fa
Feedback
کافه کتاب ۲

کافه کتاب ۲

رفتن به کانال در Telegram

تنها راه نجات یک سرزمین،آگاه نمودن توده مردم است"حکیم ارد بزرگ"

نمایش بیشتر
2 891
مشترکین
-324 ساعت
+37 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
🔴نکته‌ای خارج از اهداف اینجا این روزها که بحث حجاب و پوشش خانم‌ها داغ هست (البته حجاب مورد نظر آقایان و مسئولین!!) یه چیزی رو خیلی شنیدیم که بسیاری از مردها در واکنش به این موضوع همیشه گفتن؛ «حجاب چشمان مردان است نه پوشش زنان» یا اینکه؛ شما نگاه نکنین تحریک بشی چیکار با پوشش من دارین!!. و از این دسته از حرفها… خواستم بگم این حرفها ریشه در فرهنگ ما ایرانیان دارد و بسیار هم درست هست. فردوسی شیرین سخن در شاهنامه به این موضع اشاره کرده. یکی از دستورات کسری انوشیروان دادگر به چهار گوشه جهان اشاره و تاکید به این موضوع دارد: «کسی کو کند در زن کس نگاه چو خصمش بیاید به درگاه شاه نبیند مگر چاه و دار بلند که با دار تیرست و با چاه بند». 📌 این بند خود گویای قانون و فرهنگ هست. حجاب چشمان مردان است نه پوشش زنان. ✅️ پزشکان سهمیه‌ای

یکی از دوستان محمد ترکمانی، زندانی سیاسی سابق، ضمن ارسال این تصویر نوشت: «این شیر پسر محمد ترکمانی هستش که در ۲۳ مهر ۱۴۰۱ تو
یکی از دوستان محمد ترکمانی، زندانی سیاسی سابق، ضمن ارسال این تصویر نوشت: «این شیر پسر محمد ترکمانی هستش که در ۲۳ مهر ۱۴۰۱ تو زندان بخاطر گاز اشک‌آوری که زده بودن ریه‌هاش از دست رفته، محمد الان برای بار سوم که داره عمل میکنه، همه محمد رو میشناسن، محمد از بچگی ورزشکار بو، مشکلی تا حالا نداشت، حتی تو زندان هم مربی ورزشی بود، بعد ۲۳ مهر بر اثر گاز اشک‌آور اینجوری میشه، همه شاهد هستن محمد رو جلوی چشم همه آنقدر میزنن که از حال میره مسیب رئیسی هم بعد این اتفاق دچار همچین مریضی شده» محمد ترکمانی در یک سال گذشته دو بار بابت ناراحتی قلبی بستری شده است. او همچنین دچار بیماری حاد ریوی شده که هنوز تشخیص درستی در موردش داده نشده. او اولین بار برای بعد از آزادی در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۲، یک ماه پس از آزادی از زندان، به خاطر ناراحتی قلبی بستری شده بود. یکی از زندانیان سیاسی سابق درباره شب آتش‌سوزی اوین می‌گوید: «اون شب گاز اشک‌آور زدن، مرگ جلو چشامون اومد نمی‌تونستیم نفس بکشیم، تو حیاط محاصره شده بودیم، وقتی خوابوندن کف زمین محمد ترکمانی و مسیب رئیسی کنار هم بودند، از همان لحظه باتوم همه باتون می‌خوردیم تا داخل سالن زمین ورزشی هر کسی از راه ميرسيد باتون بدست کتک‌مون میزد.» مسیب رئیسی‌یگانه، زندانی سیاسی با حکم ۲۳ سال حبس در زندان اوین به سر می‌برد، او چندی پیش حالش به خاطر بیماری ریوی ناشی از استنشاق گاز اشک‌آور و مواد منفجره و دود در جریان آتش‌سوزی اوین حال وخیمی پیدا کرده بود. اکثر زندانیان بازمانده از آن واقعه با مشکلات سلامتی حادی مواجه شدند. هنوز تعداد دقیق کشته‌شدگان آن شب مشخص نشده است. #محمد_ترکمانی #مسیب_رئیسی #آتشسوزی_اوین ✅️ پزشکان سهمیه‌ای

دلیل اینکه این کتاب را دوباره برای مطالعه قرار دادم این هست که احتمال صددرصد وجود یک قیام سراسری پیش و رو داریم، پس مثل سال‌های گذشته بر احساسات خود غلبه کنین که دشمن ما بوی از انسانیت نبرده. در دنیای واقعی یک جنگجو فقط باید خود را جزئی از کل ببینه و فقط به هدف‌ورزی جمعی و اون وظیفه‌ای که بر عهده‌ش گذاشته شده را انجام بده. (وظیفه همه ما رهایی از چنگال ضحاک حاکم است) آنکه در جنگ باید اولویت داشته باشه، کارامدیه، کارامد بودن با کشته و قربانی دادن و دستگیر شدن در تضاد هست! (پس اولویت اول حفظ جان است) قربانی دادن به این معناست که یا استراتژی وجود نداشته و یا استراتژی وجود داشته و درست انجام نشده. از نظر سون تزو متفکر و استراتژیست هنر جنگ، جنگ جای برای احساسات و عواطف نیست. جایی برای ترحم و همدردی نیست. تنها چیزی که در جنگ اهمیت داره، پیروزی هست. وسیله هدف را توجیح میکنه. روش‌ها مهم نیستن، نتیجه مهمه. جنگ عاری از اخلاق هست بخصوص اگر دشمنت پایند به اخلاق نبوده و نباشد. اگر برای پیروز شدن باید قربانی کرد، پس باید قربانی کرد. (نباید کسی که برای کشتن من و شما اسلحه بدست گرفته و بیرون اومده، رحم کرد…) قدرت نظامی در جنگ مهمه ولی کافی نیست. اونی که در جنگ مهمه تاکتیکه، پیروزی نهایی در جنگ بخاطر حمله‌های طرف برنده نیست، بلکه فقط بخاطر خطا‌های طرف بازنده هم هست. یک رزمیکار پیروز صرفا بخاطر حمله کردنهای پی‌درپی نبوده که پیروز شده، بلکه از خطاهای حریفش بر علیه خودش استفاده کرده! حرکت اشتباه، نداشتن گارد، ضربه‌های خسته کننده و و و اینم از فرصت استفاده کرده و وارد شده و ضربه نهایی را زده. جنگ قائم به اخلاق نیست، جنگ قائم به بقاست. بقا در جنگ فرای اخلاقه. فلسفه ماکیاولی میگه پیروزی در جنگ به اخلاق کاری نداره، کارامدی را در اولویت خودش قرار داده. فرانسویها یه مثالی دارن که میگه: وقتی میخواهی املت درست کنی، مجبوری تخم‌مرغها را بشکنی. هنر جنگ میگه بجای اینکه از دشمنت متنفر باشی سعی کن او را درک کنی خودت را جای او بزاری و پیش خودت بگو من اگر جای دشمنم بودم چگونه فکر میکردم؟ و تصور کن بعد از این اقدام حرکت بعدیت چی میتونه باشه!. اگر بتونی او را درک کنی و درست حدس بزنی که او چگونه فکر میکنه، اونوقت قادر خواهی بود در هر مرحله اقدام بعدیش را پیشبینی کنی و بر او غلبه کنی و شکستش بدی. درست مثل بازی شطرنج. اسپینوزا هم میگه: نباید لعنت کرد باید فهمید. هنر جنگ هم همینو میگه؛ درک کردن بهتر از احساساتی شدنه. برای اینکه ایران آزاد شود، باید احساس و ترحم را نسبت به مزدوران را کنار گذاشت باید خونسرد‌ بود و در عین حال قاطع عمل کرد. نباید عصبانی و متنفر شد چون باعث می‌شود اشتباه کنیم.

هنر جنگ.pdf4.00 MB

کتاب #هنر_جنگ نویسنده: #سون_تزو مترجم: #محمد_هادی_موذن_جامی کتاب هنر جنگ, 500 سال قبل از میلاد مسیح توسط سان تزو که به فرمانده ی فیلسوف مشهور است نوشته شده. اولین بار توسط فرانسوی ها به غرب برده و ترجمه شد. مشهور است که ناپلئون, امپراطور فرانسه, در برنامه ریزی های جنگی خود برای فتح اروپا از ان استفاده میکرده است. افسران امریکایی برای دست یابی به پیروزی در جنگ حهانی دوم , مفاد ان را بسیار دقیق به اجرا در میاوردند. دستور العمل های این کتاب یاد شده برای چندین دهه به پرسنل ارتش ژاپن اموزش داده میشدو افسران چینی تا همین اواخر میبایستی تمام مفاد ان را از بر میکردند. اصول ان نه تنها قابل امورش به دانشجویان دانشکده های نظامی است,بلکه با گذشت بیش از 25 قرن از زمان انتشار ان,راهنمای بسیار مناسبی برای چگونگی هدایت جنگ است. اگر چه در طور زمان سلاح ها تغییر کرده اند , اما با توجه به تاثیرات سیاست ها و طبیعت بشر در عملیات نظامی اثرات خود را حفظ کرده. بنا به گفته ی"سئوما چئن" , سان تزو از ایالت چای بود.و با نوشتن این کتاب مورد توجه "هلِو "پادشاه "وو"قرار گرفت. میگویند زمانی که سان تزو و هِلو با یکدیگر در خصوص تهدید سهمگین کشور "چو" صحبت می کردند سان زو اعلام کرد که شکست ارتش "چو" امکان ناپذیر نیست. "هِلو" که در این مورد دچار تردید بود سان تزو را به چالش کشید و گفت آیا تو می توانی دختران درباری را به سربازانی زبده تبدیل کنی؟ و سان تزو پاسخ مثبت داد. تعدادی از زنان انتخاب شدند و سان تزو پس از تشریح وظایف و چگونگی اجرای دستوراتش، دختران را به دو گروه تقسیم کرد و به دست هرکدام از آنها یک شمشیر داد. او برای هر گروه یک ارشد انتخاب کرد و از آنان درخواست کرد تا دستورات را اطاعت کنند. با صدور دستور دختران درباری شروع به خنده کردند. سان تزو گفت: احتمالا دستورات من واضح و روشن نبود و به همین دلیل من دستوراتم را دوباره تکرار می کنم. او پس از توضیح مجدد دستوراتش یک بار دیگر دستور اجرا صادر نمود و این بار نیز دختران درباری شروع به خنده کردند. سان زو گفت اگر دستورات اجرا نشوند احتمال دارد که آن دستورات صریح و روشن نبوده باشند و این ضعف فرماندهی است اما من دستوراتم را صریح و روشن بیان کردم اگر دستورات صریح و روشن بود و اجرا نشد مقصر افسران جزء می باشند و باید تنبیه شوند. سان تزو به سرعت و با یک حرکت هر دو دختر ارشد گروه را با شمشیر کشت و سپس یک بار دیگر دستوراتش را صادر کرد. این بار این دختران که در طول زندگی خود به جز رفاه و آسایش چیز دیگری نداشتند شروع به اجرای دستورات سان تزو کردند و هِلو پادشاه "وو" متحیر شد. او بلافاصله فرماندهی ارتش "وو" را به سان تزو سپرد... بعضی از جملاتی که در این کتاب دیده میشوند: اگر دستورات صریح و روشن نباشد اشتباه فرمانده است. افرادی که در جنگ مهارت دارند دشمن را به میدان نبرد می کشانند و افرادی که در جنگ مهارت ندارند توسط دشمن به میدان نبرد کشانده می شوند. نقشه هایتان را مانند شب تاریک کنید و مانند رعد حمله کنید.. کسی که خود و دشمنش را بشناسد اگر در 100 جنگ نیز شرکت کند در خطر نخواهد بود. ارتش برنده اول شرایط را برای پیروزی آماده می کند و سپس میجنگد اما ارتش بازنده اول می جنگد و سپس تلاش می کند تا شرایط را آماده کند. ارتش هائی هست که نباید با آنان جنگید و زمین هائی هست که نباید در آن جا جنگید. بخاطر شتاب شاهین است که شاهین بدن طعمه اش را در هم میشکند و بخاطر شتاب سیلاب است که سنگهای بزرگ جابجا می شوند. دانلود فایل پی‌دی‌اف مستقیم در کانال کافه کتاب 👉📙 @Caffe_Ketab_2 📔👈

. 🔴 بودجه دانشگاه تهران برای بورسیه دانشجویان افغانستانی ۵ برابر شد (بدون شک فاطمون هستن و برای سرکوب آماده شدن) تا‌ چند وقت
. 🔴 بودجه دانشگاه تهران برای بورسیه دانشجویان افغانستانی ۵ برابر شد (بدون شک فاطمون هستن و برای سرکوب آماده شدن) تا‌ چند وقت پیش اینها حتی شناسنامه هم نداشتن، ولی برای اینکه سیاهی لشکر داشته باشن ( در رای‌گیری و استادیوم‌ها با پرچم تروریست فلسطینی و حماس) بهشون کارت ملی و شناسنامه دادن، و حالا با بورسیه وارد دانشگاه شدن….) مملکت به اجاره واگذار شده! 🔎 کانال و پیج ما را فراموش نکنین، دیگران را هم به اینجا دعوت کنین، ما معرفی کنندگان پزشکان سهمیه‌ای، رانتی‌، صادراتی و پزشکان فاسد و مافیای کنکور هستیم👌 ✅️ پزشکان سهمیه‌ای

جمهوری اسلامی ادعا میکنه فقط با کوادکپتر حمله کردن و چیز مهمی نیست و به اسرائیل جواب نمیدیم (چون می‌ترسیم ) ولی دوتا دختر ایر
جمهوری اسلامی ادعا میکنه فقط با کوادکپتر حمله کردن و چیز مهمی نیست و به اسرائیل جواب نمیدیم (چون می‌ترسیم ) ولی دوتا دختر ایرانی رو میکشیم تا بفهمن رییس کیه دشمن واقعی مردم جمهوری اسلامیه نه اسراییل

پرده آخر
پرده آخر

نظام دمکراتیک بجای اجبار باورها، دنبال تلقیل باورهاست و بجای سرکوب افکار مردم دنبال نفوذ در افکار اونهاست

+4
این حمله اوباش در پایتخت فقط جنگ روانی و ترسی هست که حکومت راه انداخته. «قانون اول حکومت توتالیتاریسم» ۱- ترس و وحشت مردم باعث جلوگیری از تشکیل اعتراضات، خیزش مردمی و در نهایت قیام سراسری می‌شود. پس تا می‌توانی مردم را بترسان و وحشت ایجاد کن. اما از زمانی که «کاوه آهنگر فریاد زد» کلید تغییر حکومت ضحاک رقم خورد.

سیاست درست مثل بازی شطرنج هست. البته دلیل نمیشه چون شطرنج بلد باشی حتما سیاست هم بلدی! روزی اگه فکر میکنی جایی هستی که سیاستو خوب میفهمی، باید بدونی که اون پشت پرده تئوریسنهای سیاسی هستن و کاری کردن که تو امروزه ابن نکته رو بدانی. پس برای اینکه دست اونو بخونی و حرکت بعدی اون را حدس بزنی، نیاز داری خیلی خیلی زیاد مطالعه تاریخ و فلسفه داشته باشی... اینو آدام اسمیت اقتصاد‌دان «پدر علم اقتصاد مدرن» و همچنین نظریه‌پرداز نظام سرمایه‌گذاری ثابت کردن.

یکی از ترفندهای روانشناختی در دوره شوروی که آدم‌ها به طور خودکار به کار می‌بستند تا واقعیت رو انکار کنند «توسل به رنج جمعی» بود. مثلا واقعیت این بود که باید برای خرید کالباس دولتی سه ساعت صف وایساد، و این در شأن هیچ کسی نیست. اما چون همه تو همون صف بودند، و حتی وقتی به عنوان مهمان به خونه خاله‌ت هم می‌رفتی، و می‌دیدی پسرخاله‌ت خونه نیست، مادرش بت می‌گفت رفته کالباس دولتی بگیره، می‌تونستی به خودت بگی زندگی در روسیه این است، نه اینکه زندگی من این باشد. مابقی کار به عهده دستگاه پروپاگاندا بود که بگه در خارج از روسیه هم مردم در صف هستند، ولی برای آب و گندم، نه کالباس. و با اتکاء به اون پروپاگاندا می‌تونستی بگی خود زندگی این است، نه فقط زندگی در روسیه، و نه فقط زندگی من در روسیه. این ترفند اونجاهایی که مجموعه کوچکتر میشد، تضعیف می‌شد. مثلا وقتی می‌گفتند کارمندان فلان اداره باید این هفته اداره رو ول کنند و به فلان روستا مراجعه کنند و کمک کنند واکسن زدن گاوها سریعتر انجام بشه. چون اونجا دیگه بحث «همه» نبود. بحث کارمندان یک اداره بود. و معنیش این بود که زندگی ما کارمندان اداره فلان این‌طور است. تا اینکه مجموعه همینطور کوچک‌تر و کوچک‌تر میشد، و طرف توی لیست تیرباران قرار می‌گرفت! اونجا دیگه اصلا نمی‌شد گفت زندگی من و عده‌ای از مردم، اینطور است. دیگه فقط زندگی خودش بود که اینطور شده بود. «انسان قابلیت این رو داره که تا آخرین مرحله‌ای که به تک‌افتاده‌ترین مفلوک عالم تبدیل بشه، فلاکت خاص خودش رو یک فلاکت عام جا بزنه». این رو یه جا بنویسید و گهگاه بش نگاه کنید. «اون بیرون ازین‌ها زیاد هست» مثل کسانی که وقتی پخمه‌ترین حامیان قدرت هم نماز جمعه رو بایکوت می‌کنند، باز توش شرکت می‌کنند، که همونایی هستند که باور کرده‌اند تورم همه‌جای دنیا هست! و تا طناب دور گردن خودشون نیفته نمی‌فهمن داخل چه مخمصه‌ای بودن. اما دیدن این‌ها کافی نیست. آدم نیاز به یادآوری به خود هم داره، تا حواسش باشه چیزهایی که داره تحمل می‌کنه، داره تحمل می‌کنه چون زندگی همین است، یا داره تحمل می‌کنه چون زندگی در سیاهچال همین است؟

پروردگارا با خودت چند چندی؟
پروردگارا با خودت چند چندی؟

نیهیلیسم در فلسفه یعنی هیچ‌اِنگاری به معنای انکار معنی و ارزش برای هستی جهان است. هیچ انگاری یا نیهیلیسم برگرفته از کلمه لاتین nihil به معنای هیچ است که اولین بار توسط فریدریش هاینریش یاکوبی ابداع و وارد ادبیات فلسفی جهان گردید. به گفتار نیچه، نیهیلیسم یا هیچ انگاری به معنای بی‌ارزشی ارزش‌ها نیست؛ بلکه به معنای بی‌ارزش شدن ارزش‌ها است. چرا شخصیت کودک؟ چون این مرحله برای انسان تولد دوباره هست، بجای اینکه یک نقشه از پیش تعیین شده در اختیارش باشه، یک تابلو سفید روبروشه و باید نقشه راهشو خودش بکشه. باید معنای زندگیشو خودش تعریف کنه. باید برای خودش هدف تعریف کنه و برای رسیدن اهدافش تلاش کنه. هرچقدر اهدافش بزرگتر باشند، تلاشش بیشتر خواهد بود. کودکان وقتی بازی میکنن با تمام وجود بازی میکنن، وقتی بازی تموم شد بازی دیگری را آغاز میکنن… انسان در مرحله سوم تکاملش همینطور برای خودش هدف تعیین میکنه، وقتی به هدف اولش رسید، با اعتماد به‌نفس بیشتر هدف بعدی را تعریف و دنبال میکنه، دائما جلو میره پیشرفت میکنه و اینگونه هست که با اراده و انگیزه تبدیل به اَبَر انسان بشه. همه قابلیتها و استعدادهایش را به فعل دربیاره و تبدیل به بهترین خودش بشه. باید دقت کنیم که مرحله سوم یعنی مرحله کودک، مرحله نهایی نیست! بلکه ابتدای راه هست، انگار انسان دوباره متولد شده باشه. اَبَر انسان شدن یک ایده‌آل، یک آرمانه انسان نا وقتی زنده هست و توان داره باید به سمتش حرکت کنه و بهش نزدیکتر و نزدیکتر بشه. حتی اگر هیچ وقت بهش نرسه! ما نسبت به اجدادمون (شامپانزه‌ها) تکامل دیدا کردیم و به ایده‌آل اَبَر نزدیکتر شدیم نیچه میگه اگر انسان اراده قدرت رو داشته باشه و به سمت اَبَر انسان شدن پیش بره، انسان چند‌هزار سال آینده همین تناسب رو نسبت به انسان امروز خواهد داشت. نیچه میگه انسان مبتونه عمیقترین نوع خوشبختی رو از این روش تجربه کنه. خیلی‌ها گفتن خوشبختی یک امر درونیه و هر کسی در هر شرایطی مبتونه خوشبخت باشه. خیلی از انسان‌ها تا آخر عمرشون مثل شتر زندگی میکنن و از زندگیشون راضین و میگن در درونشون احساس خوشبختی میکنن. ولی از دیدگاه نیچه بین دو نفر که احساس خوشبختی می‌کنند، یکی از دیگری خوشبخت‌تره. خوشبختی اون شخصی که با زحمت و تلاش قله‌های مرتفع را فتح کرده اون بالا با افتخار ایستاده و داره زیباترین مناظر را تماشا میکنه، با خوشبختی اون آدمی که روی مبل خونه‌ش لم داده و داره سریال میبینه، از یک جنس نیست. فلسفه نیچه صرفا یک فلسفه نظری نیست. بلکه فلسفه‌ای هست که وقتی درکش میکنیم مبتونه زندگی، هستی و جهانی بینی‌مون را متحول کنه. فلسفه نیچه شخصیت انسان رو از شخصیت شتر به شخصیت شیر تبدیل میکنه، او را به نیهیلیسم میرسونه، بهش کمک میکنه از نیهیلیسم عبور کنه به مرحله سوم به مرحله کودک برسونه اونجاست که خودش برای زندگیش معنا تعریف میکنه برای خودش هدف تعیین میکنه و‌ برای ادامه راهش نقشه میکشه با انگیزه از سختیها عبور کنه تا روزی به اَبَر انسان تبدیل بشه. کسی که با ذهنیت و طبق فلسفه نیچه زندگی میکنه، بطور ناخودآگاه دیگه انسان نیست، بلکه از همون موقع اَبَر انسان محسوب میشه.

فلسفه و اندیشه نیچه در سه محور هست محور اول دیدگاه او در مورد خدا و‌ مذهب هست محور دوم در مورد طبیعت انسان و محور سوم مفهوم دوگانه خیر و شر و معنای زندگی هست. زرتشت حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح میزیسته، هیچ سند تاریخی از هر آنچه که او گفته وجود ندارد. اما برخی از مورخین زرتشت را بنیانگذار ایده خیر و شر میدانن. همونطور که میدانیم در طبیعت هیچ خیر و شری وجود نداره، خیر و شر ساخت ذهن انسان هست برای زندگی عادلانه در جامعه… ولی از اونجایی که این ایده هست، پس بنابراین برای اولین بار باید یکی این ایده را پیاده کرده باشه! مورخین بر این باور هستن که اون یک نفر زرتشت بوده! نیچه میگه انسان برای تکامل، پیشرفت و تبدیل شدن به «اَبَر انسان»، باید از سه مرحله عبور کنه: • در مرحله اول شخصیت انسان به شخصیت شتر شبیه هست • مرحله دوم شخصیت انسان به شخصیت شیر • مرحله سوم شخصیت انسان به شخصیت کودک برای پرداختن به این موضوع، باید به فلسفه و ریشه «خیر و شر» اشاره کرد (دوستانی که کتاب چنین گفت زرتشت نیچه) را اگر مطالعه کردن، به بیشتر پرسش بالا پاسخ دارن. مرحله اول شخصیت انسان به شتر شبیه هست یعنی زندگی در این خلاصه میشه که دیگران بارهای سنگین پشت او میزارن او باید مسیرهای مشخصی که ار قبل تعیین شده را با بارهای سنگینی را بدون بکشه از نظر نیچه زندگی اکثر مردم به زندگی شتر بی شباهت نیست. بارهای سنگی که ما با خودمون حمل میکنیم، سنتها و هنجارهایی هستن که روح انسان را به زنجیر کشیدن، بعیدها و نبایدهای را رعایت میکنیم بدون اینکه علتش را بدونیم، معانی و هدفهایی که دیگران برای زندگی ما تعریف کرده‌اند، حرف‌هایی که طوطی وار تکرار میکنیم و کارهای که مثل ربات انجام میدیم چون دیگران گفته‌اند که این کارها و ابن حرف‌ها خوب هستن. موقعیتها و لذتهایی که خودمان را از تجربه‌ش محروم میکنیم، چون دیگران گفتن اونها بد هستن، سنتهای که دوگانه خیر و شر را طبق استانداردهای خودشان برای ما تحمیل کرده‌اند. و اینگونه او را به بردگی کشیده‌اند، در این مرحله همه انسان‌ها برده هستن، تنها تفاوت بین اونها اینه‌که، بعضی نمی‌دونن خودشان برده هستن و دارن مثل شتر زندگی میکنن، ولی بعضی میفهمن و آگاهن که برده هستن و حس میکنن یک اژدها روح و اراده او را به زنجیر کشیده. حالا معدود انسان‌هایی که میفهمن برده هستند تحمل این شرایط براشون دشوار و دشوارتر میشه و شخصیتشان بتدریج از شتر به شیر تبدیل میشه. شیر برخلاف شتر رام ‌و مطیع نیست، شیر خشمگین زنجیرها را پاره میکنه و به اژدها حمله‌ور میشه. در این مرحله انسان همه چیز را زیر سوال میبره، به همه سنتها، ادیان، ایدئولوژی‌ها، هنجارهای اجتماعی، خوب و بدها، بایدها و نبایدها، گفته‌های معلمها و‌ پدر مادرها، به همه آموزه‌های اجتماعی شک میکنه. انسان در مرحله دوم تکاملش سیستمهای دوگانه خیر و ‌‌شر رو اساسا زیر سوال میبره. شاید بسیاری از رفتارهای که در مرحله اول انجام میداد رو در مرحله دوم انجام بده، ولی با این تفاوت اساسی خوش از درون‌به به این آگاهی رسیده که این رفتارها درست هستن، نه‌اینکه تهت تاثیر دیگران عمل کنه. در این مرحله انسان مثل شیر خشمگینانه برای اولین بار در زندگیش هنجار شکنی میکنه. از این به بعد اینکه دیگران نسبت به رفتار ث کفتار او چه برداشتی دارن هیچ اهمیتی ندارد، میگه برتر هرجور که میخوان من رو‌ قضاوت کنن برتر بگن من بی ادب و بی فرهنگم، ککش هم نمیگزه چون براش اهمیتی نداره و براش مهم نیست دیگران در موردش چی فکر میکنن. شیر یه حیوان خشمگینه که در این مرحله از اعتراض کردن و مخالفت کردن نمیترسه چون فهمیده اگه ابن کار و نکنه براس خیلی گرون تموم میشه. شیر میدونه اگه خشمگین نباشه و‌تغیان نکنه، سنتهای جامعه زندگیش را تباه میکنن، کسی که در مرحله اول زندگیش به کلیسا ‌و مسجد میرفته و از گناهانش توبه میکرده، در مرحله دوم زندگیش که شخصیتش مثل شیر یاغی و‌ خشمگین شده، میگه من‌برای چی باید توبه کنم! برای کدوم گناه؟ کی گفته که مسجد و کلیسای شما صلاحیت اینو داره که تشخیص بده کدام کار من شره کدوم کار من خیره!؟ کی به شما این صلاحیت رو داده که معنای زندگی من رو بجای من تعریف کنین؟ چرا من باید به دستگاه دوگانه خیر و‌ شری که طبق استاندارهای شما طراحی شده پایبند باشم؟ بخاطر بهشت و جهنم؟ کدوم بهشت کدوم جهنم؟! در مرحله دوم تکامل نیچه، انسان در ذهنش همه این معنای رو بی‌اعتبار میکنه. در این مرحله شیر اژدها (سنتهای جامعه) را از پای درمیاره. انسانی که به شیر تبدیل شده، همه بارهای سنگینی که قبلا بدوش او گذاشته بودن رو زمین میگذاره و حالا مبتونه سبک‌بال و چالاک حرکت کنه و بالا بره. از اینجا به بعد زندگی معنی از پیش تعیین شده‌ براش نداره. اینجاست که انسان نیهیلیسم را تجربه میکنه و از این مرحله هم عبور میکنه تا به مرحله سوم یعنی شخصیت کودک برسه.

دوستان دقت کنین «جمهوری اسلامی توان، قدرت نظامی و نیروی هوایی نداره» ارتشی که قدرت هوایی نداشته باشه، هرگز وارد جنگ نمیشه. ما
دوستان دقت کنین «جمهوری اسلامی توان، قدرت نظامی و نیروی هوایی نداره» ارتشی که قدرت هوایی نداشته باشه، هرگز وارد جنگ نمیشه. ماجرای کلیر شدن آسمان ایران چیست؟  آسمان برخی مناطق ایران "پرواز ممنوع" شد؟ برخی خبرها در فضای مجازی حاکی از اعلام وضعیت نوتام یا پرواز ممنوع در بعضی مناطق کشور است؛ به نظر می‌رسد این اعلام در راستای رزمایش برای سردرگمی اسرائیل برای عملیات انتقامی ایران باشد. نوتام (NOTAM) نوعی هشدار است که توسط مقامات هوایی به خلبانان داده می‌شود. این هشدار در مورد وجود خطرات بالقوه در طول مسیر پرواز یا در مورد مکانی است که می‌تواند بر ایمنی پرواز تأثیر بگذارد. نوتام‌ها، اخطاریه‌های طبقه‌بندی نشده یا مشاوره‌ای هستند و از طریق ساختار مخابراتی از راه دور ابلاغ می‌شوند تصویری از اعلام نوتام در ایران منتشر شده که رنگ‌های مختلفی دارد. رنگ زرد احتمال برخورد موشک و راکت را نشان می‌دهد، رنگ بنفش، پهپاد و قرمز، گانفایر است.

بهتره که از این موضوع اطلاع داشته باشین مجازات حیوان آزاری ۲ تا ۱۰ سال زندان دارد! حیوان آزاری در قانون مجازات‌های اسلامی ترویج خشونت محسوب شده و از آنجایی که حیوانات بخشی از طبیعت و جامعه را تشکیل می‌دهند، طبق ماده ۶۷۹ و ۶۸۰ قانون مجازات بازدارنده، مجازات آزار حیوانات شامل ۲ تا ۱۰ سال حبس است. ✍🏼حقوق حیوانات در ایران

بیشتر مردم ایران نگران جنگ هست، نگران اینکه هر لحظه امکان داره جنگی با ایران صورت بگیره! نگران اینکه برای اون روز خود را آماده کنن، آماده از گرسنگی نمرده. آماده اینکه کجا پناه ببرن، چه چیزهای را در خونه ذخیره کنن و و و اما حقیقت ماجرا این است که هیچ جنگی قرار نیست با ایران ما صورت بگیرد. حکومت ایران سالهاست که نیرو و توان خود را در بیرون مرزها خرج کرده که جلو فروپاشی حاکمیت خود را بگیرد! برای اینکه عمده‌ترین ترفند و روش حکومت‌های توتالیتر ترساندن مردم از وقوع جنگ هر لحظه‌ای و داشتن دشمن خارجه…. اینطوری مردم همیشه هراسان می‌شوند و هرگز به فکر قیام و تغییر رژیم نمیافتن. و در اینجا حکومت به تاراج و ویرانی و کشتن و اعدام خود ادامه میدهد…

قحطی بزرگ.pdf1.19 MB

✍🏻 « هر كتاب، سرآغاز فصلی تازه در زندگی » #جنبش_کتابخوانی کتاب #قحطی_بزرگ نویسنده #محمدقلی_مجد مترجم #محمد_کریمی کتاب قحطی بزرگ نوشته ی دکتر محمد قلی مجد محقق ایرانی ساکن آمریکا که بر اساس اسناد وزارت خارجه ایالات متحده و روزنامه های ایران چاپ شده در دوران مورد بحث کتاب تالیف شده است. نویسنده در این کتاب به مطالعه قحطی ۱۹۱۷-۱۹۱۹در ایران می پردازد که در پی آن هشت تا ده میلیون نفر از جمعیت ایران به کام مرگ فرو رفت و این واقعه زمانی رخداد که ایران در اشغال نظامی انگلیس ها قرار داشت و همینطور پیش از آن که در روسیه انقلاب رخ دهد و نیروهای روسی مجبور شوند از ایران خارج شوند تا پس از آن انگلیس ها تمام ایران را به اشغال در بیاورند نیرو های روس با غارت ها و کشتار هایی که انجام دادند در این قحطی تاثیراتی داشتند ولی نقش انگلیس بسیار بیشتر است چون این کشور نه تنها تلاشی برای کاهش عواقب قحطی نکرد بلکه با خرید عمده گندم و مواد غذایی داخلی و کوتاهی از وارد کردن آذوغه از هند و عراق و منع وارد کردن مواد غذایی از ایالات متحده و پرداخت نکردن درآمد های نفتی ایران بر شدت بحران افزود. نویسنده عقیده دارد نکته مهم درباره این برهه از تاریخ کشور ما آن است که حقایق مربوط به آن پنهان و ناشناخته مانده است از این رو با استفاده از منابع و اسناد به روشن ساختن زوایای آن پرداخته است. دانلود فایل پی‌دی‌اف مستقیم درکانال 👈🏻👈🏻 کافه کتاب 👉🏻👉🏻 📌 @Caffe_ketab_2