دیالکتیک روشنگری
رفتن به کانال در Telegram
852
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
سخنرانی دکتر حسن عشایری
در کنگره کودکی ، توسعه و سیاست گذاری اجتماعی
@ELDialectico
شب را با تو سر کردهام
تمامی شب را
زمانی که زمین تاریک میشود
با زندگانش و مردگانش
و چون بیدار میشوم ناگهان
در میان سایهها
بازویم بر کمرگاهات حلقه میشود
نه شب ، نه خواب
توانسته جدایمان سازد
شب را با تو سر کردهام
و چون بیدار میشوم ، دهان تو
از رؤیاهایت سر میکشد
تا طعم زمین
آب دریا ، خزه دریائی
و ژرفنای زندگی تو را به من بخشد
و بوسهات را میستانم
نم سپیدهدمان بر آن
گوئی از دریای پیرامون من
سر بر کرده است
پابلو نرودا
ترجمه : احمد پوری
@ELDialectico
"شعر خوانی"
محمود درویش همراه با زیر نویس فارسی
(زادهٔ ۱۳ مارس ۱۹۴۱ – ۹ اوت ۲۰۰۸)
شاعر و نویسنده فلسطینی
@ELDialectico
🔶خود واقعی و خود آرمانی
(سروش دباغ)
« نقلست که شخصی پیش شیخ ابوالحسن خرقانی آمد و گفت: « دستوری ده تا خلق را به خدای دعوت کنم». گفت: « زنهار تا به خود دعوت نکنی!». گفت: « شیخ! خلق را به خویشتن دعوت توان کرد؟» گفت« آری، اگر کسی دیگر دعوت کند و ترا ناخوش آید نشان آن باشد که دعوت به خود کرده باشی».
سخن نغز فوق را از اثر خواندنیِ « نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی»، با تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، نقل کردم.
دعوت به خود کردن، به روایت خرقانی، متضمنِ خود را برکشیدن و جدی انگاشتن و در میانه دیدن است. کارل راجرز، که به همراه آبراهام مازلو، از نمایندگان برجسته « روان شناسی انسانگرا» هستند؛ در آثار خود میان « خود واقعی»( real self) و « خود آرمانی» ( ideal self) تفکیک می کند. خود واقعی متضمنِ مجموعه برخورداریها، توانمندی ها، ضعفها و ناتوانی های جسمی، فکری، روانی و اجتماعیِ موجود و بالفعل من و تو است؛ آنچیزی که الان هستیم. افزون بر این، « خود آرمانی» متضمن موقعیت و شرایطی است که من و تو می خواهیم در آن قرار گیریم و به مدد جدّ و جهد و اقبال، در فلان زمان بدانجا برسیم و از آن برخوردارگردیم.
از منظر راجرز، هر چه فاصله میان ِ«خود واقعی» و«خود آرمانی» کمتر باشد؛ بلوغ و سلامت و طمانینه روانی بیشتر بروز می کند و شخص، به سبب اعتماد به نفس مکفی، نیازی به طرح واثبات مداوم خویش و به قول ابوالحسن، دعوت کردن به خود ندارد. چنین انسانی، به اقتفای سپهری، می تواند کناری بنشیند و بدون تشویش و پریشانیِ خاطر، در جهان پیرامون و گذران بودن عمر بنگرد و با خود زمزمه کند:
« لب آبی
گیوه ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه».
@ELDialectico
مرگ عادلانه ترین چیز تو این دنیاست.
هیچکی تا حالا نتونسته از دستش فرار کنه.
زمین همه رو می گیره؛ مهربون ها، ظالم ها و گناهکارا رو، همه رو. اما غیر از این هیچ عدالتی رو زمین نیست!
سوتلانا الکسیویچ
📙 صداهایی از چرنوبیل
@ELDialectico
وضعیتم کموبیش شبیه وضع گاریای قدیمی و زهواردررفته شده بود، یا مثل اسبی ولگرد و چشم بسته که نه به کمک غریزه و نه با قدرت دیدش نمیتوانست بفهمد که دارد به سمت اسطبل میرود یا از آن دور میشود، و راستش هیچکدام هم برایش فرق زیادی نداشت.
نام ناپذیر
ساموئل بکت
@ELDialectico
آزادی تنها در جهانی یافت میشود که در آن، آنچه ممکن است در کنار آنچه ناممکن است، تعریف شود. بدون قانون، آزادی وجود ندارد. اگر ارزشی برتر سرنوشت را هدایت کند، اگر تصادف حاکم باشد، باید در تاریکی گام برداشت، و این آزادیِ هراسانگیزِ نابینایان است... نیچه منطق قویتر «اگر هیچ چیز حقیقت ندارد، هیچ چیز مجاز نیست» را جانشینِ «اگر هیچ چیز حقیقت ندارد، همه چیز مجاز است» ایوان کارامازوف میکند.
آلبر کامو
عصیانگر- نیچه و نیستانگاری
مترجم: مهستی بحرینی
@ELDialectico
🔶شاید کمتر کتابی در دنیا مانند مجموعهٔ ترانههای خیام تحسین شده، مردود و منفور بوده، تحریف شده، بهتان خورده، محکوم گردیده، حلاجی شده، شهرت عمومی و دنیاگیر پیدا کرده و بالاخره ناشناس مانده.
اگر همهٔ کتابهایی که راجع به خیام و رباعیاتش نوشتهشده جمع آوری شود تشکیل کتابخانهٔ بزرگی را خواهد داد. ولی کتاب رباعیاتی که به اسم خیام معروف است و در دسترس همه میباشد مجموعهای است که عموماً از هشتاد الی هزار و دویست رباعی کم وبیش دربردارد؛ اما همهٔ آنها تقریباً جنگ مغلوطی از افکار مختلف را تشکیل میدهند. حالا اگر یکی از این نسخههای رباعیات را از روی تفریح ورق بزنیم و بخوانیم درآن به افکار متضاد، به مضمونهای گوناگون و به موضوعهای قدیم و جدید برمیخوریم؛ بهطوریکه اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهٔ خودرا عوض کردهباشد قادر به گفتن چنین افکاری نخواهدبود. مضمون این رباعیات روی فلسفه و عقاید مختلف است از قبیل: الهی، طبیعی، دهری، صوفی، خوشبینی، بدبینی، تناسخی، افیونی، بنگی، شهوتپرستی، مادی، مرتاضی، لامذهبی، رندی و قلاشی، خدایی، وافوری ... آیا ممکن است یک نفر اینهمه مراحل و حالات مختلف را پیمودهباشد و بالاخره فیلسوف و ریاضیدان و منجم هم باشد؟ پس تکلیف ما در مقابل این آش درهمجوش چیست؟ اگر به شرح حال خیام در کتب قدما هم رجوع بکنیم به همین اختلاف نظر برمیخوریم.
"ترانههای خیام"
صادق هدایت
@ELDialectico
🔶یکی از ناخوشایندترین نشانههای روانرنجوری، بیخوابی است. اگر نمیتوانید بخوابید، حقهٔ دوستانم را بزنید؛ وقتی به بستر میروید، چشمهایتان را ببندید و لبخند بزنید. لزومی ندارد برای لبخندتان دلیلی پیدا کنید. فقط کافی است لبخند ملیح و آرامی روی صورتتان نقش ببندد. البته در بازتابهای شرطی، وضع برعکس است؛ یعنی معمولا بعد از خوشحالی و رضایت، لبخند میزنید، احساس آرامش و رضایت خواهید کرد و تنش شما از بین میرود. سلامتی شما به این بستگی دارد که بازتابهای ناهشیار را به سیر طبیعی خود برگردانید.
"چگونه خودکاوی کنیم"
استفن لکنر
@ELDialectico
خاکستری
خاکستری
خاکستری
صبح
مه
باران
ابر
نگاه خاطره در من ترانه ای نبود ...
تو خواندی در من آیینه ای نبود ...
تو دیدی ریشه ای بودم در خواب
خاک های متبرک بی باران
در نگاه تو سبز شدم
برق از چشمانت برخواست
نگاهم بارانی شد
گونه هایت خیس باران
چشم هایت آفتابی
گرگ ها می زایند
بره ها را دریابیم
تو با چشمانت مرا بنواز
چوبدست چوپانیم
سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ با چوبدستم
انجیر های تازه را برای تو خواهم چید...
با تو خواهم ماند
با تو خواهم خواند
و تورا در بهت آفتابیت خواهم بوسید
اگر ابرها بگذارند...
▪️محمد ابراهیم جعفری(۱۳۱۹-۱۳۹۷)
@ELDialectico
دشمن تو این سپاه نیست پادشاه. دشمن را تو خود پروردهای.
دشمن تو پریشانی مردمان است؛
ورنه از یک مشت ایشان چه میآمد؟
بهرام بیضایی
مرگ یزدگرد
@ELDialectico
Abadan / Rangoonis Mosque
Photo by: Yasna Esfandiari
آبادان
مسجد رنگونی ها
عکس از: یسنا اسفندیاری
@ELDialectico
گُلی اگر که میچینید
گیاهی میمیرد
زیرا یک بار
فقط یک بار خوابِ تبر میبیند
حالا آمدهاید به خاطرِ چیدن گُلِ سُرخ
ساقهی نازکِ گَلِ سُرخ
به خاطرِ کندنِ گُلِ سُرخ ارّه آوردهاید؟
چرا ارّه؟
فقط به گُل ِ سُرخ بگویید: هی! تو
خودش میافتد و میمیرد
تمامِ سُرخش به سیاه میزند گُل ِ سُرخ
کشتنِ یک نوزاد که زهر نمیخواهد
با کلاشینکُف که پروانه شکار نمیکنند
فقط به مادرش بگویید که شیر ندهد به یک قنداق
و پروانه را بگذارید لای تکههای یخ
و روزنامهها را توقیف کنید
بعد میبینید که ما میمیریم
بیسروصدا ما میمیریم.
▪️بیژن نجدی
@ELDialectico
مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هرکسی نیست؛مرگ او مرگ یگانه ایست در زمان ما
(رضا براهنی)
۱۶خرداد،سالمرگ هوشنگ گلشیری
@ELDialectico
⭕️ما خیال می کردیم که راه رسیدن به آن ناکجاآبادمان از هرکوچه ای باشد ، باشد ؛ قصد فقط رسیدن است ، به دست گرفتن قدرت است ، حاکمیت سیاسی است . فکر هم می کردیم این چیزها ، این دورویی ها ، پشت و واروهای هر روزه مان را وقتی به آن جامعه رسیدیم مثل یک جامه قرضی در می آوریم و می اندازیم توی زباله دانی تاریخ . اما حالا می فهمم تاریخ اصلا زباله دانی ندارد . هیچ چیز را نمی شود دورریخت.
📕نیمه تاریک ماه
هوشنگ گلشیری
@ELDialectico
🔶در آخر کار میگفت: از پیغمبرانم رشک نیست که ایشان[را] هم لحد هم صراط هم قیامت در پیش است و جمله، با کوتاهدستی، نَفْسی نَفْسی خواهند گفت. و از فرشتگان رشک نیست که خوف ایشان زیادت از خوف بنی آدم است، و ایشان را درد بنی آدم نیست، و هرکه را این درد نبود من آن نخواهم. لکن از آن کس رشک است که هرگز از مادر نزاد و نخواهد زاد.
تذکرةالاولیا
[در ذکر فضیل عیاض]
@ELDialectico
🔶حالا جنگ با ژاپن هم به پایان رسیده است. آمریکا توانسته بمبهای هولناک و ویرانگری بسازد؛ بمبهای اتمی. برای برقرای صلح و آرامش در دنیا تصمیم گرفتهاند این بمبها را بر سر دو شهر ژاپن، هیروشیما و ناکازاکی، بریزند. همه ساکنان این دو شهر، بچه و زن و مرد، نابود شدهاند. دنیای زخمی و خونآلود حداقل اکنون میتواند زخمهایش را بلیسد.
▪️زمستان روزگار جنگ
نوشته یان ترلو
ترجمه سامگیس زندی
@ELDialectico
من الان هم جونم در خطره! الان جون همه ما در معرض خطره! به خاطر اسرار و دروغهامون. اینها عملاً چیزهایی هستن که ما رو تعریف میکنن. وقتی حقیقت رنجیده خاطرمون میکنه، پشت سر هم دروغ میگیم. تا وقتی که یادمون نمیاد دروغی وجود داره. ولی دروغ ما هنوز سر جاشه. هر دروغی که میگیم قرضی در حق حقیقت بالا میاره. دیر یا زود، این قرض رو باید پس داد. اینجوریه که هستۀ یه راکتور آر.بی.ام.کی منفجر میشه: به خاطر دروغها
▪️چرنوبیل(مینی سریال)
شبکه HBO
@ELDialectico
🔶هر كدام از ما، چيزی را كه برايش با ارزش بوده از دست میدهد. موقعيتهای از دست رفته٬ احساساتی كه هرگز نمیتوانيم دوباره به دست بياوريم. اين بخشی از آن چيزیست كه معنیاش زنده بودن است. اما درونِ سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداريم. اتاقی شبيه قفسههای توی اين كتابخانه. و برای درك عملكرد قلبمان بايد مدام كارتهای مرجع جديد درست كنيم. بايد هر چند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدانها را عوض كنيم. تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی
📕کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
@ELDialectico
هراسناکتر از نابینایی
دیدن است
با دو چشمِ باز
که چه بر سر سرزمینمان میآید
بلاگا دیمیتروا
@ELDialectico
