fa
Feedback
مهدی محرابی

مهدی محرابی

رفتن به کانال در Telegram

کانالی برای یادداشت‌های روزانه، اشتراک گذاری فیلم‌ها و عکس‌ها و موسیقی‌ها . پیج اینستاگرام: Filmehdy پیام در تلگرام: @Filmehdy

نمایش بیشتر
إيران210 809دسته بندی مشخص نشده است
277
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-330 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
مارس '25
مارس '250
در 0 کانال‌ها
فوریه '25
+282
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 مارس0
20 مارس0
19 مارس0
18 مارس0
17 مارس0
16 مارس0
15 مارس0
14 مارس0
13 مارس0
12 مارس0
11 مارس0
10 مارس0
09 مارس0
08 مارس0
07 مارس0
06 مارس0
05 مارس0
04 مارس0
03 مارس0
02 مارس0
01 مارس0
پست‌های کانال
Homayoun-Shajarian-Sohrab-Pournazeri-Avaze-Man-Koja-Baran-Ko.mp34.03 MB

2
ما دو پیراهن بودیم بر یک بند یکی را باد برد دیگری را باران هر روز خیس می‌کند. #رویا_شاه_حسین_زاده @hanouzz
ما دو پیراهن بودیم بر یک بند یکی را باد برد دیگری را باران هر روز خیس می‌کند. #رویا_شاه_حسین_زاده @hanouzz
96
3
روزهای بارانی کم‌طاقت و بی‌قرارم. بسیار نیازمند و دلتنگ. سرگردان و گمگشته به دنبال تو میگردم، و‌ شهر در باران انگار بزرگ‌تر می‌شود.
39
4
1440307231.mp3
140
5
خنده‌ی شیرین گل یا گریه‌ی‌ تلخ گلاب؟ مرگ بیش از زندگی با ماست، بعضی وقت‌ها برگی از سرشاخه‌ای افتاد و چیزی‌کم نشد زندگی اینقدر بی‌معناست، بعضی وقت‌ها فرض کن سنجاقکی بر آب گاهی هم نشست یا برای پر ‌زدن برخواست، بعضی وقت‌ها قدر شادی‌ها و غم‌ها را بدان این لحظه‌ها آخرین غم‌ها و شادی‌هاست، بعضی وقت‌ها گرچه تنهایی ندارد چاره‌ای شادم که اشک قدری از دلتنگی من کاست، بعضی وقت‌ها #فاضل_نظری
182
6
بدون متن...
156
7
به شکل ساده‌لوحانه‌ای، گاهی در بدترین احوالات روحی، یک بیت شعر به ناگهان چنان سر ذوقم می‌آورد، که همه چیز را فراموش‌ میکنم و به خواندن آن شعر روی تکرار ادامه می‌دهم و از فرداش زندگی را آنطور ادامه می‌دهم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر شعرها نبودند، شاید دوام نمی‌آوردم. #مهدی_محرابی
129
8
به شکل ساده‌لوحانه‌ای، گاهی در بدترین احوالات روحی، یک بیت شعر به ناگهان چنان سر ذوقم می‌آورد، که همه چیز را فراموش‌ میکنم و به خواندن آن شعر روی تکرار ادامه می‌دهم و از فرداش زندگی را آنطور ادامه می‌دهم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر شعرها نبودند، شاید دوام نمی‌آوردم. #مهدی_محرابی
1
9
به شکل ساده‌لوحانه‌ای، گاهی در بدترین احوالات روحی، یک بیت شعر به ناگهان چنان سر ذوقم می‌آورد، که همه چیز را فراموش‌ میکنم و به خواندن آن شعر روی تکرار ادامه می‌دهم و از فرداش زندگی را آنطور ادامه می‌دهم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر شعرها نبودند، شاید دوام نمی‌آوردم.
1
10
شب بخیر به پیاده‌روی بلوار بهشت
1
11
652235096.mp3
157
12
همراه خاک اره، تف می کنم طعمِ بیدار بودن را با سرفه ام در خواب، حس میکنم دردِ نجّار بودن را از نردبان بودن، بسیار غمگینم از آسمان بودن، بسیار غمگینم تمرین کنم باید، دیوار بودن را چون فوجِ ماهی ها، در نفت میمیرم دریای آلوده، دارد به آرامی کم میکند از من، بسیار بودن را وقتی نمیمیرم، هم دردسر سازم هم دست و پا گیرم اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد سَربار بودن را در سینه ام بم ها، با کوهی از غم ها پیوسته لرزیدند پس دفنِ خود کردم، همراه آدم ها جاندار بودن را روزی اگر زاغی، روباه را بلعید جای تاسف نیست هیهات اگر روزی، صابون بیاموزد مکّار بودن را وقتی نمیمیرم، هم دردسر سازم هم دست و پا گیرم اما به هر تقدیر، باید تحمل کرد سَربار بودن را
195
13
719476099.mp3
166
14
ابهام آنقدر زیاد شده، که حتی وقتی احساس دلتنگی میکنم، نمیدانم دلتنگ چه کسی یا چه چیزی هستم.
194
15
میتونی جایی از زندگی که کمرت شکست ولی ادای صافارو درآوردی و به رفتن ادامه دادی رو دقیقا بهش بگی. آدرس روزشو بدی.
209
16
‎⁨رفیقهای مکزیکی⁩.mp3
194
17
Mohsen Namjoo Mohsen Namjoo Alaki.mp3
245
18
بچه بودم و توی ماشین بابام نشسته بودم که جلوی یه اعلامیه ترحیم زد رو ترمز. یه نگاهی به اعلامیه انداخت و گفت: ای بابا... خدا رحمتش کنه. گفتم: چی شده که مرده؟ گفت هیچی بابا، یادش رفته نفس بکشه. من بچه‌تر از اون بودم که این حرفو باور نکنم و تو فکر فرو رفتم که چطور میشه آدم یادش بره نفس بکشه. بعضی وقتا نفسمو حبس میکردم و مشغول میشدم به یه کاری که ببینم میشه یادم بره یا نه؟ دیدم نمیشه. آدم نفس میکشه. این اولین مرحله از هرکاریه که میکنی. هنوز بعضی وقتا جلوی آینه به نفس کشیدن خودم خیره میشم. به اینکه اولین مرحله انجام میشه و این ثابت میکنه که هنوز زنده‌ام. نگاه کردن آدم به خودش یه جورایی مثل نگاه کردن به خود زندگیه. امیدوارم آدمی باشی که بتونی تو چشم خودت نگاه کنی. بتونی تو چشم زندگی خیره بشی و یه صدایی نیاد اذیتت کنه. این نباشه که فقط نفس بکشی. بعدترها بزرگ که شدیم یه روز مرتضی پرسید حالت چطوره؟ گفتم حس میکنم یه چیزی توم مرده. یادش رفته نفس بکشه. گفت باز خداروشکر خودت نفس میکشی. گفتم اینم حرفیه. لااقل این یکیو هنوز یادم نرفته. گفت توام که همش از همین حرفای قلمبه سلمبه میزنی برا خودت. ول کن بابا یه سیگار بده بکشیم. میدونم یه روز یادم میره نفس بکشم. همونجور که بابابزرگ یادش رفت، مامان بزرگ یادش رفت، آقای خسروی و مرتضی یادشون رفت. منم یادم میره. اما تا یادم هست، نفس میکشم. شمام بکش. کثیفه، ولی بعد یه مدت بهش عادت میکنی. آدمه دیگه. هم نفس میکشه، هم عادت میکنه. #مهدی_محرابی @hanouzz
278
19
بدون متن...
221
20
Mohsen Chavoshi - Saate Divari (320).mp3
293