💭 قصر اندیشه 💭
رفتن به کانال در Telegram
✓ هیچ چیز خوب یا بد نیست! طرز فکر ما بد و خوب را بوجود می آورد... ✍ویلیام شکسپیر ✍ . . کتاب(تکه کتاب + صوتی + pdf) 📚 دیالوگ و سخنان ماندگار 🗣 موسیقی 🎶 کلیپ 🎥
نمایش بیشتر3 247
مشترکین
-224 ساعت
-57 روز
-3030 روز
آرشیو پست ها
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
گفت:
دنیا پوچ و بی ارزش است!
هیچ ارزش ندارد...
گفتم:
حرفهای خوب بزن.دنیا بیارزش نیست،
فقط انسانی زندگی کردن خیلی سخت است...
سلام ، لحظاتتون شاد🌷
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
امروز معرفی دومین کتاب
📚قلعه حیوانات
اثر: جورج ارول
ترجمه: حمیدرضا بلوچ
جرعه ای از این کتاب👇
حیوانات انگلستان، حیوانات ایرلند، حیوانات هر دیار و سرزمین به خبرهای مسرت بخش من گوش فرا دهید که نوید بخش آینده ای است طلایی.
دیر یا زود آن روز فرا می رسد که انسان ظالم و ستمگر شود سرنگون و سرزمین پربرکت انگلیس در اختیار دیگر حیوانات قرار گیرد
حلقه ها از بینی ما بازگردد؛
یوغ ها از گردنمان پایین افتد،
مهمیزها برای همیشه زنگ زده و بپوسد،
شلاق های ظالمانه هرگز به صدا در نیاید.
ثروت و دارایی مان بیش از حد تصور خواهد شد.
_مهمیز : وسیلهای برای سوارکاری روی اسب و مَرکَب است که در انتهای چکمه سوارکاری قرار دارد و از فلزات ساخته میشود.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
امروز معرفی یک کتاب
📚گفتگو با شیاطین
اثر: ریکاردو اریزیو
ترجمه: خجسته کیهان
جرعه ای از این کتاب👇
هرم نماد قدرت است و سرکوب نشانه زور و وسیله کسب ثروت. اما به همان اندازه ابزار سلطه بر عوام نیز هست؛ ابزاری برای محدود کردن افکار ضعیف کردن اراده ها یکنواختی و اتلاف. آه فرعون من هرم معتمدترین محافظ تو است. پلیس مخفی تو. ارتش تو. نیروی دریایی تو. حرم تو. هر چه بلندتر باشد؛ رعایا به نظر کوچک تر می رسند.
و رعایا هر چه کوچک تر باشند، تو بالاتر میروی
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
بیشتر عشق بورزید...💕
عشق ، شادی و خنده را😍
به تمام دنیا بگسترانید
چون این تنها راه حفاظت بشریت
در برابر سلاحهای هستهای است
روز زن بر بانوان محترم کانال قصر اندیشه مبارک💐🌷
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
هر جـا هستی
تـو هـر شرایطی
و بـــا هر مشکـلی
فقط برای چند ثانیه
به مشکلاتت فکر نــکن
و به زندگیت لـبـخند بــزن
خــــــدا رو بابت همه چیزایی
که بهت داده شکر کن و شاد بـاش
نعمت های خداوندی را تک تک بـشمار
و از خالقت قدردان و سپـــاسگزار بـــاش🙏🌸🍂
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
(مرگ پرنده)
چه دردناک خواهد بود
آوازپرندهایکه
در بیخبریسحرگاهان
اشیانهاش را به باد فناد داده بودند
وقتیاتش زبانهکشید
غافلان نمیدانستند
تنها آشیانهنبود که به اتش کشیدهبودند
بچههایش را هم دران زبانهآتش
بهکام مرگ فرستادهبودند
وپرنده مادر ماندهبود
که چه بکند؟
انقدر داغ عزیزانش سوزناک بود
که بربلندای درختی بال بگشاد
وسوزناکترین آوازش راسر داد
کهدلتمام پرندهگان همانحوالی
به درد آمد!
🌸🍃 @poetss👈join🍃
تاجاییکه شاخههای درختان
سربهفلککشیدهشده
اشک باران شد
و چه بیرحم انسانهایی که
اینگونهآشیانه پرندگان را
بهآتشمیکشند
بیآنکه بدانند
ناخواستهبهکشتن
آرزوهای ما تن دردادهاند
کاشکی آنها میفهمیدند
که چه مغناطیسی
بین زندگیانسانها
زمین
درختان
پرندهگان
دریا
آب
هوا
خاک
کویر
رودخانه
بیابان
حیوان
وجود دارد
هرگز
اشیانه ای را
خراب نمیکردند
و پرنده
سالهاست
کهدیگربهآشیانهی سوختهاش
بر نمیگردد.
حسنزیباییسندی
فومن۱۴۰۴/۹/۷
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
🍂وقتے ڪہ غمها را رها میڪنی
🍁فضا براے ورود چیزهاے بهتر بہ
🍂زندگیت بہ وجود میآید
🍁زندگیِ امروز تو حاصلِ طرز تفڪرِ دیروز توست
🍂امروز متفاوت تر فڪر ڪن
🍁فردا متفاوت تر نتیجہ خواهے گرفت
آدینه تون دلپذیر❤️
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
(جنگل)
بهخاطرجنگلهایچالوس
جنگلمیسوزد
و برشانههایکدامکوه تکیهکند؟
زیرپایش زبانههایآتش
میجوشد و میخروشد
و باد موافق بیمحابا میتازاند
وبارانشرمندهی آمدنشمیشود
ودستهدسته گرازان و مرغانبیپناه
در آتشفشان بیمهارخشم طبیعت
یکیپسازدیگریبر فرجام بدشان
برزمین میغلطند
و از سوز درد و رنجبهخود میپیچند
و فرزندانیکهنایفرارندارند
و از هرطرفآتشمهارشانکرده
ومادرانیکهشاهد مرگ
جگرگوشهشانهستند
چهمیتوانگفت؟
اه جنگلهایهیرکانی
چهبلاییبرسرتانآمدهاست؟
روزگاری شما
زیباترینشکوه سخاوتمند آدمی بودید
که از هیبتتان
ترسبر رخساره دزدان بدقواره
شبپرستمیافتاد
کهقاتلسایه،وخنکیهوابودند
بگذار این درد
اینرنج
اینعذاب
اینخشم
فروکشکند
دوباره
خواهیمت ساخت
تاهمچنان
تا ابد زندهبمانی
وکسی نتواند
میراث هزارانسالهاترا
به یغما ببرد
حتیاتشخشم افروز!
انگاه که تو
برپیشانیاینسرزمینمیدرخشی.
حسنزیباییسندی
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
فردا 24 آبان ماه روز کتاب و کتابخوانی
ضمن تبریک این روز به عزیزان اهل مطالعه
یادآوری می شود عضویت در تمام کتابخانه ها در این روز رایگانه
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
قدر زمان حال را بدانید
که گذشته هـــرگـز
برنمی گردد
و آینده شاید نیاید ...
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
⭕️هوش مصنوعی( چتجیپیتی) با تحلیل دادههای مربوط به صدسالهها در مناطق آبی(Blue Zones)
به نتیجهای غیرمنتظره دست یافت:
۱- نه رژیم غذایی عامل اصلی است،
نه فعالیت بدنی، و نه حتی ژنتیک.
عامل اصلی طول عمر، سطح پایین استرس مزمن است.
سایر عوامل نقش ثانویه دارند.
میتوان سالم غذا خورد، ورزش کرد و سیگار نکشید، اما اگر در معرض استرس دائمی زندگی کنید، مرگ زودرس تقریباً قطعی است.
۲. چتجیپیتی توضیح داد:
استرس مزمن به کار یا پول مربوط نیست.
استرس مزمن نتیجهی تعارض درونی میان آنچه هستید و آنچه وانمود میکنید که هستید است.
وقتی زندگی خودتان را زندگی نمیکنید، بدن شما بهطور مداوم در حالت "بقا"
باقی میماند.
هورمون کورتیزول بهتدریج همه چیز را تخریب میکند:
عروق خونی، سیستم ایمنی، و مغز.
افراد مسنِ سالم در اوکیناوا و ساردینیا به این دلیل عمر طولانی دارند که با خود در هماهنگی روانی و درونی زندگی میکنند، نه صرفاً به خاطر خوردن ماهی🐟.
۳. قاعدهی نخست طول عمر از دیدگاه چتجیپیتی:
- فقط کارهایی را انجام دهید که مقاومت درونی در برابرشان ندارید.
• از شغل خود متنفرید اما برای پول ادامه میدهید؟
میانگین کاهش عمر: ۱۵ سال.
• با فردی زندگی میکنید که دوستش ندارید، از ترس تنهایی؟
۱۰ سال کمتر
• خود را با انسانهای منفی و انرژیبر احاطه کردهاید؟
۸ سال کمتر.
هر روز زندگی در محیط سمی = پیرشدن تسریعشده در سطح سلولی.
قاعدهی دوم:
"زندگی را برای بعد" نگه ندارید.
همین امروز آنگونه زندگی کنید که برای بازنشستگی برنامهریزی کردهاید.
بیشتر مردم زندگی را به تعویق میاندازند:
"وقتی بازنشسته شدم، شروع میکنم."
اما زمانی میرسد که بیمار، خسته و بیانرژی شدهاند.
چتجیپیتی نشان داد که ۴۳٪ از افراد ظرف پنج سال نخست بازنشستگی میمیرند.
چرا؟
زیرا بدنشان عمری در انتظار اجازه برای زندگی کردن مانده بود و وقتی آن را یافت، دیگر دیر شده بود.
قاعدهی سوم:
پیوندهای اجتماعی از ویتامینها ارزشمندترند.
تنهایی = معادل کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز.
افرادی که روابط اجتماعی قوی دارند، بهطور متوسط ۵۰٪ بیشتر عمر میکنند.
موضوع، تعداد دوستان نیست؛
بلکه کیفیت رابطههاست.
وجود تنها یک انسان که بتوانید در کنار او خودِ واقعیتان باشید، عمر را بیش از هر رژیم غذایی افزایش میدهد.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
قاعدهی چهارم:
هدفی فراتر از خود بیابید. در ژاپن به آن
ایکیگای (Ikigai) میگویند
دلیلی که هر صبح برایش از خواب برمیخیزید.
افرادی که ایکیگای مشخصی دارند، بهطور میانگین ۷ سال بیشتر عمر میکنند.
این هدف لزوماً مأموریتی بزرگ نیست؛
میتواند باغبانی، نگهداری از نوهها،
هنر یا کمک به دیگران باشد.
آنچه اهمیت دارد احساس درونی است:
"من به دلیلی اینجا هستم من مفیدم."
قاعدهی پنجم:
وسواس «بهینهسازی سلامتی» را کنار بگذارید.
پارادوکس:
افراد وسواسیِ تناسب اندام، کوتاهعمرترند.
زیرا وسواس = استرس = افزایش کورتیزول.
شمارش کالری، ترس از غذاهای مضر،
یا پایش وسواسی هر گام این زندگی نیست، زندان است.
افراد درازعمر هرچه میخواهند میخورند، اما بهطور طبیعی به غذاهای ساده و طبیعی میل دارند.
قاعدهی ششم:
حرکت کنید، اما طبیعی نه از سر اجبار.
ساکنان مناطق آبی به باشگاه نمیروند.
آنها راه میروند، باغبانی میکنند، از پله بالا میروند. تحرک در زندگیشان ادغام شده، نه محدود به یک ساعت تمرین.
بدن انسان برای حرکت مداوم طراحی شده، نه برای یک ساعت شدید پس از هشت ساعت نشستن🏃.
قاعدهی هفتم:
بخواب زمانیکه خوابت میآید.
بخور زمانیکه گرسنهای.
استراحت کن زمانیکه خستهای.
افراد درازعمر از برنامههای زمانی خشک و تحمیلی پیروی نمیکنند؛
آنها به بدن خود گوش میدهند.
اما انسان مدرن میگوید:
"تحمل کن، تمامش کن، بعد استراحت کن."
بدن سالها تحمل میکند…
تا آنکه فرو میپاشد.
چتجیپیتی بهروشنی گفت:
"یاد بگیر که به بدن خود گوش دهی، وگرنه بدن دیگر با تو سخن نخواهد گفت.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
اسم من اصغر است. 55 سالم است. تنها زندگی میکنم، در آپارتمانی کوچک بالای یک فروشگاه ابزار در کرج.
چیز زیادی ندارم، اما میگذرد. از حقوق بازنشستگی، کمی پسانداز، و باغچهی کوچکی روی بالکنم — نعناع، آویشن، و یک بوته گوجهفرنگی سرسخت.
هر جمعه، به یک سوپرمارکت مشخص میروم. همان ساعت. همان چرخ خرید. چای، نان، سوپ کنسروی، و همیشه… همیشه یک تکه شکلات میخرم. جایزهی کوچک خودم.
یک بعدازظهر بارانی، پشت سر مردی جوان در صف ایستاده بودم. دو کودک خردسال همراهش بودند. یکی آرام گریه میکرد و دیگری خرگوش عروسکیای را در بغل داشت که یک چشمش کنده شده بود.
جوان خریدهایش را روی نوار گذاشت: شیر، تخممرغ، برنج، نخودفرنگی یخزده، خرمای خشک… دستهایش میلرزید.
صندوقدار گفت: «یک میلیون و ششصد هزار تومن.»
جوان خشکاش زد.
کارتش را بیرون آورد. رد شد.
کارت دیگری امتحان کرد. باز هم رد شد.
زیر لب چیزی به صندوقدار گفت:
«میتونم شیر و نان رو بردارم؟» صدایش شکست.
در آن لحظه، بدون فکر، کاری کردم.
کارت خودم را به صندوقدار دادم و گفتم:
«همهاش رو بذار روی حساب من.»
مرد برگشت، با چشمانی گشاد از ناباوری:
«نه… نمیتونم قبول کنم.»
گفتم: «میتونی. همهمون گاهی به کمک نیاز داریم.»
لبخند زدم، کیف کوچک خرید را برداشتم و بیرون رفتم.
قبل از اینکه بتواند تشکر کند.
من این کار را برای تشکر نکردم.
به یاد آوردم روزهایی را که جوان بودم، بیپول، ترسان، و تنها، وقتی در شهری غریب دانشجو بودم.
روزی در صفی مثل همان ایستاده بودم… و هیچکس کمکم نکرد.
آن جوان، حسین نام داشت، همان شب در گروه فیسبوکی محلی نوشت:
«امروز یک غریبه برایم خرید کرد. مردی مسن با موهای خاکستری و چشمانی مهربان. نصیحتم نکرد. چیزی نخواست. فقط پرداخت کرد و رفت. توی ماشین گریه کردم. بچههام امشب شام خوردند، به لطف او. اگر کسی او را میشناسد، به او بگویید “تشکر کافی نیست.”»
🌸🍃 @poetss👈join🍃
کسی در کامنت نوشت: «صبر کن – کاپشن سرمه ای پوشیده بود؟»
دیگری گفت: «او بالای فروشگاه ارس زندگی میکنه، نه؟ هر صبح میبینمش که گلهاش رو آب میده.»
چند ساعت بعد، مردم شروع کردند به آمدن جلوی در خانهام.
نه خبرنگار. نه دوربین.
همسایهها بودند.
گل آوردند. یک شیشه مربای خانگی. یک کلاه بافتنی.
نوجوانی یادداشتی گذاشت:
«تو برای او پرداخت کردی، من هم ادامه میدم — دارم مجانی به بچههای مرکز جوانان درس میدم.»
بعد، نامهها شروع شد.
پرستاری نوشت: «دیشب بعد از شیفت، کنار بیماری موندم تا آرامش پیدا کنه… چون تو یادم انداختی مهربانی مهم است.»
مردی در حال ترک اعتیاد نوشت: «کیف پولی پیدا کردم و برگردوندمش. به یاد تو افتادم.»
اما حسین؟ هفتهی پیش به دیدنم آمد. بچهها را هم آورد. روی بالکن نشستیم و چای نوشیدیم. کوچولویش خرگوش یکچشمهاش را به من داد و گفت:
«اون تو رو دوست داره.»
🌸🍃 @poetss👈join🍃
من هنوز هر جمعه به همان فروشگاه میروم.
حالا گاهی کسی هزینهی شکلات مرا پرداخت میکند.
و من میگذارم.
چون مهربانی تمام نمیشود.
فقط منتظر میماند… تا کسی شجاع پیدا شود و دوباره آغازش کند.
و اگر میپرسی؟
برای دادن امید، پول نمیخواهد.
فقط باید کسی را ببینی.
واقعاً ببینی.
و بی ذکر کلامی، بگویی:
«من هم اونجا بودهام. با توام.»
دنیا اینگونه بهتر میشود.
نه با سخنرانیهای بزرگ.
نه با تیترهای خبری.
بلکه در لحظههای آرام.
میان آدمهای معمولی.
که تصمیم میگیرند مراقب هم باشند❤️
باانتشار این پست:
بگذار این داستان، دلهای بیشتری را لمس کند….
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
در روشنائی گذشته
شعر و اجرا: استاد زیبایی
آبان ماه 1404
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
خوبی را آرزو میکنم
برای آنهایی که
با تمام بدیهایی که دیدند
یاد نگرفتند "بد" باشند.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
کتاب بخونید، برید بیرون
رفت و آمد کنید، بخندید
غذا خوب بخورید
موزیک خوب گوش بدید
ورزش کنید...
دورو برتون رو مرتب کنید
برقصید، آشپزی کنید
خلاصه سرتونو همیشه
به یک چیزی گرم کنید.
آدمیزاد اگه پر مشغله نباشه
شروع میکنه به فکرکردن
افکار منفی میان سمتش
و انقد غصه میخوره
تا دیگه چیزی ازش نمونه...
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
بر سردر یک حمام نوشتند:
برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم.🤓👇
روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطهخوردن در آب کرد. پایین میرفت و بالا میآمد، باز پایین میرفت و بالا میآمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...
کسانی که حمام نرفتهاند نمیدانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندبارهای دارد. پژواک صدا در خود صدا میپیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را میکشند از ته دل فریاد میزد: یافتم، یافتم...
اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیکتر بودند بیاختیار ذهنشان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوششانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...
🌸🍃 @poetss👈join🍃
اما ارشمیدس بیاعتنا به همهچیز و همهکس و حتی لباسهایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.
صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟
بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریادزنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است!
حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد میزد: دزد، دزد، بگیریدش...
وقتی ارشمیدس از کنار بازار شهر گذشت جمعیتی که از پیاش میدوید به هجده نفر رسید، در حالی که ارشمیدس همچنان فریاد میزد: یافتم، یافتم...
شمعفروشان و نعلبندان و خلاصه کاسبکارها از کسانی که به دنبال ارشمیدس بودند میپرسیدند: «مگر چه شده است؟» و آنها جواب میدادند: «یافتش، یافتش» و همینطور از پی ارشمیدس میدویدند.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
پیرزنی گفت: چه بیحیاست این مرد!
لاتی به محض اینکه ارشمیدس را آنطور لخت مادرزاد دید گفت: این چیچی پیدا کرده که باید حتماً لخت باشه تا نشون بده؟!
در سرکوی سگبازها، آنجا که «کلبی»ها جمع میشدند، بالاخره جلوی ارشمیدس را گرفتند. لنگی به دور تنش پیچیدند، پیرمردی نفسنفسزنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است!
حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است، مال حمامی است.
یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بیحرف! این چیزها مال دولت است.
مرد میانسالی از جمعیت گفت: قربان هنوز معلوم نیست چیچی هست.
مأمور خود را از تک و تا نینداخت: پس زودتر معلوم کنید تا بفهمیم صاحب چه چیزی هستیم!
اما ارشمیدس که غافل از دور و برش بود همینطور داد و فریاد میکرد: یافتم، یافتم، یافتم...
🌸🍃 @poetss👈join🍃
جمعیت که هر دم بیشتر میشد و کلافه بود دستهجمعی فریاد زدند: آخه بگو چی یافتی؟
ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
مردم گفتند: چی، چی گفتی؟
ارشمیدس که از دقت و توجه مردم نسبت به مسائل علمی شوقزده شده بود شمرده گفت: دقت کنید، هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
همگی با هم گفتند: «این مردک خر چه میگوید، دیوانه است» و از دورش پراکنده شدند و ارشمیدس از دور صدای مردی را شنید که میگفت «هر جسمی که در آب فرورود به اندازه ارشمیدس دیوانه نمیشود» و صدای خنده مردم بلند شد.
فردای آن روز به سردر حمام یک تابلوی کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود: برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم.
📚 «مو، لای درز فلسفه»/اردلان عطارپور/
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
و اینک تبدیل این عکس به gif
با نرم افزار Grok 😊
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
من و دکتر خلیلی بروجنی در جلسه ای با عنوان بررسی کتب فیزیک با حضور مولف کتاب
🌸🍃 @poetss👈join🍃
3 245
Repost from گنجینه اندیشمندان
فساد یک جامعه دو قسم است:
یکی موقعی که مردم قوانین را مراعات نمی کنند، این درد چاره پذیر است.
و دیگر آنکه قوانین، مردم را فاسد می کند که این درد درمانی ندارد، زیرا درد ناشی از خودِ درمان است.
🌸🍃 @poetss👈join🍃
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
