روزنه
کانال بسته
ما نه از رستای عقلیم و نه از شهرِ جنون بیوطن چون گردبادیم از دیارِ ما مپرس
نمایش بیشتر7 613
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26سپتامبر '26
سپتامبر '260
در 0 کانالها
اوت '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+16
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+48
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 0 کانالها
Get PRO
مه '250
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+20
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+34
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+27
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+18
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+6
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+4
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+6
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+5
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+58
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+1 169
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+4 466
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+4 590
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+4 765
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+750
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+254
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+430
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+200
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+421
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+248
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+3 364
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+1 087
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+813
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+165
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+497
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+757
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+925
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+2 041
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+147
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+1 133
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+217
در 0 کانالها
پستهای کانال
| 2 | من خستهام رئیس... | 1 903 |
| 3 | ◾️من میدانستم نومیدی هست، اما نمیدانستم یعنی چه. من هم مثلِ همه خیال میکردم که نومیدی، بیماریِ روح است. اما نه، بدن زجر میکشد، پوستِ تنم درد میکند، سینهام، دست و پایم.
▪️ سرم خالی است و دلم بههم میخورد. و از همه بدتر، این طعمی است که در دهنم است. نه خون است، نه مرگ، نه تب، اما همهی اینها باهم
کافیاست زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همهی موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه تلخ است، انسان بودن!
#کالیگولا
#آلبر_کامو | 1 766 |
| 4 | جهان، آلودهی خواب است.
فرو بستهاست وحشت در به رویِ هر «تپش»، هر «بانگ» چنان که من به رویِ «خویش»
در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست
و دیوارش فرو میخواندم در گوش:
میان این همه انگار
چه پنهان رنگها دارد فریبِ زیست!
شب از وحشت گرانبار است.
جهان آلودهی خواب است و من در "وهمِ خود" بیدار
چه دیگر طرح میریزد فریب زیست
در این خلوت که حیرت نقش دیوار است
#سهراب_سپهری | 1 693 |
| 5 | دنیا "همیناست" که "هست" ، جایی است که حقیقت، اغلب نقاب دروغین میزند تا به مقصد برسد. راهی وجود نداشت که حقیقت ماجرا را به مردم بقبولانند، نتیجه به زودی خود را نشان داد.
#کتاب (کوری)
#ژوزه_ساراماگو | 1 815 |
| 6 | #آهنگ (طلوع کن)
#ابی
طلوع کن ، طلوع کن
که بودنم تازه کنی
دست مرا بگیری و
با بوسه اندازه کنی | 1 744 |
| 7 | پیام صوتی | 1 685 |
| 8 | صبحی که بوسهام ندهی
بیطلوع باد
روزی که عاشقت نشوم
بیشروع باد | 1 763 |
| 9 | نوجوان که بودیم پیشِ سارا، یکی از دخترعموها، مشقِ عشوهگری میکردم!
سارا میگفت: "ببین! اول به چشمهای طرف نگاه میکنی، بعد چشمهات رو آروم میبندی؛ وقتی چشمهات رو باز میکنی باید در حال نگاه کردن به یه طرف دیگه باشی."
من: "باشه، باشه، فهمیدم."
وانمود میکردم به طرف نگاه میکنم، بعد چشمهام پرپر میزد، و تا بخواهم ببندم و خیره به جای دیگری بازشان کنم، چیزی میشدم شبیه کسی که ثانیهای پیش از غش یا حملهی صرع است!
چندوقت پیش سارا میگفت: "تو بیاستعدادترین شاگردِ درس عشوهگری من بودی!"
از من لوند درنمیآمد.
دیروز نامهای برای خودم نوشتم؛ نامهای از من به من.
نوشتم:
عزیزم!
ببخشید که گمان کردم پیر شدهای؛ ببخشید که خیال کردم دیر شده، برو برای راند دومِ نوجوانی، برای لبخندِ توی آینه، با این خیال که تو رُزی هستی که داری برای جَک، پیش از غرق شدن تایتانیک دلبری میکنی.
نوشتم:
عزیزم!
اگر هیچچیز از نوجوانیات نمانده باشد، چشمهایت همان است، برو برای دوختن روشنیاش به قشنگیهای دنیا، برو برای تجربهی همهی نوجوانیای که از خودت دریغ کردهای.
با صدای بلند بزن زیر آواز... درست مثل آنموقعها که نوار تمام میشد و آهنگ نه. خواننده میخواند "دشت پونههای..." و ضبط میگفت تق، و شاسیاش میپرید بالا. آنوقتها دلت میخواست ادامهی آهنگ را بخوانی، بلند بخوانی، نمیخواندی، شرم داشتی. حالا بخوان: "پونههای وحشی، رنگ التماس و خواهش..."
نوشتم:
سرختر از ماتیکی که همیشه در نوجوانی دلت میخواست بزنی تا ببینی صورت رنگپریدهات چه رنگی میگیرد، مدتهاست توی کیفت خاک میخورد. بزن، جلوی آینه لب پایینت را به دندان بگیر، لوندی کن. گیرم بیستوچند سال دیر باشد، به تجربه کردنش میارزد.
نوشتم:
عزیزم!
دلمشغولیها، دغدغهها، غمها، خلاءها، خاطرهها، نشدنها، نبودنها، حفرهها، و سردرگمیهایت به هیچجای دنیا و هرکه در دنیاست، نیست. آدمها در چنبرهی خودشان گرفتارند، خودت دست خودت را بگیر.
نوشتم:
نوجوانِ چهلودوسالهی عزیز!
بعضی از خالیهای زندگی را بپذیر؛ آن تکههای ندوختهی کوبلنِ بهجامانده از مامان، خالیِ قشنگیست... همیشه که نباید همهچیز کامل باشد.
#سودابه_فرضی_پور | 1 767 |
| 10 | #آهنگ #بیکلام از #حمید_شکس برای دوستان عزیز ورزشکار 💪🥊 | 1 571 |
| 11 | پیام صوتی | 1 628 |
| 12 | مارکل: توی روزنامه نوشته که ما پیروز میشیم!
جادوگر وست: فقط احمقها هرچی که میخونن رو باور میکنن...
#دیالوگ
#انیمه ( 2004 Howel's Moving Castle) | 1 827 |
| 13 | شما خبر ندارید که در دور و برتان انبوهی از مردم بدبخت هستند که زندگی کردن برایشان یعنی هر روز رنج بردن، یعنی بیدستمزد کافی و بیتضمین آینده و بیامکان امید، زیرِ کار خُرد شدن!
شما دستِکم میدانید که زغال سنگ استخراج میشود و کارخانهها به راه میافتد، ولی آیا گاهی به فکر این میلیونها انسان بودهاید که همهعمرشان در تاریکی معادن میگذرد؟ و میلیونها انسان دیگر که اعصابشان در هیاهوی ماشینآلات کارخانهها فرسوده میشود؟ یا حتی آن مردمِ نیمهخوشبختِ روستاها که کارِ روزانهشان خراشیدن زمین است و برحسبِ فصلهای سال، روزی ده یا دوازده یا چهارده ساعت جان میکنند تا حاصل رنجشان را به واسطههایی بفروشند که از قِبَل آنها در تنعم زندگی میکنند؟
این است رنج انسانها! آیا اغراق میکنم؟
ابدا!
#کتاب (خانوادهی تیبو)
#مارتن_دوگار | 1 685 |
| 14 | #آهنگ (شهر عشق)
#جهان
توو چشمِ تو یه حادثهس
که از ستاره سرتره
نجابتی توو چشماته
که آبرومو میخره | 1 624 |
| 15 | پیام صوتی | 1 586 |
| 16 | من احاطه شدهام میان دوستداشتنهایِ راه دور، ابراز علاقههای بعید و عشقهای کلمهای.
آدمها اینطور مرا دوست دارند! به شیوهی جمال ثریا: «بیهیچ عطری، آغوشی، لمسی و یا حتی بوسهای» تنها دوستم دارند، از دور.
من میانِ آدمهایی که از رویِ دستِ هم عاشق میشوند گیر افتادهام.
و دارم پیر میشوم میان عطر و آغوش و لمس و بوسههای تجربهنکرده!
دارد باورم میشود که من معشوقِ لایِ زرورقم. از آنهایی که دستشان بزنی میمیرند.
خب مرا ببین که چطور میان طلسمِ عشقهای راه دور به دام افتادهام. آنقدر که خو گرفتهام به از دور دیده شدن، از دور بوسیده شدن و از دور دوست داشته شدن....
آنقدر که نمیدانم آدمی که با لب و دهان واقعی میتواند بگوید «دوستت دارم» چه شکلیست!
مرا ببین که دارم میان «دوستت دارم»های بیعطر و آغوش و لمس و بوسه پیر میشوم.
#زیبا_حیدری | 2 192 |
| 17 | قسمتِ غمانگیزِ "تنهایی"، "بیپناهی" است.
این که یک شب، یک روز، یک جایی دلت بخواهد از همهی دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتگویی، «درست میشَوَدی»، بوسهای، حضوری، دیداری...
و هیچکس هیچجای جهانت نباشد. بارِ دنیا و آدمهایش بیافتد روی شانههای نحیفت، به هر طرف که نگاه کنی آیههای عذاب به سمتت دوان باشد، پناهِ همه باشی به قدرِ بضاعتِ دلت ، عالم و آدم را مراقبت کنی و کسی نباشد که اگر بارت را از شانهات برنمیدارد، لااقل به آزارِ کلام، جانت را نفرساید.
در دنیای آدمهای تنها، سایهای نیست برای خنک شدن. همیشه ظهرِ داغِ مرداد است، وسطِ کویرِ خشکی که مارهای غاشیه دارد
عادت میکنیم به سوختن، و کمکم تمام میشویم ، بی اینکه یاد گرفته باشیم آسودن در امنِ دلبرانهی یار چه معنا دارد.
ما، خستههای مکدرِ تاریخ ،فرزندانِ آزردهی خواهش و دوری، قبیلهی تنهای دلتنگ. که به فریب هر سلامی لبخند زدیم و هر بوسهای شکنجهای شد به جانمان . ما، که در سکوت فرسودیم و همانطور که میمردیم ، هرکس حالمان را پرسید با لبخند گفتیم خوبم.
خوبیم.به خوبی ماده سگِ پیری که با درد و عذاب هفت تولهی مرده به دنیا آورده باشد...
#حمید_سلیمی | 1 968 |
| 18 | آنگاه که اربابان عرصه را بر مردمِ روی زمین تنگ کردند؛ بردگان سعادت از دست دادهی خود به رویِ زمین را، در آسمانها جستجو کردند. | 1 875 |
| 19 | خیال در همه عالم برفت و بازآمد
که از «حضورِ تو» خوشتر ندید «جایی» را
#سعدی | 1 976 |
| 20 | مثل زهری تلخ در شیرینیِ قندیِ کثیف
بر لبانت نقش بست آنروز لبخندی کثیف
خوب یادم هست آن لبخندِ زهرآلود را
پارکِ ساعی، ساعتِ شش، عصرِ اسفندی کثیف
پنج ماه از بیستم اسفند تا مرداد رفت
ما جدا، اما؛ رقم میخورد پیوندی کثیف
رفتی و در نکبتِ تنهاییاش جان کند دل
مثلِ یک زندانیِ مسلول در بندی کثیف
بیتو تهران چیست؟ آیا از بلندی دیدهای؟
آسمانی تیره، برجی کج، دماوندی کثیف
#مهدی_عابدی | 2 392 |
