𝖧𝖾𝗋𝖾𝗍𝗂𝖼 𝖥𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇.
کانال بسته
─ 𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 𝗍𝗈 𝗈𝗎𝗋 𝖿𝖺𝗇𝗍𝖺𝗌𝗒 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 🪗 ꧇𝖲𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𝗂𝗇𝖿𝗈𝗋𝗆𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇: ↬ @KrishanismBio ꧇𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋𝗌 𝗂𝗇𝖿𝗈𝗋𝗆𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇: ↬ @HtcWriters ꧇𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖠𝖽𝗆𝗂𝗇: ↬ @FatherOfTheGod ꧇𝖲𝖼𝗁𝖾𝖽𝗎𝗅𝖾: ↬ #Help
نمایش بیشتر6 669
مشترکین
+124 ساعت
+127 روز
+7730 روز
آرشیو پست ها
6 670
+1
ᘧ #Scenario ;In Between Ashes
› AUTHOR : @NexFromDeath | #Nex
› Read.
سیگار مورد علاقهش رو همراه با اون مرد خودخواه به خاطرات سپرده بود و دلش نمیخواست دیگه هیچوقت بهش لب بزنه.•─ ─────── ─• › COUPLE : #MinSung › GENRE : Angst •─ ─────── ─• ‹ @HereticTion ›
6 670
ᘧ #Fic ;#InsideMe | 𝖯art 9
"این دنیا داره مارو به بازی میگیره... و بیشتر از همه تورو"•─ ─────── ─• › COUPLE : #HyunLix . #ChanMin › GENRE : Psychological thriller, Mystery, Crime, Romance •─ ─────── ─• ‹ @HereticTion ›
6 670
6 670
ᘧ #Fic ;#InsideMe | 𝖯art 9
"این دنیا داره مارو به بازی میگیره... و بیشتر از همه تورو"•─ ─────── ─• › COUPLE : #HyunLix . #ChanMin › GENRE : Psychological thriller, Mystery, Crime, Romance •─ ─────── ─• ‹ @HereticTion ›
6 670
+1
ᘧ #Scenario ; penetrating.
› AUTHOR : @axkrn | #Karen
› Read.
"پسر عضلهای بازی رو بلد بود و مینهو میدونست اولین باری نیست که روی صندلی بازجویی پلیس میشینه."•─ ─────── ─• › COUPLE : #ChanHo › GENRE : Crime, Romance. •─ ─────── ─• ‹ @HereticTion ›
6 670
Repost from ‹ 𝐒𝐊𝐙 𝐋𝐎𝐋𝐬ᵀʰⁱˢ ᵃⁿᵈ ᵀʰᵃᵗ ›
وسط شام مهمون میاد و باید جلوشون تظاهر کنم که خوشحالم از دیدنشون.
₊‧⁺˖ #Changbin
─┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈─
‹ ִֶ @SKZLOL_s⊹ ִֶָ ›
6 670
"کام ریخته شدم رو کمر زخمی و خونیت تضاد فوقالعاده ای رو ایجاد کرده .."
بست چنل فیکشن و وانشات های اسمات از چانمین و تمامی شیپ ها🔞
"قبل اینکه من بیام میخوای کام بشی؟؟عمرا اگه بهت همچین اجازه ای بدم پاپی کوچولو!". 𝐓𝐚𝐩 𝐓𝐚𝐩 𝐉𝐨𝐢𝐧 ☄@skz_fictionworldd
6 670
🩸 چان، خطرناکترین استاکر نقابدار، آدمها براش فقط یک چیز بودند: کلکسیون!!⛔️
و سونگمین؟! همون آیدلِ درخشان، حالا توی چنگالهای چان اسیر شده بود.🌟 نقابش رو برای پسر بالا آورد و فقط بخشی از چهرهاش رو فاش کرد ..
از این لحظه، اختیار این بدن دست منه و هر کاری که بخوام باهاش میکنم. مهم نیست اون نگاه پر از نفرتت چی میگه؛ وجودت رو با کامم پر میکنم! .»Click🔞https://t.me/skz_fictionworldd
6 670
ᘧ #Fic ;#TRT | 𝖯art : 43
"زمان داشت خیلی سریع میگذشت و چانگبین و یویانگ حتی بچهدار هم نشده بودن. ملکهی مادر اونقدر باهوش بود که با کنار هم قرار دادن این دو تیکهی پازل کنار هم جوابش رو بگیره! امپراتور از ملکه دوری میکرد و حتی یه شب هم توی اتاقش نگذرونده بود، و دلیل این دوری الان روی تخت بیهوش بود!"•─ ─────── ─• › COUPLE : #ChangJin . #Han x NingNing › GENRE : Romance. Smut. Historical. Angst. Royal, Drama •─ ─────── ─• ‹ @HereticTion ›
