482
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
482
Repost from N/a
🌺 ترانه مازندرانی
(گلکی خونش)
🍀 آمیدتر (دختر عمو)
🍂 سارا علیزاده: خواننده
🍂 علی هاشمی چلاوی: شعر
🍀 Âmi Dêtêr
🍁 Sârâ Alizâdê
🍁 Ali Hâšêmi Čêlâvi
دو تا کبوتر بودیم
بودیم تو آسمون
دختر عمو جان، دختر عمو
پر و پال میزدیم
تو دشت و کوهستون
دختر عمو جان، دختر عمو
گندم جمع میکردیم
قوت زمستون
دختر عمو جان، دختر عمو
جدایی انداختن
بین من و تو
دختر عمو جان، دختر عمو
بیا و نرو
آویشن کوه من
دختر عمو جان، دختر عمو
ترانهی تو رو میخونم
بذار منو بکشن
دختر عمو جان، دختر عمو
@maazerun
482
Repost from N/a
🌺 ترانه مازندرانی
(گلکی خونش)
🍀 آمیدتر (دختر عمو)
🍂 سارا علیزاده: خواننده
🍂 علی هاشمی چلاوی: شعر
🍀 Âmi Dêtêr
🍁 Sârâ Alizâdê
🍁 Ali Hâšêmi Čêlâvi
دو تا کبوتر بودیم
بودیم تو آسمون
دختر عمو جان، دختر عمو
پر و پال میزدیم
تو دشت و کوهستون
دختر عمو جان، دختر عمو
گندم جمع میکردیم
قوت زمستون
دختر عمو جان، دختر عمو
جدایی انداختن
بین من و تو
دختر عمو جان، دختر عمو
بیا و نرو
آویشن کوه من
دختر عمو جان، دختر عمو
ترانهی تو رو میخونم
بذار منو بکش
دختر عمو جان، دختر عمو
@maazerun
482
Repost from N/a
🌺 ترانه مازندرانی
(گلکی خونش)
🍀 آمیدتر (دختر عمو)
🍂 سارا علیزاده: خواننده
🍂 علی هاشمی چلاوی: شعر
🍀 Âmi Dêtêr
🍁 Sârâ Alizâdê
🍁 Ali Hâšêmi Čêlâvi
دو تا کبوتر بودیم
بودیم تو آسمون
دختر عمو جان، دختر عمو
پر و پال میزدیم
تو دشت و کوهستون
دختر عمو جان، دختر عمو
گندم جمع میکردیم
قوت زمستون
دختر عمو جان، دختر عمو
جدایی انداختن
بین من و تو
دختر عمو جان، دختر عمو
بیا و نرو
آویشن کوه من
دختر عمو جان، دختر عمو
برات ترانه میخونم
بذار منو بکش
دختر عمو جان، دختر عمو
@maazerun
482
Repost from N/a
🌺 ترانه مازندرانی
(گلکی خونش)
🍀 آمیدتر (دختر عمو)
🍂 سارا علیزاده: خواننده
🍂 علی هاشمی چلاوی: شعر
🍀 Âmi Dêtêr
🍁 Sârâ Alizâdê
🍁 Ali Hâšêmi Čêlâvi
دو تا کبوتر بودیم
بودیم تو آسمون
دختر عمو جان، دختر عمو
پر و پال میزدیم
تو دشت و بیابون
دختر عمو جان، دختر عمو
گندم جمع میکردیم
قوت زمستون
دختر عمو جان، دختر عمو
جدایی انداختن
بین من و تو
دختر عمو جان، دختر عمو
بیا و نرو
آویشن کوه من
دختر عمو جان، دختر عمو
برات ترانه میخونم
بذار منو بکش
دختر عمو جان، دختر عمو
@maazerun
482
Repost from N/a
🌺 ترانه مازندرانی
(گلکی خونش)
🍀 آمیدتر (دختر عمو)
🍂 سارا علیزاده: آواز
🍂 علی هاشمی چلاوی: شعر
🍀 Âmi Dêtêr
🍁 Sârâ Alizâdê
🍁 Ali Hâšêmi Čêlâvi
دو تا کبوتر بودیم
بودیم تو آسمون
دختر عمو جان، دختر عمو
پر و پال میزدیم
تو دشت و بیابون
دختر عمو جان، دختر عمو
گندم جمع میکردیم
قوت زمستون
دختر عمو جان، دختر عمو
جدایی انداختن
بین من و تو
دختر عمو جان، دختر عمو
بیا و نرو
آویشن کوه من
دختر عمو جان، دختر عمو
برات ترانه میخونم
بذار منو بکش
دختر عمو جان، دختر عمو
@maazerun
482
Repost from هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی
🦋 شمـه صـوائی به خــئر و خاشی
📆 امرو یکشنبه
▫️۴ تیر ما ۱۵۳۸ تبری
▫️۳ آبان ۱۴۰۵ خورشیدی
▫️۱۴ جمادی الاول ۱۴۴۸ قمری
▫️۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
📌مسیر فیلبند؛ تماشایی در دل طبیعت مازندران
📸 کیوان_یوسفپوری
🆔 هاوست، کانال فرهنگ و هنر مازندران
@Haavest
482
Repost from تاریخ تبرستان
🌿 درهم تبری
🍁 اسپهبد دادمهر (دادبُرزمهر)
۸۹ ـ ۷۷ تبری اسپهبدی
۱۱۶ ـ ۱۰۴ هجری قمری
دودمان: دابویگان
🍂 King of Padhashkhwargar
Gil of Gilan
Ispahbadh of Tapuristan
🍂 722 - 734 A.D.
🍂 Dabuyid Dynasty
🌺 روی سکه به خط پهلوی
دادبُرزمهر [دادمهر، نام پادشاه]
فرّه اپزوت [شکوه افزود]
اَپَد [آبادانی]
نیو [نیک]
🌺 پشت سکه به خط پهلوی
تپورستان [تبرستان]
نو هفتات [۷۹، سال به تاریخ تبری]
🌸 اسپهبد دادمهر دابویی؛ چهارمین پادشاه تبرستان، دیلم و گیلان از دودمان دابویگان است. او فرزند فرخان بزرگ و نوهی اسپهبد دابو (دادبویه) بود. به دلیل سیاستهای موفقیتآمیز پدرش فرخان، تبرستان در دوران دوازده سالهی پادشاهی دادمهر در امنیت و آسایش به سر برد.
🌸 پس از مرگ دادمهر در سال ۸۹ تبریِ اسپهبدی، فرزندش خورشید به پادشاهی رسید. اما به دلیل اینکه شش سال بیشتر نداشت، دادمهر پیش از مرگ، برادرش فرخان کوچک ملقّب به کربالی را به نیابت سلطنت خورشید گماشت.
🌸 سال یکم تبریِ اسپهبدی برابر است با:
۶۴۵ میلادی
۲۴ هجری شمسی
۲۵ هجری قمری
@tapuristan_history
482
Repost from هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی
✅ خانه نیما یوشیج از نمایی دیگر
◻️ روستای یوش، شهرستان نور
عکس: عیناله آزموده
🆔 هاوست، کانال فرهنگ و هنر مازندران
@Haavest
#نیما_یوشیج
#نیما
#یوش
#نور
#عکس
#آزموده
482
Repost from N/a
🌺 گله ره بردن
گله ره بردن یكی از ترانههای زيبای مردمان سرزمين باران است که دارای تمی داستانی است كه ريشه در قصهای عاشقانه دارد و داستان آن از این قرار است:
در یکی از روستا های مازندران جوانی فقیر زندگی میکرد كه چوپان روزمزد گوسفندان اهالی محل بود.اين جوان عموی ثروتمندی داشت که بیشتر گوسفندانش برای چرا نزد این چوپان جوان بود. عمو برای اینکه هم برادرزادهی فقیر را کمک کرده باشد و هم چوپان گلهاش در نزدیکی او باشد کلبهای کوچک در نزدیک خانهی خود به جوان داده بود تا در آنجا زندگی کند ...
به تدریج جوان دلداده دختر عموی خویش، و دختر عمو هم عاشق او میشود. پدر دختر به دلیل فقر جوان با ازدواج آنها مخالفت میکرد و لذا بين اين دو يار فاصله حكمفرما بود. جوان در طول روز و یا هر غروب که از چرای گوسفندان به خانه برمیگشت با نوای لَلِهوای خود با دختر عمویش به دلدادگی میپرداخت و بدین طریق دختر عمو کاملا با نوای لَلِهوای پسر عمویش آشنا بود.
اين رمز و راز بين آنها ادامه داشت، تا از قضا روزی دزدان به گله حملهور شده و گله از وحشت پراکنده میشود، دزدان از چوپان میخواهند تا با نوای للهوای خود گله را یک جا گرد آورد، چوپان نی (للهوا) را به دست گرفته بر بلندی میرود تا در ظاهر گوسفندان را به آرامش فرا خواند ولی در واقع با نی خود شعر زير را دميد كه به دختر عمویش این پیغام را برساند و به او تفهیم کند که مورد حمله دزدان قرار گرفته است:
🔸های های
🔸 دختر عمو جان
🔸گله رو بردن، رمه رو بردن
🔸گوسفند جوان
🔸گوسفند پرواری رو بردن
🔸رمه رو بردن، همه رو بردن
🔸دختر عمو جان
🔸گله رو بردن
🔸همه رو بردن
🔸های، های
🔸دختر عمو جان
🔸چادر به سر کن
🔸مردم محل رو خبر كن
🔸همسن و سالهات
🔸پسر عموها
🔸همه رو خبر كن
🔸دختر عمو جان
🔸گله رو بردن
🔸 رمه رو بردن
دختر عمو نیز با دریافت این پیام و به واسطه آشنایی با نوای للهوای پسرعمو، اهالی را خبر کرده و با آمدن آنها دزدان فراری میشوند، پدر دختر که از اين رمز و راز و دلدادگی و ابتكار دو جوان در جهت نجات گله آگاه میشود با ازدواج آن دو موافقت میكند و جشن عروسی مفصلی به راه میافتد.
482
Repost from N/a
🌺 بادهی ناب
☘️ آهنگساز: علی موثقی
☘️خواننده اجرای اصلی: حمید اتحاد
🍁 خواننده: آزاده اتحاد
☘️ گیتار: رضا رستمیان
☘️ شعر: علیاصغر وفادار
نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی
تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم
همهجا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تختههایش همه از خوب رز یاقوتی
هرکه پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید
مرد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همهجا حال خرابش بدهید
بعد غسلم وسط سینهی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوختهی خسته از این دار برفت
@maazerun
