Ti Voglio
رفتن به کانال در Telegram
𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟 من پر از وسوسههای رفتنم / رفتن و رسیدن و تازهشدن
نمایش بیشتر549
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
549
تو را من دوست دارم
لیک تو توان به بند کشیدنم را نخواهی داشت
آنسان که آبشاران توان به بند کشیدن رود را،
آنسان که دریاچه و ابر و سد نیز...
مرا دوست داشته باش
بسان لحظهای گریزان
و مرا آنگونه که هستم بپذیر
گسترده و عمیق چون دریا،
دریا باش،
تا خویشتن خود را در تو فرو ریزم!
زیرا رودها میدانند چگونه راهشان را بیابند
به گسترهی دریایی که پذیرای آنهاست...
-غادة السمان.
549
تو را من دوست دارم
لیک تو توان به بند کشیدنم را نخواهی داشت
آنسان که آبشاران توان به بند کشیدن رود را،
آنسان که دریاچه و ابر و سد نیز...
مرا دوست داشته باش
بسان لحظهای گریزان
و مرا آنگونه که هستم بپذیر
گسترده و عمیق چون دریا،
دریا باش،
تا خویشتن خود را در تو فرو ریزم!
زیرا رودها میدانند چگونه راهشان را بیابند
به گسترهی دریایی که پذیرای آنهاست...
-غادة السمان.
549
She said “Where you been?”
I said “No place special”
She said “You look different”
I said “Well... I guess”
She said “You been gone”
I said “That’s only natural”
She said “You going to stay?”
I said “If you want me to, yes"
@sarahband
549
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون
-بابا طاهر.
549
آدمی نمیتواند امیدوار باشد به چنین جایی برسد، همچون زندانیای که قصد فرار دارد، فراری که شدید انجامشدنی باشد، لیکن همزمان قصد دارد زندان را تبدیل به محل خوشگذرانی واقعی کند؛ لیکن اگر بخواهد فرار کند، نمیتواند به این تبدیل دست زند، و اگر دست به تبدیل زند، دیگر نمیتواند بگریزد.
-نامه به پدر / کافکا
