کانال رسمی شهر کارچان
رفتن به کانال در Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
نمایش بیشتر2 078
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
پیامک اصلی سامانه ثنا، فاقد لینک است.
در صورت دریافت پیام های مشکوک و حاوی لینک پرداخت به هیچ وجه بر روی لینک کلیک نکنید.
به سرشماره دریافت پیامک توجه کنید که از شماره شخصی ارسال نشده است.
به هیچ وجه برای مشاهده ابلاغ قضایی، نیاز به واریز وجه نیست.
ابلاغ الکترونیک هرگز از طریق شبکه های اجتماعی و پیام رسان های داخلی و خارجی برای کسانی ارسال نمیشود.
#پلیس_فتا
#کلیک_امن
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🔴🔴🔴 هوای استان مرکزی به طور محسوسی خنک تر خواهد شد.
🔸بررسی ها حاکی از شمالی شدن جریانات جوی در استان است که سبب کاهش نسبتا محسوس دمای هوا تا فردا می شود. از سه شنبه تا پایان هفته در ساعات بعدازظهر احتمال رگبار های پراکنده و رعدوبرق در برخی نقاط استان وجود دارد. احتمال خیزش گردوخاک در این نواحی و انتقال آن به استان طی این مدت وجود دارد که در این صورت می تواند سبب کاهش کیفیت هوا و دید افقی در برخی نقاط استان شود.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#روز_جمعه
💢با سلام و عرض ادب خدمت همشهریان عزیز روز جمعه ساعت 17:30 بعداز ظهر مسابقه دوستانه ای بین تیم پیشکسوتان شهرکارچان در زمین چمن مصنوعی مجموعه ورزشی شهدای کارچان برگزار کند.
از تمامی پیشکسوتان دعوت میشود در این مسابقه حضور بعمل بیاورند.
لطفاً اطلاع رسانی کنید.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
#کارچان
مژده به بانوان محترم همشهری
💢آژانس بانوان شهر💢
با کادر خانم جهت رفاه حال بانوان همشهری تاسیس گردید .
شماره تماس 33543734
09023102933
لازم به ذکر است جهت تکمیل کادر آژانس از بانوان واجد شرایط دعوت به همکاری میشود.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
⚫️برپایی ایستگاه صلواتی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره ) درب مسجد جامع امام حسین (ع) شهرکارچان
همزمان با سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ، توسط مرکز نیکوکاری امام حسن مجتبی (ع) درب مسجد جامع امام حسین (ع) با برپایی ایستگاه صلواتی یاد و خاطره ی آن امام بزرگوار را زنده نگه داشتند.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
☕️عصر تون پراز سلامتی و آرامش
🍪هرجا قلبی مهربان
☕️در حال تپیدن است
🍪آنجا بهشتی
☕️در حال روییدن است
🍪روزگارتون بهشتی
☕️و قلب مهربانتون همیشه
🍪در حال تپیدن باد
برپایی ایستگاه صلواتی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره ) درشهرکارچان
همزمان با سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ، توسط گروه مهندسی رزمی 42 قدر سپاه پاسداران و شهرداری شهر کارچان ، در محوطه پلیس راه اراک _قم با برپایی ایستگاه صلواتی یاد و خاطره ی آن امام بزرگوار را زنده نگه داشتند.
بودم
سخنان امام با دعا برای سلامتی امام زمان(عج) و توفیق برای دانش آموزان به پایان رسید
به محض اینکه والسلام و علیکم و رحمه الله را بر زبان جاری کرد جمعیت به صورت انفجاری شروع به شعار دادن کرد
"روح منی خمینی بت شکنی خمینی"
شعار قالب بود و هجوم جمعیت به سمت جایگاه و پاسداران که جمعیت را مدیریت می کردند.
امام بعد از پاسخ به ابراز احساسات حضار با همان آرامش و جذبه به سمت درب خروج رفت و از پیش چشممان دور شد.
13ماه از آن روز گذشت،در
خبر ۷ صبح روز 14 خرداد گوینده با بغض و صدایی لرزان گفت:
إنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ روح بلند پیشوای مسلمانان و رهبر آزادگان جهان، حضرت امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست
با اینکه نوجوان بودم بار سنگین خبر را حس می کردم
چقدرگفته بودیم از عمر ما بکاه و بر عمر او بیفزا
انگار تمنا و دعاهایمان اثر نکرده بود و روح خدا به ملکوت اعلا پیوسته بود
نمی دانستم مدرسه باز است یا تعطیل ؟!
امتحان فارسی برگزار می شود یا نه؟!
با این سوالها به سمت مدرسه حرکت کردیم
اکثر بچه ها خبر را شنیده بودند اما نمی دانم چرا همه درگوشی و با شک خبر را نقل می کردند.
غلامعلی کارچانی فرزند حاج حسینعلی مبصرکل مدرسه بود و عملا در غیاب ناظم نقش ناظم مدرسه را ایفا می کرد
معلوم بود اساسی گریه کرده و چشمهایش قرمز شده بود
بعد از اینکه بچه ها را به صف کرد گفت بچه ها مدرسه به دلیل فوت امام تعطیل است ، اینکه چه زمانی مدرسه ها مجددا بازگشایی شود هم فعلا معلوم نیست
حرکت کردیم به سمت منزل
کوچه ها و خیابانها مملو از مردان زنانی بود که مات و مبهوت و سرگشته نگران اینده و چشمانشان اشک بار سوگ امامشان بود.
بعد از ظهر آن روز از جلوی پایگاه بسیج مصطفی خمینی کارچان چند مینی بوس توسط حاج سلمان (دایی سلمان)سازماندهی شده بود تا علاقمندان به شرکت در مراسم سوگواری و تشییع پیکر مطهر امام(ره) را به تهران اعزام کند.
من هم به همراه تعدادی از بچه های پایگاه سوار مینی بوس اسدآقا عسگری شدم و راه افتادیم به سمت تهران
حدود اذان مغرب رسیدیم به ورودی تهران
هجوم جمعیت باعث شده بود تا از ورود مینی بوس جلوگیری و همه را به سمت محل فعلی مرقد امام(ره) راهنمایی کنند.
سیل جمعیت در محل مذکور تجمع کرده بود
گندم زار بود
ماشین های آب و توزیع غذا در همین فرصت کوتاه برای پذیرایی از سوگواران در محل مستقر شده بودند
کسی در قید خاکی و گلی شدن نبود
جمعیت سیاه پوش موج میزد.
نماز خواندیم غذا و آبی هم خوردیم
تا ساعات پایانی شب سرگردان بودم تا اینکه در کنار خرمن گندم سبزی که در همان نزدیکی بود آرام گرفتم و خوابیدم
گمان می کردیم فردا صبح تشییع جنازه انجام شود اما هیچ کس خبر موثقی نداشت
فردا به اتفاق چند نفر از دوستان که گمانم علی حاج علی بیگی(حاج نبی الله)هم یکی از آنها بود شروع کردیم پیاده به سمت بهشت زهرا
حالا دیگر بلندگوهایی نصب کرده بودند و صدای رادیو را می شنیدیم
جمعیت در هر گوشه ای دسته ای تشکیل داده بود و سینه می زد و گریه می کرد و وای امام و وای اماما سر می داد.
رادیو رسما اعلام کرد مراسم تشییع جنازه صبح 16خرداد انجام میشود
هوا گرم بود
ماشینهای آتش نشانی برای خنک کردن مردم آب می پاشیدند
ما هم داخل جمعیت خودمان را به آب پاش ها رساندیم تا کمی خنک شویم
شب دوم را در کنار قبور، با فاصله تقریبا زیادی از جمعیت در حاشیه مسقف یک آرامگاه خانوادگی سپری کردیم
صبح شانزدهم خرداد حوالی ساعت 10 هلیکوپتر حامل پیکر مطهر امام در نزدیکی های محل دفن به زمین نشست ،ناگهان جمعیت عزا دار هجوم برد به سمت هلیکوپتر ،برخی آویزان شده بودند ،اوضاع داشت خطرناک می شد که به
گمانم به وسیله بی سیم یا چیزی شبیه به آن دستور دادند که مجددا هلی کوپتر به پرواز درآید
شاید از بیم بروز حادثه
به هر ترتیب بعد از صعود هلیکوپتر محوطه محل دفن امام را با تعدادی کانتینر محصور کردند
بعد از ظهر هلیکوپتر مجددا پیکر مطهر را با خود به محل دفن آورد، این بار هماهنگ تر و مدیریت شده پیکر امام (ره)به محل دفن انتقال یافت
انگار این مصرع شعر سعدی علیه الرحمه که می فرماید "من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود" جان گرفته بود و مجسم و متجسم شده و پیش چشم عاشقان حضرت روح الله به پرواز درآمده بود.
یاد آن دیدار و آن چهره نورانی و کلام معنوی لحظه ای رهایم نمی کرد و اشک امانم را بریده بود
به مانند همه آن همه
او مردی بود که مسیر تاریخ را عوض کرد و جان دوباره ای به هویت دینی جهان اسلام بخشید
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
دلنوشته های عبدالرضا حاج علی بیگی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#نوستالژی
#این_داستان_رحلت_امام(ره)
در خرداد سال ۱۳۶۸دانش آموز مدرسه راهنمایی شهید مدنی کارچان بودم و سرگرم امتحانات ثلث سوم
هوا گرم بود و امتحانات سخت، شاید هم خیلی سخت
روز چهاردهم خرداد امتحان فارسی داشتیم
شب قبل نیم نگاهی به کتاب کردم و به نظرم رسید مشکلی برای امتحان ندارم
اخبار ساعت ۲۰ شبکه یک از وخامت حال امام خمینی خبر داد
گوینده از مردم در خواست کرد تا برای سلامتی و طول عمر امام امت دعا کنند
گمان می کردم این بار هم امام به سلامت از بستر بیماری بر می خیزد و با آن نگاه نافذ و دستان پر مهرش از بالکن حسینیه جماران برای طرفداران و دوست دارانش دست تکان می دهد.
و با آغاز کلامش مخاطبین و مستمعین عنان از کف می دهند و صدای گریه اشان ....
کمتر از یکسال قبل و در اردیبهشت ۶۷ در قالب بسیج دانش آموزی
توفیق دیدار حضوری امام در حسینیه جماران برایم حاصل شده بود
آقای قاسمی دبیر آموزش نظامی خودمان مسئول بسیج دانش آموزی اراک بود و به واسطه اینکه عضو فعال بسیج مدرسه بودم و سرود مشهور آن روزها (مادر)را خوب میخواندم و در مسابقات قرآن بسیج دانش آموزی هم اول شده بودم محبت کرده بود و اسم من را هم در فهرست دیدار کنندگان با امام گنجانده بود.
روز موعود یک اتوبوس آبی رنگ جلوی کانون بسیج واقع در خیابان امام منتظر آماده بود تا دانش آموزان را به تهران اعزام کند
اتوبوس سرحال و تمیزی بود ، نام شرکت آونگان بر روی آن درج شده بود.
از کارچان فقط من یک نفر بودم و مصطفی ابراهیم آبادی از روستای ابراهیم آباد هم همراهمان بود.
بقیه حاضران در اتوبوس هم از میلاجرد و کمیجان و شازند و اراک بودند.
ساعت ۱۴ به تهران رسیدیم
حوالی حسینیه جماران پیاده شدیم بقیه راه را باید پیاده طی می کردیم
کوچه ها پیچ در پیچ بود و چند ایست بازرسی را باید رد می کردیم
برخی کوچه ها نگهبان داشتند و جلوی آنها با زنجیر محصور شده بود
آقای قاسمی پیشاپیش همه حرکت می کرد و مجوز را نشان می داد و نگهبانها هم زنجیر را می انداختند تا عبور کنیم
نزدیکتر که شدیم بازدید بدنی هم به ماجرا اضافه شد
چند گروه دیگر هم از استانهای دیگر آمده بودند که در مسیر با آنها برخورد کردیم
حالا دیگر تقریبا رسیده بودیم
کوچه باریکی که حسینیه جماران در آن قرار داشت
آقای قاسمی صدا زد و گفت دست چپ وضوخانه است ،بروید دستشویی و وضو بگیرید و بیائید،خودش هم جلو درب منتظر ماند
صورت استخوانی و قد بلند و لباس بسیجی اتوکشیده ای که به تن داشت شناسائیش را آسان کرده بود
یک سر و گردن از همه بلند تر بود
انگار خنده برای این آدم حرام بود ،البته قلب رئوفی داشت
وضو گرفتیم و آمدیم جلوی درب
تقریبا اولین گروهی بودیم که وارد حسینیه شدیم
سید محاسن سپیدی با شال سبز به گردن و اسفند دود به دست جلو درب ایستاده بود و خوش آمد می گفت
چند نفر پاسدار سبز پوش هم تک تک بچه ها را مجددا بازدید بدنی میکردند و بعد اجازه میدادند وارد شوند
حسینیه جماران از آنچه در قاب تلویزیون دیده بودم کوچکتر بود
ساختمانی نیمه کاره با دیوارهای گچ و خاک و یک نیم طبقه در جلوی آن
چهار پایه بزرگ فلزی هم وسط حسینیه بود که دوربین های فیلم برداری روی آن قرار داشت
باورم نمیشد اینجا هم آنجایی است که امام آن سخنرانی های آتشین را در آنجا ایراد می کند.
ساعت حدود سه بعد از ظهر بود
حسینیه پر از جمعیت بود و هوا به علت ازدحام تقریبا گرم بود
پنکه های سقفی با شدت و سرعت می چرخیدند و کمی هوا را خنک می کردند
آقایی جوان و خوش صدا از درب بالکن وارد شد و شروع کرد به ذکر اهل بیت و تا نیم ساعتی نوحه گفت و سینه زدیم
مداح نگاهی به ساعت مچی اش انداحت و به درب کوچکی که محل ورود امام بود نگاه انداخت وگفت تا لحظاتی دیگر بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی در جمع دانش آموزان بسیجی حاضر خواهد شد.
ولوله ای شد و همه نگاهها به سمت بالکن و درب کوچک ورودی معطوف شد.
درب باز شد و آقای توسلی وارد شدند و بعد از ایشان هم امام با همان صلابت و استحکام و جذبه وارد شد.
جمعیت شدیدا ابراز احساسات می کرد و امام از روی بالکن که ارتفاعش خیلی بلند نبود دست تکان میداد.
بعد از چند لحظه امام بر روی صندلی نشست و پشت میکروفن قرار گرفت
حاضرین، از جمله خود من با دیدن امام به شدت گریه می کردند.
عاشقانه پیرمرد را دوست داشتیم
آقا با بسم الله الرحمن الرحیم کلامش را شروع کرد
جان مایه سخنان امام خطاب به دانش آموزان تاکید بر لزوم تهذیب نفس در کنار تعلیم علم و احترام به معلم بود و اینکه بر این موضوع تاکید می فرمودند که شما آینده سازان این کشور هستید و ذکری هم از رشادت های شهدای دانش آموز داشتند.
مات و مبهوت این پیرمرد مقدس را نگاه می کردم
مثل رویا بود
داشتم امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را از فاصله ۲۰متری می دیدم
دو شبانه روز از هیجان و استرس اینکه مبادا سفر کنسل شود چشم بر هم نزده
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
⚫️سالگرد ارتحال جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی ( قدس سره الشریف) وهمچنین سالگرد شهدای قیام خونین 15خرداد تسلیت باد.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#مفقودی
باسلام خدمت همشهریان عزیز یک عدد گوشی آ ده آبی گمشده از یابنده تقاضامیشود به ادمین کانال اطلاع بدهد.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
💰 قیمت سکه و طلا (تومان)
🔹 سکه امامی: 41,480,000
🔸 سکه بهار آزادی: 38,030,000
🔹 نیم سکه: 23,800,000
🔸 ربع سکه: 15,200,000
🔹 سکه گرمی: 6,500,000
🔸 طلای 18 عیار: 3,410,820
🔹 آبشده: 14,780,000
📆 یکشنبه 13 خرداد 1403
🚨
#هشدار
پیامک ابلاغیه های قضایی با سر شماره ADLIRAN ارسال می گردد
پس قبل از اقدام به باز کردن پیامک های ابلاغی اول #سرشماره را نگاه کنید
اگر متن انگلیسی فوق بود که درست است
اگر از شماره شخصی ارسال شده
حتما کلاهبرداری بوده و ممکن از به حساب شخصی بانکی و گوشی شما رسوخ کنند.
