fa
Feedback
حس خوب زیستن

حس خوب زیستن

کانال بسته

دوستان محترمی که احتیاج به مشاوره آنلاین دارند به آیدی که درپروفایل کانال هست مراجعه کنید تامشاورعالی بهتون معرفی کنم 👇 @Brightsun لینک کانال را برای عزیزانتان بفرستیدتاازمطالب استفاده کنن👇 https://t.me/+PWYyPde8RLY0N2M8

نمایش بیشتر
63 074
مشترکین
-3024 ساعت
-3707 روز
-60630 روز
آرشیو پست ها
🔵#پیام_ناشناس 👤 سلام ببخشید مزاحم شدم یه کانال تحلیل قبلا معرفی کرده بودین که هرچی اتفاق میخاست بیوفته قبلش میگفت میشه دوباره بزاریش گمش کردم بفرما عزیزم : https://t.me/+SvFEZRwKgE5iODU0

وارد هر رابطه ای میشی بهت خیانت میشه؟ بیا تو این چنل یاد بگیر چجوری پارتنرت رو شیفته خودت کنی☺️👇 https://t.me/+C7saWCTlOgs3MWQ0

🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀🧘‍♀ ❖ چگونه هاله انرژی و چشم زخم و حسادت را پاکسازی کنیم؟ @paksazi_daroon 📎

Repost from Vip
🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛ 🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی 🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب ✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

#دوقسمت صدوسی هفت صدوسی وهشت 📓عشق وغرور حالش با همیشه فرق داشت. با اینکه حسابی دلم میخواستش در یک لحظه فکر کردن به خانواده ام باعث شد از آن حال بیرون بیایم. خواست پیش روی کنه که آرام دستش را در دستم گرفتمو‌گفتم: فرزاد الان آمادگیشو‌ ندارم. حرفم چون آب سردی بود که رویش ریخته شد. از کنارم بلند شدو با دستش صورتش را فشار داد. سپس نفس عمیقی کشید.به خودم لعنت فرستادم. اصلا از اول نباید اجازه می دادم که نزدیکم شود نه اینکه الان ضد حال بزنم. خودم چند نفس عمیق کشیدم تا حالم سر جایش بیاید. سپس گفتم: ببخشید فرزاد. بدون اینکه نگاهم کند از پله ها بالا رفت. همش تقصیر خودم بود. در حقش بدترین کار ممکن را کرده بودم. هم از لحاظ جسمی و هم روحی. دنبالش نرفتم، خواستم فرصتی بدهم که حالش عوض شود و وقتی آرام شد، خودش پایین بیاید. نیم ساعتی گذشتو خبری نشد. دل توی دلم نبود. آرام از پله ها بالا رفتم. در اتاق بسته بود، آرام چند ضربه به در زدم و در را باز کردم. روی تخت دراز کشیده و لحافش را تا بالای سرش کشیده بود. می دانستم که خواب نیست، آرام نزدیک شدمو و گفتم: فرزاد گفتم که ببخشید. جوابی نشنیدم، مشتم را فشار دادمو دوباره گفتم: خواهش می کنم فرزاد اینجوری نکن. صدایی که نمی دانستم ناراحت است یا عصبانی گفت: نازنین لطفا بورو بیرون +فرزاد... _ لطفا بورو بیرون بغض گلویم را می فشرد. از اتاق بیرون رفتم و روی پله ی اولی نشستم. گردنبند را با دستم گرفتمو نگاهش کردم. اصلا باورم نمی شد نیامده همه چیز خراب شودکمی صبر کردم که شاید ناراحتیش فروکش کند. اما خبری نشد. اشک از چشمانم سرازیر شد. دوباره به اتاق رفتم، هنوز روی تخت خوابیده بود. خیلی آرام لباس و کیفم را برداشتمو از اتاق خارج شدم. از پله ها پایین رفتم، جلو آینه ای که تا یک ساعت پیش شاهد عاشقانمان بود، ایستادمو لباسم را پوشیدم. شالم را به سر کردمو، اشکم را پاک کردم. همین که خواستم در را باز کنمو بروم صدای فرزاد را شنیدم که از بالای پله ها گفت: کجا می ری؟ سرم را پایین انداختمو‌ گفتم: می رم خونه از پله ها پایین آمدو گفت: لباستو در بیار، بیا بشین. می خوام بات حرف بزنم. چهره اش در همو ناراحت بود. بدون اینکه لباسم را در بیاورم روی مبل نشستم. روبه رویم نشستو گفت: نازنین بعضی وقتا هر چی فکر می کنم نمی تونم درکت کنم. اگه آمادگیشو‌ نداری یا به هر دلیلی نمی خوای، پس چرا جلوم اینجوری لباس می پوشی؟ چرا می زاری بت نزدیک بشم؟؟ چرا بغلم می‌کنیو می بوسیم؟؟ چرا می بریم لب چشمه و تشنه برم می گردونی؟؟ هیچ‌حرفی برای گفتن نداشتم. حق با او بود، سکوت کردم. سعی کرد خودش را کنترل کند. بعد از کمی مکث از جایش بلند شدو گفت: امروز قرار بود من ناهار درست کنم؟ آروم گفتم: آره نگاهی به ساعتش کردو‌گفت: اگه می خوای گرسنه نمونی بیا کمکم کن. از ته دلم خوشحال شدم. لباسم را دوباره در آوردمو روی مبل گذاشتم. به مردانگی فرزاد فکر می کردم. با اینکه می توانست کار خودش را بکند ولی به محض اینکه نارضایتیم را دید، بلند شد. الان هم می توانست مرا کنار بگذارد و بگوید که من نمی توانم اینچنین ادامه بدهم، اما باز هم مرا در حریم خودش راه داده بود. هر چه بیشتر می گذشت مردانگیش را بیشتر به رخم می کشید. به آشپزخانه رفتم، روی نگاه کردن به چشمانش را نداشتم. بدون اینکه نگاهش کنم گفتم: چی می خوای درست کنی؟ به سمتم برگشت و گفت: من فقط ماکارونی بلدم درست کنم. تو هم چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی مجبوری بخوری! سعی کرده بود لحنش را دوستانه تر کند تا من موذب نشوم. + دوست دارم https://t.me/+PWYyPde8RLY0N2M8 دوستان پست هاروحتمالایک وبازدیدکنیدازتبلیغات کانال برای پایداری ماحمایت کنید🌙⭐️🫶🌻

Repost from N/a
😱این پیشگو واقعا آینده رو میبینه! ؟ خیلیها میگن پیش بینیهاش عجیبه ودقیق دراومده 🔻 https://t.me/+VreilQXEQKs3ZTU0

.عید غدیر مبارک😍🌸👇 https://t.me/tapeshehqalbabamm/37762 پیام های ویژه #تبریک_عید_غدیر👆🎊 .

.عید غدیر مبارک😍🌸👇 https://t.me/tapeshehqalbabamm/37762 پیام های ویژه #تبریک_عید_غدیر👆🎊 .

اینستاگرام نداری؟! ☹️ خب کاری نداره که 🙄 😋 ما اینستاگرام رو آوردیم توی تلگرام 😍😉 https://t.me/joinchat/R_B6DFvhrWM3zd2i https://t.me/+mlXIBz0cTypkM2M0 👇🏾کافیه رو هر موضوعی که دوس داری کلیک کنی 🥰

🟢#جدیدترین آهنگهای شاد 1401 😍 🟡کیفیت HD 🔊  بهترین کیفیت 👇 https://t.me/+VB-SXJQAYX1zaohN https://t.me/+VB-SXJQAYX1zaohN https://t.me/+VB-SXJQAYX1zaohN 💃 با آآآهنگهای شاااد  رقصی بترکونید❌👌 💤‌بزن جویین شو ضرر نمیکنی🤞🏿

✍🍃حکایت های کوتاه آموزنده و شیرین ✍🍃ضرب المثل های جالب ✍🍃سخنان ناب ائمه و دانشمندان بزرگ جهان https://t.me/joinchat/AAAAAE2ABBNWGE2tWHyv2w جملاتی که قلبتان را میلرزاند...!!!☝️☝️☝️☝️ 🍃گلچینِ جـــــــــملاتِ ناب و حکیـــــــــمانه🍃 👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAE2ABBNWGE2tWHyv2w

Repost from .

Repost from N/a
🟡ترفند تمیز کردن خوردکن و هود کلی ترفند اینجاس🔻 https://t.me/+6F99QccGvnhlYjFk

⭕️این دختر 17 ساله اهوازی، جوانترین کارآفرین ایران است و ماهیانه 700 میلیون تومان درآمد دارد میگه که همش مدیون این کانال هستم
⭕️این دختر 17 ساله اهوازی، جوانترین کارآفرین ایران است و ماهیانه 700 میلیون تومان درآمد دارد میگه که همش مدیون این کانال هستم ⭕️ لینکش،رو میزارم این https://t.me/+t0YfMllGU4syY2I8 یه سر بزن ضرر نداره شاید زندگیت عوض کرد ➡️

♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️ طلا داره آرامش قبل طوفان رو تجربه میکنه و ممکنه بزودی حرکت بزرگش رو آغاز کنه 😳 رفقایی که نمیدونن طلا میریزه یا رشد میکنه عضو کانال تحلیلمون بشن بهتون میگیم:🕯📈 @tala_daramad 👈

💲دلار گرون بشه میفهمه 🪙دلار ارزون بشه میفهمه 🌈ارز دیجیتال گرون بشه میفهمه ⚡️طلا بخواد ارزون بشه گرون بشه قبلش میگه‼️ تنها
💲دلار گرون بشه میفهمه 🪙دلار ارزون بشه میفهمه 🌈ارز دیجیتال گرون بشه میفهمه ⚡️طلا بخواد ارزون بشه گرون بشه قبلش میگه‼️ تنها چنلی ک همه چیو دقیق پیش‌بینی کرده اینه: 🔣⬆️🔣@Pishbini🔣⬆️🔣