fa
Feedback
یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

رفتن به کانال در Telegram

“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek

نمایش بیشتر
493
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
https://soundcloud.com/imanh-1/zedel ز دل مهر رخ تو رفتنی نیست غم عشقت به هر کس گفتنی نیست ولیکن سوزش عشق و محبت میون مردمان بنهفتنی نیست   دل ار مهرت مورزه پس چه ارزه نخواهم دل که مهر تو نورزه گریبون، هر که از دستت کنه چاک به صد عالم، گریبون وا بیرزه برندم همچو یوسف گر به زندان و یا نالم ز غم، چون مستمندان اگر صد باغبان، خصمی نماید مدام آیم به گلزار تو خندان

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۵۰ دلیل وجود حشر دلیل وجود خدا اثبات حکمت الهی #توحید #اصول_اعتقاد #ویژه #برهان_صدیقین انکار واقعیت به اثبات واقعیت منتهی میشود همه ی عالم واقعیت دارند نه خود واقعیت حد جزو ذات نیست

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۹ حقیقت شکر اشتغال به دنیا مخدرِ جهنم ماست در این دنیا چرا که غافلیم!

به ولای تو اگر بنده ی خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

گل وصلت فراموشم نگرده وگر خار از سر گورم برآیه

سایهٔ حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود گفت پیغامبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی چون ز چاهی می‌کنی هر روز خاک عاقبت اندر رسی در آب پاک در شکست پای ،بخشد حق پَری هم ز قعر چاه بگشاید دری تو مبین که بر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه

اگر خدا خواهد؛ اندک سخن را نافع گرداند و آن را در اندرون سینه ی شما قائم دارد و نفع های عظیم کند و اگر نخواهد صد هزار سخن گفته هیچ در دل قرار نگیرد و فراموش شود. و لله جنود السماوات این سخن ها سپاه حق اند. قلعه ها را به دستوری حق باز کنند و بگیرند. اگر بفرماید چندین هزار سوار را که بروید به فلان قلعه روی بنمایید اما نگیرید چنین کنند و اگر یک سوار را بفرماید که بگیر آن قلعه را همان یک سوار در را باز کند و بگیرد. جلال الدین مولانای بلخی فیه ما فیه

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۸ قضا قدر نهایت سیر انسان چیست؟ خلیفه ی خدا شدن تعریف نعمت و نغمت

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۶ ظهور بشه ک چی بشه

https://soundcloud.com/new-wave-3/weepswaze4ae چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده‌ای این چنین طراریت با من مسلم کی شود چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود خلوتی می‌بایدم با تو زهی کار کمال ذره‌ای هم‌خلوت خورشید عالم کی شود نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۷ شما یک آتش رو بذار یه گوشه هرچه بماند سرد نمیشود چون ذاتش گرم است اما یه آهن گداخته در کنار قرار گیرد سرد میشود بالاخره طول روزنماز را نورانی میکند،نماز نورانی مقدمه ی مراقبه ی بیشتر میشود،دومرتبه مراقبه ی بیشتر باعث‌نماز نورانی میشود و به همین ترتیب تمام وجود نورانی میکردد هر چیزی حجتی است(استدلالی بر علیه انسان) نماز واجب موسع است و کار مردم واحب مضیغ است

درباره کرونا ۱ - همه عالم ظهور اوست چیزی جز زیبایی ندیدم! خداوند ساعت ساز بزرگ نیست زاویه نگاه تو به رویدادها مهم است در سختی ها قلب تو با چه آرام می شود؟ همه ذرات عالم با حکمت وارد این عالم می‌شوند. هیچ چیزی خارج از حکمت نیست. نمی‌توان گفت این چیزی که اکنون آمده است چیز بدی است! نمیشود گفت چرا این پیش آمد؟! اگر قبول داری خدایی که عالم را خلق کرده است خالقی حکیم است و هر کاری را از روی سنجش و محاسبه خلق و تدبیر می‌کند پس نمی‌توانی بگویی که چرا اینگونه شد. باید بتوانی در هر رویدادی حکمت الهی را ببینی. نحوه نگاه تو به رویدادها مهم است. نگاه تو به این رویداد باید این باشد که آن را بد نبینی! آیا این یکی از ظهورات خداوند نیست؟ بیماریهای به شدت فراگیر یکی از ظهورات جلالی خداوند است. بنابراین اصل این رویداد بخشی از حکومت اسماء الله است و چیزی جدای از حکمت و اراده خداوندی نیست. «دوستان و عزیزان همراه، این صحبتهای حضرت استاد در اسفند سال ۹۸ در جمع برخی از دوستانشان درباره کرونا مطرح شده است و در آن زمان هنوز شیوع جهانی ویروس کرونا محقق نشده بود» #کرونا #عمومی #سطح_یک #فایل_صوتی_بلند 🆔 @MORAVEJI_SABZEVARI

#انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۵ انواع مصیبت ها

امام کاظم علیه السلام میفرمایند: اگر شیعیانم را زیر و رو کنم، جز ادعا چیزی دیگری ندارند و اگر آنان را آزمایش کنم سر از ارتداد درآورند و اگر ایشان را تصفیه نمایم از هزار نفر جز یک نفر خالص و بی غش نباشد و اگر غربالشان کنم با من جز خواص و نزدیکانم نمانند ، فراوانند افرادی که برپشتی ها تکیه می زنند و می گویند: ما شیعه علی علیه السلام هستیم!!! شیعه علی علیه السلام کسی است که کردارش گواه رفتارش باشد. 📚 روضه کافی ج1 ص471

ساعتی در خود نگر تا کیستی / از کجایی وز چه جایی چیستی در جهان بهر چه عمری زیستی / جمع هستی را بزن بر نیستی از حسابت تا خبردارت کنم هیچ بودی در ازل ای بی شهود / خواستم تا هیچ را بخشم وجود پس جمادت ساختم اول زجود / گر شوی خودبین همان هستی که بود بر خودی خود گرفتارت کنم از جمادی بردمت پس در نبات / وندر آنجا دادمت رزق و حیات خرمت کردم ز باد الطفات / چون زخارستان تن یابی نجات باز راجع سوی گلزارت کنم خواستم در خویش چون فانی ترا / بر دمیدم روح انسانی ترا یاد دادم معرفت ، دانی ترا / کردم آن تکلیف جبرانی ترا تا چو خود در فعل مختارت کنم از دمم لاشیی بودی شیء شدی / مرده بودی یافتی دم حی شدی اگه از موت ارادی کی شدی / چون ز هست خود بکلی طی شدی از بقای جان خبردارت کنم باز خواهم در بدر گردانمت / از حقیقت با خبر گردانمت مطلق از جنس بشر گردانمت / ثابت از دور دگر گردانمت پس در آن چون نقطه سیارت کنم گر تو خواهی بر امان الله رسی / آن امان من بود در مفلسی باش مفلس در مقام بی کسی / گر چه زری باز جو طبع مسی تا به جانها کیمیا کارت کنم زانکه کردی یک نفس یادم یقین / باب معنی بر تو بگشادم یقین من خط آزادیت دادم یقین / گر بعجب افتدی که آزادم یقین بی گمان بر خود گرفتارت کنم چونکه دادم از صراطت آگهی / خود نمودم در سلوکت همرهی تا که شد راهت به مقصد منتهی / گر تو پنداری که خود مرد رهی در چه غفلت نگونسارت کنم چون زمن خواهی دم عشق ای پسر / بدهمت دم تا شوی آدم سیر پس چو شاهانت نهم افسر به سر / ور شوی مغرور باز از یک نظر افسرت را گیرم افسارت کنم می تنی تا کی همی بر دور خود / همچو کرم پیله دایم ای ولد یا ندانی اینکه قرنی بی رشد / در ره دین ار دوی باری بجد من به یک دم گاو عصارت کنم من ترا خواهم ز قید تن بری / تو نداری جز سر تن پروری پس کنم تا این سرت را آن سری / سازمت هر دم بدردی بستری جبریانه محتضر وارت کنم تا شوی تسلیم تو در امر پیر / همچو صید مرده در چنگال شیر گردی از موت ارادی ناگزیر / گه به بالایت برم گاهی به زیر گاه بی نان گاه بیمارت کنم تا بود خام این وجود سرکشت / باز بکشم ز آتش اندر آتشت خوش بسوزم این دماغ ناخوشت / پخته بیرون آرم از غَل و غشت زان می مستانه هشیارت کنم

دل بسته ام از همه عالم بروی دوست وز هر چه فارغیم،بجز گفتگوی دوست ما را زمانه دل نفریبد بهیچ روی الا بموی دلکش و روی نکوی دوست باغ بهشت کاینهمه وصفش کنند نیست جز جلوه ای ز صحن مصفای کوی دوست گلهای باغ با همه شادابی و نشاط خار آیدم بدیده نبینم چو روی دوست یک موی یار خویش به عالم نمیدهم ما بسته ایم رشته جان را بموی دوست بر ما غم زمانه ز هر سو که رو کند مائیم و روی دل بهمه حال سوی دوست ما جز رضای دوست تمنا نمیکنیم چون آرزوی ماست همه آرزوی دوست

... میفرماید انسان با کسی است که دوستش دارد ، این به چه معناست ؟ ماها خیلی وقت ها کسی را دوست داریم ولی با او نیستیم ، این معیت در اینجا به چه معناست ؟ ... اگر قرار بود که هر عاشقی با معشوقش باشد ، پس ناله های فراق از کجاست ؟ ... ... میگوید چطور شد بوی پیراهنش را از مصر احساس کردی ، اما از چاهی که کنار شهرت بود ... ... از اینجا انسان میتواند شخصیت خودش را به دست بیاورد ، مثلاً یک نفر که فرش فروش ... ... موجودات دیگر یک وجود توفیقی دارند ، یعنی همانی که هستند ، هستند . یعنی یک درخت ، درخت تر نمیشود ، یک سنگ ، سنگ تر ... ... انسان از روی همین حدیث " المرء مع من أحب " میتواند همین الان تشخیص بدهد که در قیامت باطنش چیست . عشق وحدت میاورد ، انسان با کسی است که او را دوست دارد ، یعنی ... برگرفته از جلسه ۹ #محبت @shams_sabzevari #فایل_صوتی_کوتاه

علامه حسن زاده می فرمایند: شبى در حشر و معاد خود فكر مى كردم و به نامه اعمال خويش نظر مى افكندم ، و اين كه چگونه به اعمالم رسيدگى خواهد شد كه ديدم چيزى ، لازمه نفسم شده ، با آن محشور گشته و از آن جدا نمى شود، وقتى دقت كردم ديدم كتابى خطى است كه آن را به شدت دوست دارم . در اين وقت اين حديث را به ياد آوردم كه هر كس سنگى را هم دوست داشته باشد با آن محشور مى شود. و كتاب هم مانند، سنگ ، از جمادات است و از اين جهت با آن فرقى ندارد. منبع:پندهای حکیمانه

چه جای غم؟ که تو شادی و غم گرفته مرا که هر که را به طریقی شراب می گیرد

بسیار یاد کنید مرگ را و بیرون آمدنتان از گورها را و ایستادنتان در پیشگاه خداوند را تا مصیبت ها بر شما آسان گردد ... 📕بحار الأنوار/ جلد 6 / صفحه 132