fa
Feedback
علوم سیاسی

علوم سیاسی

رفتن به کانال در Telegram

📖 آموزش علم سیاست ✅اندیشه سیاسی ✅جامعه شناسی سیاسی ✅ مسائل ایران ✔️ تحلیل ها و روزنوشته ها 👤 حیدر ولی زاده 🎓 دکتری علوم سیاسی 🗣️ ارتباط 👇 🆔 @Valizadeh_heydar 🌐وب سایت: valizadehh.ir یوتیوب youtube.com/@po_science https://t.me/po_science/79

نمایش بیشتر
2 157
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
+1730 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+3
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+42
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+40
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+18
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+59
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+47
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+51
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+53
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+94
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+83
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+90
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+85
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+44
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+42
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+100
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+100
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+105
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+78
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+44
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 191
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
03 سپتامبر0
02 سپتامبر+2
01 سپتامبر+1
پست‌های کانال
🔰 ۱۰ ایسمی که همه باید بداند(سری ۲) ۱. ناسیونالیسم (ملی‌گرایی): باور به اهمیت ملت، هویت ملی، زبان، فرهنگ و منافع کشور خود. این ایدئولوژی می‌تواند وحدت‌آفرین باشد، اما در شکل افراطی به طرد دیگران و برتری‌جویی ملی تبدیل می‌شود. ۲. انترناسیونالیسم (فراملی‌گرایی): باور به همکاری و همبستگی میان ملت‌ها و مردم جهان؛ تأکید دارد که مسائل بزرگی مانند جنگ، فقر و بحران‌های زیست‌محیطی مرز نمی‌شناسند و نیازمند عزم جهانی‌اند. ۳. اومانیسم (انسان‌گرایی): دیدگاهی که انسان، کرامت او، خرد، آزادی و توانایی‌اش برای بهبود زیست‌جهان را در مرکز قرار می‌دهد و بر ارزش‌های انسانی تأکید دارد. ۴. نازیسم: ایدئولوژی حزب ناسیونال‌سوسیالیست در آلمانِ هیتلر؛ ترکیبی از ملی‌گرایی افراطی، نژادپرستی، فاشیسم و نظامی‌گری که پس از جنگ جهانی دوم از میان رفت. ۵. میلیتاریسم (نظامی‌گری): باور به نقش پررنگ ارتش، قدرت نظامی و آمادگی دائمی برای جنگ در اداره‌ی کشور و سیاست خارجی؛ معمولاً با هزینه‌کرد سنگین برای تسلیحات همراه است. ۶. ماکیاولیسم: رویکردی در سیاست که کسب و حفظ قدرت را بر اصول اخلاقی مقدم می‌دارد؛ به بیان ساده: «برای رسیدن به هدف سیاسی، هر ابزار سخت‌گیرانه و حسابگرانه‌ای مجاز است.» ۷. ماتریالیسم (ماده‌گرایی): در فلسفه، باور به اینکه واقعیت بنیادین جهان، مادی است و پدیده‌های ذهنی نیز ریشه در ماده و شرایط فیزیکی دارند. در گفتار روزمره، گاهی به معنای پول‌دوستی افراطی و دنیاگرایی نیز به کار می‌رود. ۸. سکولاریسم (عرفی‌گرایی): به جدایی دین از حکومت و قانون‌گذاری عرفی اعتقاد دارد. بدین معنا که دولت نباید بر پایه‌ی دین اداره شود. ۹. پلورالیسم (کثرت‌گرایی): پذیرش و به رسمیت شناختن دیدگاه‌ها، گروه‌ها، فرهنگ‌ها و باورهای متفاوت در جامعه و تضمین حق مشارکت آنان در فضای عمومی و سیاسی. ۱۰. پوزیتیویسم (اثبات‌گرایی): دیدگاهی که دانش معتبر را عمدتاً بر مشاهده، تجربه، آزمایش و شواهد قابل سنجش استوار می‌داند و از تکیه بر حدس‌ها یا باورهای شخصی پرهیز می‌کند. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science

2
🔰تلفات جنگ جهانی دوم در ایران؛ از صدها هزار نفر تا چهار میلیون انسان بی گناه ​ ​سحرگاه سوم شهریور ۱۳۲۰ (۲۵ اوت ۱۹۴۱)، در حالی که آتش جنگ جهانی دوم سراسر اروپا را فرا گرفته بود، نیروهای متفقین شوروی از شمال و شرق و بریتانیا از جنوب و غرب بدون اعلان جنگ به خاک ایران حمله کردند. دولت ایران پیش‌تر بی‌طرفی خود را اعلام کرده بود، اما متفقین به بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران و تأمین مسیر تدارکاتی به شوروی، کشور را به اشغال خود درآوردند. ​ارتش ایران در برابر هجوم نیروهای متفقین عملاً مقاومتی از خود نشان نداد. تلفات نظامی ایران در جریان عملیات نظامی کوتاه‌مدت اشغال، حدود ۲۲ کشته و ۴۲ زخمی بود. این عدم مقاومت، زمینه‌ساز یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران شد؛ دوره‌ای که پیامدهای آن بسیار فراتر از تلفات نظامیِ اندکِ روزهای نخست بود. ▪️▪️​خسارات، پیامدها و آسیب‌های جنگ جهانی دوم در ایران ​اشغال ایران اگرچه با مقاومت نظامی چندانی روبه‌رو نشد، اما خسارات و پیامدهای آن در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، فاجعه‌ای بی‌سابقه را برای مردم ایران رقم زد. ▫️​قحطی و گرسنگی گسترده: نیروهای اشغالگر شبکه ریلی ایران را تحت کنترل خود درآوردند و با نیمی از کامیون‌های دولتی و خصوصی کشور قرارداد بستند. در نتیجه، ۷۵ درصد از ظرفیت توزیع مواد غذایی ایران پس از اشغال در سال ۱۳۲۰ مصادره شد. ظرفیت حمل‌ونقل باقیمانده نیز به دلیل محدودیت واردات قطعات یدکی به سرعت از کار افتاد. این امر تجارت داخلی و خدمات اجتماعی را مختل کرد و هزینه‌های زندگی را بیش از ۷۰۰ درصد افزایش داد. پس از برداشت ضعیف محصول در آن سال، قحطی دام‌گیر ایران شد. دولت بریتانیا قول تأمین غلات مورد نیاز را داد، اما نتوانست به تعهد خود عمل کند و وعده‌های کمک آمریکا نیز هرگز محقق نشد. ◽️​تخریب زیرساخت‌ها و اختلال در اقتصاد: اشغال ایران موجب تضعیف کامل دولت مرکزی و تخریب زیرساخت‌های معیشتی کشور شد. متفقین بخش‌های مهم پستی و تلگرافی ایران را اشغال کردند که سبب مختل شدن سیستم ارتباطات در کشور گردید. همچنین اخراج متخصصان و کارشناسان صنعتی آلمان از ایران، به پایان پروژه صنعتی‌سازی کشور انجامید. ◽️ شیوع بیماری‌های مرگبار: در پی قحطی و سوءتغذیه گسترده، بیماری‌های واگیردار، به ویژه تیفوس، به یکی از مهلک‌ترین پدیده‌های این دوره تبدیل شد. ▫️​ناامنی و هرج‌ومرج: اشغال کشور و تضعیف دولت مرکزی، زمینه را برای افزایش راهزنی، ناامنی و سایر ناهنجاری‌های اجتماعی فراهم کرد. ▪️▪️​میزان تلفات و تفاوت‌های آماری ​تلفات انسانی جنگ جهانی دوم در ایران، برخلاف تلفات نظامی اندک روزهای نخست اشغال، یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی تاریخ معاصر را رقم زد. با این حال، برآوردها از میزان دقیق تلفات میان پژوهشگران با اختلاف‌نظر همراه است و ارقام متفاوتی از صدها هزار تا چند میلیون نفر را نشان می‌دهد. ​محمدقلی مجد، مورخ، تلفات قحطی جنگ جهانی دوم در ایران را حدود چهار میلیون نفر برآورد می‌کند و معتقد است این رقم معادل یک‌چهارم جمعیت ایران در آن زمان بوده است. با این حال، برخی از مورخان و جمعیت‌شناسان این آمار را نمی پذیرند. با این وجود، تردیدی وجود ندارد که شمار قابل توجهی از مردم ایران بدون اینکه ایران نقش و منافع مستقیم در جنگ داشته باشد قربانی این فاجعه شدند. ▪️▪️​دلایل تلفات گسترده ▫️​اشغال نظامی و مصادره منابع: حضور نیروهای بیگانه، تولید و توزیع مواد غذایی را مختل کرد. متفقین با مصادره ۷۵ درصد ظرفیت حمل‌ونقل کشور و کنترل شبکه ریلی، عملاً امکان جابه‌جایی و توزیع مواد غذایی را از مردم سلب کردند. ▫️​بی‌توجهی متفقین به نیازهای ایران: نیروهای اشغالگر بدون توجه به معیشت داخلی ایران، تمام امکانات کشور را برای رفع احتیاجات جنگی خود مصادره کردند. دولت بریتانیا با وجود آگاهی از بحران قحطی، تعهدات خود برای تأمین غله را عملی نکرد. ▫️​اختلال در نظام کشاورزی و حمل‌ونقل: ناامنی راه‌ها، کمبود نیروی کار و اختلال در سیستم حمل‌ونقل، تولید و توزیع محصولات کشاورزی را با بحران مواجه ساخت. ▫️​سیاست‌های اقتصادی متفقین: متفقین به مواد غذایی، توتون، مواد خام و سایر منابع ایران برای مصارف نیروهای خود نیاز داشتند و دولت ایران را عملاً وادار به تأمین این نیازها کردند. ▫️​ضعف دولت مرکزی: اشغال کشور، استعفا و تبعید رضاشاه، دولت مرکزی را به شدت تضعیف کرد و توانایی آن را برای مدیریت بحران و مقابله با قحطی از بین برد. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
220
3
فیلم کمیاب از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ 🎞️ . در بامداد سوم شهریور ۱۳۲۰، ایران از شمال و جنوب توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی و
فیلم کمیاب از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ 🎞️ . در بامداد سوم شهریور ۱۳۲۰، ایران از شمال و جنوب توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی و بریتانیا اشغال شد. با از هم‌پاشیدگی فرماندهی ارتش و صدور دستور عدم مقاومت، پایتخت در روزهای نخست شهریور به تصرف متفقین درآمد و سرانجام در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضاخان با درخواست متفقین استعفا داد و از کشور تبعید گردید 📜👋.
260
4
🔰تحریف نام «خلیج فارس» از چه زمانی آغاز شد؟ پهنه آبی واقع میان جنوب و جنوب‌غرب ایران و شبه‌جزیره عربستان، در سنت جغرافیاییِ باستانی، اسلامی و اروپایی، همواره با نام‌هایی هم‌ریشه با «فارس» شناخته شده است. در منابع یونانی و رومی، میان این پهنه و دریای سرخ تمایز روشنی وجود داشت. جغرافی‌دانان از تعبیر یونانی «پرسیکوس کولپوس» و در لاتین از «Sinus Persicus» (خلیج پارس) استفاده می‌کردند. در متون دانشمندان و جغرافی‌دانان جهان اسلام مانند اصطخری (مسالک الممالک)، ابن‌حوقل (صورة الارض)، مقدسی (احسن التقاسیم) و ابوریحان بیرونی، تعابیر صریحی چون «بحر فارس» و «خلیج فارس» به کار رفته است. استمرار این نام در منابع مختلف نشان می‌دهد که «فارس» یک اصطلاح تثبیت‌شده جغرافیایی بوده است. ▪️▪️بازتاب در نقشه‌نگاری و منابع بین‌المللی نام «خلیج فارس» در اطلس‌ها، نقشه‌های تاریخی و متون دریانوردی معتبر جهان به‌عنوان غالب و استاندارد ثبت شده است. در تاریخ نقشه‌نگاری، این آبراه به طور مستمر با نام‌های معادل Persian Gulf شناخته شده است. سازمان‌های تخصصی بین‌المللی مرتبط با دریانوردی و نقشه‌برداری، نظیر سازمان آب‌نگاری بین‌المللی (IHO)، در اسناد رسمی و استاندارد خود (مانند نشریات مرجع) این پهنه را با نام اصلی آن درج کرده‌اند. ▪️▪️استفاده از نام جعلی در سدهٔ بیستم و بستر سیاسی آن برخلاف قدمت چندهزارسالهٔ خلیج فارس، استفاده از نام‌های تحریفی پدیده‌ای متأخر و عمدتاً برخاسته از تحولات سیاسی و جریان‌های ناسیونالیستی سدهٔ اخیر است. رواج این نام‌گذاریِ جعلی از میانهٔ قرن بیستم (دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰) هم‌زمان با اوج‌گیری گفتمان پان‌عربیسم خصوصاً توسط جمال عبدالناصر در برخی کشورهای عربی شدت گرفت و بعدها راه خود را به مکاتبات اداری و رسانه‌ای بعضی از دولت‌های منطقه باز کرد. در این میان رد پای استعمار و نام افرادی چون سر چارلز بلگریو (کارگزار انگلیس در خلیج فارس) نیز مطرح است؛ منابع نشان می‌دهند که او در سال ۱۹۵۵ در نشریه‌ای محلی (صوت البحرین) از عناوین مشابه حمایت کرد. وی هم‌چنین کتابی نوشت که به سال ۱۹۶۶ میلادی چاپ و منتشر شد و در این کتاب نیز از عنوان جعلی برای خلیج‌فارس استفاده کرد. این روند در دهه ۱۹۶۰ میلادی، هم‌زمان با رقابت‌های ژئوپلیتیکی و رشد جریان‌های سیاسیِ بلوک عربی، در سطح رسانه‌ها و برخی کتب درسی کشورهای ساحلی عربی گسترش یافت؛ فرآیندی که ماهیت آن کاملاً سیاسی و خارج از چارچوب‌های سنتیِ نام‌گذاری جغرافیایی بود. ▪️▪️موضع‌گیری و رویهٔ سازمان ملل متحد سازمان ملل متحد و نهادهای تخصصی آن در فرآیند استانداردسازی نام‌های جغرافیایی بارها بر اصالت و اولویت نام رسمی این آبراه تأکید کرده‌اند. در اسناد و رویه‌های اداری دبیرخانه سازمان ملل متحد، استفاده از نام «خلیج فارس» (Persian Gulf) به‌عنوان نام استاندارد و متعارف در مکاتبات و نقشه‌ها الزامی شده است. سند مرجع سازمان ملل با شماره ST/CS/SER.A/29/Rev.1 از جمله منابع کلیدی است که بر لزوم رعایت نام کامل و دقیق این آبراه در اسناد بین‌المللی تأکید دارد. ▪️▪️نتیجه‌گیری نام «خلیج فارس» ریشه‌ای عمیق در تاریخ، ادبیات جغرافیایی ملل و نقشه‌نگاری جهانی دارد و به عنوان یک میراث مکتوبِ چندهزارساله شناخته می‌شود. در مقابل، رواج نام‌های جعلی، پدیده‌ای سیاسی و معاصر است که در بستر رویکرد متمایل به ناسیونالیسم عربی و استعمار در میانهٔ قرن بیستم شکل گرفت. این تفاوت بنیادین نشان می‌دهد که اصالت تاریخی خلیج فارس فراتر از مناقشات مقطعی سیاسی است. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
320
5
🔰شاه: تاج و تختم را مدیون آمریکا هستم/ فاطمی باید اعدام شود کرمیت روزولت، افسر اطلاعاتی آمریکا؛ که نقش اصلی را در طراحی کودتای ۲۸ مرداد ایفا می کرد، در کتاب «کودتا» می نویسد؛ تا حالا به دفتر کار شاه نرفته بودم. میز کار شاه رو به اتاق و در ضلع غربی قرار داشت و در ضلع شرقی کاناپه‌ای با دو صندلی راحتی و یک میز عملی قرار داشت. مشغول احوالپرسی با اعلیحضرت بودم که مرد دیگری با فراک و سینی در دست، دو گیلاس ودکا و خاویار، داخل شد. شاه دعوت کرد بنشینم و جملات اولش بسیار صمیمانه و صادقانه بود: «من تاج و تختم را به خدا، مردمم، ارتشم و شما مدیون هستم». گیلاس ودکایش را برداشت و آن را با اشاره به من بالا برد و به سلامتی من نوشید. من هم در پاسخ همین کار را انجام دادم. شاه لبخند به لب نشاند و گفت: «خیلی خوب است که این‌جا ملاقات می‌کنیم تا توی آن ماشین فکسنی توی باغ!» «بله عالیجناب همین‌طور است!» «نخست‌وزیر جدید، که البته دوست خوب شما هم هست، در راه است و به زودی می‌رسد. مطلبی هست که بخواهید قبل از ورود او به من بگویید؟» با کمی تعقل گفتم: «خوب، اعلیحضرت! آیا حضرتعالی در بارۀ مصدق، ریاحی و دیگران که علیه شما توطئه‌چینی کردند تصمیم خاصی گرفته‌اید؟» اعلیحضرت خیلی قاطعانه پاسخ داد: «خیلی به این موضوع فکر کردم. می‌دانید که مصدق قبل از ورود من به ایران خودش را تسلیم کرد. اگر دادگاه به پیشنهاد من توجه کند...» مکثی کرد و لب‌هایش را جمع کرد و ادامه داد: «او به سه سال حبس در ولایت خودش، احمدآباد، محکوم خواهد شد و بعد از آن هم آزاد خواهد بود اما اجازه خروج از احمدآباد را نخواهد داشت...» شاه ادامه داد: «ریاحی هم به سه سال حبس محکوم خواهد شد و بعد از آن آزاد خواهد بود هر کاری می‌خواهد بکند، البته نه از این کارها که با ما مخالفت کند.» لبخند بر لب ادامه داد: «عده‌ای دیگر هم هستند که کم و بیش با همین احکام مواجه می‌شوند. البته یک مورد استثنایی هم وجود دارد. حسین فاطمی هنوز دستگیر نشده است. اما پیدایش می‌کنیم. او از همه گستاخ‌تر و بددهن‌تر بوده است. او به حزب توده خط می‌داده است که مجسمهٔ من و پدرم را در شهر پایین بکشند. اگر دستگیرش کنیم به اعدام محکوم می‌شود.» #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
404
6
🔰 ۱۰ ایسمی که همه باید بداند(سری ۱) ۱. لیبرالیسم: باور به آزادی فردی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و اقتصاد بازار آزاد با نظارت محدود. دولت برای تضمین آزادی‌ها و فرصت‌های برابر دخالت می‌کند، اما نه برای کنترل کامل زندگی مردم. ۲. سوسیالیسم: تأکید بر عدالت اقتصادی و مالکیت یا کنترل جمعی بر ابزار تولید برای کاهش نابرابری. این ایدئولوژی بر ارائه‌ی خدمات عمومی گسترده (مانند بهداشت و آموزش) تأکید دارد. ۳. کمونیسم: شکل رادیکال‌تر سوسیالیسم که هدف آن حذف مالکیت خصوصی و ایجاد جامعه‌ای بی‌طبقه است. در عمل، برای تحقق این هدف، به دولتی مرکزی و قدرتمند برای هدایتِ گذار نیاز داشته است. ۴. آنارشیسم: رد کامل اقتدار و دولت مرکزی؛ باور به سازمان‌دهی افقی جامعه از طریق همکاری داوطلبانه و خودگردانی مردم. ۵. فاشیسم: ایدئولوژی راست‌گرای اقتدارگرا، ملی‌گرا و ضددمکراتیک که بر پیشوای مقتدر و تمرکز دولت بر هویت ملی تأکید دارد. ۶. کاپیتالیسم (سرمایه‌داری): نظام اقتصادی مبتنی بر مالکیت خصوصی و بازار آزاد که در آن رقابت و سود، تولید و قیمت‌گذاری را هدایت می‌کنند. نابرابری اقتصادی در این نظام محتمل است، مگر اینکه مقررات و سیاست‌های بازتوزیعی وجود داشته باشند. ۷. امپریالیسم: سیاست یا فرآیند گسترش نفوذ و کنترل یک کشور بر سرزمین‌ها یا کشورهای دیگر (از طریق ابزارهای سیاسی، اقتصادی یا نظامی) به سود کشور سلطه‌گر. ۸. فمینیسم: جنبش و نظریه‌ای که خواستار برابری جنسیتی در حقوق، فرصت‌ها و موقعیت اجتماعی است و علیه تبعیض و ساختارهای نابرابر مبارزه می‌کند. ۹. مارکسیسم: نظریه‌ی اجتماعی-اقتصادی برگرفته از آثار کارل مارکس که بر تحلیل تاریخی و طبقاتی جامعه، نقد سرمایه‌داری و پیش‌بینی گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم و سپس کمونیسم تأکید دارد. ۱۰. پوپولیسم (مردم‌گرایی): سبکی سیاسی که خود را نماینده‌ی «مردم عادی» در برابر «نخبگان» معرفی می‌کند. این جریان می‌تواند چپ‌گرا یا راست‌گرا باشد و معمولاً با شعارهای ساده‌گرایانه و وعده‌های جذاب همراه است. #ایسم #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
373
7
این اجماع، به طرح‌ریزی عملیات آژاکس (کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) و سقوط دولت ملی مصدق انجامید.
1
8
🔰 چرا مصدق در جریان ملی‌شدن صنعت نفت به آمریکا روی آورد؟ گرایش دکتر محمد مصدق به ایالات متحده در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت (۱۳۲۹–۱۳۳۲)، یکی از پیچیده‌ترین و فراگیرترین فرازهای تاریخ دیپلماسی معاصر ایران است. بررسی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این تصمیم نه از روی ناآگاهی یا «ساده‌انگاری شتاب‌زده»، بلکه حاصل محاسبه‌ای استراتژیک بر پایه خوانش خاصی از نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم بود. ۱. نظریه «موازنه منفی» و تاکتیک جست‌وجوی «نیروی سوم» همایون کاتوزیان در تحلیل اندیشه سیاسی مصدق نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران در طول سده‌های ۱۹ و اوایل سده‌ی ۲۰ عموماً بر پایه «موازنه مثبت» می‌چرخید؛ بدین معنا که حاکمان برای مهار فشار یکی از دو قدرت استعماری (بریتانیا یا روسیه)، امتیازی هم‌وزن به قدرت دیگر واگذار می‌کردند. مصدق با رد این چارچوب سنتی، دکترین «موازنه منفی» را بنیان نهاد که به معنای نفی هرگونه امتیاز به هر یک از قدرت‌های بزرگ بود. بااین‌حال، برای خنثی‌سازی فشار بریتانیا در بحران نفت، او به‌عنوان یک تاکتیک عملی به دنبال جلب حمایت آمریکا به‌عنوان یک «نیروی سوم» رفت. در آن برهه، آمریکا هنوز سابقه‌ی استعماری مستقیمی در منطقه نداشت و در افکار عمومی نخبگان ملی‌گرا، دولتی مدرن، تجددخواه و مخالف استعمار کهن اروپایی شناخته می‌شد. ۲. ادراک از ژست ضداستعماری آمریکا و الگوی آرامکو بر اساس پژوهش‌های مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان، رفتار نخستین ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، این ادراک را در هیئت حاکمه‌ی ایران ایجاد کرد که واشنگتن با استعمار مستقیم اروپایی زاویه دارد. برای نمونه، قرارداد ۵۰-۵۰ آرامکو با عربستان در سال ۱۹۵۰ (۱۳۲۹) در اذهان عمومی ایران چنین تفسیر شد که آمریکا حامیِ تقسیم عادلانه‌ی درآمدهای نفتی است؛ حال آنکه شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) از اعطای سهمی عادلانه به ایران سر باز می‌زد. هم‌چنین، با آغاز بحران نفت، دولت هری ترومن با دخالت نظامی بریتانیا در پالایشگاه آبادان مخالفت کرد و فرستادگانی مانند اورل هریمن را برای میانجی‌گری روانه‌ی تهران ساخت. این رویکرد ظاهراً بی‌طرفانه، مصدق را قانع کرد که آمریکا می‌تواند نقش میانجی عادلی ایفا کند. ۳. محاصره‌ی اقتصادی بریتانیا و نیاز به جایگزین مالی به تحلیل مری آن هیس در بررسی تحریم بین‌المللی نفت ایران، پس از تصویب قانون ملی‌شدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹، بریتانیا با اعزام ناوهای جنگی، تهدید خریداران نفت و مسدود کردن دارایی‌های پوندی ایران در بانک‌های لندن، شریان اقتصادی کشور را قطع کرد. مصدق برای پیاده‌سازی استراتژی «اقتصاد بدون نفت» و اداره‌ی کشور، نیازمند پشتیبانی مالی فوری بود. او جلب حمایت آمریکا را تنها مسیر ممکن برای: دریافت وام از بانک جهانی یا بهره‌مندی از کمک‌های فنی «اصل چهار ترومن» و ورود شرکت‌های مستقل نفتی آمریکایی به بازار ایران برای شکستن انحصار و تحریم تجاری بریتانیا می‌دانست. ۴. به‌کارگیری اهرم «خطر کمونیسم» در جنگ سرد برخی پژوهشگران تاریخ سیاسی اشاره می‌کنند که مصدق کوشید از دو قطبی جنگ سرد به‌عنوان یک اهرم چانه‌زنی استفاده کند. بزرگ‌ترین کابوس ژئوپلیتیک واشنگتن در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰، توسعه‌ی نفوذ شوروی به سمت آب‌های گرم خلیج فارس بود. مصدق در گفت‌وگو با دیپلمات‌های آمریکایی (نظیر لوی هندرسون) بارها یادآور شد که اگر فشار اقتصادی بریتانیا دولت قانونی ایران را فلج کند، کشور دچار فروپاشی شده و حزب توده (کمونیست‌ها) قدرت را به دست خواهند گرفت. اما او در این محاسبه، اهمیت راهبردیِ اتحاد با بریتانیا را برای آمریکا دست‌کم گرفت و تصور می‌کرد که ترس واشنگتن از شوروی، بر روابط دیرینه‌اش با لندن اولویت دارد؛ حال آنکه آمریکایی‌ها نگران بودند مبادا سیاست‌های مصدق خود به افزایش نفوذ کمونیست‌ها دامن بزند. ۵. چرا محاسبات دیپلماتیک مصدق ناکام ماند؟ بررسی‌ها نشان می‌دهند که خطای اصلی در محاسبات مصدق، ناشی از دو عامل کلیدی بود: ▪️منطق ساختاری سرمایه‌داری نفتی: به تعبیر آبراهامیان، اگرچه واشنگتن و لندن بر سر منافع شرکتی رقابت داشتند، اما در یک اصل کلی متفق‌القول بودند: عدم ایجاد خط‌مشی و الگویی که در آن یک کشور جهان‌سومی بتواند کنترل کامل منابع نفتی خود را در دست گیرد؛ زیرا این امر خطری مستقیم برای سرمایه‌گذاری‌های نفتی آمریکا در سراسر جهان محسوب می‌شد. ▪️تغییر دولت در واشنگتن و نقش بریتانیا: اگرچه نشانه‌های تغییر رویکرد از اواخر دوران ترومن آشکار شده بود، اما با روی کار آمدن دوایت آیزنهاور و برادران دالس، دکترین آمریکا به‌کلی از «میانجی‌گری» به «مداخله‌گری سخت» تغییر یافت. در این فضای جدید، بریتانیا موفق شد تیم کاخ سفید را قانع کند که مصدق نه‌تنها توانایی مهار کمونیسم را ندارد، بلکه خود عاملی برای بی‌ثباتی و تهدید منافع غرب است.
349
9
#علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
1
10
مرور یک فریب تاریخی؛ 🔰اعراب چگونه با وعده بریتانیا، امپراتوری عثمانی را زمین زدند؟ ​شورش عربی علیه امپراتوری عثمانی در خلال جنگ جهانی اول، یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر خاورمیانه است؛ رخدادی که در کنار عملیات نظامی متفقین، به تضعیف حاکمیت عثمانی در سرزمین‌های اسلامی و عربی کمک کرد و زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم سیاسی تازه‌ای در منطقه شد. تحولات آن دوره را باید حاصل تلاقی منافع بریتانیا، مطالبات رهبران عرب، رقابت قدرت‌های اروپایی و ضعف روزافزون امپراتوری عثمانی دانست. ▪️​نقش «لارنس عربستان» در شورش اعراب علیه عثمانی ​​توماس ادوارد لارنس، افسر اطلاعاتی، باستان‌شناس و نویسنده بریتانیایی، از جمله افرادی است که همواره نقش پررنگ وی در شورش اعراب علیه امپراتوری عثمانی بیان شده است. لارنس پیش از شروع جنگ در شام و میان‌رودان فعالیت کرده بود. آشنایی او با زبان عربی، جغرافیای منطقه و شبکه‌های محلی، سبب شد در دوران جنگ به‌عنوان رابط بریتانیا با نیروهای عربی عمل کند. نقش او در هدایت، هماهنگی، مشاوره، انتقال منابع و جلب پشتیبانی بریتانیا در تعیین سرنوشت نهایی نبرد مهم و حیاتی بود. ▪️​هدف اعراب و وعده‌های مبهم بریتانیا ​با آغاز جنگ، امپراتوری عثمانی در کنار آلمان قرار گرفت. بریتانیا برای دفاع از کانال سوئز و منافعش در خلیج فارس، به همکاری با «شریف حسین بن علی» (امیر مکه) روی آورد. این همکاری بر پایه مکاتباتی شکل گرفت که در سال‌های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ میان او و کمیسر عالی بریتانیا در مصر (سر هنری مک‌ماهون) ردوبدل شد: ​شریف حسین خواهان به‌رسمیت‌شناختن استقلال یک دولت یکپارچه عربی بود که حجاز، شام، عراق و دیگر مناطق عربی را در بر گیرد. ​ بریتانیا اصل استقلال عربی را پذیرفت اما حدود دقیق این استثناها (به‌ویژه درباره سرزمین‌های ساحلی سوریه و فلسطین) مبهم باقی ماند و بعدها به کانون اختلاف تبدیل شد. ▪️​شورش عربی چگونه پیش رفت؟ ​این شورش در ژوئن ۱۹۱۶ از حجاز آغاز شد. نیروهای وابسته به شریف حسین با پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیکی بریتانیا وارد نبرد شدند. استراتژی آن‌ها بر جنگ نامنظم استوار بود: ▫️​عملیات چریکی: نیروهای عرب به‌جای درگیری‌های گسترده با ارتش عثمانی، به حملات سریع، کمین و تخریب مواضع آسیب‌پذیر در جغرافیای بیابانی روی آوردند. ▫️​فلج کردن راه‌آهن حجاز: این خط، شاهراه ارتباطی عثمانی میان دمشق و مدینه بود. حمله مداوم به ریل‌ها و قطارها، عثمانی را ناگزیر ساخت منابع قابل‌توجهی را صرف حفاظت از این مسیر کند و در جبهه‌های اصلی تضعیف شود. ▫️​تصرف عقبه (۱۹۱۷): این بندر استراتژیک به دست نیروهای عرب تحت فرمان «عوده ابوتایه» و با مشارکت فیصل و لارنس تصرف شد. حمله غافلگیرانه از سمت خشکی، به بریتانیا امکان داد تا پشتیبانی دریایی مؤثری از نیروهای عرب فراهم کند. ▫️​پیشروی به سوی دمشق (۱۹۱۸): نیروهای عرب در هماهنگی با ارتش بریتانیا (به فرماندهی ژنرال آلنبی) به سوی شمال پیش رفتند و در نهایت دمشق از کنترل عثمانی خارج شد. این پیروزی بخشی از عملیات گسترده‌تر متفقین در جبهه شام بود. ▪️▪️​توافق‌های پنهانی و تعارض وعده‌ها ​هم‌زمان با این نبردها، قدرت‌های اروپایی در حال مذاکره درباره آینده خاورمیانه بودند که اعتماد میان اعراب و لندن را به‌شدت تضعیف کرد: ​۱. توافق محرمانه سایکس–پیکو (۱۹۱۶): توافقی میان بریتانیا و فرانسه برای تعیین حوزه‌های نفوذ بود. بر این اساس، فرانسه در سوریه و لبنان دست بالا را داشت و عراق و بخش‌هایی از فلسطین و اردن سهم بریتانیا می‌شد. ۲. اعلامیه بالفور (۱۹۱۷): بریتانیا رسماً از ایجاد «خانه ملی برای یهودیان» در فلسطین حمایت کرد. این اعلامیه در تعارض آشکار با خواست رهبران عرب برای حاکمیت بر فلسطین بود و به یکی از ریشه‌های منازعه تاریخی این منطقه تبدیل شد. ▪️▪️​نتیجه جنگ و استقرار نظام قیمومیت ​پس از فروپاشی عثمانی، دولت بزرگ و یکپارچه‌ای که اعراب انتظار داشتند شکل نگرفت. در کنفرانس «سن‌رمو» (۱۹۲۰)، جامعه ملل نظام «قیمومیت» را تصویب کرد: ​عراق و فلسطین (و بعدها شرق اردن) زیر قیمومیت بریتانیا قرار گرفتند. ​سوریه و لبنان به قیمومیت فرانسه درآمدند. ​این نظم تازه، با مقاومت‌های گسترده‌ای از جمله انقلاب ۱۹۲۰ عراق و مقاومت سوری‌ها و فلسطینیان روبه‌رو شد و خاورمیانه مرزبندی‌های جدیدی را زیر سایه قدرت‌های اروپایی تجربه کرد. ▪️▪️​سرنوشت لارنس لارنس پس از جنگ، از سیاست بریتانیا و سرنوشت متحدان عرب خود ناخرسند بود و احساس خیانت به آنان می کرد. او در کنفرانس صلح پاریس تلاش کرد از مطالبات اعراب حمایت کند، اما در برابر استقرار نظام قیمومیت ناکام ماند. او سپس از شهرت عمومی گریخت، مدتی با نام‌های مستعار در ارتش خدمت کرد و سرانجام در سال ۱۹۳۵ در یک سانحه موتورسیکلت جان باخت. کتاب مشهور او، «هفت رکن حکمت»، روایتی ادبی و شخصی از همین تجربه تاریخی است.
451
11
​نتیجه‌گیری ​​پاسخ به این ادعا که «ایران دریای خزر را فروخته است»، بر خلاف فضاسازی و شایعه سازی های رسانه‌ای منفی است. کنوانسیون آکتائو یک مصالحه حقوقی و امنیتی پیچیده است که هرچند دستاوردهای نظامی و امنیتی مهمی برای دفع تهدیدات خارجی در مرزهای شمالی دارد، اما در حوزه اقتصاد انرژی و قراردادهای دو جانبه و چندجانبه همسایه‌ها درباره بستر دریا، همچنان نیازمند دیپلماسی هوشمندانه و توافقات تکمیلی است تا منافع ملی ایران به صورت کامل تضمین شود.
563
12
آیا ایران دریای خزر را به روسیه فروخته است؟ ​ارسال لایحه «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» به مجلس پس از سال‌ها توقف، بار دیگر شایعه «فروش خزر به روسیه» و ادعای کاهش سهم ایران را در افکار عمومی داغ کرده است. اما واقعیتِ ماجرا بسیار پیچیده‌تر از این روایت‌های جنجالی است. کنوانسیون آکتائو نه سند فروش خزر است و نه سند نهاییِ تعیین سهم ایران؛ بلکه یک چارچوب حقوقی و امنیتی برای دریایی است که پس از فروپاشی شوروی، از یک مسئله دوجانبه به پرونده‌ای پنج‌جانبه تغییر شکل داد. سهم ایران پیش از فروپاشی شوروی چقدر بود؟ ​تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دریای خزر عملاً میان ایران و شوروی تعریف می‌شد. برخلاف تصور رایج عموم، در معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ هیچ ماده‌ای مبنی بر مالکیت ۵۰ درصدی ایران و ۵۰ درصدی شوروی بر کل دریا و منابع آن وجود نداشت. این معاهدات بیشتر بر حق استفاده مشترک از سطح آب (نظیر کشتیرانی، تجارت و ماهیگیری) متمرکز بودند و مرز دقیق آبی یا سهم کشورها از منابع بستر دریا در آن‌ها تعیین نشده بود. ​تغییر معادلات با فروپاشی شوروی ​با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، به جای یک همسایه در شمال، چهار کشور جدید (روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان) در سواحل خزر ظاهر شدند. این موضوع ضرورت تدوین یک رژیم حقوقی جدید را ایجاد کرد. مذاکرات طولانی میان این پنج کشورِ ساحلی بیش از دو دهه به طول انجامید و سرانجام در سال ۲۰۱۸ به امضای «کنوانسیون آکتائو» در قزاقستان منجر شد. با این حال، اجرای کامل این سند برای ایران همچنان در گرو تصویب نهایی در مجلس شورای اسلامی است. ​کنوانسیون آکتائو پهنه آبی خزر را چگونه تقسیم می‌کند؟ ​بر اساس این کنوانسیون، آب‌های دریای خزر به این شکل تفکیک می‌شوند: ​۱۵ مایل دریایی: آب‌های سرزمینی هر کشور. ​۱۰ مایل دریایی (مازاد بر آب‌های سرزمینی): منطقه انحصاری ماهیگیری. ​باقی‌مانده پهنه آبی: منطقه مشترک برای کشتیرانیِ شناورهای هر پنج کشور. ​بنابراین از منظر کشتیرانی، هیچ کشوری نمی‌تواند به‌طور یک‌جانبه مانع عبور شناورهای ایرانی در آب‌های مشترک شود. ​ماجرای سهم ۱۳ درصدی چیست؟ ​حساس‌ترین بخش ماجرا مربوط به بستر و زیربستر دریای خزر (محل قرارگیری منابع نفت و گاز) است. نکته مهم این است که در کنوانسیون آکتائو هیچ عدد و درصدی (نه ۱۳ درصد، نه ۲۰ درصد و نه هیچ فرمول دیگری) برای سهم ایران یا سایر کشورها تعیین نشده است. تعیین حدود بستر دریا به توافق‌های دوجانبه و چندجانبهِ بعدی میان کشورهای هم‌جوار موکول شده است؛ و اتفاقاً همین مسئله نقطه اصلی اختلاف میان موافقان و مخالفان در داخل ایران است. ​استدلال موافقان و نگرانی‌های مخالفان ​موافقان کنوانسیون (نگاه امنیتی): موافقان معتقدند این سند دستاورد بزرگی برای امنیت ملی است؛ زیرا حضور نیروهای نظامی کشورهای غیرساحلی را در خزر ممنوع می‌کند. طبق این قرارداد، هیچ کشور ساحلی حق ندارد قلمرو خود را در اختیار قدرت‌های خارجی (مانند آمریکا و ناتو) برای اقدام نظامی، جاسوسی یا تجاوز به دیگران قرار دهد. ​مخالفان کنوانسیون (نگاه اقتصادی و ژئوپلیتیک): منتقدان نگران پیامدهای اقتصادی و ترانزیتیِ واگذاریِ تعیین مرزهای بستر دریا به توافقاتِ بعدی هستند. نگرانی عمده آن‌ها هموار شدن مسیر برای پروژه‌هایی نظیر خط لوله ترانس‌خزر است که می‌تواند گاز ترکمنستان را از کف دریا به جمهوری آذربایجان و سپس اروپا منتقل کند. این اتفاق نقش ایران در سوآپ گازی را کمرنگ کرده و وزن ژئوپلیتیکی تهران را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، تقویت جایگاه ترانزیتی جمهوری آذربایجان می‌تواند به پیشبرد پروژه‌های حساسی نظیر «کریدور زنگزور» کمک کرده و دسترسی مرزی ایران به ارمنستان را با چالش مواجه کند. ​دو ابهام مهم حقوقی و جغرافیایی ​۱. خط موهوم آستارا – حسینقلی: برخی نگران‌اند که این خطِ فرضی که ریشه در رویه‌های یک‌جانبه دوران شوروی دارد، مرز ایران شناخته شود. اما موافقان تاکید دارند که این خط در کنوانسیون آکتائو مبنای حقوقی پیدا نکرده و ایران همواره به آن معترض بوده است. ​۲. اصل انصاف و شکل هندسی سواحل ایران: ساحل ایران در دریای خزر نسبت به سایر کشورها حالت مقعر و فرورفته دارد. اگر تقسیم‌بندی صرفاً بر اساس «خط میانی» (روش‌های مکانیکی) انجام شود، سهم ایران به‌شدت کاهش می‌یابد. به همین دلیل، هیئت ایرانی در مذاکرات بر «اصل انصاف» تاکید داشته است. در متن کنوانسیون نیز قید شده که اگر شکل ساحل، کشوری را در وضعیت نامساعد قرار دهد، این موضوع باید در تعیین خطوط مبدأ لحاظ شود.
618
13
🔰آیا ایران دریای خزر را به روسیه فروخته است؟ ​ارسال لایحه «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» به مجلس پس از سال‌ها توقف، بار دیگر شایعه «فروش خزر به روسیه» و ادعای کاهش سهم ایران را در افکار عمومی داغ کرده است. اما واقعیتِ ماجرا بسیار پیچیده‌تر از این روایت‌های جنجالی است. کنوانسیون آکتائو نه سند فروش خزر است و نه سند نهاییِ تعیین سهم ایران؛ بلکه یک چارچوب حقوقی و امنیتی برای دریایی است که پس از فروپاشی شوروی، از یک مسئله دوجانبه به پرونده‌ای پنج‌جانبه تغییر شکل داد. ◀️ متن کامل یادداشت‌ را در اینستاگرام بخوانید 👇👇 https://www.instagram.com/p/DbsL9tgDFFv/?igsh=MXFtbXgxNTd4NWw2Mg==
1
14
🔰 چرا جنبش مشروطه ایران ناموفق بود؟ ۱۴ مرداد یادآور صدور فرمان مشروطه است؛ روزی که مظفرالدین‌شاه قاجار در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، در پی اعتراضات گسترده مردم، روحانیون و روشنفکران، به محدود شدن قدرت مطلقه پادشاه و تأسیس مجلس شورای ملی تن داد. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود، زیرا برای نخستین بار مفاهیمی چون «حاکمیت قانون»، «پارلمان» و «حقوق شهروندی» را به‌صورت جدی وارد سپهر سیاسی کشور کرد. با این حال، این نهضت بزرگ با گذشت اندک زمانی با بحران‌های پیاپی مواجه شد و نتوانست به اهداف اولیه خود یعنی برقراری یک نظام دموکراتیک پایدار، توسعه سیاسی و امنیت ملی دست یابد. در نهایت، این ناکامی‌ها و هرج‌ومرجِ پس از آن، از عوامل مهمِ زمینه‌ساز برآمدن حکومت اقتدارگرای رضاخان بود. برای بررسی دلایل ناکامی این جنبش، مورخان عوامل را به دو دسته کلی داخلی و خارجی تقسیم می‌کنند که می توانیم به مواردی از این قبیل اشاره داشته باشیم: ۱. ریشه‌ها و عوامل داخلی ▪️▪️شکاف‌های عمیق فکری و ایدئولوژیک: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مشروطه، تضاد میان درک گروه‌های مختلف از مفهوم «آزادی» و «قانون» بود. روشنفکران سکولار به دنبال قوانین عرفی و مدل‌های غربی بودند، در حالی که بخشی از روحانیون، به‌ویژه طیف مشروعه‌خواه به رهبری شیخ فضل‌الله نوری، خواستار تطبیق قوانین با شرع اسلام بودند. در مقابل، گروهی دیگر از روحانیون برجسته مانند آخوند خراسانی، مازندرانی و نایینی از مشروطه حمایت می‌کردند و آن را با اسلام ناسازگار نمی‌دانستند. همین تنوع دیدگاه در میان علما و روشنفکران سکولار باعث پیچیدگی، چنددستگی و تضعیف انسجام رهبری نهضت شد. ▪️▪️فقدان تجربه سیاسی و نهادهای مدنی: جامعه ایران پیش از آن تجربه گسترده‌ای از مشارکت سیاسی، تحزب و دموکراسی نداشت. ناآشنایی مردم و حتی بسیاری از نخبگان با سازوکارهای پارلمانی، باعث شد تا مجلس به جای محلی برای قانون‌گذاری، به صحنه درگیری‌های شخصی و جناحی تبدیل شود. ▪️▪️ضعف شدید دولت مرکزی و گسترش ناامنی: با تضعیف قدرت و اقتدار شاه، دولت مرکزی اقتدار خود را از دست داد. در نتیجه، ایلات، عشایر، خان‌های محلی و راهزنان در گوشه و کنار کشور سر به شورش برداشتند. این ناامنی فراگیر باعث شد تا بخش عمده‌ای از مردم از مشروطه سرخورده شوند و برای حفظ جان و مال خود، خواهان روی کار آمدن یک دولت استبدادی دیگر شوند. ▪️▪️بحران‌های اقتصادی و فقر: خزانه خالی به‌جا مانده از دوران قاجار، نظام مالیاتی ناکارآمد و فساد اداری، دولت‌های مشروطه را در تأمین نیازهای اولیه کشور فلج کرده بود. تورم، بیکاری و قحطی، امید مردم به بهبود شرایط اقتصادی پس از جنبش مشروطه را به یأس تبدیل کرد. ۲. نقش ویرانگر عوامل خارجی ▪️▪️مداخلات مستقیم روسیه و انگلیس: دو ابرقدرت آن زمان یعنی روسیه تزاری و امپراتوری بریتانیا، یک ایرانِ قدرتمند و دموکراتیک را در تضاد با منافع استعماری خود می‌دیدند. اوج این مداخله در قرارداد ۱۹۰۷ نمایان شد که ایران را بدون اطلاع دولت مشروطه، به دو منطقه نفوذ (روس در شمال، انگلیس در جنوب) تقسیم کردند. روسیه تزاری همواره از محمدعلی‌شاه در سرکوب مشروطه‌خواهان حمایت می‌کرد و در نهایت مجلس اول توسط کلنل لیاخوف روسی به توپ بسته شد. ▪️▪️جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸): با وجود اعلام بی‌طرفی ایران، خاک کشور به میدان نبرد نیروهای روس، عثمانی و انگلیس تبدیل شد. این اشغال نظامی شیرازه اقتصاد و امنیت ایران را به طور کامل از هم پاشید و منجر به «قحطی بزرگ» شد که جان شمار بسیار زیادی از ایرانیان را گرفت. در چنین شرایط فاجعه‌باری، بقای کشور در اولویت قرار گرفت و آرمان‌های مشروطه‌خواهی به حاشیه رفت. ▪️▪️نتیجه‌گیری اگرچه جنبش مشروطه در تثبیت یک نظام دموکراتیکِ باثبات در کوتاه‌مدت ناموفق بود، اما در نگاه کلان تاریخی نمی‌توان آن را یک «شکست مطلق» نامید. مشروطه بذر مفاهیم مدرنی چون قانون‌گرایی، تفکیک قوا و حقوق شهروندی را در ذهنیت جامعه ایرانی کاشت. نهادهایی مانند مجلس شورای ملی، قانون اساسی و مطبوعات آزاد، هرچند با فراز و نشیب، یادگار این دوران هستند که مسیر تاریخ ایران را برای همیشه تغییر دادند. ▪️▪️منابع برای مطالعه بیشتر: ✔️ ایران بین دو انقلاب اثر یرواند آبراهامیان ✔️ تاریخ مشروطه ایران اثر احمد کسروی ✔️ مشروطه ایرانی اثر ماشاءالله آجودانی ✔️ ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران اثر فریدون آدمیت #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
490
15
✍ چرا ترامپ مدام از حمله به زیرساخت‌های ایران عقب‌نشینی می‌کند؟ ​از آغاز تجاوزات و حملات نظامی آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا به امروز، شاهد بوده‌ایم که دونالد ترامپ با طرح بهانه‌های مختلف، بارها از تهدید حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران عقب‌نشینی کرده است. اما سوال کلیدی اینجاست: چرا واشنگتن با وجود عبور از خط قرمز درگیری نظامی، تاکنون تهدید علیه زیرساخت‌های مهم را عملی نکرده است؟ ​در پاسخ به این پرسش می‌توان به سه عامل استراتژیک و مرتبط با هم اشاره کرد: ​۱. موازنه تهدید و توانمندی پاسخگویی متناظر ایران نخستین عامل، توانمندی اثبات‌شده‌ی ایران در پاسخگویی است. تحولات ماه‌های اخیر نشان داد که ایران هم اراده و هم توانایی لازم برای واکنش متناسب را دارد و اهداف متناظر آمریکا و هم‌پیمانانش را با دقت مورد اصابت قرار داده است. اگر ایران فاقد این اراده یا توانایی بود، آمریکا و اسرائیل تاکنون هیچ زیرساختی را در امان نگذاشته بودند و تهدیداتشان مدت‌ها پیش عملی شده بود. ​۲. خطر فروپاشی اقتصاد منطقه‌ای و جهانی مورد دوم، تهدید معتبر و جدی ایران مبنی بر نابودی زیرساخت‌های حیاتی کشورهای میزبان و حامی دشمن در صورت آسیب دیدن زیرساخت‌های داخلی است. با توجه به اثبات اراده ایران در بند اول، عملی شدن این سناریو می‌تواند کشورهای منطقه را در چشم‌برهم‌زدنی در عصر تاریکی فرو ببرد. از آنجا که خاورمیانه شریان انرژی و محل سرمایه‌گذاری کلان کشورهای غربی است، چنین اتفاقی اقتصاد منطقه را متلاشی کرده و با ضریبی چند برابرِ بسته شدن تنگه هرمز، اقتصاد جهان را در شوک بی‌سابقه‌ای فرو خواهد برد؛ هزینه‌ای که آمریکا به هیچ‌وجه قادر به توجیه آن برای متحدانش نخواهد بود. ​۳. بن‌بست نظامی آمریکا و از بین رفتن ارزش «تهدید» از منظر استراتژیک، یک تهدید تنها تا زمانی کارکرد ابزار قدرت را دارد که عملی نشده باشد؛ با اجرای آن، تهدید ماهیت ابزاری خود را از دست داده و صرفاً با پیامدهای پس از آن سنجیده می‌شود که نتایج آن برای کاخ سفید بسیار پرهزینه است. از سوی دیگر، در جریان درگیری‌های پس از ۹ اسفند، آمریکا بسیاری از اهداف مدنظر خود را در ایران بمباران کرده اما به نتیجه استراتژیک مطلوبی دست نیافته است. در این شرایط، حمله به زیرساخت‌ها به منزله «آخرین تیر در ترکش» واشنگتن است. پس از شلیک این تیر، آمریکا با کشوری روبه‌رو خواهد شد که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بسیار سرسختانه‌تر از قبل خواهد جنگید. این چشم‌انداز، به‌ویژه در شرایطی که ترامپ به دنبال یافتن راهی برای خروج از این باتلاق از طریق نوعی تفاهم یا توافق است، برای او یک کابوس سیاسی محسوب می‌شود. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
625
16
🔰 ریشه یک واژه؛ چرا نام «خاورمیانه» استعماری است؟ جغرافیا همیشه صرفاً درباره‌ی کوه‌ها، رودها و مرزهای طبیعی نیست؛ گاهی کلمات و نام‌هایی که روی نقشه‌ها می‌نشینند، بیش از آنکه حاصل عوارض زمین‌شناختی باشند، زاییده‌ی سیاست، موازنه قدرت و جهان‌بینی امپراتوری‌ها هستند. اصطلاح «خاورمیانه» دقیقاً یکی از همین واژه‌هاست؛ نامی که امروزه هویت منطقه‌ای ما را تعریف می‌کند، اما ریشه‌اش نه در فرهنگ و تاریخ شرق، که در نگاه مرکزپندارانه‌ی غرب استعمارگر قرار دارد. زادگاه یک نام: از دفاتر دیپلماسی تا اتاق‌های جنگ برای درک ریشه‌های استعماری این واژه، باید به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بازگشت. نخستین ردپای ثبت‌شده از این اصطلاح به دهه ۱۸۵۰ میلادی و دیوان‌سالاری «اداره هند بریتانیا» بازمی‌گردد. اما کسی که این واژه را در سطح جهان بر سر زبان‌ها انداخت، آلفرد تایر ماهان، دریادار و استراتژیست نظامی آمریکایی بود. او در سال ۱۹۰۲ در مقاله‌ای با عنوان «خلیج فارس و روابط بین‌الملل» اصطلاح «خاورمیانه» را به‌کار برد. هدف ماهان اصلاً تعریف یک هویت فرهنگی یا جغرافیایی برای مردم منطقه نبود؛ او از منظر جغرافیای نظامی و برای بریتانیا نسخه می‌پیچید. او منطقه‌ی بین شبه‌جزیره‌ی عربستان و هند (به‌ویژه حوزه‌ی خلیج فارس) را نقطه‌ای حیاتی می‌دید که امپراتوری بریتانیا برای حفظ هند، که نگین تاج استعمارش بود، باید بر خطوط مواصلاتی دریایی آن مسلط می‌شد. مدتی بعد، ولنتاین چیرول، خبرنگار روزنامه‌ی تایمز لندن، این واژه را در سلسله‌مقالات خود تثبیت کرد. با فروپاشی امپراتوری عثمانی و بعدتر با تشکیل «فرماندهی خاورمیانه» توسط ارتش بریتانیا در قاهره (سال ۱۹۳۹ میلادی)، این اصطلاح از یک واژه‌ی نظامی-استراتژیک، به یک جغرافیای رسمی و تثبیت‌شده در ادبیات بین‌المللی تبدیل شد. مرکز جهان کجاست؟ (تقسیم‌بندی از نگاه لندن) اصطلاح «خاورمیانه» تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که مبدأ و مرکز جهان را اروپا (و به‌طور خاص گرینویچِ لندن) فرض کنیم. استعمارگران بریتانیایی، جهانِ شرقِ خود را بر اساس میزان فاصله‌اش از لندن به سه بخش تقسیم کردند: ▪️خاور نزدیک (Near East): مناطقی که به اروپا نزدیک‌تر بودند؛ شامل بالکان، امپراتوری عثمانی و شرق مدیترانه (که بعدها با کمرنگ شدن نقش بالکان، این مفهوم در خاورمیانه ادغام شد). ▪️خاورمیانه (Middle East): منطقه‌ی میانی که در اصل از خلیج فارس تا مرزهای هند امتداد داشت و پل ارتباطی غرب با مستعمرات شرقی بود. ▪️خاور دور (Far East): سرزمین‌های دوردستِ شرق آسیا مانند چین، ژاپن، کره و جنوب شرق آسیا. این نام‌گذاری، تمامیت یک جغرافیا و کثرت فرهنگی و تاریخی ده‌ها ملت را تنها به «فاصله‌ی مکانی آن‌ها تا پایتخت استعمار» تقلیل داد. میراث یک نام؛ چرا هنوز مهم است؟ نام‌ها قدرت دارند و به تفکر ما شکل می‌دهند. وقتی ساکنان منطقه‌ای، خود و سرزمین‌شان را با متر و معیار «میزان فاصله از مرکز استعمار» تعریف کنند، نوعی استعمارزدگی زبانی و شناختی رخ داده است. برای ما که در این جغرافیا زندگی می‌کنیم، این سرزمین نه «میانه» است و نه «شرقِ کسی»؛ اینجا منطقه‌ای مستقل با هویت، تاریخ و پیوندهای عمیق فرهنگی است. امروزه بسیاری از تحلیل‌گران، جغرافی‌دانان و پژوهشگران مستقل تلاش می‌کنند تا با جایگزین کردن عباراتی دقیق‌تر و اصیل‌تر مانند «غرب آسیا»، چارچوب‌های تحمیلی استعمار را کنار بزنند و جغرافیای منطقه را از نو و از زاویه‌ی دید مردم آن روایت کنند. وقت آن رسیده که یادآوری کنیم: نباید جغرافیای خود را با دوربین‌های نظامی و استعماری قرن بیستم به نظاره بنشینیم. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
706
17
🔰کدام کشورها در یک قرن اخیر "مرگ بر آمریکا" گفتند ▫️فهرست مهم‌ترین حملات نظامی، تهاجم‌ها و مداخله‌های مستقیم ارتش آمریکا در کشورهای مختلف طی ۱۰۰ سال اخیر (از ۱۹۲۶ تا ۲۰۲۶) ▪️​۲۰۲۶: حمله به ایران به بهانه تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای ▪️​۲۰۱۴: حمله و مداخله نظامی در سوریه به بهانه مبارزه با داعش ▪️​۲۰۱۱: حمله نظامی و بمباران لیبی به بهانه حمایت از غیرنظامیان و سرنگونی قذافی ▪️​۲۰۰۳: حمله گسترده و اشغال عراق به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی ▪️​۲۰۰۱: حمله و اشغال افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم و گروه‌های القاعده و طالبان ▪️​۱۹۹۹: بمباران یوگسلاوی (صربستان) توسط ناتو و آمریکا به بهانه بحران کوزوو ▪️​۱۹۹۴: مداخله نظامی و ورود نیروها به هائیتی برای بازگرداندن حکومت ارستید ▪️​۱۹۹۳: مداخله نظامی گسترده در سومالی به بهانه عملیات حفظ صلح و توزیع کمک‌ها ▪️​۱۹۹۱: حمله به عراق (جنگ اول خلیج فارس) به بهانه آزادسازی کویت از اشغال ارتش بعث ▪️​۱۹۸۹: حمله نظامی و اشغال پاناما به بهانه دستگیری مانوئل نوریگا (رئیس‌جمهور وقت) ▪️​۱۹۸۳: حمله نظامی و اشغال جزیره گرانادا به بهانه حفاظت از شهروندان آمریکایی و مقابله با حکومت کمونیستی ▪️​۱۹۶۵: مداخله نظامی و گسیل نیروها به جمهوری دومینیکن در پی جنگ داخلی این کشور ▪️​۱۹۶۴: ورود رسمی و حمله گسترده به ویتنام به بهانه حادثه خلیج تونکین و مقابله با کمونیسم ▪️​۱۹۶۱: حمله ناموفق به کوبا (عملیات خلیج خوک‌ها) با هدایت سیا برای سرنگونی فیدل کاسترو ▪️​۱۹۵۸: مداخله نظامی و پیاده کردن نیرو در لبنان برای حمایت از دولت کمیل شمعون ▪️​۱۹۵۰: ورود به جنگ کره به بهانه مقابله با پیشروی نیروهای کره شمالی ▪️​۱۹۴۱: ورود رسمی به جنگ جهانی دوم و حمله به مواضع نیروهای محور (آلمان، ژاپن و ایتالیا) پس از حمله به پرل هاربر ▪️​۱۹۲۶: اشغال مجدد نیکاراگوئه به بهانه محافظت از منافع آمریکا در جریان جنگ داخلی این کشور #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
677
18
🔰 کارکرد رضا پهلوی برای واشنگتن و تل‌آویو؛ «آلترناتیو» یا «ابزار آشوب»؟ ​در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات امنیت ملی، «اپوزیسیون‌سازی» یکی از ابزارهای کم‌هزینهٔ قدرت‌های مداخله‌گر برای اعمال فشار بر کشورهای هدف است. در این میان، مدت‌هاست که نام «رضا پهلوی» به‌عنوان یکی از مهره‌های این سناریو علیه ایران مطرح می‌شود؛ اما پرسش کلیدی اینجاست که آیا غرب و اسرائیل واقعاً روی او به‌عنوان یک «جایگزین (آلترناتیو) جدی» برای آیندهٔ کشور حساب باز کرده‌اند، یا کارکرد او در پازل بازیگران خارجی ماهیت دیگری دارد؟ ​اظهارات مقامات آمریکایی نشان‌دهنده نگاه واقع‌بینانه آنان به جایگاه رضا پهلوی در میان مردم ایران و عدم توانایی اجرایی اوست. حتی دولت کنونی آمریکا که تمایل خود را برای تغییر حکومت در ایران پنهان نمی‌کند، به هیچ عنوان رضا پهلوی را در قامت یک آلترناتیو سیاسی نمی‌بیند. از نظر غرب، وی فاقد مقبولیت عمومی در میان ایرانیان است، تاریخ مصرف سیاسی این جریان گذشته و دهه‌ها زندگی در غرب و رفاه‌زدگی، از او شخصیتی بی‌تجربه و فاقد توانمندی مدیریتی ساخته است. رضا پهلوی حتی برای دوران گذار نیز فاقد کاریزمای لازم است؛ چه رسد به اینکه بتواند ایران را در بلندمدت مدیریت کند. ​اکنون این پرسش مطرح می‌شود که غرب و اسرائیل چه نگاهی به پهلوی دارند؟ اگر او آلترناتیو نیست، چه جایگاهی در پازل بازی قدرت آنان دارد؟ برجسته‌سازی مداوم رضا پهلوی در رسانه‌های غربی و فارسی‌زبانِ وابسته و نمایش او در ویترین‌های سیاسی، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ ​هرچند در این میان می‌توان تفاوت‌های ظریفی میان رویکرد آمریکا و اسرائیل قائل شد، اما به طور کلی اهداف مشترک آنان از بازی با این کارت شامل موارد زیر است: ▪️​اول؛ ایجاد انشقاق و فرسایش داخلی: برای غرب و اسرائیل، رضا پهلوی ابزاری جهت ایجاد تفرقه و دوقطبی‌سازی در جامعه است؛ فرآیندی که هدف غایی آن، بازتولید آشوب، تضعیف نظام از درون و در نهایت هموار کردن مسیر فروپاشی یا تجزیه است. ▪️​دوم؛ مصادره و انحراف مطالبات عمومی: غرب و رژیم صهیونیستی در پی آنند تا هرگونه مطالبه و اعتراض صنفی یا اقتصادیِ برحقِ مردم را از طریق ورود سلطنت‌طلبان به نفع خود مصادره کنند و با تبدیل اعتراض به آشوب، از آن به‌عنوان اهرم جهت توجیه افکار عمومی دنیا برای عملیات نظامی و تحریم اقتصادی علیه ایران بهره ببرند. ▪️​سوم؛ قبح‌زدایی از رابطه با اسرائیل: از طریق رضا پهلوی به عنوان فرزند آخرین شاه ایران، می‌توان پروژه قبح‌زدایی از رابطه میان ایرانیان و اسرائیل را در میان عموم مردم ایران پیش برد و مسیر را برای جلب حمایت معنوی از تل‌آویو در برابر آرمان فلسطین که از اصول اساسی سیاست خارجی ایران است هموار کرد. ▪️​چهارم؛ تامین پیاده‌نظام جنگ روانی و امنیتی: غرب و به‌ویژه اسرائیل، نیاز مبرمی به پیاده‌نظام در جنگ رسانه‌ای، جنگ روانی و همچنین عملیات‌های اطلاعاتی دارند؛ در این میان، چه ابزاری ارزان‌تر و دسترس‌پذیرتر از بدنه طرفداران افراطی این جریان که هزینه‌های سرویس‌های امنیتی بیگانه را به حداقل می‌رساند؟ ▪️▪️​نتیجه‌گیری ​آنچه مشخص است، رضا پهلوی تنها یک کارت بازی موقت در دستان غرب و اسرائیل است که انقضای آن با پایان کارکردش رقم خواهد خورد. واقعیت مهم‌تر این است که اتاق‌های فکر غربی و اسرائیلی، پهلوی را نه برای جایگزینی، بلکه صرفاً به عنوان بازیگری برای ایجاد آشوب، ناامنی و فرسایش ظرفیت‌های ایران چه در فضای رسانه‌ای و چه در محیط واقعی می‌خواهند. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
830
19
. ​کتاب «رؤیای آمریکایی؛ روایتی دیگر از تاریخ مردم آمریکا» اثر هاوارد زین، نگرشی متفاوت و افشاگرانه به ورود مهاجمان اروپایی ب
. ​کتاب «رؤیای آمریکایی؛ روایتی دیگر از تاریخ مردم آمریکا» اثر هاوارد زین، نگرشی متفاوت و افشاگرانه به ورود مهاجمان اروپایی به قاره آمریکا دارد؛ کسانی که از همان نخستین گام‌ها، استعمار را با چاشنیِ خشونت عریان و سرکوب بومیان آغاز کردند. خوانش دقیق این کتاب به‌وضوح نشان می‌دهد که دولتمردان امروز ایالات متحده در استثمار ملت‌ها، دقیقاً پا جای پای پیشینیان خود می‌گذارند؛ همان غارتگرانی که امروزه به مدد جادوی رسانه و پروپاگاندا، تلاش می‌کنند چهره‌ی واقعی و نیات سلطه‌جویانه‌ی خود را پنهان سازند. ​هاوارد زین در بخشی از این کتاب، با اشاره به نحوه برخورد انگلیسی‌ها (نیاکان آمریکایی‌های امروز) با بومیان آمریکای شمالی در نخستین رویارویی‌ها، چنین می‌نویسد: ​«انگلیسی‌ها برای جنگ با آنها از همان شیوه‌ای استفاده کردند که کرتِـس در «مکزیک» از آن بهره برده بود. آنها برای وحشت دشمن به غیرنظامیان حمله کرده، خیمه‌های سرخ‌پوستان را به آتش کشیده و مردم را در حالی که برای فرار از آتش بیرون می‌آمدند، با شمشیر تکه‌تکه می‌کردند.» #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
682
20
🔰بررسی یک ادعا؛ ▪️▪️​آیا تهدید ترامپ مبنی بر شلیک ۱۰۰۰ موشک پس از حذف فیزیکی او، عملی است؟ ▫️دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به‌تازگی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» با اشاره به تهدیدات ترور علیه خود، مدعی شده است: «۱۰۰۰ موشک مسلح، آماده شلیک و به سمت جمهوری اسلامی ایران نشانه‌گیری شده‌اند... دستورات از پیش صادر شده‌اند و ارتش ایالات متحده آماده است تا تمام مناطق ایران را در هم کوبیده و نابود کند.» او پیش‌تر نیز در سخنرانی‌های خود بر پاسخ نظامی بی‌سابقه در صورت هرگونه سوءقصد به جان خود تأکید کرده بود. ▪️پرسش کلیدی این است که از منظر حقوق اساسی و ساختار فرماندهی نظامی ایالات متحده، آیا چنین دستوری پس از مرگ یا حذف فیزیکی رئیس‌جمهور قابلیت اجرا دارد؟ بر اساس قوانین و رویه‌های مسلم آمریکا، پاسخ منفی است. این تهدید، بیش از آنکه یک طرح عملیاتی باشد، یک پیام بازدارنده در فضای سیاسی و نظامی محسوب می‌شود. دلایل اصلی به شرح زیر است: ۱. انتقال فوری قدرت و سلب اختیارات: به‌محض فوت یا ازکارافتادگی رئیس‌جمهور، اختیارات وی به‌عنوان فرمانده کل قوا خاتمه می‌یابد. بر اساس اصل دوم قانون اساسی و متمم بیست‌وپنجم، قدرت بی‌درنگ به معاون رئیس‌جمهور منتقل می‌شود. رئیس‌جمهور جدید پس از ادای سوگند، تنها مرجع قانونی صدور دستورات نظامی است و هرگونه دستور مکتوب قبلی در زمرهٔ «اسناد غیرالزام‌آور» محسوب شده و فاقد وجاهت اجرایی خواهد بود. ۲. زنجیره فرماندهی و مرجع فرماندهی ملی: ساختار نظامی آمریکا فاقد هرگونه سازوکار «شلیک خودکار» یا مبتنی بر وصیت‌نامهٔ سیاسی است. مرجع فرماندهی ملی صرفاً متشکل از رئیس‌جمهور مستقر و وزیر دفاع (با تفویض اختیار) است. هرگونه اقدام نظامی سنگین، به‌ویژه شلیک هزاران موشک، مستلزم طی کردن زنجیره رسمی فرماندهی، احراز هویت، و تأیید نهایی فرمانده کل قوای زنده و مستقر است. ارتش آمریکا بر اساس دستور فردی که در قید حیات نیست، جنگی را آغاز نمی‌کند. ۳. کارکرد تبلیغاتی و دکترین بازدارندگی: ادبیات تند این پست، مصداق کلاسیک ابزارهای بازدارندگی در روابط بین‌الملل است. هدف اصلی، افزایش برآورد هزینه برای طرف مقابل و منصرف‌سازی او از هرگونه اقدام احتمالی است، نه اعلام وجود یک سازوکار اداری-نظامی برای دوران پس از مرگ. ▪️▪️سرانجام سخن اگرچه وقوع حادثه‌ای چون ترور رئیس‌جمهور می‌تواند ارتش آمریکا را در بالاترین سطح آماده‌باش قرار دهد، اما شلیک موشک‌ها هرگز اتوماتیک نخواهد بود و اتخاذ تصمیم نهایی در آن مقطع زمانی، کاملاً در صلاحیت انحصاری جانشین قانونی او (رئیس‌جمهور جدید) خواهد بود. #علوم_سیاسی ☑️ کانال تلگرام و پیج اینستاگرام علوم سیاسی 👇 🅾️ @po_science
653