه به نسلهای بعد منتقل شوند. اینها معمولاً از طریق «آرکیتایپها» و تجربههای خانوادگی درونی میشوند. بخش اجداد مادری در این جا اشاره به آن داردکه: مادر و خط مادری، در روانشناسی یونگ، اغلب با ناخودآگاه، با زمین، با اصل زنانه (آنیما) و با پیوندهای عمیق عاطفی و زیربنایی روان گره خورده است. بسیاری از زخمهای روانی خانوادگی، بهویژه در فرهنگهای سنتی، از طریق مادران و مادربزرگها منتقل میشود، چون آنها حامل اصلی روایتها، ترسها و سکوتهای خانوادگیاند.
🔸بنابراین یونگ میگوید: تا زمانی که فرد آگاه نشود چه چیزهایی را از اجدادش به ارث برده، مثلاً ترسهای قدیمی، نقشهای تحمیلشده، باورهای محدودکننده، یا حتی الگوهای رنج و فداکاری، نمیتواند بهطور واقعی شفا یابد. این آگاهی همان فرآیند فراخواندن ناخودآگاه به سطح خودآگاه است؛ کاری که یونگ آن را شرط اصلی «فردیتیابی» و رسیدن به سلامت روان میدانست.
