یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ
رفتن به کانال در Telegram
“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek
نمایش بیشتر493
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
سوره عنکبوت ، آیه ۲۶
وَ قالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّي ...
گفت که من (از این دیار شرک) هجرت به سوی خدای خود خواهم کرد ...
🟢 اگر قرار نیست عمل در کار باشد دهان را هم ببند!
⭕️ کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻
t.me/motahari_ir
در محضر #علامه_مروجی_سبزواری
میلها همچون سگان خفتهاند
اندریشان خیر و شر بنهفتهاند
تا که مرداری در آید در میان
نفخ صور حرص کوبد بر سگان
چون در آن کوچه خری مردار شد
صد سگ خفته بدان بیدار شد
#فایل_صوتی_کوتاه
🆔 @moravej_tohid
برگرفته از جلسه چهاردهم مبحث محبت
لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب
سوی حق می غیژ و او را می طلب
دوست دارد دوست این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
#خواستن_معقول
عالم افسردست و نام او جماد
جامد افسرده بود ای اوستاد
باش تا خورشید حشر آید عیان
تا ببینی جنبش جسم جهان
چون عصای موسی اینجا مار شد
عقل را از ساکنان اخبار شد
مرده زین سو اند و زان سو زندهاند
خامش اینجا و آن طرف گویندهاند
چون از آن سوشان فرستد سوی ما
آن عصا گردد سوی ما اژدها
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم
چون شما سوی جمادی میروید
محرم جان جمادان چون شوید
از جمادی عالم جانها روید
غلغل اجزای عالم بشنوید
فاش تسبیح جمادات آیدت
وسوسهٔ تاویلها نربایدت
چون ندارد جان تو قندیلها
بهر بینش کردهای تاویلها
نفست اژدرهاست او کی مرده است
از غم و بی آلتی افسرده است
گر بیابد آلت فرعون او
که بامر او همیرفت آب جو
آنگه او بنیاد فرعونی کند
راه صد موسی و صد هارون زند
کرمکست آن اژدها از دست فقر
پشهای گردد ز جاه و مال صقر
اژدها را دار در برف فراق
هین مکش او را به خورشید عراق
تا فسرده میبود آن اژدهات
لقمهٔ اویی چو او یابد نجات
مات کن او را و آمن شو ز مات
رحم کم کن نیست او ز اهل صلات
کان تف خورشید شهوت بر زند
آن خفاش مردریگت پر زند
میکشانش در جهاد و در قتال
مردوار الله یجزیک الوصال
چونک آن مرد اژدها را آورید
در هوای گرم خوش شد آن مرید
لاجرم آن فتنهها کرد ای عزیز
بیست همچندان که ما گفتیم نیز
تو طمع داری که او را بی جفا
بسته داری در وقار و در وفا
هر خسی را این تمنی کی رسد
موسیی باید که اژدرها کشد
صدهزاران خلق ز اژدرهای او
در هزیمت کشته شد از رای او
تا انجا که میتوانید از کسیدرخواست نکنین
حتی خواستن یک لیوان آب
کسی که از ما درخواست کند به اومیدهیم
اما اگر کسی بینیازی پیشه کند،خداوند بینیازش میکند
مَنْ طَلَبَنِی وَجَدَنِی، وَمَنْ وَجَدَنِی عَرَفَنِی، وَمَنْ عَرَفَنِی أحَبَّنِی، وَمَنْ أَحَبَّنِی عَشَقَنِی، وَمَنْ عَشِقَنِی عَشِقْتُهُ، وَمَنْ عَشِقْتُهُ قَتَلْتُهُ، وَمَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَیَّ دِیَتُهُ، وَمَنْ عَلَیَّ دِیَتُهُ فَأَنَا دِیَتُهُ.
خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری
چه جای غم که ز هر شادمان گرو ببری
فرشتهای کنمت پاک با دو صد پر و بال
که در تو هیچ نماند کدورت بشری
نمایمت که چگونهست جان رسته ز تن
فشانده دامن خود از غبار جانوری
در آن صبوح که ارواح راح خاص خورند
تو را خلاص نمایم ز روز و شب شمری
قضا که تیر حوادث به تو همیانداخت
تو را کند به عنایت از آن سپس سپری
روان شدهست نسیم از شکرستان وصال
که از حلاوت آن گم کند شکر شکری
ز بامداد بیاورد جام چون خورشید
که جزو جزو من از وی گرفت رقص گری
چو سخت مست شدم گفت هین دگر بدهم
که تا میان من و تو نماند این دگری
بده بده هله ای جان ساقیان جهان
کرم کریم نماید قمر کند قمری
به آفتاب جلال خدای بیهمتا
نیافت چون تو مهی چرخ ازرق سفری
تمام این تو بگو ای تمام در خوبی
که بسته کرد مرا سکر باده سحری
و گفت: «کاشکی بدانمی که مرا که دشمن
می دارد! وکه غیبت می کند؟ وکه بد
می گوید؟ تا اورا زروسیم فرستادمی. تا
چون کار من می کند از زرمن خرج کند.»
ذکر_احمد_حرب-رح
... باید بدانی ای عزیز که بسیاری از مردم به کرامت معتقد کسی میشوند ، در حالی که بزرگان ما کرامت را " حیض الرجال " می گفته اند و به شدت از ظهور دادن کرامت پرهیز می کرده اند و اگر کسی از شاگردان هم به کرامتی دست می یافته او را اَمر به کتمان می کرده و سفارش می کرده که از قدرتی که از سوی کرامت به دست آورده اند استفاده نکنند .
بسیاری از مشایخ مدعی کرامتهایی را که دارند از ناحیه اجنّه بدانها دست یافته اند و البته سخن در این زمینه بسیار هست که مجالی دیگر باید و اینجا همین اندازه خواستم هشداری داده باشم که به صرف اینکه نزد کسی رفتی و احساس کردی حالاتت بهتر شد و انبساط و گشایش و نورانیتی پیدا کردی مپندار که بر شخص لایقی وارد شده ای ، در حالیکه چه بسا ممکن هست کسی بر استادی وارد شود و ناگاه مشاهده کند که آن حالی که در عبادات داشت از بین رفت و حال شب خیزی ندارد و همواره خود را در درون ظلمتی مشاهده میکند و دچار قبض و انقباضات شدید میشود و با خود می اندیشد که ای عجب !
منکه تا قبل از اینکه به خدمت این استاد برسم از حالات خوبی برخوردار بودم و نمازهایم را در اول وقت به جا میاوردم ، اکنون چه شده که چنین حالی از ما گرفته شده ، و چرا خودم را اینچنین در ظلمت میبینم و مگر این سیر ، سیر نوری نیست ؟
در حالیکه باید دانست که درست هست که این سیر یک سیر نوری هست ، اما مرید در سفر اول باید از ظلمت بگذرد .
خلاصه ای عزیز به دنبال کسی مباش که سفر در نَفْس کرده ، بلکه به دنبال کسی باش که سفر از نَفْس کرده ، و وجود نازنین خودت را بدست هر کسی مده .
برگرفته از رساله #حکمت_پهلوانی
اثر قلمی #علامه_مروجی_سبزواری
@shams_sabzevari
پزشکان کسانی هستند
که داروهایی که نمیشناسند را برای بیماری های که خیلی کمتر میشناسند و برای کسانی که اصلا نمیشناسند،تجویز میکنند
.
.
.🍃آدميزاد را چه به فخرفروشى!
آغازش نطفه اى است و فرجامش مردارى.
نه مى تواند خود را روزى دهد
و نه مى تواند جلو مرگ خويش را بگيرد...
.
.
.📚نهج البلاغه / حکمت ۴۵۴
.
الهی!
تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز خطا چه آید؟
تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خبط چه آید؟
الهی
اگر چه بسی طاعت ندارم اما جز تو کسی را
ندارم ای دیرخشم و زود آشتی.
خواجه_عبدالله_انصاری
... میفرماید انسان با کسی است که دوستش دارد ، این به چه معناست ؟ ماها خیلی وقت ها کسی را دوست داریم ولی با او نیستیم ، این معیت در اینجا به چه معناست ؟ ...
اگر قرار بود که هر عاشقی با معشوقش باشد ، پس ناله های فراق از کجاست ؟ ...
... میگوید چطور شد بوی پیراهنش را از مصر احساس کردی ، اما از چاهی که کنار شهرت بود ...
... از اینجا انسان میتواند شخصیت خودش را به دست بیاورد ، مثلاً یک نفر که فرش فروش ...
... موجودات دیگر یک وجود توفیقی دارند ، یعنی همانی که هستند ، هستند . یعنی یک درخت ، درخت تر نمیشود ، یک سنگ ، سنگ تر ...
... انسان از روی همین حدیث " المرء مع من أحب " میتواند همین الان تشخیص بدهد که در قیامت باطنش چیست . عشق وحدت میاورد ، انسان با کسی است که او را دوست دارد ، یعنی ...
برگرفته از جلسه ۹ #محبت
@shams_sabzevari
#فایل_صوتی_کوتاه
منبر برای پول ...
برگرفته از جلسه ۲۶ #محبت
@shams_sabzevari
#فایل_صوتی_کوتاه
هر کسی از این راه وارد بشود ، میرسد...
... دنبال این علم باش ، علم صیقل علمی نیست که در دانشگاه و حوزه درس بدهند ، علم صیقل را باید در خلوت انسان به کار ببرد ، بنشیند و در خلوت خودش صیقل بزند آقا ...
... خلوت خانه خودت ، بزرگترین دانشگاه توست ... برو در دانشگاه خانه خودت ( دانشگاه خلوت خودت ) و سر بر زانوی مراقبت بگذار ، هر کسی از این راه وارد بشود ، میرسد ، فرقی هم نمیکند ، چه فاسق باشد و چه ...
برگرفته از جلسات #مثنوی
#علامه_مروجی_سبزواری
