Neige❄(آدن)
رفتن به کانال در Telegram
تو فرانسه به برف میگن Neige https://t.me/HarfinoBot?start=1f00274eb26c968 اگه دلت خواست فیلم ببینی @hushMovie
نمایش بیشتر547
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
547
خیلی جالبه هر برنامهریزی یه روزهای که انجام میدم بکگراندش اینه وای جنگ نشه، ظرفا رو فردا میشورم، وای اگه جنگ شد چی؟
لباسای رو فردا میریزم لباسشویی، وای اگه جنگ شد چی؟
فردا میرم خرید، وای اگه جنگ شد چی؟
الان هم دارم فکر میکنم وای چرا همه کتونیهامو با هم شستم، اگه جنگ شد چی؟
547
یکی از دوستام میگفت از ۳۰ سالگی به بعد زندگی بهتر میشه فکر نمیکردم حق با اون باشه، از ۳۰ سال به بعد انگار طوفان تموم شده بود ولی خودم انقد تو آب دست و پا میزدم که فکر میکردم آب هنوز گلآلوده وقتی آروم شدم دیدم آره طوفان تموم شده آب صاف و زلاله، نور خورشید هم مثل الماس تو آب میدرخشه✨
547
ما رو فعلا دورکار کردن برای همین هنوز شمالم، خونهم توی مپ هنوز تو محدوده ورود ممنوعه و از ۹ اسفند اصلا نرفتم خونه، تا حالا انقد ازش دور نبودم حس عجیبیه برام.
وقتی این جا بیرون میرم و به آدما نگاه میکنم که همه تو جریان زندگی خودشون رو نگه داشتن، دوست دارم منم کل لیست کارهایی که باید انجام بدم رو دونه دونه تیک بزنم.
547
نه میتونم گریه کنم، نه میتونم با کسی حرف بزنم، نه هیچ کاری انجام بدم، هیچم واقعا الان.
547
الان هم به قدری زشتم که خودم وقتی تو آینه میبینم حالم بد میشه، کاملا هم عمل سختی بود برام، واقعا هنوز هم درد دارم با این که روز چهارممه
547
عالی شد، من خودم نخورده مستم
یه گروه پیدا کردم که در مورد جراحای بینی توش صحبت میکنن، و یه عالمه آدم گفتن دکتری که پیشش عمل کردم مهرزنه، خودش عمل نمیکنه، پزشک سهمیهایه و بلاه بلاه بلاه
واقعا نمیدونم چرا بعد عمل باید این گروه رو ببینم 🤦♀
547
تصمیم عمل بینیم که ۱۰ سال طول کشید به قطعیت برسه وسط این ماجرا نوبت عملی شدنش بود انگار، بدترین زمان ممکن!
اونایی که منو بیشتر میشناسن خیلی خوب میدونن چقد دراماکویینم، هزار بار خواستم کنسل کنم ولی از ۴ ماه پیش که نوبت گرفته بودم شبی نبود که تو استرسش دست و پا نزده باشم و این شد که دلو زدم به دریا تو سایه جنگ و دریای خونی که همه رو با خودش غرق کرده.
547
میدونم این حسی که همهمون تجربه کردیم یه چیزی بود و هست که قابل هضم برای مغز و قلبمون نیست، چی میتونم بگم واقعا!
547
بعضیوقتا میشینم به یه سری از دوستیهای کمرنگ شده فکر میکنم و اینجوریم که چرا گذاشتی کمرنگ بشه و هیچوقت نمیتونم جواب واضحی براش پیدا کنم، نمیدونم این قضیه ریشه در چی داره ولی هیچ دوستی ندارم در زندگیم که در گذشت زمان کمرنگ نشده باشه، حتی با وجود حس خوبی که هنوز هم برام نسبت به اون آدم وجود داره.
547
من به معنای واقعی کلمه عاشق شمالم ولی رطوبتی که وجود داره باعث میشه حس چرکی بهم بده، نمیدونم چطوری توضیحش بدم.
547
Repost from N/a
از روزی که من همهی اینا رو کوه میشناختم و تو گفتی «کوه جنگلی»، اینها برای من کوه جنگلی شدن.
547
تا این جای عشق ابدی به نظرم آیدا آدم نرمالی میاد، یلدا عزت نفس پایینی داره که سعی میکنه اینو مهربونی جلوه بده، نازنین یه بچ تمام عیاره، یاسمن شخصیت جالبی نیست و در ادامه متوجه میشیم که عوضیه حتی، به روژان حس خنثایی دارم و همه پسرا رو هم مفتشون گرونه ولی یاشار شاید بتونه از این قاعده مستثنی باشه.
منتظر آپدیتهای بعدی من باشید، با سپاس.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
