massive mess
رفتن به کانال در Telegram
“Here lies one whose name was writ in water.” — John Keats http://t.me/HidenChat_Bot?start=74593869
نمایش بیشتر268
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '25
ژوئن '25
+76
در 1 کانالها
مه '250
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 23 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+2
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+8
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+9
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+27
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+35
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+30
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+29
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+24
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+32
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+55
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+130
در 13 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+30
در 9 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+11
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+220
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 16 ژوئن | 0 | |||
| 15 ژوئن | +1 | |||
| 14 ژوئن | +1 | |||
| 13 ژوئن | +1 |
پستهای کانال
مامانم بهم گفت کوله آماده کنم. برادرم داره وسایلش رو جمع میکنه. خواهر کوچیکهام پاوربانک رو به شارژ میزنه و میپرسه خروسی و پرندههای دیگه رو چجوری با خودمون ببریم. من نشستم گوشه اتاق. به دیوار تکیه دادم. دور و برم اثاث ریخته. با خودم فکر میکنم هنوز نتونستم باور کنم. سینهام انگار خالیه. نفس کشیدن سخت و سنگینه. چشمهام پر شدن و صدای کوبیدن قلبم رو میشنوم. حرف فیا توی پست آخرش یادم میاد. تولد توی این حکومت، جداً رقم زدنِ پایانه.
| 2 | ذات واقعی یک سریها رو این وقتها میشه شناخت. | 119 |
| 3 | دارن برای نجات جونشون میان. توی کله خودخواهتون فرو کنید. | 129 |
| 4 | کسی که داره وسط بمبارون فرار میکنه، مهمون و مسافر و مهاجر نیست. داره جونش رو نجات میده. اگه دیدن آواره باعث میشه به بنزین و رب و برنج فکر کنی، مشکل اینجا کمبود منابع نمیشه، بلکه کمبود وجدانه. | 129 |
| 5 | چقدر آدم میتونه خودخواه و بیوجدان باشه این رو بگه. =) | 132 |
| 6 | بدون متن... | 89 |
| 7 | دلشوره برای دوستهام این چند روز ۱۰۰ سال پیرم کرد. | 132 |
| 8 | حتی توموداچی لایف هم فهمید. | 136 |
| 9 | خشکم زد وقتی این جمله رو دیدم. | 138 |
| 10 | بدون متن... | 139 |
| 11 | خشکم زد وقتی این جمله رو دیدم. | 1 |
| 12 | حتی توموداچی لایف هم فهمید. | 1 |
| 13 | اگه baby hair باشن که بدتر. تو میتونستی خیلی بلند و خوشگل باشی، نازنینِ من. | 151 |
| 14 | (ولی نگاه کردن به شونهام و روبروم و دیدن حجم موهایی که ریخته، نه.) | 153 |
| 15 | شونه کشیدن موهام آرامشبخشه. ازش لذت میبرم. | 151 |
| 16 | I might as well kms | 158 |
| 17 | یکی بهم گفت «صادق هدایت core». :) | 158 |
| 18 | واقعاً مشهوده نمیکشم. خویشتنداری کمی هم پیدا کردم. | 159 |
| 19 | یک حرفی رو هم برگشتم توی گروه کلاس زدم که توی حالت عادی نمیگفتم. | 159 |
| 20 | تا یک چیزی هم میشه، گوارش این روده ما بهم میریزه. | 156 |
