سرخ
رفتن به کانال در Telegram
سرخ، نخستين رنگ بهار است. سرخ، رنگ راستينِ باز زادگى است. سرخ، رنگ راستينِ ازل است. @aminarthistory @ramin_athari
نمایش بیشتر892
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
892
⚪️زن ستیزی
▪️ناصر فکوهی:
🔻و به آن دو نکته برگردیم که به ایران هم برسیم، یکی زن ستیزی و یکی در واقع عشق و عاشقی نیمه کاره و ناتمام و یا در پرده.
در این مورد می خواستم از زن ستیزی
شروع کنید که ریشه ی اسطوره ای خیلی کهن هم دارد، حتی اگر برویم به متون اوستایی و متن های پیش از اسلام که یک سرنمون هم داریم و دختر اهریمن است که از آن به عنوان پتیاره ی بزرگ یاد می شود و از آنجا تقریبا می توانیم بگوییم به شکل پیوسته ای این زن ستیزی در ادبیات و تفکر اجتماعی ما تداوم داشته تا امروز نظر شما در این باره چیست؟ این را می پذیرید؟ و اگر می پذیرید فکر می کنید که دلایلش چه بوده و آیا راه حلی برای خروج از این وجود دارد یا نه؟
▫️جلال ستاری:
🔺تاریخ فرهنگ ایران به رغم زن ایزدان در دیانت زرتشتی و آزاد گذاشتن زردشت دخترش را در انتخاب شوهر و ملکه های تاجدار و بقایای سنت مادرشاهی یا زن سالاری نزد مغولان و ترکان، و آزادی نسبی زن در صدر اسلام چنانکه نزد طوارق مراکش و قداست بعضی زنان از جمله دختر پیامبر در تشیع، به گفته ی رضا براهنی روی هم رفته تاریخ مذكر است.
به همین جهت بعضی چون الیزابت بادنتر بر این گمانند که روزگاری، زن ایزدان نیایش می شده اند و
روزگاری لابد حکومت می کرده اند
و سپس روزگاری می آید که خداوند نرینه است و زن ایزد در محاق می رود، ولی این تفاوت میان دو نظام به سادگی زایل نمی شود و طول می کشد که مردسالاری حاکم شود که الگوی اصلی اش خدایان نرینه اند مثل داستان «ادیپ» که بسیار کسان که در باب آن قلم فرسایی عالمانه کرده اند به این نتیجه رسیده اند که ماجرای ادیپ، ماجرای انتقال از یک نظام به نظامی دیگر است، از نظامی که شهریاری توسط زن و مادر منتقل میشده نه از طریق مرد به نظام مردسالاری که در آن مرد کم کم بر اوضاع حاکم می شود و نزاع میان آن دو باعث می شود که پسر پدرش را بکشد. اما نظامی که حاکم می گردد، طبیعتا زن را در سایه می افکند و او را که سابقاً زن ایزد و حاکم بر همه چیز بوده و جهان را اداره می کرده و مرد تابعش بوده، اندک اندک
به حاشیه می راند و این به حاشیه راندن، می رسد به آنجا که زن تبدیل می شود به عامل و عمله ی شيطان، وسوسه گر، فتنه گر و باعث زوال و گمراهی مرد.
به عقیده ی بعضی
زن ستیزی حاصل آن نظام است و واقعاً از آن سرچشمه می گیرد و در اذهان رسوخ کرده و به سادگی زدوده نمی شود.
🔘كتاب: گفت و گو با جلال ستاری
☑️مصاحبه کننده: ناصر فکوهی
#روانشناسی #اسطوره #ناخودآگاهی
#اسطوره_زدایی #ایدئولوژی
#جلال_ستاری #ناصر_فکوهی
#زن #زن_ستیزی #عشق #ادیپ
#پدرسالاری #مادرسالاری
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
892
تنها قیامِ اجتماعیِ اندیشیده،
و نه خود جوش؛
ممکن است
ساختارِ سختِ مردسالاری را بشکند.
گفت و گو با:جلال ستاری
مصاحبه کننده: ناصر فکوهی
892
⚪️اسطوره و ایدئولوژی
▪️ناصر فکوهی:
خیلی ها وقتی از کتابهای شما و نگاه شما صحبت می کنند فکر می کنند شما ارزش خاصی برای اسطوره قائلید چون دقيقاً بحث شما یک نوع شناخت اسطوره است.
وقتی گفته می شود جلال ستاری همه فکر می کنند که ستاری عاشق اسطوره هاست و فکر می کنند که اسطوره ها هستند که باید جهان را اداره کنند و جلو بروند. که این خود تبدیل به یک اسطوره شده است.
▫️جلال ستاری:
تا اندازه ای به گوش من هم این گونه انتقادات رسیده است. اما «اسطوره پژوهی» غیر از اسطوره اندیشی است و این دو را با هم خلط نباید کرد، لکن این منتقدان گویی فقط به صورت ظاهر نگریسته اند و در آن سطح متوقف مانده اند و به غور و بررسی نپرداخته اند.
من بارها گفته ام و نوشته ام که قصدم از شرح اساطیر این است که در باب اسطوره پردازی اندیشه شود و بنابراین باید نخست اندیشه ی اسطوره ای را به درستی شناخت و بعد درباره اش قضاوت علمی کرد، اما جاذبه ی اسطوره، کار خود را کرد و شیفتگی به آن بر نظریه پردازی درباره اش فزون آمد و امروزه اسطوره، واژه ی کلیدی ای شده که برای گشودن هر قفلی به کار می رود.
گرچه بارها گفته ام و نوشته ام که شیفتگی به اسطوره خطرناک است و اسطوره باید محملی برای تفکر باشد و تاریخ مند شود.
البته این نکته را هم از یاد نباید برد که بعضی اسطوره های ماندگار، چون پرومته و آنتیگون و كاوه و فاوست و منطق الطیر هنوز زبان دارند و بیهوده نیست که فروید و مارکس و هگل به آنها استناد می کنند و بنابراین بعید است که در محاق فراموشی افتند.
الیاده در رساله ی «تاریخ ادیان» به نوعی اسطوره زدایی میکند و می گوید یک سنگ مقدس برای دین باور همانقدر مقدس است که کعبه در نظر مسلمان.
پس درباره ی کعبه چنانکه درباره ی آن سنگ و نیز درباره ی کاوه و پرومته باید اندیشه کرد تا معلوم شود که درسی به ما می آموزانند یا نه.
🔘كتاب: گفت و گو با جلال ستاری
☑️مصاحبه کننده: ناصر فکوهی
#روانشناسی #اسطوره #ناخودآگاهی
#اسطوره_زدایی #ایدئولوژی
#جلال_ستاری #ناصر_فکوهی
#فروید #هگل #مارکس #الیاده
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
892
⚪️اسطوره و ایدئولوژی
▪️ناصر فکوهی:
خیلی ها وقتی از کتابهای شما و نگاه شما صحبت می کنند فکر می کنند شما ارزش خاصی برای اسطوره قائلید چون دقيقاً بحث شما یک نوع شناخت اسطوره است.
وقتی گفته می شود جلال ستاری همه فکر می کنند که ستاری عاشق اسطوره هاست و فکر می کنند که اسطوره ها هستند که باید جهان را اداره کنند و جلو بروند. که این خود تبدیل به یک اسطوره شده است.
▫️جلال ستاری:
تا اندازه ای به گوش من هم این گونه انتقادات رسیده است. اما «اسطوره پژوهی» غیر از اسطوره اندیشی است و این دو را با هم خلط نباید کرد، لکن این منتقدان گویی فقط به صورت ظاهر نگریسته اند و در آن سطح متوقف مانده اند و به غور و بررسی نپرداخته اند.
من بارها گفته ام و نوشته ام که قصدم از شرح اساطیر این است که در باب اسطوره پردازی اندیشه شود و بنابراین باید نخست اندیشه ی اسطوره ای را به درستی شناخت و بعد درباره اش قضاوت علمی کرد، اما جاذبه ی اسطوره، کار خود را کرد و شیفتگی به آن بر نظریه پردازی درباره اش فزون آمد و امروزه اسطوره، واژه ی کلیدی ای شده که برای گشودن هر قفلی به کار می رود.
گرچه بارها گفته ام و نوشته ام که شیفتگی به اسطوره خطرناک است و اسطوره باید محملی برای تفکر باشد و تاریخ مند شود.
البته این نکته را هم از یاد نباید برد که بعضی اسطوره های ماندگار، چون پرومته و آنتیگون و كاوه و فاوست و منطق الطیر هنوز زبان دارند و بیهوده نیست که فروید و مارکس و هگل به آنها استناد می کنند و بنابراین بعید است که در محاق فراموشی افتند.
الیاده در رساله ی «تاریخ ادیان» به نوعی اسطوره زدایی میکند و می گوید یک سنگ مقدس برای دین باور همانقدر مقدس است که کعبه در نظر مسلمان.
پس درباره ی کعبه چنانکه درباره ی آن سنگ و نیز درباره ی کاوه و پرومته باید اندیشه کرد تا معلوم شود که درسی به ما می آموزانند یا نه.
🔘كتاب: گفت و گو با جلال ستاری
☑️مصاحبه کننده: ناصر فکوهی
#روانشناسی #اسطوره #ناخودآگاهی
#اسطوره_زدایی #ایدئولوژی
#جلال_ستاری #ناصر_فکوهی
#فروید #هگل #مارکس #الیاده
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
892
رنگ بی تابی
مهسا وحدت و مایتی سم مککلین
@radiolimoo
🔺[[music is our soul and life]]🔻
📕 @Red_Reason
892
Repost from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
اسطوره چیست؟
▪️اسطوره، خبر، حکایت، قصّه یا روایتی است که معمولاً نشانهای از نوعی اعتقاد مابعدالطبیعی و نوعی جهانبینی است در دورهای که فرهنگ سینه به سینه منتقل میشد. اسطوره دنیای مشترک هر قوم بود:
پیشامدهای خوشایند و ناخوشایند، مفید و خطرناک را تمهید میکرد، رابطهٔ انسان (و قوانین این رابطه) را با نیروهای مابعدالطبیعه رقم میزد، جهان فرهنگی بنیاد میگذاشت و با این فرهنگْ تصویری از عشق و نفرت، ثروت و قدرت، امرجنسی، مرگ و ترس و جز آن میساخت.
اشیا، طبقات اجتماعی، اصناف و خانواده و مشاهدهٔ طبیعت وارد یک دستگاه و نظام عظیم الهی – فلکی میشوند و خود منشأ تفکّر دربارهٔ جهان دیگر، آفرينش، اصل انسان و مقام او در عالم هستی و علت نیکی و بدی میگردند. بدينگونه معتقداتی در باب مابعدالطبیعه و طبیعت و اجتماع و اخلاق و جز آن ساخته میشود.
اسطوره، بیان و نمودگاری است از شناخت انسان از جهان که اکثراً گذشته از صورت ظاهری برای انسان دارای معنایی باطنی و پنهان نیز است، اسطوره از جهان، طبیعت، خدایان، دیوها و خلاصه از زندگی مادی و معنوی انسانِ پیشین سخن میگوید.
عقاید دورههای عتیق را دربارهٔ هستی از راه نظریههای مدون نمیتوان دانست، بلکه از راه اساطیر و آداب و رسوم، نماد و سرگذشتها (که خود اساطیری هستند) میتوان دریافت. وقتی از اساطیر صحبت میکنیم خواهناخواه به دین نیز توجه میکنیم، زیرا اسطورهها اکثراً به ادیان تکاملیافتهٔ بعدی راه یافتهاند؛ دینهای هندی یا سامی از این بابت مثالهای خوبی هستند. ادیان، بخش بزرگی از فرهنگ بشری را تشکیل میدهند خواه کسی مذهبی باشد و خواه نباشد بسته به محیطی که در آن زندگی میکند، از میراث فرهنگی خاصی بهرهمند است که دین در ساختن آن نقشی اساسی داشته و دارد.
راه دیگر ارتباط با اسطوره فرهنگ غیردینی است، یعنی فرهنگی که هدف اولیهٔ آن تعیین رابطه انسان با مابعدالطبیعه و عالم بالا نیست: ادبیات، موسیقی، نقّاشی غیرمذهبی، قصّهها و باورهای عامیانه، هنر و فولکلور و «معرفت» غیرعلمی.
انسان پیشین از راه اساطیر به طبیعت و مابعدالطبیعه معرفت مییافت. پس،
اسطوره وسیلهای است برای معرفت به تاریخ و فرهنگ خود اساطیر و، حتی، برای حصول معرفت به جهان ذهنیای که انسان امروز در آن به سر میبرد.
رابطهٔ حماسه با اساطیر بهحدی است که شناخت حماسه بدون آگاهی از اساطیر ممکن
نیست. اساساً اسطوره سرچشمهٔ حماسه است.
درآمدی به اساطیر ایران، بخش اول
زندهیاد استاد شاهرخ مسکوب
#اسطوره
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
892
⚪️اسطوره و ایدئولوژی
اسطوره استدلال نمیکند، بلکه حکم می کند. من به عمرم اسطوره ای ندیده ام که استدلال بکند. اسطوره می گوید جهان آفریده شد ولی در چرایی آن بحث نمی کند و نمی گوید چرا دریا پدید آمد، بلکه می گوید که دریا اینگونه پدید آمد.
بنابراین اسطوره قایل به استدلال نیست. اسطوره های امروز نیز ایدئولوژی ها هستند، ایدئولوژی هم استدلال نمی کند بلکه حکم صادر میکند.
امروزه روز در بسیاری جاها، ایدئولوژی است که حاکم بر همه چیز است چه در قضاوت، چه در نقد، چه در هنر و غیره.
این سیطره ی ایدئولوژی بر اندیشه، دیگر اندیشه مطرح نیست بلکه قالبی از پیش ساخته، اندیشه را قالب گیری کرده است و چون اندیشیدن از آن طریق، راحت تر است بس طبیعتاً رضا نمی دهیم که به خود زحمت بدهیم، چونکه ایدئولوژی عصای زیر بغل شما است و اگر آن را بردارید فرو می ریزید.
اما در واقع ساختار برای شما فکر کرده است نه خودتان.
ایدئولوژی به شما گفته است که تاریخ تحول جهان از کمون اولیه شروع شده و به سرمایه داری رسیده است. آیا واقعا این امر در هر جامعه ای صدق می کند؟
مسلماً اندیشیدن در این باره کاری پر زحمت است و لزومی هم ندارد زیرا ایدئولوژی همه ی پاسخها را از پیش آماده کرده است.
امروزه روز ایدئولوژی ها جایگزین اسطوره های کهن شده اند چنانکه گویی اسطوره های قدیمی پوست انداخته اند.
📍ادامه دارد…
🔘كتاب: گفت و گو با جلال ستاری
☑️مصاحبه کننده: ناصر فکوهی
#روانشناسی #اسطوره #ناخودآگاهی
#اسطوره_زدایی #ایدئولوژی
#جلال_ستاری #ناصر_فکوهی
#و_تو_باز_خواهی_آمد!
📕@Red_Reason
