یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ
رفتن به کانال در Telegram
“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek
نمایش بیشتر493
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
خداوند آثار افعالش رو در اسباب قرار داده است
و ما را امر به مراجعه به اسباب کرده
اما فرموده که به اسباب دل نبند
مرا چه کار به نصب امیر و عزل وزیر!؟
که خر ،خر است و به پالان عوض نخواهد شد
#سیاست
نقل است که شیخ در پس امامی نماز میکرد. پس امام گفت: یا شیخ! تو کسبی نمیکنی و چیزی از کسی نمیخواهی. از کجا میخوری؟
شیخ گفت: صبر کن تا نماز قضا کنم.
گفت: چرا؟
گفت: نماز از پس کسی که روزی دهنده را نداند ،روا نبود که گزارند.
و یکبار یکی در مسجدی دید که نماز میکرد. گفت: اگر پنداری که این نماز سبب رسیدن است به خدای تعالی، غلط میکنی که همه پنداشت است نه مواصلت. اگر نماز نکنی کافر باشی، و اگر ذره ای به چشم اعتماد به وی نگری مشرک باشی.
نقل است که گفت: کس باشد که به زیارت ما آید و ثمره آن لعنت بود و کس باشد که بیاید و فایده آن رحمت باشد.
گفتند: چگونه؟
گفت: یکی بیاید و حالتی بر من غالب آید در آن حالت با خود نباشم. مرا غیبت کند، در لعنت افتد. و دیگری بیاید حق را بر من غالب یابد، معذور دارد. ثمره آن رحمت باشد.
و گفت: میخواهم که زودتر قیامت برخاستی تا من خیمه خود بر طرف دوزخ زدمی که چون دوزخ مرا بیند نیست شدی، تا من سبب راحت خلق باشم.
#توکل
#روزی
#توحید
https://soundcloud.app.goo.gl/nqRAF8cttYz58vXw5
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر
چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر
ای عقل پیر و بخت جوان گرد راه تو
پیر از تو بی نشان و جوان از تو بی خبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب
نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را
وآنگه همه به نام و نشان از تو بی خبر
جویندگان جوهر دریای کنه تو
در وادی یقین و گمان از تو بی خبر
چون بی خبر بود مگس از پر جبرئیل
از تو خبر دهند و چنان از تو بی خبر
شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی خبر
عطار اگرچه نعرهٔ عشق تو میزند
هستند جمله نعرهزنان از تو بی خبر
در آن خلوت که عالم بی نشان بود
به کنج نیستی هستی نهان بود
وجودی بود از قید دویی دور
زگفتوگوی مایی و تویی دور
وجودی مطلق از قید مظاهر
زنور خویشتن بر خویش ظاهر
دلارا شاهدی از حجله ی غیب
منزه دامنش از تهمت عیب
برون زد خیمه ز اقلیم تقدس
تجلی کرد بر آفاق و انفس
به هرآیینه ای بنمود رویی
به هرجا خواست از وی گفتگویی
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّـهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
مانند زنی نباشید که رشتهی تابیدهی خود را پس از محکم کردن، از هم باز و رشتهرشته میکرد؛ بهطوری که سوگندهایتان را مایهی فساد و فریب در میان خود قرار دهید؛ به بهانهی اینکه گروهی (دیگر، از نظر امکانات)، از گروهی (که با آنان پیمان بستهاید،) افزونترند. خدا شما را فقط با این (فراوانی امکانات) امتحان میکند و قطعاً در روز قیامت، (حقیقتِ) آنچه را که در آن همواره اختلاف داشتید، برایتان توضیح خواهد داد.
نحل - ۹۲
www.firstcause.net/quran-farsi
زمانی که به عهدی می خواهی وفا کنی
دقت کن که امکانات طرف مقابل تورا نفریبد که بگویی:او اینهمه امکانات دارد،نیازی به وفای به عهد ندارد
این همان امتحان الهیست
📝میان آنچه انسان در خواب می بیند با آنچه در قبر و یا در حشر مشاهده می کند تفاوت وجود دارد،اگر چه در هر دو مورد محلِ ظهور صور جسمانی،قوه خیال است ولی آنچه را که نفس بعد از مرگ،توسط قوهٔ خیال مشاهده می کند به صورت واقعیت عینی و خارجی می بیند
📚مبدأ و معاد،جلد دوم،گفتار دوم،ص۳۲۷
👤صدرالمتألهین قدّس سرّه
https://www.islamquest.net/fa/archive/fa54596
وحدت وجود
تفاوت تصور ما با تجلی اسماء و صفات الهی
دو دهان داریم گویا همچو نی
یک دهان پنهانست در لبهای وی
یک دهان نالان شده سوی شما
های هویی در فکنده در هوا
لیک داند هر که او را منظرست
که فغان این سری هم زان سرست
دمدمهٔ این نای از دمهای اوست
های هوی روح از هیهای اوست
گر نبودی با لبش نی را سمر
نی جهان را پر نکردی از شکر
نیست اندر بحر شرک و پیچ پیچ
لیک با احول چه گویم هیچ هیچ
چونک جفت احولانیم ای شمن
لازم آید مشرکانه دم زدن
آن یکیی زان سوی وصفست و حال
جز دوی ناید به میدان مقال
یا چو احول این دویی را نوش کن
یا دهان بر دوز و خوش خاموش کن
یا به نوبت گه سکوت و گه کلام
احولانه طبل میزن والسلام
چون ببینی محرمی گو سر جان
گل ببینی نعره زن چون بلبلان
صبر با نااهل اهلان را جلاست
صبر صافی میکند هر جا دلیست
آتش نمرود ابراهیم را
صفوت آیینه آمد در جلا
جور کفر نوحیان و صبر نوح
نوح را شد صیقل مرآت روح
#توحید
#مولانا
#ویژه
🌹 مجموعه سخنرانیهای حاج محمد اسماعیل دولابی (ره) - #کلیپ_پانزدهم
🎬 مؤمن در دنیا مانند میّت در دست غسال است
🗄 حجم فایل: 28.2
⏱ مدت زمان: 5.38
🆔 https://www.instagram.com/tobaye_karbala/
🆔 http://t.me/tobaye_karbala
https://www.instagram.com/tv/CHLajUcBgSe/?igshid=aagvgasoq2wr
با توکل زانوی اشتر ببند
خوبه اما در مرتبه ی خودش
ازون مرتبه بالاترم هست...
❇️ مقام پيامبر، مقام امام
▫️دکتر محمد اسدی گرمارودی
◀️ تک جلسه(صوتی/MP3)
⏪ ١٢ آبان ١٣٩٩
#ربيع #مقام_پيامبر #مقام_امام
موسسه نور عقل و وحی
@aghlovahy_ir
درجه ی انسان به درجه ی عبد بودنش است
یکی عبدالکریم هست
وقتی مورد غضب الهی قرار میگیره وا میده
یکی عبد الاستاره
وقتی خدا رسواش کنه،وا میده
.....
یکیهم عبد الله هست
عبدهُ (ضمیر هو اشاره به مقام هویت مطلقه) است
طبق قرآن کریم،مقام حضرت رسول ص این مقام است
#عنوان_بصری
تفسیر بیت:
پس امام حی قائم آن ولیست
خواه از نسل عمر خواه از علیست
————-
... در آخر دفتر اول ، در شأن حضرت امیر ، آن بحث ها را دارد ( از علی آموز اخلاص عمل ) ، در آخر دفتر دوم درباره امام زمان که از ایشان به سلیمان نام میبرد ( مصلحت اوضاع نبوده به سلیمان نام میبرد ) .
اینجا را یک بحث هایی درباره ولایت هست که نوشته ایم اینها را ، منتها موفق نشده ایم که ... این شعرها را تفسیر کرده ایم ، هم آن اشعاری که درباره حضرت امیر آورده است و هم آن اشعاری که درباره امام زمان آورده است که دقیقاً روایاتی را که استخراج کرده ایم که از همین اشعاری را که در دفتر دوم دارد که این سلیمان همان امام هست .
اصلاً همین که مولوی معتقد بر وجود امام هست ، خودش منطبق بر تفکر شیعه هست ، شیعه معتقد بر امام به آن معنا هست که میگوید :
پس به هر دوری ولی ای قائم هست
آزمایش تا قیامت دائم هست
پس امام حیّ قائم ، آن ولیست
معتقد به وجود امام هست ، تفکر اینکه امام در روزگار وجود دارد مخصوص شیعه هست ، بقیه فرق اسلامی خیر ، آنها به وجود امام معتقد نیستند ... میگویند همین که اولیاء هستند ، همینها ... ولی یک نفر باید در رأس اولیاء باشد دیگر ...
آن نکته ای هم که بعد میگوید :
پس امام حیّ قائم ، آن ولیست
خواه از نسل عمر ، خواه از علیست
این خیلی بحث انگیز شده است در بین شارحین مثنوی ، اینها را مفصل در همانجا بررسی کرده ایم ... خیلی ها در اینجا حرف زده اند که چه خواه از نسل عمر ، خواه از علیست ، بعضی ها خواسته بگویند که مثلاً معتقد به ولایت نوعیه بوده... خیر در اینجا مولانا مفهومی حرف زده است ، مصداقی حرف نزده است ، اینها را میخواهم بگویم ذهنتان روشن بشود ، چون خیلی در موردش بحث زیاد بوده است .
مفهومی حرف زده است ، یک مثال برایتان بیاورم ، مثلاً حضرت امیر یک روایتی دارد :
وإنه لا بد للناس من أمير بر أو فاجر
مردم ناچارند که یک امیر داشته باشند ، یک پادشاه ، یک حاکم داشته باشند ، میخواهد عادل باشد یا ظالم باشد ، الان اینجا میتوانیم بگوئیم که حضرت علی یک امیر ظالم را تأیید میکند ؟ مسلماً خیر ، حضرت علی با معاویه جنگید به خاطر اینکه ظالم بود ، اینجا حضرت دارد مفهمومی حرف میزند که بالاخره مردم حاکم میخواهند ، سلطان میخواهند ، رئیس جمهور میخواهند ، چرا ؟
به خاطر اینکه حداقل جامعه را از دودستگی نجات بدهد ، به یک طرف ببرد ، ولو اینکه به ظلم باشد ، حداقل اینکه جامعه را از سرگردانی دربیاورد ، اما بعد مصداقی که میخواهد بحث بکند ، میگوید من به حکومت معاویه یک ساعت هم راضی نیستم ( مفهومی و مصداقی فرق میکند ) ، مولانا اینجا دارد بحث مفهومی میکند ، یعنی آقا جان ، امام لازم هست ، حالا خواه از نسل عمر ، خواه از علیست ، اما بعد که میاید مصداقی بحث بکند ، میگوید :
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وان علی مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست
اینجا مصداقی بحث کرده است ، یعنی مشخص کرده است که علی ، ولی هست ، علی آن امام هست ، همان ولی ای هست که میگوید " پس به هر دوری ولی ای قائم است " ، این علی آن ولیست ، این علی آن امام هست ، پس " امام حیّ قائم آن ولیست " ...
برگرفته از جلسات معرفتی
#علامه_مروجی_سبزواری
@shams_sabzevari
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
که محال است در این مرحله امکان خلود
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
صبر کن کاین دو سه روزی به سر آید معدود
خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش
که عیون است و جفون است و خدود است و قدود
این همان چشمهٔ خورشید جهان افروز است
که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود
خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان
خاک مصر است ولی بر سر فرعون و جنود
دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند
ای برادر که نه محسود بماند نه حسود
قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن
گرت ایمان درست است به روز موعود
دست حاجت که بری پیش خداوندی بر
که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
از ثری تا به ثریا به عبودیت او
همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود
کرمش نامتناهی، نعمش بیپایان
هیچ خواهنده از این در نرود بی مقصود
پند سعدی که کلید در گنج سعد است
نتواند که به جای آورد الا مسعود
سعدی
گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو
آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست
گر رود این فلک و اختر تابان تو مرو
ای که درد سخنت صافتر از طبع لطیف
گر رود صفوت این طبع سخندان تو مرو
اهل ایمان همه در خوف دم خاتمتند
خوفم از رفتن توست ای شه ایمان تو مرو
تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر
ور مرا مینبری با خود از این خوان تو مرو
با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است
در خزان گر برود رونق بستان تو مرو
هجر خویشم منما هجر تو بس سنگ دل است
ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان تو مرو
که بود ذره که گوید تو مرو ای خورشید
که بود بنده که گوید به تو سلطان تو مرو
لیک تو آب حیاتی همه خلقان ماهی
از کمال کرم و رحمت و احسان تو مرو
هست طومار دل من به درازی ابد
برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو
گر نترسم ز ملال تو بخوانم صد بیت
که ز صد بهتر وز هجده هزاران تو مرو
#توحید
.
چنانچه از روایات یاران نزدیکش (یاران نزدیک مولانا) برمیآید، در مدت چهل سال آخر عمر، تقریباً هیچکس او را در بستر خواب ندید.
بخش عمدهای از اوقاتش، صرف ریاضتها و مجاهدههای پنهانی میشد.
استغراقش در ذکر و نماز تا حدی بود که دزد در هنگام نماز خواندنش به حجرهی او درآمد و قالیچه را از زیر پایش برکشید و برد و او همچنان مستغرق ذکر بود.
یک شب که در پایان نماز به تضرع و دعا اشتغال داشت، چندان گریست که در سرمای زمستان محاسن و روی او از اشک چشم یخ بسته بود و صبحگاهان جز با آب گرم آن یخها باز نشد.
وقت دیگر، در قلب زمستان بر بام مدرسه تا صبح ذکر «الله» و در دعا و مناجات چنان مستغرق گشت که بامدادان پاهایش از شدت سرما مجروح و خونچکان بود.
در غلبات شوق هم لحظههایی بر وی میگذشت که همه چیز او را به وجد و سماع میخواند.
صدای حرکت سنگ آسیابی او را به سماع درمیآورد.
📚 پلهپله تا ملاقات خدا /ص ۲۹۸-۲۹۷)
.
