دیالکتیک روشنگری
رفتن به کانال در Telegram
852
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
.
دنیا دیگر ظرافت نمیشناسد. نکتهسنج نیست. آدمها نمیفهمند لحظهی نشستن و برخاستن، نوشیدن یک لیوان آب یا باز کردنِ در یک قوطی توسط معشوق در چشم عاشق چقدر میتواند باشکوه، پرهیمنه و زیبا باشد. اما برایشان مهم است که اسم معشوقشان چقدر دهان را پر میکند و چند دهان را میبندد. دنیا جای ژستهای تهی، لحظههای تهی، مردمان تهی و نیازهای بیپایه و امیال قلابی است.
📕عقاید یک دلقک
هاینریش بل
.
@ELDialctico
ما عاشقی را که عشقش به اندک تحولی تغییر بپذیرد، یا عشقش تابع رأی و نظر دوستان باشد، به چشم قبول نگاه نمیکنیم. ما معتقدیم که عشق میباید سرکش و رامناشدنی باشد، حتی اگر این سرکشی با پایان یافتن عشق، فرد را دچار رنجی عظیم کند. ما کاملاً گرفتار نوعی تعصب، یا اگر تعبیر تندتری بهکار ببرم، گرفتار نوعی بیعقلی میشویم. «چرا عاشق او شدهای؟» این پرسشی است که لازم نیست پاسخ داده شود یا حتی به آن اعتنایی شود. درواقع، ما حتی فکر میکنیم که خوب است عاشق کسی شویم که بههیچوجه (از چشم دیگران) درخور آن عشق نیست (ولو آنکه این کار درعینحال ابلهانه هم بهنظر برسد). عشق به خودی خود یک فضیلت است، فضیلتی چندان مهم که عقلانیت در سایهی اهمیت آن رنگ میبازد.
📕دربارهی عشق
مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
@ELDialectico
📕 معرفی کتاب
سنت روشنفکری در غرب
نویسنده: ج برونوفسکی،ب مازلیش
مترجم: لی لا سازگار
كتاب سنت روشنفكری در غرب را دو تن نوشته اند آنان سیر تكامل اندیشهها را از دورهی رنسانس تا آغاز قرن 19 پی گرفتهاند و تاریخ تفكر غرب را به گستردهترین معنایش دنبال كردهاند، یعنی فقط به رشتهای خاص مثل سیاست یا فلسفه نپرداختهاند، بلكه با توجه به بستر تاریخی و اقتصادی و علمی بروز اندیشهها را بررسی كردهاند. این كتاب سه بخش دارد:
1 . "دنیای رو به توسعه"، از لئوناردو تا عصر الیزابت؛ در این دوره رنسانس، اصلاح دین و علم و صنعت رخ میدهد.
2 . "عصر مخالفت منطقی"، از كرامول تا روسو؛ عصری كه از نخستین انقلاب مهم در دنیا یعنی مقاومت در برابر چارلز اول آغاز میشود و تا حدود 1760 ادامه مییابد. در این بخش جنبش ابراز مخالفت شدید پیرایشگران (پیوریتنها) و سپس گروههای مخالف كلیسای رسمی بررسی شده است.
3 . "انقلابهای بزرگ"، از آدام اسمیت تا هگل؛ در این بخش آنچه در جامعهی ما نشانهی مدرن بودن است نمایان میشود.
@ELDialectico
زندگی درد و رنج است، زندگی ترس است، و انسان بدبخت. زندگی سراسر درد و رنج است. اکنون، انسان زندگی را دوست دارد،زیرا درد و رنج و ترس را دوست دارد. او را چنین آفریده اند. اکنون زندگی را با درد و رنج و ترس معاوضه می کند، و همین خدعه و فریب است. انسان امروز هنوز انسان نیست. انسان تازه ای به وجود خواهد آمد، خوشبخت و سرفراز کسی که زندگی کردن و زندگی ناکردن برایش یکسان باشد، او انسان تازه است. کسی که درد و رنج و ترس را مغلوب خواهد کرد و خود او خدا خواهد شد. دیگر خدایی نخواهد بود
"تسخير شدگان"
فئودور داستايوفسكی
برگردان: علي اصغر خبره زاده
@ELDialectico
اما چرا علم شریف تاریخ تکرار میشود. برای اینکه وقاحتها و پستیها و سستیهای بشر هم تکرار میشود. حیوانات بت نمیپرستند، قلدر نمیتراشند و به کثافتکاریهای خودشان هم نمیبالند برای همین تاریخ ندارند. صفحات تاریخ بشر با خون نوشته شده، هر قلدری که وقیحتر و درندهتر باشد و بیشتر کشتار و غارت بکند و پدر مردم را در بیاورد، در صفحات تاریخ عزیزچسانهتر است. آنوقت موجودات احمق وازدهای که ریزهخوار خوان رجالههای تازه به دوران رسیده میباشند، قد علم میکنند و جریان وقایع را با منافع شکم و زیرشکم خودشان تطبیق میدهند، با جملات چسبندهی پرطمطراق و سجع و قافیه، پرده روی جنایات و حماقت کارنامه این قلدرها میاندازند و اسم خودشان را مورخ میگذارند، به این طریق افسانه به وجود میآید، خوبیش این است که از افسانه هم درس عبرت نمیشود گرفت. تنها فایده تاریخ این است که از مطالعهاش انسان به ترقی و آینده بشر هم ناامید میشود.
توپ مرواری
صادق هدایت
@ELDialetico
رفتار آدمها و انتخابهای آنان درست شبیه قمار است. اینکه زندگی در کل شبیه قمار است و شما هرگز نمیدانید چه چیزی در انتظارتان است. از بین گزینههای مختلف یکی را انتخاب میکنیم چون احساس میکنیم درست است و به موفقیت میانجامد.
قمار باز
داستایوفسکی
@ELDialectico
📕 معرفی کتاب
عصر سرمايه
اريک هابسبام
ترجمه علیاكبر مهديان
چاپ اول ۱۳۹۸
عصر سرمایه، ۱۸۴۸- ۱۸۷۵ تاریخ بخش دیگری از «قرن طولانی نوزدهم» است که اریک هابسبام بهطور جامع و فراگیر در دنبالهی کتاب "عصر انقلاب، ۱۷۸۹- ۱۸۸۴" مورد تجزیه و تحلیل دقیق و همهجانبه قرار داده است. انقلابهای ۱۸۴۸، توسعهی اقتصاد سرمایهداری به سراسر کره زمین، و ظهور امریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد صنعتی جهان، جنبههایی از این تحلیل کلی تاریخشناختی ربع سوم قرن نوزدهم است، و ردیابی ریشههای جهان کنونی تا آن دوره، که خصایص فوقالعادهاش واقعاً هیچ نظیری در تاریخ ندارد.
@ELDialectico
آیدا ...!
بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم که من ، در عشق ، بیش از هر چیز دیگر ، بیش از لذت ها ، آتش و شور و حرارت آن را میخواهم ...!
بیش از هر چیز ، شوق و شورش را می پسندم ؛ و بیش از هر چیز ، بی تابی ها و بی ؟قراری هایش را طالبم ...
سکوت تو ، شعر را در روح من می خشکاند !
شعر ، زندگی من است. حرف های تو مایه های اصلی این زندگی است ...
و مایه های اصلی این زندگی می باید باشد
" مثل خون در رگهای من "
احمد شاملو
مثل خون در رگهای من
@ELDialectico
📕 معرفی کتاب
جهل مقدس: زمان دین بدون فرهنگ
نویسنده : اولیویه روآ
مترجم: عبدالله ناصری،سمیه سادات طباطبایی، انتشارات مروارید،
🔸اولیویه روآ (روی) اسلام شناس مشهور فرانسوی است که در دو رشته ی فلسفه و علوم سیاسی تحصیل کرده. او مدت ها در میان قبایل افغان و در سرزمین افغانستان زندگی کرده و همین به او امکان داده تا افغانستان را زادگاه مناسبی برای «جنبش های جهادی» بداند. اثر مشهور دیگر او «شکست اسلام سیاسی» است که پیش گویی دقیقی از بنیادگرایی ناکام خاورمیانه بود. او معتقد است اسلام رادیکال در این منطقه ربطی به دین و شعائر دینی ندارد و جهادی های تکفیری الزاماً مذهبی نیستند و انتخاب مذهبی آن ها یک گرایش ابزاری برای شورش است.
🔸از نظر روآ، افراطی های جهادی، اسلام اخلاقی را صرفاً یک ایدئولوژی سیاسی می دانند تا یک مذهب و البته تأکید می کند که ساحت اسلام را باید از اتهام به یک «آئین کهنه پرستی» مبرا دانست.
🔸در کتاب «جهل مقدس» هم همین رویکرد را علاوه بر اسلام، در مورد مسیحیت صادق می داند و معتقد است در هر دو مذهب، زمانی که دین و فرهنگ تعامل نداشته باشند، بنیادگرایی شکل می گیرد.
@ELDialectico
همرنگ جماعت نشدن به ناتوانی اقتصادی و ضعف معنوی ترجمه میشود. بدین ترتیب، برای این که صنعت فرهنگ درست عمل کند، نیازی نیست مردم حقیقتا دروغها و گزافه گویی هایش را بپذیرند؛ همین کافی است که به جای محرومیت اجتماعی، سرگرم شدن را ترجیح دهند. همانطور که آدورنو بعدها میگوید، اگر صنعت فرهنگ تضمین دهد که اوقات خوشی را برای مصرف کنندگان فرهنگی، حتی اگر زود گذر باشد رقم بزند، آنان فریبی را که به هر حال بر آنها آشکار است دوست خواهند داشت. به این معنا، صنعت فرهنگ مصرف کنندگان خود را تولید میکند. این صنعت انسانها را به صورتی قالب ریزی میکند که به شکلی بیوقفه در هر محصولی بازتولید شوند.
آدورنو و هورکهایمر
فیلسوفان سینما
مهرداد پارسا، ص53.
@ELDialectico
مریل استریپ: فکر می کنی
خدایی اون بالا وجود داره؟
وودی آلن: اگرم وجود داشته باشه، اونقدری که تو نشون میدی
بالا نیست...!
@ELDialectico
- میلیاردها مگس هر روز دارن گُه میخورن!
- خب که چی؟!
این یعنی گُه خوبه؟!
📽 [ BirdMan 2014 ]
@ELDialectico
"سرمایهداری مدرن همواره درباره حقوق بشر، دموکراسی، آزادی و غیره سخن میگوید اما در واقع به عینه میبینیم که تحت همه این نامها هیچ چیز جز حیوانهای بشری و منافع شخصیشان نمییابیم، حیوانهایی که باید با تملک محصولات بشری احساس سعادت کنند: به چشم سرمایهداری مدرن سوژه چیزی شبیه حیوانهایی در جلو بازار است. این به راستی تعریف انسان است. سلسلهمراتبی داریم که در قعرش فقیران قرار دارند، فقیرانی که جلو بازار ایستادهاند اما وسیلهای برای خرید ندارند، و در بالای آن ثروتمندان قرار دارند. آنها هم جلو بازار ایستادهاند اما وسایل بسیار بیشتری دارند و وسیله حفظ این همه به واقع چیزی جز انسانشناسی سرمایهسالار نیست. امکان چیزی غیر از حیوانها بودن در این معنی به واقع یعنی سوژهشدنِ یک حیوان بشری؛ با جزئی از یک پیکر جدید شدن (یعنی چیزی غیر از در جلو بازار بودن) است که میتوانید چیزی نظیر یک سوژه شوید."
«دیالکتیک غیرسلبی: از منطق تا انسانشناسی»
آلن بدیو
@ELDialectico
اگر کنترل اذهان مردم همان اندازه آسان می بود که مهارِ زبانهایشان، هر حاکمی با خاطرِ جمع حکومت می کرد و هیچ حکومتِ ظالمانهای وجود نمی داشت؛ زیرا کلِ افراد طبقِ اذهانِ آنهایی روزگار می گذراندند که بر ایشان حکومت می کردند و دربارهی درست و غلط یا خوب و بد، فقط مطابقِ فرمانِ حاکمان دست به قضاوت می زدند. لیک... این امر محال است که ذهنِ یک شخص به طورِ مطلق تحتِ کنترلِ شخصی دیگر قرار گیرد؛ زیرا هیچ کس نمی تواند حقِ طبیعی یا تواناییاش جهتِ تفکرِ آزادانه و قضاوتهای خاصِ خویش دربارهی هر موضوعی را به شخصی دیگر تفویض کند و اساساً نمی توان کسی را مجبور به چنین کاری کرد. به همین دلیل حکومتی که در پیِ کنترلِ اذهانِ مردم باشد، ظالمانه خواهد بود.
«رساله الهی سیاسی»
باروخ اسپینوزا
@ELDialectico
غریبگی نکن
نکن غریبگی پسرم!
اینجا خاورمیانه است
و هر کجای خاک را بکَنی
دوستی، عزیزی، برادری
بیرون میزند!
گروس عبدالملکیان
@ELDialectico
یاریام کن
تا زبان خویش را
باز یابم
زبانی که واژگانش را
بر قامت تنت دوختهام
و از میان تمام زنان
تنها،
برازندهی توست.
نزار قبانی
@ELDialectico
ساختن بهشت روی زمین آسان نیست و با این همه شما قدری به بهشت در این دنیا امید بستهاید. درستکردن بهشت کارِ سختی است، خیلی مشکلتر از آن است که شما با آن دلِ پاکتان خیال میکنید. بهتر است از این کار صرفنظر کنیم، وگرنه باور کنید روزی خواهد رسید که اینکار اسباب خجالت همهمان را فراهم خواهد کرد!
«ابله»
فئودور داستایوفسکی
@ELDialectico
